امیر بخشنده
اعتراضات اخیر بازاریان به گرانی نرخ ارز و تشدید رکودِ تورمی در اقتصاد ملی که برگرفته از مطالبات بحق و نادیده گرفتهشده فعالان صنفی است، با سوءاستفاده «کاسبانِ فرصت» در برخی شهرها از مسیر اصلی خود منحرف و به اغتشاش کشیده شده است.
همانطور که از تبلیغات رسانههای معاند در چند روز اخیر قابل پیشبینی بود، تروریستهای آموزش دیده دشمن موذیانه در صفوف معترضان حق طلب بازار لانه گزیدند و از فرصت تعطیلی کسبه برای اجرای اهداف خصمانه خود استفاده کردند.
تعدادی از هموطنان بیگناه در شهرهای مختلف توسط مزدوران اجیر شده رژیم صهیونیستی و آمریکا کشته شدند و اموال عمومی و خصوصی مردم مورد تعرض و تخریب قرار گرفت. ترس و ناامنی در مراکز تجاری فراگیر شد و اصل مطالبات اقتصادی بازاریان به حاشیه رفت.
کسبهای که سیاستهای غلط اقتصادی دولت را مسبب رشد بیوقفه قیمت ارز و گرانی اجناس میدانستند و به ادامه رکودِ تورمی در بازار گلایه داشتند، اینک در بُهت و حیرت نشستهاند که چگونه کاسبان فرصت، فرصت کاسبی آنها را از بین بردند، بیآنکه اعتراضات به حق آنها راه به جایی برده باشد.
آیا دولت صدای گلایه بازار را شنیده یا همه خواستههای صنفی در لابهلای هیاهوی اغتشاشگران به بایگانی سپرده شده است؟ آیا تصمیم گیران اقتصادی فهمیدهاند که در سایه نرخ تورم فعلی هیچ کاسبی قادر به جایگزین کردن اجناس فروخته شده قبلی خود با همان نرخ سابق نیست؟ آیا آنان که برای تغییر ناگهانی و بررسی نشده سیاستهای ارزی نسخه پیچیدند، متوجه شدهاند گرانیها، قدرت خرید مصرف کننده را کاهش داده و موجب تشدید رکود معاملات صنفی شده است؟
پاسخ مثبت به این شبهات و سئوالات بستگی به رفتار دولت در روزهای اخیر دارد. اینک در آستانه شروع بهمن و در حالی که مطابق با سنوات قبل میبایست با نزدیک شدن به ماههای پایانی سال، شاهد رونق نسبی در معاملات بازار و گردش مالی کسبه باشیم، تشدید رکود تورمی معاملات به قدری بالا رفته که حتی کفاف تأمین هزینههای ثابت واحدهای صنفی را نمیکند. بدتر اینکه نا امنی ایجاد شده از اغتشاشات اخیر، همان اندک مشتریان باقیمانده بازار را از حضور در مراکز خرید منصرف کرده و آخرین بارقههای امید به بهبود فضای کسب و کار را به یأس مبدل ساخته است.
اما برای دولت هنوز فرصت کمک به بازار باقیاست. تا دیر نشده باید برای گفتگوی رو در رو دولتمردان ارشد و معتمدین بازار با معترضان صنفی اقدام کرد. باید همین امروز صبورانه و در کمال متانت به دغدغه تک تک کسبه بازار گوش داد و تا حد امکان برای رفع مشکلات آنها تلاش کرد.
البته دولت در شبهای نخست تجمعات صنفی نشان داد که به این گفتمان راهگشا علاقه دارد و پس از نشست مستقیم با نمایندگان اصناف و بازار، کمیته ویژهای را مسئول رسیدگی به مشکلات کسبه کرد. برای چند مشکل عمومی و فراگیر اصناف در همان نشست نخست تصمیمات قاطع و راهگشایی گرفته شد و سایر خواستههای صنفی بازاریان هم اینک در مراجع تصمیمگیری با حضور نمایندگان جامعه اصناف در حال بررسی و چارهگشایی است. با این وجود روحیه آسیب خورده بازاریان از سالها بیتفاوتی دولت نسبت به خواستههای بحق آنها نیازمند التیام فوری است. ولی همچنان جیره خواران دشمن اجازه ایجاد چنین فضای مودت آمیزی را به دولت و اصناف نمیدهند.
اکنون که عموم بازاریان معترض با ارائه یک فرصت اصلاحگری به دولت موافقت کردهاند و خواهان بازگشایی واحدهای کسب خود هستند، همان «کاسبان فرصت» که هرگز ماهیت صنفی ندارند، هر روز با انواع تهدیدات خشونت آمیز مانع گشایش بازارها میشوند و اصنافی را که خواهان استفاده از «فرصت کاسبی» هستند، ارعاب میکنند.
هشیاری دستگاههای امنیتی و همکاری با معتمدین بازار برای شناسایی عوامل تخریبگر و ارعابکننده اصناف اکنون بسیار ضروری است.
باید حساب آنان که به دنبال ادامه اعتصابات و اغتشاشات هستند را از کاسبان واقعی و اصناف وطنپرست جدا کرد. همین تفکیک و تمایز موجب بازگشت اعتماد به بازار برای شروع کاسبیها خواهد شد و نقشه دشمن را برای تعطیلی اقتصاد ملی خنثی میکند.
قطعاً اعتماد متقابل بازار و دولت به یکدیگر، دوباره فرصت کاسبی را مهیا خواهد ساخت و فضای اقتصادی را از آ لودگیهای اخیر پاکسازی میکند.
فراموش نکنیم که قدم نخست برای این مفاهمه و اعتماد را دولتمردان ارشد باید بردارند و دوستی خود را با حمایت از بازاریان آسیبخورده ثابت کنند.

شما چه نظری دارید؟