در رثای استاد کامران فانی
نورالدّین میرفخرایی
دریغا ز فانی، دریغا ز فانی
دگر در کجا گیرم از او نشانی؟
سزد گر بگریم، سزد گر بنالم
به فقدان غوّاصِ بحر معانی
بزرگان بگفتند دیگر نیاید
همانند او در همه چیزدانی
به نزدش یکی کهنه پاره کتابی
شرف داشت بر تخت و تاج کیانی
جهان آفرین داده جان را امانت
به او بازگردد حیات امانی
خوشا کامرانی که آسوده جان داد
کنون می کند در جنان کامرانی
به تکریم آن «فانی» در معارف
بیا تا بخوانیم سبع المثانی
شب رؤیایی یلدا
ونوس جامی پور
شب یلدای من پر از رؤیاست
فصلی از نم نم سکوت و صداست
آسمان، پر ستاره و ابری
آفتاب از سپیده ناپیداست
کوچه لبریز از سکوت خیال
آخرین راه روشن دنیاست
روی شش خانه ای قدیمی و محو
جای پاهای دختر دریاست
کودکی در کنار آتش گرم
زندگی در پیاده رو بر پاست
شبح انجماد می رقصد
شهر در زیر سایه سرماست
پالتوی بدقواره یک زن
بر تن دخترک ولی زیباست
فال حافظ، انار و شیرینی
این سکانس از غزل چه با معناست
نم نم اشک، گونه ها مرطوب
وای باران چقدر بی پرواست
دختر گل فروش می داند
چشم آیینه در پی فرداست
برف می بارد از دریچه شب
ماه در فکر رؤیت یلداست
اثر ماندگار صبح
وقتی صدای زمزمه آغاز می شود
یک پنجره به سمت خدا باز می شود
در سرزمین پاک زمستان وقوف کن
این فصل گرم از تب اعجاز می شود
نبض نگاه شهر چه نورانی است، آه!
هنگام باز سازی شیراز می شود
آه ای کبوتر حرم، ای زائر غریب
قلبم دچار پویش پرواز می شود
در جشنواره اثر ماندگار صبح
خورشید مثل آینه ممتاز می شود
پیوسته شرح عشق و ارادت شنیده ایم
چیزی که بی مضایقه ابراز می شود
تذهیب کار شمسه چشمان شعر من
در طرح خود دوباره سرافراز می شود
آیینه بی قرار تماشا میان قاب
نور از نگاه آینه احراز می شود
کم کم سکوت منجمد شب شکسته و
کم کم صدای زمزمه آغاز می شود
به ساحت مهربانوهای ایرانی
قاسم پهلوان - صومعهسرا
همین که خلق شدی، روزگار می رقصید
زمان شکوفه زد و سبزه زار می رقصید
تمام دشت پر از شور بود و موسیقی
کمانچه تُنبک می زد، سه تار می رقصید
از این مسیر نسیم و از آن طرف چشمه
به عشق روی تو بی اختیار می رقصید
چقدر با تو پرنده به وجد آمده بود
چقدر با گل رویت بهار می رقصید
گلی، چه گل! که قدم هات تا به باغ رسید
کویر مست شد آن روز و خار می رقصید
چنان پری شده بودی که ماه در آن شب
به شوق خلقت تو بی قرار می رقصید
همین که از تو نوشتم، صدا زدم بانو
غزل به پای تو دیوانه وار می رقصید
۲۵ آذر ۱۴۰۴
شما چه نظری دارید؟