یکی از محورهای اصلی انتقاد احزاب و جریانات سیاسی ارمنستان از دولت نیکول پاشینیان، «آینده وضعیت حقوقی منطقه قره‌باغ» است. در موافقتنامه ۱۰ ماده‌ای آتش‌بس قره‌باغ که در ۱۰ نوامبر ۲۰۲۰ به امضای رهبران سه کشور ارمنستان، جمهوری آذربایجان و روسیه رسید، هیچ گونه اشاره‌ای به آینده وضعیت حقوقی منطقه ناگورنو- قره‌باغ یا مکانیسم‌های اجرایی آن نشده است. از طرفی دیگر با بازگشت مناطق پیرامونی منطقه قره‌باغ کوهستانی یعنی فیضولی، جِبراییل، زنگیلان، قُبادلی، شوشا، آقدام، لاچین و کلبیجر به حاکمیت جمهوری آذربایجان در جریان جنگ ۴۴ روزه قره‌باغ  (۲۷ سپتامبر تا ۱۰ نوامبر ۲۰۲۰ میلادی)، عملا منطقه حائل امنیتی پیرامون قره‌باغ کوهستانی از بین رفته و ارامنه قره‌باغ تنها از طریق «کریدور لاچین» که تحت حفاظت نیروهای حافظ صلح روسی است، با ارمنستان در ارتباط هستند. هرچند دولت ارمنستان طی سه دهه اخیر هیچ‌گاه استقلال منطقه قره‌باغ کوهستانی (به تعبیر ارامنه جمهوری آرتساخ) را به رسمیت نشناخت، اما همواره خود را متعهد به حفظ امنیت و ثبات این منطقه می‌دانست. 
به باور احزاب و جریانات سیاسی مخالف، این «تعهد» در دولت پاشینیان زیر سوال رفته است. نگرانی اصلی این احزاب و نیز بخشی از افکار عمومی جامعه ارمنستان، ارامنه منطقه قره‌باغ کوهستانی و نیز دیاسپورای ارمنی خارج از ارمنستان این است که پذیرش متقابل «تمامیت ارضی یکدیگر» از سوی دولت‌های ارمنستان و جمهوری آذربایجان که در بند قبلی به آن اشاره شد، عملا چشم‌پوشی ارمنستان از حاکمیت ارامنه بر منطقه قره‌باغ کوهستانی، برخورداری ارامنه این منطقه از «حق تعیین سرنوشت» و کوشش در جهت شناسایی بین‌المللی استقلال منطقه قره‌باغ (به تعبیر ارامنه جمهوری آرتساخ) خواهد بود. به باور احزاب مخالف، پیام‌ها و سیگنال‌هایی از رهبری ارمنستان وجود دارد مبنی بر اینکه «استقلال قره‌باغ کوهستانی» در دستور کار ایروان قرار ندارد. چنانکه «آرارات میرزویان» وزیر امور خارجه ارمنستان در گفت‌وگو با خبرنگاران در مورد وضعیت قره‌باغ تاکید کرد که «مناقشه قره‌باغ کوهستانی یک موضوع سرزمینی نیست، بلکه یک موضوع حقوقی است». 
نیکول پاشینیان نیز که برخلاف دو رییس‌جمهور قبلی ارمنستان (روبرت کوچاریان و سرژ سارگسیان) قره‌باغی نیست و از مقطع جنگ دوم قره باغ در سال ۲۰۲۰ نیز تاکنون از منطقه قره باغ کوهستانی دیدار نکرده است، در نشست هفته گذشته دولت ارمنستان، بدون اشاره به نام «آرتساخ» که در ادبیات سیاسی ارامنه مرسوم است، از عنوان «قره‌باغ کوهستانی» استفاده کرد و برای نخستین‌بار در کنار ضرورت تضمین حقوق مردم ارمنی این منطقه به «تضمین آزادی‌های» آنها نیز اشاره کرد. از دیدگاه احزاب مخالف، موضوع «تضمین آزادی ارامنه» تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که منطقه قره‌باغ در داخل مرزهای جمهوری آذربایجان قرار گیرد. چنانکه الهام علی‌اف نیز بارها تاکید کرده است که ارامنه منطقه قره باغ کوهستانی، اتباع و شهروندان جمهوری آذربایجان هستند و دولت آذربایجان، امنیت و حقوق اجتماعی آنها را تضمین خواهد کرد. عدم واکنش مناسب و جدی دولت ارمنستان به برخی تحرکات نظامی اخیر ارتش آذربایجان در روستاها و مناطق پیرامونی قره‌باغ کوهستانی و اخلال در انتقال گاز به این منطقه نیز موجب تشدید نگرانی‌ها و افزایش انتقادات از نوع رویکرد دولت پاشینیان در قبال منطقه قره‌باغ شده است. 
نگرانی دیگر احزاب و جریانات سیاسی مخالف دولت پاشینیان، حذف مکانیسم گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا (به رهبری روسیه، فرانسه و امریکا) در فرآیند مذاکرات قره‌باغ به موازات پذیرش حق حاکمیت جمهوری آذربایجان بر این منطقه است که برآیند آن تبدیل موضوع «قره‌باغ کوهستانی» به موضوعی بین روسیه و جمهوری آذربایجان است تا مسکو و باکو براساس موافقتنامه آتش‌بس قره‌باغ و حضور نیروهای حافظ صلح روسی در این منطقه در رابطه با آینده وضعیت حقوقی این منطقه با یکدیگر به توافق برسند. به واسطه همین نگرانی‌هاست که به موازات تجمعات اعتراضی اخیر در میدان آزادی ایروان، مجلس منطقه قره‌باغ تحت کنترل ارامنه نیز با صدور بیانیه‌ای خطاب به مقامات جمهوری ارمنستان اعلام کرد که «باید از موضع فاجعه بار خود در مورد مساله آرتساخ صرف نظر کنند و منحصرا بر اساس منافع آرتساخ پیش روند».
همچنین  سومین نگرانی و انتقاد احزاب سیاسی مخالف دولت نیکول پاشینیان، موضوع «تعیین مرزهای جمهوری آذربایجان و ارمنستان» پس از جنگ دوم قره‌باغ است. با بازگشت مناطق زنگیلان، قبادلی، لاچین و کلبیجر در غرب و جنوب غربی قره‌باغ به حاکمیت جمهوری آذربایجان، این بخش از مرزهای ارمنستان و جمهوری آذربایجان پس از سه‌دهه تکمیل شد. اما تعیین تکلیف مرزهای جدید ارمنستان و جمهوری آذربایجان به واسطه اختلافات دیرپای دو کشور و ابهامات موافقتنامه آتش‌بس قره‌باغ سال ۲۰۲۰ میلادی به ویژه در رابطه با مسیر دسترسی جمهوری آذربایجان به منطقه برونگان نخجوان، باعث کشمکش و اختلاف دو کشور در یک سال و نیم گذشته شده و در موارد متعددی نیز منجر به درگیری‌های محدود مرزی بین نیروهای ارمنی و آذری نیز شده که تلفات انسانی را هم در پی داشته است. وجود مناطق روستایی، چراگاه و مراتع، چشمه‌ها و منابع آبی، معادن، جاده و مسیرهای عبوری در دو سوی مرز موجب دشواری و کندی تعیین حدود نقاط مرزی بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان در نوار مرزی مناطق زنگیلان، قبادلی، لاچین و کلبیجر در غرب و جنوب غربی قره‌باغ شده است. نکته بسیار مهم، پرابهام و چالش برانگیزی که در این بین وجود دارد، احتمال تحدید حدود مرزها و میله‌گذاری براساس نقشه‌های دوره اتحاد جماهیر شوروی است که ظاهرا در نشست‌های سه‌جانبه مقامات ارمنستان، جمهوری آذربایجان و روسیه از جمله دیدار رهبران سه کشور در سال گذشته در سوچی روسیه روی آن بحث شده است. نگرانی احزاب و جریانات سیاسی از جمله ارامنه منطقه قره‌باغ این است که پذیرش مرزهای دوره شوروی، عملا به معنی پذیرش قرارگرفتن منطقه قره‌باغ کوهستانی در داخل مرزهای جمهوری آذربایجان و در نتیجه پذیرش حاکمیت این کشور بر این منطقه خواهد بود. 
