محمد محمودهاشمی
روایتی تاریخی از آنچه بر ورزشگاه شهید شیرودی گذشت
چین را پدیدآورنده فوتبال دانستهاند اما انگلیسیها بودند که فوتبال مدرن را پایهگذاری کردند. در اوایل قرن بیستم بریتانیا در زمینهی فوتبال از سایر کشورها یک سر و گردن بالاتر بود. ایرانیها که تازه روی به فوتبال آورده بودند، با تیمی از فوتبالیستهای انگلیسیِ ساکن در ایران مسابقه دادند و در کمال تعجب تیم ایرانی پیروز میدان مسابقه شد. در آن زمان هنوز در ایران و حتی در پایتخت ورزشگاهی وجود نداشت. اگر روزنامههای یک قرن پیش را ورق بزنیم، مقالههایی را خواهیم یافت که از لزوم ورزش و تربیت بدنی جامعهی ایران سخن گفتهاند و به دولت پیشنهاد دادهاند تا در زمینهی فراهم آوردن زمینههای لازم برای گسترش ورزش در ایران بکوشد. وزارت معارف مسئول بود تا در اجرای این سیاست دولت بکوشد. این پیروزی فوتبالیستهای ایرانی انگیزهای برای مسئولان شد تا در ایجاد یک ورزشگاه در تهران بیشتر تلاش کنند.
بنای امجدیه
محلی که برای بنای ورزشگاه انتخاب شد، باغی بود به نام باغ امجدالوزاره. این باغ در آن زمان در شمال تهران قدیم و در کنار شهر قرار داشت. امجدالوزارهی قزوینی از مجاهدان مشروطه، دوست عارف قزوینی و باجناق ملکالشعرای بهار بود. وی مدتی از سال را در این باغ باصفا و بزرگ میگذراند. اگرچه مخبرالسلطنه؛ نخستوزیر زمان رضاشاه؛ باغ را از امجدالوزاره خرید، اما مردم تهران باز آن را به نام باغ امجدالوزاره میخواندند. زمانی که وزارت معارف تصمیم گرفت تا ورزشگاه را در این مکان احداث کند، مخبرالسلطنه به فروش آن به دولت رضایت داد. به این ترتیب عملیات احداث ورزشگاهی آغاز شد که آن را «امجدیه» نامیدند. مرآت؛ کفیل وزارت فرهنگ؛ در گزارشی که در ۴ آبان ۱۳۱۷ در این ورزشگاه تازه احداث به ولیعهد ارائه داد از تکمیل فرآیند احداث ورزشگاه امجدیه سخن گفت. وی افزود:« زمینهای مخصوص تنیس، بسکتبال و والیبال آماده و به علاوه برای مسابقههای دو تاختگاهی(دومیدانی) که دور خارجی آن ۴۴۰ و دور داخلی آن ۴۰۰ و پهنای آن ۷ متر و ۲۰ سانتیمتر است تهیه گردیده...»علاوه بر این اماکن ورزشی، در امجدیه یک زمین مسابقهی فوتبال احداث شد که حدود سی هزار نفر میتوانستند از سکوهای آن بازی را از نزدیک تماشا کنند. بهار دربارهی آغاز به کار امجدیه شعری با این مضمون سرود:
« این بنا آماده شد بهر تو با این ارج و سنگ
هم تو بهر این بنا با ارج و سنگ آماده شو
اینک این میدان ورزش، عرصهی علم و هنر
شیرمردا با غریو و با غرنگ آماده شو
سال تاریخ بنا را زد رقم کلک بهار
زندگی جنگست جانا بهر جنگ آماده شو»
امجدیه محل رقابتهای ورزشی در رشتههای گوناگون بود. مسابقههای قهرمانی در رشتههای دومیدانی، شنا، والیبال، بسکتبال و... در این مکان برگزار میشد. از این رقابتها خاطرات زیادی برای ما به یادگار مانده است. اما آنچه بیشتر از هر رقابتی برای ما خاطرهساز بوده، مسابقههای فوتبالی است که در سطح باشگاهی و ملی در این ورزشگاه برگزار شده است.
روزهای داغ رقابت
آغاز به کار این ورزشگاه در سالهای پایانی سلطنت رضاشاه بود و در همین ایّام بود که جنگ جهانی دوم آغاز شد و در شهریور ۱۳۲۰ آتش جنگ دامن ایران را گرفت و متفقین ایران را اشغال کردند. رضاشاه از سلطنت کنارهگیری کرد و دورهی سلطنت ۳۷ سالهی پهلوی دوم در حالی آغاز شد که امجدیه به محلی برای برگزاری رقابتهای ورزشی و جشنهای حکومتی تبدیل شده بود. مسابقههای میان باشگاههای تهران تماشاگران را به این ورزشگاه میکشاند و رقابتهای ورزشی روز به روز جدیتر میشد. شهر تهران در حال گسترش بود و از دهه بیست تا دهه پنجاه جمعیت تهران افزایش چشمگیری یافت.
مهاجران از روستاها و سایر شهرستانها به شهر تهران میآمدند. شهری که برای جمعیت در حال افزایش ایران؛ بیش از هر جای دیگر؛ فرصتهای شغلی فراهم آورده بود. کارخانهها، شرکتها و ادارات احتیاج به نیروی کار جدید داشتند.
زندگی این جمعیت شاغل و خانوادههایشان در شهر تهران باعث شده بود تا پایتخت به مراکز خدماتی، تجاری، آموزشی و بهداشتی بیشتر نیاز داشته باشد که این نیازها؛ به تبع؛ افراد زیادتری را در تهران به کار مشغول میکرد. در اثر افزایش جمعیت، تهران چنان بزرگ شد که ورزشگاه امجدیه در مرکز شهر قرار گرفت. تعداد تماشاگران مسابقههای فوتبال نیز به شکل روزافزونی زیاد میشد. تیمهای باشگاهی در بین مردم کوچه و بازار محبوبیت بسیاری به دست آورده بودند. تیمهای پرسپولیس و تاج به رقیبهای سرسختی تبدیل شده بودند و در مسابقاتشان سیل تماشاگران را به ورزشگاه سرازیر میکردند. مسابقات تیم ملی فوتبال نیز در امجدیه برگزار میشد و موفقیتهای ملی و باشگاهی ایران در سطح آسیا سبب شده بود تا امجدیه محل برگزاری رقابتهای فوتبالیستهای ایرانی با رقیبان آسیایی شود. سی هزار نفر میتوانستند این رقابتها را در این ورزشگاه تماشا کنند. در مسابقههای حساس، بازار سیاه فروش بلیط داغ شده بود، زیرا تنها سی هزار نفر میتوانستند از نزدیک شاهد این مسابقهها باشند و بقیهی جمعیت در پشت درهای ورزشگاه میماندند. امجدیه در آن روزگار شاهد اشکها، لبخندها، فریادها و شعارهای طرفداران تیمهای باشگاهی و ملی بود.
گاهی گرمای رقابتها چنان بالا میرفت که هیجان از سکوها به میدان مسابقه کشیده میشد و کار به دعوا و حتی کتککاری میرسید. یک نمونه از این اتفاقات، جنجالی است که در بازی تیمهای تاج و پرسپولیس در ۲۷ دی ۱۳۴۹ رخ داد. بازی نیمهنهایی جام باشگاههای کشور بود و دو تیم در امجدیه با حضور بیش از ۲۰هزار نفر تماشاگر به مصاف یکدیگر رفتند.
در دقیقههای ابتدایی نیمه اول، حسین کلانی گل اول بازی را برای پرسپولیس به ثمر رساند. تیم تاج برای جبران گل حالت تهاجمی گرفت، اما عزیز اصلی دروازهبان تیم پرسپولیس در این بازی درخشید و ضربههای نهایی مهاجمان تیم حریف را مهار کرد. مهاجمان پرسپولیس نیز از فضای خالی خط دفاع حریف استفاده کرده و در فرصتهای مناسب به ضدحمله دست میزدند، اما ابوالقاسم طالبی؛ بازیکن خط دفاع تاج؛ این ضدحملهها را ناکام میگذاشت. این مسابقه هر چه به انتها نزدیکتر میشد، هیجان بازیکنان و تماشاگران بالاتر می رفت. در دقیقه ۷۵، داور علیرغم اعتراض بازیکنان پرسپولیس ضربه خطایی را به نفع تیم تاج اعلام کرد. نتیجه نهایی این ضربه، گلی بود که عباس مژدهی بازیکن تیم تاج به پرسپولیس زد. این گل تساوی سبب خشم بازیکنان پرسپولیس شد.
