حسین کاوشی
این مقاله در بخش قبلی که هفته گذشته - ۲۴ دی - منتشر شد به تلاش جمهوری اسلامی ایران در آذر ۱۳۶۲ برای مقابله با جنگ تبلیغاتی دشمنان خارجی در دفاع مقدس و برگزاری کنفرانسی در تهران برای بازنمایی ابعاد مختلف جنایت رژیم بعثی صدام به جهانیان پرداخت .اینک بخش دوم و پایانی مقاله تقدیم خوانندگان محترم می شود.
***
راویان و روایتها – آناتومی یک جنگ روانی متقابل
کنفرانس تهران صحنهای بود برای به صحنه آمدن راویانی که صدایشان در رسانههای جهانی شنیده نمیشد. هر سخنران، قطعهای از پازل افشای جنایات علیه ایران را کامل میکرد:
آیتالله مهدوی کنی، تحلیلگر ژئوپلیتیک جنایت
سخنرانی ایشان فراتر از محکومیت اخلاقی بود. آیتالله مهدوی کنی با اشاره به اسناد وزارت خارجه درباره طرح تجزیه ایران، جنایت را در چارچوب «توطئهای استعماری برای تغییر نقشه خاورمیانه» تحلیل کرد. اشاره ایشان به «عربستان جنوبی» (برای خوزستان) و طرح جداکردن کردستان و بلوچستان، نشان میداد که جنگ، تنها یک درگیری مرزی نبود، بلکه ادامه سیاستهای استعماری قرن بیستم با ابزاری جدید بود.
حجتالاسلام حسین صدر: حقوقدان جنایت
صدر با ذکر موارد عینی مانند «ذوب کردن مخالفان در مواد شیمیایی»، جنایت بعث را در چارچوب قوانین بینالمللی قرار میداد. این اشاره، پیشدرآمدی هولناک بود بر آنچه بعدها در حلبچه و علیه رزمندگان ایرانی اتفاق افتاد. صدر همچنین به مکانیسمهای سرکوب سیستماتیک اشاره کرد: «مراکز امن تحت عناوین مختلف» که نشاندهنده بوروکراسی وحشت بود و گفت: «اگر کسی یک واحد از انسانیت را ترور کند تمام انسانیت را ترور کرده است. چگونه و به چه شکل دربارهی کسی که ملتی را با خون و آتش و آهن به مرگ می فرستد قضاوت کنیم. کسی که با حمایت استکبار جهانی به چنین کاری دست زده است.وی افزود:« ای برادران و خواهران شما را دعوت می کنیم تا نقش قانونی خود را در برابر سازمان های بین المللی که موضع بین المللی بی طرفانه ی خود را هنوز از دست نداده اند ایفا کنید. رژیم صدام مراکز امن مختلف تحت عناوین مختلف ایجاد کرده است». اصطلاح «بوروکراسی وحشت» ، به درستی نشان میدهد که رژیم صدام، تنها یک حکومت خشن نبود، بلکه «یک دولت مدرن تمامیتخواه» بود که از سازوکارهای دیوانسالاری مدرن برای اعمال ترور سیستماتیک استفاده میکرد. این، همان چیزی است که «هانا آرنت»(فیلسوف سیاسی) در تحلیل خود از توتالیتاریسم، «عقلانیت ابزاری در خدمت غیرعقلانیترین اهداف» مینامد.کنفرانس تهران با افشای جزئیات این سیستم - مانند مراکز امن تخصصی، روشهای استاندارد شکنجه و اعدامهای اداریشده - در حقیقت در حال نشاندادن همین «سیمای مدرن و نظاممند جنایت» بود، نه صرفاً اعمال خشونتبار پراکنده.
شیخ راغب حرب از لبنان، نظریهپرداز وحدت اسلامی
سخنرانی شیخ راغب حرب از محلینگری فراتر میرفت. او با بیان اینکه «وحدت در جهان اسلام امری اختیاری نیست بلکه واجب و تکلیف شرعی میباشد»، جنایت صدام را نه فقط علیه شیعیان یا ایرانیان، که علیه «امت اسلام» به عنوان یک کل تعریف میکرد. این فراتررفتن از مرزهای ملی، پاسخی استراتژیک به پروپاگانداهای ناسیونالیسم افراطی بعث بود.