چهارمین نگرانی و انتقاد احزاب سیاسی مخالف دولت نیکول پاشینیان، «وضعیت کریدور زنگه زور مورد نظر جمهوری آذربایجان با عبور از استان سیونیک ارمنستان» است. اختلاف ارمنستان و جمهوری آذربایجان پس از جنگ در نحوه تفسیر بند نهم موافقتنامه آتش‌بس قره‌باغ در ۲۰ نوامبر ۲۰۲۰ در رابطه با کریدور نخجوان به جمهوری آذربایجان (دالان زنگه‌زور) از جمله موارد اختلافی بین دو کشور طی یک سال و نیم گذشته بوده است. تفسیر و استدلال طرف آذری از بند نهم موافقتنامه یک «تفسیر موسع و حداکثری» است و در این راستا معتقد است که مراد از «ارتباطات بین مناطق غربی جمهوری آذربایجان و جمهوری خودمختار نخجوان»، یک دالان و گذرگاه ارتباطی است که از آن با نام «دالان زنگه‌زور» یاد می‌کند. 
اما در مقابل، طرف ارمنی، یک «تفسیر مضیق و حداقلی» در این رابطه دارد و معتقد است لفظ «دالان» تنها در بند سوم موافقتنامه آتش بس آن هم برای دسترسی منطقه ناگورنو- قره‌باغ به ارمنستان از طریق « دالان لاچین» آمده است و لذا به دلیل عدم صراحت و اشاره مستقیم در بند نهم موافقتنامه به واژگانی مانند کریدور یا دالان، قائل به تعمیم چنین مفهومی به مسیر ارتباطی نخجوان به جمهوری آذربایجان از داخل خاک ارمنستان نیست. به واسطه همین اختلافات است که طی تقریبایک سال و نیمی که از جنگ دوم قره‌باغ می‌گذرد، بارها شاهد تنش‌ها و مجادلات لفظی بین رهبران ارمنستان و جمهوری آذربایجان در رابطه با نحوه تفسیر بند نهم موافقتنامه آتش‌بس بوده‌ایم. هرچند تا این لحظه کریدور زنگه‌زور محقق نشده است، اما احزاب و جریان‌های سیاسی مخالف دولت ارمنستان نگران آن هستند که متعاقب توافقات ارمنستان با جمهوری آذربایجان از جمله پذیرش موافقتنامه پنج ماده‌ای پیشنهادی باکو، شناسایی متقابل تمامیت ارضی و تحدید حدود مرزهای مشترک، این طرح یعنی کریدور زنگه‌زور نیز اجرایی شود. 
از دیدگاه احزاب مخالف و منتقد دولت ارمنستان، تحقق کریدور زنگه‌زور به معنی از دست دادن بخش جنوبی استان سیونیک، حذف مرز مشترک ایران و ارمنستان و نیز پذیرش حضور ترکیه و جمهوری آذربایجان در خاک ارمنستان خواهد بود. به نظر می‌رسد جمهوری آذربایجان نیز با آگاهی از همین حساسیت‌ها و مخالفت‌ها در داخل ارمنستان و نیز ایران، در اسفندماه ۱۴۰۰ اقدام به امضای توافقنامه‌ای کرد که به موجب آن قرار است یک بزرگراه ۵۵ کیلومتری و به موازات آن یک مسیر ریلی از منطقه زنگیلان در جنوب شرقی جمهوری آذربایجان در مجاورت مرز ایران و ارمنستان با عبور از خاک ایران به منطقه نخجوان ساخته شود که به اعتقاد بسیاری از ناظران این مسیر ترانزیتی، آلترناتیو کریدور زنگه‌زور محسوب می‌شود. این نگرانی در جمهوری آذربایجان، ترکیه و روسیه وجود دارد که در صورت سقوط دولت پاشینیان و به قدرت رسیدن جریان‌های سیاسی ملی‌گرا و سنتی به ویژه حزب جمهوری‌خواه و روبرت کوچاریان، بسیاری از توافقات از جمله اجرای کریدور زنگه‌زور متوقف خواهد شد.