آنها بر این عقیده بودند که تیم داوری از تاج حمایت میکند. در همین زمان پرالتهاب برخوردی میان همایون بهزادی؛ بازیکن تیم پرسپولیس؛ و مهدی لواسانی؛ بازیکن تاج؛ رخ داد. دو بازیکن کنترل خود را از دست دادند و کار به کتککاری میان آنها کشید. داور نیز مجبور شد تا هر دو را از زمین اخراج کند. بلافاصله بی توجهی داور به زمین خوردن یکی از بازیکنان پرسپولیس سبب اعتراض کلانی به داور شد. داور نیز با دادن کارت قرمز به کلانی، وی را از زمین اخراج کرد. همتیمیهای کلانی این حکم داور را برنتابیدند و دستجمعی با کلانی از زمین بیرون رفتند. داور نیز سوت پایان بازی را به صدا درآورد. روز بعد، تربیت بدنی تیم تاج را سه بر صفر پیروز بازی معرفی کرد.سابقهی بدبینیِ بازیکنان پرسپولیس به داوران و سازمان تربیت بدنی به چند سال قبل بازمیگشت؛ هنگامی که بیشتر آنها در تیم شاهین بازی میکردند. تیم شاهین تیمی مردمی بود و دولت به آن بیمهری میکرد. عاقبتِ نافرجام شاهین در گرمترین روز سال ۱۳۴۶ و در امجدیه رقم خورد. ۱۶ تیر ۱۳۴۶ شاهین به مصاف تهران جوان رفت. داور در این بازی آشتیانی؛ بازیکن تیم شاهین؛ را در نیمه اول اخراج کرد و در پی آن اعتراض بازیکنان شاهین به داور آغاز شد و حتی تعدادی از تماشاگران داور را کتک زدند. بالاخره مأموران انتظامی توانستند نظم را برقرار کنند و بازی ادامه یابد. در ابتدای نیمه دوم تهران جوان گل اول را به ثمر رساند و از این زمان خشونت در زمین بازی و سکوها زیادتر شد. علیرغم این جنجالها، تیم شاهین توانست نتیجه را عوض کند و بازی را ۳ بر ۱ برد، ولی درگیری در میان تماشاگران و بازیکنان ادامه داشت، به شکلی که بعد از بازی خشونت به بیرون از امجدیه سرایت کرد و یکی از بازیکنان تهران جوان مصدوم شد. صبح روز ۲۰ تیر، سازمان تربیت بدنی اعلامیهای صادر کرد. بر اساس این اعلامیه، باشگاه شاهین به اتهام بیانضباطی و ایجاد وضعی منافی با روح سالم ورزشی لغو مجوز و منحل شد. البته اعتراض به داوری منحصر به تیمهایی چون شاهین و پرسپولیس نبود. بازیکنان و تماشاگران تیم تاج هم از داوریها ناراضی بودند. در بازی عقاب و تاج که ۲۴ تیر ۱۳۴۶ برگزار شد، طرفداران این تیم آنقدر اعتراض کردند که داور بازی را نیمهتمام گذاشت.
به غیر از این رخدادهای ورزشی جنجالی، امجدیه شاهد مسابقههای مهم ملی و آسیایی بود. در ۲۱ فروردین ۱۳۴۹ تیم تاج در حضور ۳۵ هزار تماشاگر ایرانی در امجدیه پیروز مسابقهی فینال جام باشگاهای آسیا شد و غریو شادی هزاران تهرانی در این ورزشگاه پیچید. اولین جام قهرمانی باشگاههای آسیا را ایران در امجدیه به دست آورد.
آن شب جشن و سرور سراسر پایتخت را فراگرفت. پیروزی بزرگتر و تاریخی را تیم ملی فوتبال ایران در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۴۷ در امجدیه به دست آورد و قهرمان جام ملتهای آسیا شد. در مسابقه نهایی فریاد ۴۰ هزار تماشاگر ورزشگاه را به لرزه درآورده بود. ایران در حالی که در ابتدا یک بر صفر از اسرائیل عقب افتاده بود، در اوایل نیمه دوم بازی را مساوی کرد. در دقیقهی ۸۷ شوت سنگین و از راه دور پرویز قلیچ خانی کار را تمام کرد و تیم ملی فوتبال ایران در میان فریادهای شادی تماشاگران، اسرائیل را در هم کوبید و قهرمان آسیا شد. آن شب تهران تا صبح بیدار بود و پایتخت نشینان در امجدیه و خیابانهای اطراف آن به جشن و پایکوبی پرداختند.
ادامه دارد

شما چه نظری دارید؟