شیخ راغب حرب امام جمعه شهر جبشید در جنوب لبنان در بخشی از سخنرانی اش گفت:« جنایات صدام منحصر به مردم عراق نیست و شامل حال همه مردم جهان اسلام می باشد. نجف اشرف شهری که گهواره علم و محل مجمع طلاب علوم دینی است در محاصره ی نیروهای صدام قرار دارد و تعداد قابل ملاحظه ای از علمای این شهر به شهادت رسیده اند.» وی در قسمت دیگری از سخنانش با اشاره به این مطلب که وحدت در جهان اسلام امری اختیاری نیست بلکه واجب و تکلیف شرعی می باشد، گفت:«کشورهای اسلامی در جهان اجزای تفکیک ناپذیر از یکدیگر هستند و مسئله عراق جدا از افغانستان و اریتره و فلسطین و جنوب لبنان نیست». وی در ارتباط با جنایات بیشمار صدام در عراق به این نکته اشاره کرد که جنایات صدام در تاریخ نظیر نداشته است. حرب در قسمت دیگری از سخنان خود از ستمی که توسط استکبار جهانی به مسلمان سراسر عالم اعمال می شود یاد کرد و گفت رژیم فرانسه هواپیماهای مرگبار و جدید خود را علیه مردم بی دفاع لبنان آزمایش میکند و ما باید تکلیف خود را در این وضع نامناسب و ناهنجار به عنوان یک مسلمان آگاه درک کرده و به تکالیف الهی خود عمل کنیم.
ام زینب؛ صدای مقاومت زنان
حضور یک زن عراقی به نام «ام زینب» و تشریح جنایات خاص علیه زنان، بعد جنسیتی وحشت را افشا میکرد. شرح «شکنجه زنان در برابر چشمان همسرانشان» و «ربودن زنان به عنوان ابزار فشار»، نشان میداد که رژیم بعث، از بدن زنان به عنوان میدان جنگ دیگری استفاده میکرد. این روایت، تصویر سنتی از جنگ را که معمولاً مردانه است، به چالش میکشید.
نمایندگان بینالمللی؛ وجدان بیدار جهان سوم
حضور شخصیتهایی از نیجریه، هند، آفریقای جنوبی و لبنان در کنفرانس تهران نشان میداد که مسئله صدام، مسئلهای فرامرزی است. دکتر علی میرزا محتشم از هند، صدام را «جنایتکار بینالمللی» خواند و سکوت سازمانها را ناشی از وابستگی به ابرقدرتها دانست. این اتحاد، شکلگیری یک «جبهه جنوب جهانی» علیه استعمار نوین و رژیمهای دستنشانده را نشان میداد.
تور خرمشهر ؛ وقتی دیوارها رسانه شدند
شاید قدرتمندترین بخش استراتژی رسانهای کنفرانس، «بازدید میدانی از خرمشهر» بود. ۱۵۰ تن از شخصیتهای سیاسی، مذهبی و حقوقی۳۱ کشور جهان که برای شرکت در کنفرانس بررسی جنایات صدام و هفته وحدت به ایران آمده بودند، بعد از ظهر ۲۹ آذر ۱۳۶۲ برای دیدار از آثار جنایات رژیم عراق، عازم شهرهای آبادان و خرمشهر شدند. این عده در طول مسیر شهرهای آبادان و خرمشهر از زمینهای آزاد شده در عملیات بیت المقدس و ثامن الائمه (ع) که به بیش از پنج هزار و پانصد کیلومتر می رسد و سنگرها و خاکریزها و استحکاماتی که عراق جهت پدافند در این منطقه ایجاد کرده بود و همچنین از احداث میادین مین، لاشهی تانکها و نفربرها و خودروها و سایر ادوات رزمی سوخته و منهدم شده عراق دیدن کردند. این هیئت همچنین پس از بازدید از نقاط مسکونی و ستادهای بازسازی، این شهر را به سوی اهواز ترک کردند. یکی از میهمانان خارجی به نام دکتر علی عماری پزشک مقیم هامبورگ، پس از بازدید از خرمشهر اظهار داشت: «من از این همه وحشی گری متأسف هستم. جنایاتی که رژیم بعثی عراق در خرمشهر انجام داده در هیچ جای دنیا نظیر ندارد و خیلی از شهرهای آلمان پس از جنگ جهانی دوم اکثراً تا هفتاد درصد تخریب شده بود؛ ولی آنچه من در خرمشهر مشاهده می کنم۹۵ درصد خانه های مسکونی ویران شده است. صدام حسین با انجام چنین جنایاتی فرعون و هیتلر این قرن است و اگر او را به عنوان هیتلر بغداد معرفی کنیم خیلی کم گفته ایم.» این پزشک در رابطه با سکوت مجامع بین المللی در مورد جنایات رژیم بغداد گفت: علت سکوت مجامع بین المللی این است که داعیان حقوق بشری یا وابستگی به شرق دارند و یا به غرب، رژیم بعثی عراق هم به شرق وابسته است و هم به غرب
این اقدام، چندین کارکرد رسانهای مهم داشت:
۱. تبدیل اسناد کاغذی به واقعیت عینی
هیچ گزارش مکتوبی نمیتوانست تأثیر دیدن عینی «۹۵ درصد ویرانی» (به قول دکتر علی عماری، پزشک آلمانی) را داشته باشد. شرکتکنندگان با چشمان خود ویرانیای را دیدند که محصول یک کشتار نظامی سازمانیافته بود، نه یک «درگیری دو طرفه».
۲. تولید محتوای تصویری دست اول
شرکتکنندگان به سفیران تصویری بدل شدند. عکسها و خاطرات آنان از لاشه تانکها، میادین مین و خانههای ویران شده، بعدها در رسانههای کشورهای خود منتشر شد. این تصاویر، «گواه عینی» بودند که ادعاهای کنفرانس را تأیید میکردند.
۳. ایجاد پیوند عاطفی میان ناظران بینالمللی و فاجعه
دکتر عماری با بیان اینکه «صدام حسین... فرعون و هیتلر این قرن است» نشان داد که چگونه مشاهده مستقیم میتواند یک ناظر بیطرف را به یک شاهد خشمگین تبدیل کند. این تغییر نقش، دقیقاً هدف استراتژی رسانهای کنفرانس بود.
۴. شکستن فاصله روانی
رسانههای غربی معمولاً جنگهای جهان سوم را به گونهای پوشش میدادند که گویی در سیارهای دیگر اتفاق میافتند. تور خرمشهر این فاصله روانی را در هم شکست. ویرانیها قابل مقایسه با ویرانیهای جنگ جهانی دوم در اروپا شدند - مقایسهای که دکتر عماری به صراحت انجام داد.
پاسخ جهانی - سکوت، واکنشها و تأثیرات
کنفرانس تهران اگرچه در رسانههای اصلی غرب پوشش گستردهای نیافت، اما تأثیرات زیرپوستی قابل توجهی داشت:
۱. فعالسازی شبکههای خبری جایگزین
خبر کنفرانس از طریق شبکههای دیاسپورای عراقی و ایرانی، خبرگزاریهای کشورهای غیرمتعهد، و نشریات چپ و مذهبی در اروپا و آمریکا منتشر شد. این نشان داد که در عصر انحصار رسانهای، «راههای فرعی ارتباطی» همچنان میتوانند مؤثر باشند.
۲. تحت فشار قرار دادن سازمانهای بینالمللی
اگرچه سازمان عفو بینالملل و سازمان ملل واکنش فوری نشان ندادند، اما این کنفرانس پرونده جنایات بعث را برجسته کرد. فشار افکار عمومی در کشورهای جهان سوم و جامعههای مذهبی، به تدریج این سازمانها را وادار کرد که در سالهای بعد، مواضع صریحتری اتخاذ کنند.
۳. ایجاد سابقه تاریخی برای محاکمات آینده
اسناد و شهادتهای ارائه شده در این کنفرانس، بعدها در محاکمات صدام حسین پس از سال ۲۰۰۳ مورد استناد قرار گرفت. بسیاری از جنایاتی که در سال ۱۳۶۲ در تهران محکوم شدند - از کشتارهای دسته جمعی تا استفاده از سلاح شیمیایی - در نهایت در دادگاه عراق اثبات و موجب محکومیت او شدند. به این معنا، کنفرانس تهران «دادگاه پیشتازی» بود که کیفرخواست تاریخ را زودتر نوشت.
۴. الگوسازی برای مقاومت رسانهای
کنفرانس تهران نشان داد که چگونه یک کشور یا جنبش تحت محاصره رسانهای میتواند با ابتکار عمل، میدان ارتباطی خود را ایجاد کند. این الگو بعدها توسط سایر جنبشهای مقاومت در جهان مورد مطالعه و اقتباس قرار گرفت.
برای نمونه می توان حزب الله لبنان و تأسیس شبکه المنار به عنوان صدای مقاومت در جنگ ۲۰۰۶ و پس از آن، که مستقیم و بدون فیلتر با مخاطب عربی سخن میگفت. همچنین جنبش انصارالله یمن و استفاده هوشمندانه از رسانههای اجتماعی و شبکه المسیره برای مقابله با سکوت خبری محاصره و جنگ یمن اشاره کرد. برگزاری کنفرانسهای مردمی بینالمللی برای افشای جنایات دولتهای دستنشانده آمریکای لاتین نیز مشابه کارکرد افشاگری کنفرانس تهران را داشته است.
درسهایی برای امروز
بازخوانی کنفرانس تهران در آینه تحولات رسانهای امروز، درسهای ارزشمندی دارد:
۱. اهمیت ایجادزیرساخت های مستقل
در عصر انحصار چند رسانهای غولپیکر، هنوز امکان ایجادسکوهای جایگزین وجود دارد. کنفرانس تهران نمونهای اولیه از این امر بود . امروز با دیجیتالسازی، این امکان صدچندان شده است.
۲. قدرت روایت شخصی در مقابل گزارش رسمی
شهادتهای شخصی قربانیان و شاهدان عینی در کنفرانس، تأثیری داشت که هیچ گزارش دیپلماتیک خشکی نمیتوانست داشته باشد. این درس امروز در قدرت «داستانگویی» (Storytelling) در رسانهها بازتاب یافته است.
۳. لزوم مستندسازی سیستماتیک
کنفرانس بر اهمیت جمعآوری سازمانیافته اسناد، نامها، تاریخها و مکانها تأکید داشت. در عصر اطلاعات، این مستندسازی اهمیت بیشتری یافته است.
۴. بینالمللیسازی مبارزه محلی
حضور نمایندگان۳۱ کشور نشان داد که چگونه یک مسئله ملی میتواند با جلب حمایت بینالمللی، به دغدغه جهانی تبدیل شود. این استراتژی در عصر شبکههای اجتماعی جهانی، قابلیت اجرایی بیشتری یافته است.
۵. افشای دوگانگی استانداردهای حقوق بشری
کنفرانس موفق شد دوگانگی رفتار غرب را افشا کند: دفاع انتخابی از حقوق بشر که تابعی از منافع استراتژیک است. این انتقاد امروز نیز به قوت خود باقی است.
نمادی از مقاومت در برابر انحصار خبری
در مجموع،کنفرانس بینالمللی بررسی جنایات رژیم بعث عراق در آذر ۱۳۶۲، اگرچه در رسانههای جریان اصلی غرب به حاشیه رانده شد، اما هرگز فراموش نگشت. این رویداد، نمادی شد از مقاومت در برابر انحصار خبری؛ نشان داد که چگونه میتوان در اوج سکوت جهانی، فضایی برای شنیده شدن صدای مظلومان ایجاد کرد.
امروز که بخشی از جنایات صدام در محاکم بینالمللی به رسمیت شناخته شده، اهمیت آن کنفرانس بیشتر آشکار میشود. آن نشست، تنها محکومیت یک رژیم نبود؛ اعلامیهای بود درباره حق ملتها برای روایت تاریخ خود از منظر خودشان. در جهانی که هنوز روایتهای قدرتهای بزرگ بر تاریخنگاری مسلط است، کنفرانس تهران یادآوری میکند که هر سکوتی را میتوان شکست، اگر ارادهای برای بازگویی حقیقت وجود داشته باشد.

شما چه نظری دارید؟