گلآقا تنها یک نشریه نبود؛ یک پدیده فرهنگی بود که در زمانهای پر التهاب، صدایی آرام اما نافذ و مؤثر برای مردم بود. مدیریت هنرمندانه مرحوم کیومرث صابری و رویکرد مسؤولانه و اخلاقگرایانه تحریریه این نشریه، باعث شده بود تا مخاطب به آن اعتماد کند، از آن بیاموزد ودرعین حال لبخند بزند...
دکتر محمدرضا نوروزپور، روزنامهنگار، مترجم و مدیر رسانهای باسابقه نزدیک به سه دهه فعالیت در حوزه رسانه و ارتباطات، ازچهرههای شناخته شده این عرصه به شمار میرود. وی در حال حاضر معاون رسانهای و تبلیغات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.نوروزپور دارای دکترای روابط بینالملل و کارشناسی ارشد علوم ارتباطات و روزنامهنگاری است و در طول سالهای فعالیت حرفهای خود، مسئولیتهای متعددی را از جمله معاونت سخنگو و دبیری شورای اطلاع رسانی دولت، مدیرعاملی خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا)، برعهده داشته است. آثار تألیفی و ترجمهای وی عمدتاً در حوزه رسانه، سیاست خارجی و فرهنگ منتشر شدهاند. از جمله آثار شاخص او میتوان به «نرمخبر و سختخبر»، «رؤیای چینی»، «قدرت نرم چینی»، «جهانبینی چینی» و «کیسینجر مذاکرهگر» اشاره کرد.
در آستانه ۱۱ اردیبهشت، بیست و یکمین سالگرد درگذشت مرحوم کیومرث صابری(گل آقا)، به سراغ آقای نوروزپور رفتیم که این روزها با مشارکت اداره کل ارشاد گیلان و اداره ارشاد شهر فومن، به مدیریت کلان برگزاری نهمین جشنواره ملی طنز و رسانه با عنوان«طنزپهلو»،یادمان کیومرث صابری فومنی(گل آقا)در زادگاه وی فومن مشغول بوده است تا مراسم اختتامیه آن امروز پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت در این شهر و با حضور مردم شریف گیلان برگزار شود.
***
*بهعنوان معاون رسانهای و تبلیغات وزیر فرهنگ و ارشاد، طنز را تا چه اندازه بخشی از هویت مطبوعاتی کشور میدانید؟
ـ طنز، یکی از قدیمیترین و پرنفوذترین گونههای بیان در رسانههای ایرانی است که همواره نقشی دوگانه و راهبردی ایفا کرده است. از یکسوابزاری برای نقادی سازنده و از سوی دیگر وسیلهای برای کنار آمدن کم هزینه جامعه با دردها و دشواریهای خود است. از دوران مشروطه که طنز به مثابه صدای مردم در برابر استبداد و عقبماندگی فرهنگی به میدان آمد، تا امروز که در دل تحولات رسانهای جهان دیجیتال جایگاهی تازه یافته، این قالب همواره در متن هویت مطبوعاتی ایران بوده است. طنز در ایران، نه فقط وسیلهای برای خنداندن، بلکه ابزاری برای فهمیدن، تحمل کردن و تغییر دادن بوده است. میتوان گفت که طنز، زبان دوم جامعه ایرانی است. زبانی که از میان واژهها عبور میکند و به عمق ذهن و وجدان جمعی نفوذ مییابد.
*پس از تعطیلی نشریه گلآقا، افت محسوسی در حوزه طنز مکتوب دیده میشود. به نظر شما چرا جای خالی آن هنوز پر نشده است؟
ـ گلآقا تنها یک نشریه نبود؛ یک پدیده فرهنگی بود که در زمانهای پر التهاب، صدایی آرام اما نافذ و مؤثر برای مردم بود. مدیریت هنرمندانه مرحوم کیومرث صابری و رویکرد مسؤولانه و اخلاقگرایانه تحریریه این نشریه، باعث شده بود تا مخاطب به آن اعتماد کند، از آن بیاموزد ودرعین حال لبخند بزند. اما با توقف انتشار گلآقا، مجموعهای از عوامل درونی و بیرونی، دست به دست هم دادند تا خلأیی در طنز مکتوب ایجاد شود؛ ازجمله تحولات بنیادین در الگوی مصرف رسانهای، افول مطبوعات چاپی، گسترش فضای مجازی، و نیز افزایش محافظهکاری در فضای رسانهای. مهمتر از همه، نبود سازوکارهای حمایتی مستمر و فقدان نهادهایی برای پرورش استعدادهای جوان، اجازه نداده است تا تجربهای در تراز گلآقا بازتولید شود.
*آیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برنامهای برای احیای طنز مطبوعاتی دارد؟ تاکنون چه اقداماتی در این زمینه انجام شده است؟
ـ قطعاً. ما در معاونت رسانهای و تبلیغات، تلاش میکنیم با درک دقیق از ظرفیتهای طنز در ارتقاء سطح گفتوگوی اجتماعی و ایجاد فضای نقد سالم، برنامههایی برای حمایت هدفمند از این حوزه تدوین کنیم. البته ما به تنهایی از عهده این کار بر نمیآییم و نیازمند کمک صاحب نظران این حوزه هستیم. بخشی از اقدامات انجامشده یا در دست اقدام عبارتند از:
- حمایت مالی و یارانهای از نشریاتی که در چارچوب حرفهای و اخلاقی، طنز را به عنوان رویکرد محوری خود انتخاب کردهاند.
- تسهیل صدور مجوزهای تخصصی برای نشریات طنز با حذف فرآیندهای پیچیده و زمانبر اداری.
- پشتیبانی از جشنوارهها، کارگاهها و رویدادهای آموزشی با هدف کشف و تقویت استعدادهای طنزنویس.
- و همچنین گفتوگو و هماندیشی با پیشکسوتان حوزه طنز برای بازتعریف مسیر احیای این ژانر در رسانهها.
*به نظر شما چرا طنز در فضای رسمی و رسانهای ایران، کمتر مجال بروز مییابد؟ آیا محدودیتهایی وجود دارد؟
ـ طنز، به دلیل ماهیت انتقادیاش، همواره در تقابل ظریف با قدرت قرار دارد. در چنین شرایطی، مرز میان نقد سازنده و تخریب، بسیارباریک میشود. همین امر باعث میشود برخی نهادها یا مدیران با نگرانی یا احتیاط به طنز بنگرند. البته بخشی از این مسأله، ناشی از نبود شفافیت در تبیین مرزهای قانونی و اخلاقی است، و بخشی دیگر ناشی از خودسانسوری رسانهها بهدلیل ترس از برخورد یا سوءبرداشت.
ما در وزارت ارشاد تلاش کردهایم با شفافسازی خطوط قرمز قانونی، گسترش گفتوگوی مستقیم با اهالی رسانه، و ارائه حمایتهای معنوی و حقوقی، فضا را برای بروز طنز مسؤولانه و مؤثر فراهم کنیم. اینجا باید اشاره کنم که طنز برای من به عنوان معاون مطبوعاتی، فقط یک ژانر رسانهای نیست؛ آن را یک ظرفیت تمدنی میدانم. ملتی که بتواند با احترام به خودش لبخند بزند، گام بلندی بهسوی بلوغ فرهنگی برداشته است.
در معاونت مطبوعاتی، ما فقط ناظر یا مجوزدهنده نیستیم؛ ما همراه جریان خلاقیتایم. و در این مسیر، طنز را نه تنها تحمل میکنیم، که به آن تکیه میکنیم. چون باور داریم زبان طنز، صریحترین و کمهزینهترین راهِ گفتوگو با جامعه است. چشمانداز ما، حمایت از طنز فاخر، هوشمند و مسؤولانه است. طنزی که هم بخنداند، هم بیندیشاند، هم بسازد، و هم نسوزاند.
*در شرایط فعلی جامعه، طنز میتواند چه نقشی در کاهش تنشهای اجتماعی و انتقال نقدها ایفا کند؟
ـ طنز، در معنای عمیق خود، سوپاپ اطمینان روانی جامعه است. زمانی که مردم در مواجهه با دشواریهای روزمرّه، روزنه و راهی برای بروزانتقادات و دغدغههای شان ندارند، طنز میتواند آن زبان نرم، انسانی و بیواسطهای باشد که هم مخاطب را آرام کند و هم مسؤول را به فکر وا دارد. طنز میتواند نقد را از عرصه جدال خارج کند و به میدان گفتوگوی اجتماعی بیاورد. بهویژه در دوران بحرانها، نقش طنزنهتنها انکارناپذیر بلکه حیاتی است. زیرا از یکسو مانع تلخ شدن کامل فضا میشود و از سوی دیگر، به شیوهای هوشمندانه، زمینه اصلاح و بازاندیشی در تصمیمگیریها را فراهم میسازد.
* برای تولد دوباره یک نشریه طنز در تراز گلآقا، چه حمایتهایی ضروری است؟
ـ احیای رسانهای در تراز گلآقا مستلزم یک رویکرد سهوجهی است:
- حمایت ساختاری: ایجاد زیرساختهای حرفهای، تخصیص منابع مالی پایدار و تسهیل روندهای قانونی؛
- حمایت محتوایی: تأمین امنیت شغلی و حمایت حقوقی از طنزنویسان، کاریکاتوریستها و مدیران مسؤول؛
- حمایت فرهنگی: ترویج فرهنگ نقدپذیری در سطح نهادهای حاکمیتی، و گشودن فضای رسانهای برای بروز صداهای متفاوت اما مسؤول.
اگر این سه ضلع در کنار هم تقویت شوند، میتوان امیدوار بود که در آینده نزدیک، شاهد شکلگیری نشریهای مؤثر، بانفوذ و مورد اعتماد باشیم که همچون گلآقا در جامعه اثرگذار باشد.
* آیا از منظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، طنز میتواند رسانهای منتقد اما مسؤول باشد؟ مرز میان طنز انتقادی و تخریب کجاست؟
ـ نگاه وزارت ارشاد به طنز، نگاهی حمایتی اما متعهد است. ما به طنز به عنوان شکلی از گفتوگوی اجتماعی نگاه میکنیم. گفتوگویی که اگر در بستر انصاف، واقعیتگرایی و اخلاق حرفهای باشد، حتی میتواند بیش از صدها تحلیل رسمی تأثیرگذار باشد.
مرز طنز سالم با تخریب، در سه عنصر نهفته است: نیت تولیدکننده، لحن و زبان بیان، و دقت در استناد به واقعیت. اگر نیت روشنگری باشد، زبان محترمانه و ادبیات فاخر به کار گرفته شود و طنز مبتنی بر واقعیات روز باشد، نه تنها مجاز بلکه شایسته حمایت است. ما همواره از چنین طنزی استقبال و حمایت میکنیم. چرا که آن را بخشی از زیستبوم رسانهای سالم و پویای کشور میدانیم.
*جایگاه طنز در سیاستهای رسانهای وزارت ارشاد چگونه تعریف شده است؟ آیا سند یا برنامه مشخصی برای آن وجود دارد؟
ـ در سیاستهای جدید رسانهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، طنز به عنوان یکی از ابزارهای مؤثر ارتباطی و فرهنگی شناخته شده است. در برنامه جامع رسانهای کشور، بخشی به حمایت از قالبهای خلاقانه و نو از جمله طنز اختصاص یافته است. همچنین، در بازنگری آییننامههای حمایتی، امتیازات ویژهای برای نشریات دارای محتوای طنز و خلاقانه در نظر خواهیم گرفت. امیدوارم در آینده نیز تدوین سندی تخصصی برای توسعه طنز رسانهای در دستور کار قرار گیرد.

شما چه نظری دارید؟