 پنجمین نگرانی و انتقاد احزاب سیاسی مخالف دولت نیکول پاشینیان، موضوع «عادی‌سازی مناسبات ارمنستان و ترکیه» است که متعاقب جنگ دوم قره‌باغ و امضای موافقتنامه آتش‌بس قره باغ در سال ۲۰۲۰ میلادی با شتاب قابل توجهی در حال پیگیری از سوی ایروان و آنکاراست. انتخاب «سردار کلیچ» سفیر سابق ترکیه در امریکا و  «روبن روبینیان» به عنوان نمایندگان ویژه برای عادی‌سازی روابط ترکیه و ارمنستان، برگزاری نخستین دیدار نمایندگان ویژه دو کشور در مسکو در ۲۴ دی ۱۴۰۰، برقراری پرواز مستقیم بین استانبول و ایروان و شرکت «آرارات میروزیان»، وزیر خارجه ارمنستان در مجمع دیپلماسی آنتالیا در ۲۱ اسفند ۱۴۰۰ و دیدار او با «مولود چاووش اوغلو» وزیر خارجه ترکیه از جمله تحولاتی است که در روند عادی‌سازی مناسبات ارمنستان و ترکیه در یک سال و نیم اخیر روی داده است. آنچه موجب نگرانی بخشی از افکار عمومی جامعه ارمنستان و احزاب سیاسی مخالف دولت پاشینیان و به ویژه جامعه دیاسپورای ارمنی شده، عادی‌سازی مناسبات ارمنستان و ترکیه بدون تحقق چهار شرط سنتی و تاریخی ارامنه است که در ادبیات سیاسی ارامنه از آن عمدتا تحت عنوان «دادخواهی ارامنه» یاد می‌شود. 
پذیرش رسمی قتل عام ارامنه به عنوان نسل‌کشی یا ژنوساید، عذرخواهی رسمی، پرداخت غرامت به بازماندگان یک و نیم میلیون قربانی این رویداد و بازگرداندن زمین‌ها و مناطق مسکونی و دینی ارامنه شرق ترکیه به بازماندگان، پنج مطالبه اصلی ارامنه از ترکیه است که البته در یکصد سال گذشته، دولت‌های مختلف ترکیه از پذیرش آن سرباز زده‌اند. در این بین، دیاسپورای ارمنی خارج از ارمنستان به عنوان بازماندگان قتل‌عام ارامنه در شرق ترکیه (ارمنستان غربی به تعبیر ارامنه) به محوریت فدراسیون انقلابی ارمنی (داشناکسوتیون) همواره مخالف هرگونه عادی‌سازی مناسبات ارمنستان و ترکیه قبل از برآورده شدن مطالبات یاد شده است. به دلیل همین مخالفت‌ها بود که سرژ سارگسیان، رییس‌جمهور سابق ارمنستان نتوانست طرح عادی‌سازی روابط با ترکیه را در سال ۲۰۰۹ میلادی عملی کند. 
اکنون همین فشارها و انتقادات- شاید در سطحی گسترده‌تر- علیه دولت پاشینیان مطرح است. در حالی که دولت پاشینیان و حامیان او معتقد به تفکیک پذیرش مطالبات تاریخی ارامنه از سوی دولت ترکیه با فرآیند عادی‌سازی مناسبات ترکیه و ارمنستان هستند و بر این موضوع اصرار دارند که عادی‌سازی روابط دو کشور باعث خروج ارمنستان از انزوای اقتصادی، ژئوپلیتیکی و ترانزیتی می‌شود و ارمنستان محصور در خشکی را به آب‌های آزاد مدیترانه متصل می‌کند، جریان‌های سیاسی مخالف و منتقد دولت پاشینیان و نیز جامعه دیاسپورای ارمنی معتقد هستند، با این اقدام ارامنه عملا تنها اهرم فشار خود را در مقابل ترکیه از دست خواهند داد، روند شناسایی بین‌المللی قتل عام ارامنه به عنوان نسل‌کشی که تاکنون توسط بیش از ۴۰ کشور جهان به رسمیت شناخته شده است متوقف خواهد شد، در رابطه با دادخواهی تاریخی ارامنه خیانت خواهد شد، اقتصاد ضعیف و کوچک ارمنستان در اقتصاد بزرگ ترکیه ادغام یا حذف خواهد شد و به موازات تحقق کریدور زنگه‌زور بین جمهوری آذربایجان با منطقه نخجوان از طریق خاک ارمنستان، رویا و هدف تاریخی پان ترکیسم برای تسلط بر ارمنستان تحقق خواهد یافت. 
 در مجموع آنچه در فضای سیاسی کنونی ارمنستان در حال جریان است به روشنی گویای «شکاف‌ها و زخم‌های التیام نیافته جنگ دوم قره‌باغ» است. فضای سیاسی این کشور به‌شدت دوقطبی شده است و حلقه مخالفان دولت ارمنستان در داخل این کشور، منطقه قره باغ کوهستانی و جامعه دیاسپورای ارمنی هر روز گسترده‌تر می‌شود که این امر در تاریخ سیاسی ارمنستانِ پس از استقلال بی‌سابقه است.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی