بزم رباعی

محتشم مؤمنی(سامان)-اراک
 

۱
ای دوست، اگر مرد وفایی ، خوش باش
از زمره عاقلان جدایی ، خوش باش
ور عاشق و شوریده و مجنونی و مست
با ساقی و باده همنوایی ، خوش باش
۲
پیوسته به خاطرت خطر خواهم کرد
چون باد به سوی تو سفر خواهم کرد
تا دست به دامنت رسانم ای دوست
از دیده و سینه بال و پر خواهم کرد
۳
در وصف پدر هرآنچه گوییم کم است
چون نام پدر دوای هر درد و غم است
هرجا که روی در این جهان، خواهی دید
چون نام‌ خدا نام پدر محترم است
۴
یارب، ز خطا ز خانه دور افتادیم
مرغیم کز آشیانه دور افتادیم
برگیر ز ما ز راه احسان دستی
کز خبط و خطا ز لانه دور افتادیم
۵
لبخند زدی، جهان و جان پرگل شد
کاشانه دل سرای صد سنبل شد
شب رفت و ز ره روشنی و مهر آمد
با خنده تو ترانه خوان بلبل شد
۶
سرمایه مردمان والا عشق است
پرسودترین عمل به دنیا عشق است
از عشق مشو دمی به دنیا غافل
چون علّت آفرینش ما عشق است
۷
یک روز تو هم اسیر خاکی، ای دل
افتاده به قعر یک مغاکی، ای دل
تا نامده روز کوچ، رو عاشق شو
عاشق چو شدی، فرا ز خاکی ای دل

برای دکتریحیی جهانگیری:
ای دوست!

ابراهیم  حسنلو
 

رسانده ام دل خود را به بیکران، ای دوست
به آستان بزرگ وبلندتان، ای دوست
به خیرختم شدن بود قصد زندگی ام
که رفت نام توبرصدرداستان، ای دوست
چو رخت کهنه ای از خویشتن درآوردم
که نُزل مختصری بود بَذل جان، ای دوست
جهان به هیچ نیرزد، ولی خوشا ای جان!
ازعشق یافته باشم دویاره جان، ای دوست
شبی کنار دلم تا سحربه سربردم 
نداشت راز دگر جزتو در میان،ای دوست
بنای شادی وزیبایی وفراوانی است
که در همیشۀ من عشق، همچنان ای دوست
اگر قبول تو افتد دلی به شوق فشاندم
که پاگذاشته باشم برآسمان، ای دوست
دلم به دولت مستانگی غزل شده است
به پاس این همه دیوانگی، بمان ای دوست
تمام آینه هایت روایت یحیی است
برای جان جهان جام جاودان، ای دوست
اگرکه زنده وآباد وروشن وسبزم 
مدام از تورسیده است رزق جان، ای دوست

ترانه ای برای ۸  دی سالگرد فروغ فرخ زاد 
پری کوچک غمگین  

ونوس جامی پور

انار زخمی سرخی، تو قلب  باغ مهمونه 
میون باغچه دستی، شبیه گنج پنهونه
رفاقت های پابرجا، کنار تکیه ای زیبا 
شهادت راز یک شمع غریب و شعله بارونه 
نشسته رو به آیینه، به یاد فصل تنهایی  
و رد پای احساسش توی چشمای گریونه
پر از تاب و تحمل زن، چراغ تا ابد روشن
پری کوچک غمگین، کتاب عشق می خونه 
تلاقی کرده با دنیا؛ نگاه خانمی اینجا 
بلوغ بهمن برفی؛ زمستونه زمستونه
فروغ شعر نو تنها، نگاه مبهم فردا
هوای ابری تیره، پر از دیوار و زندونه
اتاقک های تو در تو، کمان و قوس در ابرو 
دو چشم محکم و مشکی، پر از لب های خندونه 
گرفته حوض آبی غم، خیال و خواب ماهی نم
در این ابیات سرگردون، بیا خونه، بیا خونه
شب سرد سکوت و غم، هوای آسمون نم نم 
سیاه زندگی اما بهار اینجا تو ایوونه

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی