با فشار انگشت بیقدرت و لرزان مشهدی علی کارگر هفتاد ساله، روتاتیو عظیم جدید اطلاعات شروع بهکار کرد
«مشهدی علی نادرخواه» کارگر هفتادساله و قدیمی اطلاعات هنگامی که دیشب دکمه ماشین عظیم و غول پیکر روتاتیو جدید اطلاعات را با انگشت لرزان وبیقدرتش فشار داد چند قطره اشک از چشمانش سرازیر شد.
در کنار او به سناتور عباس مسعودی و گروه انگشت شماری از همکاران قدیمی اطلاعات هم آنچنان احساسی که به مشهدی علی دست داد مسلط گردید، آنها هم بیاختیار چندقطره اشک ریختند.
این اشکها اشک شادی بود و هزاران معنی در برداشت. معنی شکرگزاری، معنای غرور و افتخار و معنی پیروزی و عظمت. در یک لحظه خاطرات ۴۳ سال قبل در افکار این گروه انگشت شمار نقش بست و آنان که سالها بعد از چنان روزی، پا به عرصه وجود گذاشتند و امروز هر یک بقوه قلم با بازوان خود در این دستگاه عظیم مطبوعاتی نقشی ایفاء میکنند، سعی کردند که آن روزگار و زمانی را که «مشهدی علی» جوان با بازوان قوی خود چرخ ماشین «چاپنامه اخبار» را بگردش در آورد و نخستین ورق یک صفحهای اطلاعات را به ارزش دوشاهی بیرون داد بیاد آورند.
تجسم آن لحظه و مقایسه آن با آنچه در برابر دیدگان حیرتزده همگان نقش بسته بود برای نسل جوان کاری بس دشوار مینمود. فقط آن عده انگشت شمار میتوانستند سیر تحولات اطلاعات را از صفر به عرش بخود بقبولانند و سایرین بیاختیار درسی عبرت آمیز از پشتکار و حاصل آن موفقیت و پیروزی کسب کنند.
*مجلس پرشور
خانواده اطلاعات دیروز سالروز چهل و سومین سال تولد خود را به طور شکوهمند و پرشوری جشن گرفت و مجلس زمانی آغاز شد که بعد از ظهر دیروز روتاتیو غول پیکر و جدید این موسسه، روزنامه اطلاعات را در شکل و قطع جدیدی تقدیم هزاران تن از مردم ایران که سالیان دراز این اوراق را همدم و مونس شبانه روز خویش میداند نمود.
*بحث کوچه و بازار
دیشب و امروز همه جا بحث از تحولات «اطلاعات» بود. در کوچه و بازار همه از یکدیگر میپرسیدند «راستی روزنامه اطلاعات را دیدی بزرگ شده» . پدران کهنسال برای فرزندان خانواده خود از گذشته اطلاعات سخن به میان آوردند و شرح کوششهای طاقتفرسای آن را در طول ۴۳ سال فعالیت و خدمات مطبوعاتی بازگو کردند. بازگوئی خاطرات آن روز و روزگاران، خود شیرینی خاص به همراه داشت. و پدری دیشب تلفن میکرد و به من میگفت: راستی نسل امروز اهمیت وجودی چنین موسسهای را درک میکند؟
«من یکی از نسخ روزنامه اطلاعات را در سالهای اولیه انتشار در میان کتابهایم داشتم. امشب بیاختیار بیاد آن افتادم، آنرا پس از جستجو یافتم، در میان صفحات جدید اطلاعات گذاشتم و به نوهام که تازه از آمریکا آمده دادم. او نیز بیاختیار حیرت کرد و با تمام وجود خویش به اطلاعات تبریک گفت. آری، آن نسخه اطلاعات به قدرت بازو از لابلای دستگاهی کوچک و محقر اما با ارزش بیرون آمده بود. اما این اوراق رنگارنگ امروز حاصل علم و تکنولوژی نیمه دوم قرن بیستم است. کسب این عظمت و این جلال و استفاده از نتایج علوم و تکنولوژی جدید، خود در خور اهمیت فراوان است.
*سخنان سردبیر
در حقیقت نکات این خواننده قدیمی اطلاعات موید همان مطالبی بود که در جشن دیروز اطلاعات بیان شد و موقعیتی بود که همکاران قدیمی اطلاعات این سیر تحولات و ترقیات شگفت انگیز را بزبان آورند.
در آغوش سبدهای عظیم گل که از طرف کارکنان اطلاعات در کار «روتاتیو» عظیم و جدید اطلاعات قرار گرفته بود، نخستین ناطق این جشن پرشور آقای مهندس حسین کردبچه سردبیر اطلاعات، حق داشت که به آنچه در برابر دیدگانش جلوه میکرد استناد کند و بیان نماید «چه شاهدی بالاتر از این دستگاه عظیم برای تشریح عظمت و تلاش انسان، وجودی که با عشقی پرشور و از صمیم قلب خدمتی حیاتی و بزرگ به اجتماع ما آغاز کرد».
اشاره او به خدمت و کوششهای انسان خودساختهای بود که غرق در گذشته، لحظات چهل و سه سال تلاش و کوشش پیگیر را در افکار خویش مجسم میکرد.
هنگامی که سردبیر اطلاعات کوشش کرد تصویری از دو اطاق و یک زیرزمین در خانه «وثوق نظام» در یکی از کوچههای لالهزار که مرکز اطلاعات چهل و سه سال قبل بود برای حاضران ترسیم کند، همه متوجه این نکته نشدند که سناتور عباس مسعودی بیاختیار به نقطهای خیره شد و در یک لحظه تهران آن روز و آن چند همکار معدود و آن تلاش پیگیر را به خاطر آورد.
مهندس کردبچه در سخنان خود انگشت بر روی نقطه حساسی گذاشته و گفت در این مدت چهل و سه سال اطلاعات فقط از نظر توسعه وسائل فنی پیشرفت نکرده بلکه از لحاظ تربیت در روزنامهنویسی نیز حقی بر مطبوعات اجتماع ما دارد. تاکنون در این موسسه صدها تن به کسوت روزنامهنگاری در آمدهاند و در حقیقت نام اطلاعات به عنوان مکتب با ارزشی در این زمینه در تاریخ تحولات اجتماعی ایران به ثبت خواهد رسید.
(به نقل از ۷ تیر ۱۳۴۸)
ادامه دارد ...

شما چه نظری دارید؟