اعلان درخواستهای فردی یا جمعی که این روزها بیشتر در قالب کارزارهای اینترنتی صورت میگیرد در گذشته به شکلهای متفاوت و قابلتأملی انجام میشد. آن روزگاری که قدرت کامل مملکت در دست شاه و وزیری بود که زیردستان دست به سینه در مقابل آنان خم و راست میشدند، مطمئنا رسیدن صدای دادخواهی و درخواستهای مردم به گوش آنان، نهتنها کار راحتی نبود که در مواقعی غیرممکن به حساب می آمد. اما فرد یا گروه دادخواه، با وجود تمامی مشکلات، کوتاه نیامده و به روشهای مختلف خواستار رسیدگی به درخواستشان میشدند.
هیاهو در برابر قصر شاه
در زمان صفویان یعنی حدود سیصد سال پیش، مردم به هنگام خروج شاه از قصر، نامهای را که شرح درخواست در آن مکتوب شده بود به وی تقدیم میکردند. به گفته «ژان شاردن»، جهانگرد فرانسوی :« شاه(عباس دوم) هیچگاه عریضه کسی را رد نمیکرد و اغلب به یکی از ملازمان معمولا ایشیک آقاسیباشی (مسئول تشریفات) دستور میداد که آن را بگیرد». حتی قبلتر از آن، «شاه اسماعیل دوم» شخصی را به سمت «حامل عرایض مظلومین و فقرا» منصوب کرده بود.
با وجود این، برخی از حکامی که علیه آنان عریضهای نوشته شده بود، میتوانستند با دادن رشوه یا در اثر روابط خصوصی که با اطرافیان شاه داشتند، کاری کنند که آن درخواست پذیرفته نشود یا معوق و بلااجرا بماند.
دادن عریضه به یکی از صاحبمنصبان درباری -که او شرح درخواست و شکایت را به گوش شاه برساند- از دیگر روشهای رساندن صدای مردم به گوش شاه بود که البته در این مسیر، دادن رشوه و ارتباط با دوستان ذینفوذ برای به نتیجه رسیدن، حرف اول را میزد.
به گزارش «ژان شاردن»، در برخی موارد تا ده هزار نفر شاکی در دربار جمع میشدند اما معمولا تعداد شاکیان، هفت تا هشت هزار نفر بود. هرگاه تمامی اهالی یک ایالت از حاکمی شاکی بودند، در دستههایی متشکل از چند صد تا هزار نفر به پایتخت میآمدند و در برابر قصر شاه آنقدر هیاهو میکردند تا شاه فرمان میداد عریضه آنان را بگیرند و یکی از صاحبمنصبان درباری را مأمور میکرد که به شکایت آنها رسیدگی کند. صاحبمنصبان درباری موظف بودند چنین شکایتی را بپذیرند و برای رفع آن همه تلاش خود را بکنند.
صندوقهای عدالت
در گذشته، بیشتر درخواستهای مردم از حاکمان، معطوف به رسیدگی به ظلم و ستمی بود که در حق آنان میشد و محتوای عریضهها، علت جمعآوری امضا، بستنشینی و انجام راهپیمایی و تجمعات، در اصل فریاد دادخواهی بود که گاه از فردی که مورد ظلم واقع شده بود شروع میشد و به گروهی گسترده از جامعه میرسید.
در دوره قاجار، به ظاهر برای مدت کوتاهی، رسیدن صدای مردم دادخواه به گوش شاه مملکت با یک دستور شاهانه امکانپذیر شد؛ به این صورت که ناصرالدینشاه بعد از بازگشت از اولین سفر خود به فرنگ، دستور تأسیس صندوقهایی معروف به «صندوق عدالت» را در تهران و دیگر نقاط کشور میدهد:«مقرر فرمودهاند که صندوقی از چوب مثل جعبه در نهایت تنقیح و خوبی ساخته شود و آن صندوق دری خواهد داشت که مقفل ممهور خواهد بود و کلید آن در حضور مهر ظهور همایونی است و بالای صندوق منفذی دارد بهقدر اینکه عریضه و کاغذی به آن فرو رود و آن صندوق را در میدان بزرگ ارگ که محل عبور و مرور جمیع مردم است نصب خواهند کرد.»
انگار کسی شکایتی ندارد!
صندوق عدالت، فرصتی شد که مطالبات و شکایات مردم به صورت ارسال عریضه در پیشگاه شاه ناصری اعلام و به آن رسیدگی شود. عرایض بعد از برداشته شدن از صندوقها به«مجلس تحقیق مظالم» فرستاده میشد تا منشیان آنها را خلاصهنویسی کرده و به رؤیت شاه برسانند. ناصرالدینشاه در حاشیه هر کدام از این عریضهها دستوراتی مینوشت.
البته مردم گاه عریضه خود را به دلیل ترس از باز شدن به دست حاکمان، در منطقه محل سکونتشان در صندوق عدالت نمیانداختند؛ مثلا بر اساس اسناد، ساکنان دو ایالت آذربایجان و اصفهان، در شهرهای اماکن مقدسه مانند مشهد شکایتهای خود را به صندوقها میانداختند.
درواقع نفوذ و قدرت حاکمان و درباریان و ترس مردم در نهایت مانع از رسیدن این عرایض به شاه میشد، چنانکه بر اساس گزارشی: «حاکمان در ولایات، چند نفر از عمال خود را در اطراف صندوقها گذاشته بودند تا هر کسی به صندوقها نزدیک شد با پسگردنی و شلاق مواجه گردد». در نتیجه تا مدتی عریضهای دریافت نمیشد و ناصرالدینشاه هم خوشحال شده بود که انگار کسی شکایتی ندارد!
صندوق عدالت، به دلیل خودکامگی درباریان و حکام و از طرفی جدی تلقی نشدن آن از سوی مردم، بعد از مدت کوتاهی از تأسیس آن به فراموشی سپرده شد.
عریضههای زنانه
با وجود همه موانع، حجم عریضههای ارسالی مردم به این روش در آن دوره تاریخی قابلتوجه و روشنکننده محتوای شکایات و درخواستهای مردم جامعه در آن زمان است.
در این میان باید به عریضههای زنانه هم اشاره کرد. با وجود آنکه ۹۱٪ عریضهها از طرف مردان و ۹٪ از سوی زنان بود اما همین تعداد محدود درخواستها با توجه به شرایط آن زمان بسیار ارزشمند است. به نقل از مقاله«گونهشناسی اعتراضهای زنان در عصر ناصری»: «در برخی موارد زنان پا را از این هم فراتر گذاشته و در عریضههای خود با جسارت از حکام و متنفذین شکایت کردهاند. زنان لاهیجانی اعلام کردند از ظلم حاجی میرزاحسین و اولاد میرزا عبدالوهاب مستوفی خسته شدهایم و هر روز آزار و اذیت میشویم.۵۰ نفر مأمور و محصل به لاهیجان تاخته و بیحساب خانهها را تاراج کردهاند و میخواهند خراب کنند. همین باعث شده که ما ۳۰ زن به تلگرافخانه پناه ببریم.
نسوان گرگانرودی تالش هم از ظلم نصرتالله خان و گرفتاری خودشان نوشتند. جواب شاه به آن ها این بود که قبلا در این گونه موارد، احکام عدیده صادر شده است. زنان گرگانرودی هم نوشتند از ظلم نصرتالله خان و کسان او جلای وطن کرده و در بقعه شیخ صفی بست نشستهایم. در اینجا گرفتار فقر هستیم و همه بیچیز و بیخانمان شدهایم».
عریضه به ضمیمه عکس
با شکلگیری نهاد مجلس از اواخر دوره قاجار، مردم با این باور که نمایندگان منتخبشان میتوانند صدای دادخواهیشان را به گوش شاه و مسئولان مملکت برسانند شروع به فرستادن درخواستهای خود به مجلس کردند. به نقل از مقاله «شکایات روستاییان آذربایجان به مجلس بیست و یکم شورای ملی»: این عریضهها چه به صورت نامه فردی یا جمعی و چه به صورت تلگراف به مجلس ارسال میشد. معمولا نویسنده عریضه برای نشان دادن صدق عرایض، استشهادنامهای هم به نامه پیوست میکرد که پر بود از مهر و امضای اهالی، ریشسفیدان و حتی مهر مخصوص کدخدای آن منطقه.
به پیوست برخی شکایتنامهها هم نمونههایی از عکسهای خانوادگی -که نشان از عائلهمند بودن شاکی داشت- یا عکسی از محل حادثه، خانه یا طویله سوخته به دست گماشتگان ارباب، وجود داشت. گاهی هم برگی از قرآن یا ادعیه مخصوص «مفاتیج الجنان» ضمیمه میشد که گویا مقصود از این کار، برانگیختن احساسات و عواطف انسانی در خواننده بود تا به کار شاکی بهتر رسیدگی شود. با وجود این، باز افرادی وجود داشتند که نامه فرستادن برای درخواست و شکایت خود را بینتیجه میدانستند یا حتی به دلیل ترس از عواقب این کار از خیرش میگذشتند، چرا که اگر کشاورز یا دهقان، جرأت نوشتن عریضهای در شکایت از ظلم اربابش را به خود میداد، حتما باید منتظر تلافی آن میماند!

شما چه نظری دارید؟