اسما پورزنگیآبادی - روزنامه اطلاعات| در سالهای اخیر، موضوع «سرمایه اجتماعی» بهعنوان یکی از مؤلفههای بنیادین توسعه پایدار، بیش از گذشته در محافل علمی، نخبگانی و عمومی کشور مطرح شده است؛ سرمایهای ناملموس اما حیاتی که بر پایه اعتماد، مشارکت، همکاری و احساس تعلق جمعی شکل میگیرد و نقشی تعیینکننده در موفقیت برنامههای عمومی از جمله حفاظت از محیطزیست و منابعطبیعی دارد.
با این حال بسیاری از کارشناسان هشدار میدهند میان مردم و نهادها دیوار بلندی از بیاعتمادی قد کشیده و سرمایه اجتماعی در ایران با روندی کاهشی روبهروست؛ روندی که پیامدهای آن نهتنها در عرصه روابط اجتماعی، بلکه در نحوه برخورد جامعه با چالشهای متعدد از جمله در حوزه محیط زیست، جبرانناپذیر است.
ناآگاهی مردم و مسئولان
ابوالفضل میرقاسمی، کارشناس منابعطبیعی و آبخیزداری و عضو هیأت موسس انجمن ترویج فرهنگ مسئولیت اجتماعی در نشست «تغییر اقلیم و جوامع محلی؛ از مواجهه تا سازگاری پایدار» که از سوی پژوهشکده سوانح طبیعی برگزار شد، با اشاره به بحرانهایی که در جهان، تغییرات آبوهوایی ایجاد کرده است گفت: سازگاری با تغییر اقلیم شرطی دارد و آن این که سرمایه اجتماعی قوی باشد و مردم، همدلی و مسئولیتپذیری و مشارکت داشته باشند.
عوامل تخریب سرزمین، کاهش تنوع زیستی و تغییرات آبوهوایی با یکدیگر ارتباط متقابل داشته و در ایجاد پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از زوال اکوسیستم حیاتی و تشدید فقر و مهاجرتهای اجباری نقش دارند.
عوامل متعددی موجب تخریب سرزمین شده است که از جمله آنها میتوان به پایین بودن سطح آگاهی مردم و مسئولان در مورد نقش و اهمیت منابعطبیعی و خدمات محیط زیستی اکوسیستمها، افزایش جمعیت، روشهای نادرست بهرهبرداران محلی در زمینههای کشاورزی و دامپروری و نیاز نیازمندان و حرص و طمع آزمندان و سودجویان اشاره کرد. برخی سیاستهای نادرست و ناکارآمد، کمبود ضوابط و استانداردهای فنی موردنیاز و ضعیف شدن سرمایه اجتماعی از دیگر عوامل اثرگذار در تخریب محیطزیست و منابعطبیعی کشور است.
عوامل تخریبکننده
اینکارشناسمنابعطبیعیو آبخیزداری با بیان این که سرمایه اجتماعی تعاریف متعددی دارد، اظهار کرد: در یک تعریف، سرمایه اجتماعی، مجموعهای از موهبتها و امتیازات اجتماعی است که ابعاد و مؤلفههای فراوانی دارد و متناسب با فرهنگ بومی یا ملی هر جامعه، به تسهیل و تشدید همگرایی میان افراد و گروههای آن جامعه میانجامد و افراد و گروهها را قادر میسازد با یکدیگر کار کنند.
وقتی سرمایه اجتماعی ضعیف میشود، همدلی و اعتماد و مسئولیتپذیری و مشارکت در جامعه کمرنگ شده و در نتیجه این وضعیت، محیطزیست و منابعطبیعی هم مورد توجه قرار نمیگیرد و تخریب میشود.
به عقیده وی عوامل زیادی باعث تخریب سرمایه اجتماعی در ایران شده است؛ وعدههای انتخاباتی محققنشده، اخبار ناامیدکننده رسانهها درخصوص اختلاسها و کلاهبرداریها، فیشهای نجومی، زمینخواری، رانتخواری، کوهخواری و جنگلخواری و ...
بیثباتی قوانین و مقررات و تغییرات زیاد در آییننامهها، افزایش شدت فقر و نابرابری و آسیبهای اجتماعی، کمتوجهی به فرهنگ غنی و سابقه تمدنی هفتهزار ساله ایران، کمتوجهی به سرمایههای نمادین و افتخارآفرینان مانند مشاهیر و مدالآوران، برخی سیاهنماییها و خودکوچکبینی ایرانیان که سبب القای ناامیدی و کمرنگ شدن حس غرور و افتخار ملی میشود از عوامل دیگری هستند که بر این موضوع مؤثرند.
ضعف نظام آموزشی، برخوردهای تبعیضآمیز و رانتی، بعضی نابرابریهای اجتماعی و اعمال نفوذها یا سختگیریها در خصوص ایجاد نهادهای مدنی هم در تضعیف سرمایه اجتماعی ایران تأثیر داشته است.
به گفته میرقاسمی، ضعف در نظام حکمرانی نیز ضعیف شدن سرمایه اجتماعی را موجب شده است؛ به گونهای که بیش از ۷۰ درصد اقتصاد در دست دولت و حاکمیت است، با تشکلها برخورد میشود و رسانهها را محدود میکنند.
کاهش همکاری
کارشناس منابعطبیعی و آبخیزداری با تأکید بر این که کاهش و ضعف سرمایه اجتماعی، سبب کاهش سطح اعتماد و روحیه همکاری، مشارکت، مسئولیتپذیری و پاسخگویی میشود، اظهار کرد: از بین رفتن شبکههای اجتماعی و کاهش میزان مشارکت مدنی اعضای جامعه، از دیگر تبعات تضعیف سرمایه اجتماعی است. یکی از اثرات از دست رفتن سرمایه اجتماعی، بروز پدیده «تراژدی منابع مشترک» و در نتیجه رقابت شدید برای بهرهبرداری بیرویه از منابع و تخریب سرزمین و محیطزیست است.
میرقاسمی در ادامه برخی نمودهای تضعیف سرمایه اجتماعی در ایران را برشمرد و گفت: وجود آمار بالای چاههای غیرمجاز که از عوامل مهم تشدید بحران آب شده، یکی از مصادیق این شرایط است. همچنین، وقتی سرمایه اجتماعی ضعیف باشد در مدیریت پسماند با مشکل مواجه میشویم.
میگوییم تفکیک زباله از مبداء باید انجام شود ولی افراد راضی نمیشوند و میگویند به ما چه! یا زباله را در طبیعت رها میکنند. میگوییم برای کنترل آلودگی هوای تهران از وسایل نقلیه عمومی استفاده شود ولی افراد میگویند به ما چه؟ بیتفاوتی و عدم همکاری در حفاظت از محیطزیست و اطفای حریق در جنگلها از دیگر نمودهای آن است. خیلیها میگویند آتشسوزی جنگل و مرتع، مشکل ما نیست و مشکل دولت است.
کاهش سرمایه اجتماعی همچنین سبب سوءاستفاده و تغییر کاربری اراضی ملی و گسترش ویلاسازیها و تخریب جنگلها و مراتع میشود.
وی با بیان این که دانش بومی ما حاکی از آن است که در گذشته، نیاکان خردمندمان از انواع تشکلها و همیاریها استفاده میکردند تا بتوانند شرایط سخت محیطی ایران را تحمل کنند، تأکید کرد: با توجه به شرایط خاص کشور، مسئولان باید بیش از پیش به سرمایه اجتماعی توجه کنند.
مولد همه سرمایهها
دکتر غلامرضا غفاری، جامعهشناس و عضو هیأت علمی دانشگاه تهران نیز با بیان اینکه سرمایه اجتماعی در یک معنای ساده، بیانگر کم و کیف روابط اجتماعی و نحوه تعامل کنشگران اجتماعی است گفت: از تفاوتهای سرمایه اجتماعی با دیگر سرمایهها اعم از مادی و فیزیکی، این است که سرمایه اجتماعی دیر حاصل میشود و سریع از کف میرود.
وجود سرمایه اجتماعی، موجب کارآمدی و اثربخشی بیشتر برای ایجاد سرمایههای مادی، انسانی و فرهنگی میشود. قدرت زایش و زایندگی از ویژگیهای این سرمایه است و استفاده درست از آن نه باعث استهلاک بلکه سبب قوام و توان بیشتر آن میشود.
غفاری تصریح کرد: بیش از ۷۰ سال است که توسعه در کشور را با برنامه پیش میبریم اما به نظر من از ناکامیابیهای فرایند توسعه در ایران آن است که نتوانسته سرمایه اجتماعی درونگروهی را به سرمایه اجتماعی بینگروهی ارتقا دهد.
زندگی انجمنی
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران در بخش دیگری از سخنانش اظهار کرد: سه پیمایش ملی سرمایه اجتماعی که تاکنون نتایج آن در دسترس قرار گرفته با ارزیابی ۱۲۰ شاخص نشان میدهد که از سال ۱۳۹۴ به این سو سرمایه اجتماعی در حال کاهش بوده است.
نمودار میانگین شاخص سرمایه اجتماعی کشوری در سال ۱۴۰۰ نشان میدهد تنها استان گیلان، بالاتر از شاخص متوسط سرمایه اجتماعی قرار دارد.
دکتر غفاری در بخش دیگری از سخنانش پیشنهاداتی را مطرح کرد، از جمله این که تمامی برنامههایی که در مقیاسهای مختلف از سطح محلی تا ملی تعریف میشوند، باید حساسیت لازم را نسبت به سرمایه اجتماعی داشته باشند. نکته دیگر این که جامعه را باید با لنز سرمایه اجتماعی ببینیم، یعنی همه آحادو افراد را به مثابه داراییهای بالقوه جامعه تلقی کنیم. دیدن بخشهای خاص و در پیش گرفتن سیاستهای خاص، زمینه را برای حاشیهای شدن و طرد اجتماعی فراهم میکند و همبستگی و یکپارچگی را زیر سؤال میبرد.
آنچه به صورت مشترک در ادبیات سرمایه اجتماعی میبینیم این است که تلاشها باید معطوف به آن باشد که به جای دیوار، پل بسازیم. چه بخواهیم و چه نخواهیم، جامعه حفرههایی دارد و یکدست نیست. هنر این است که پل بسازیم و این جز از طریق سرمایه اجتماعی و همیاری و همکاری ممکن نیست.
وی افزود: برای این که چنین شرایطی محقق شود باید فرصت و بستر لازم برای کنشگری اجتماعی فراهم و اجازه داده شود زندگی انجمنی تقویت شود و افراد، اجتماعات خود را داشته باشند، نه جمعهایی که سیستم از بیرون و بالا تعریف کرده باشد، بلکه جمعهایی که به صورت خودجوش شکل بگیرد. همه اینها میتواند مولد سرمایه اجتماعی باشد و به آن عمق بیشتری ببخشد.
