سه‌شنبه ۳۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۰:۴۳
نظرات: ۰
۰
-
[ بهرام امیر احمدیان ] فرصت‌ها و چالش‌ها

ایران ذاتا توانایی تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای تاثیر  گذار در توسعه جهانی را دارد و استعدادهای آن باید بکار گرفته شود. تکیه بر نیروهای ملی قدرتمند، بکارگیری جوانان مستعد و کارآمد در ماشین دولت و انسجام ملی می تواند ایران را به جایگاه مورد انتظار رهنمون شود.

بهرام امیراحمدیان - روزنامه اطلاعات: در یک نگرش تاریخی مربوط به جایگاه ایران که به سده چهارم و پنجم هجری و محتوای رساله «التفهیم» از ابوریحان بیرونی مربوط است، جهان از نظر تقسیمات اقلیمی به هفت «اقلیم» تقسیم می شود. در این تقسیم بندی، ایران در اقلیم چهارم قرار داده شده است و در نمایش این تقسیم بندی، هفت دایره ترسیم شده و هر اقلیم در یکی از این دایره ها جای گرفته است.

در شمای کلی، یکی از دایره ها در وسط و شش دایره دیگر در پیرامون دایره وسط قرار گرفته اند. این دایره وسطی که همان «اقلیم چهارم» است «ایرانشهر» نامیده شده است. در ترسیم خطی هم از شرق به غرب، اقلیم چهارم(ایرانشهر) در وسط قرار می گیرد(سه اقلیم در راست و سه اقلیم در چپ).

حکیم نظامی گنجوی (شاعر بلند آوازه ایرانی قرن ششم) از این ترتیبات بهره گرفته و این تقسیمات را ستوده و چون ایران در مرکز این تقسیم بندی قرار گرفته، سروده است:
همه عالم تن است، ایران دل/ نیست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران دل زمین باشد/ دل ز تن به بود یقین باشد

از سویی دیگر، ایران در دوره شکوفایی «جاده ابریشم»، پل ارتباطی بین دو امپراتوری چین در شرق و روم در غرب بود و از این موقعیت ارزشمند ترانزیتی آن عصر بهره مند می شد و افزون بر کسب درآمد، از موقعیت جغرافیایی خود سود می جست. با تغییرات تاریخی، ناامنی راهها و اکتشافات جغرافیایی و برقراری ارتباطات دریایی، این موقعیت دگرگون شد. امروزه بیش از ۸۵ درصد تجارت جهانی از طریق حمل و نقل آبی صورت می گیرد و انتقال نفت خام و گاز طبیعی از محل تولید به محل مصرف از طریق خطوط لوله و برق بواسطه خطوط انتقال صورت می گیرد. حمل و نقل مسافر در مسیرهای هوایی، زمینی و دریایی در افزایش جایگاه اقتصادی، سیاسی و ژئوپلیتیکی کشورها نقش مهمی ایفا می کنند. 

برخی از جریان ها در گذشته و اکنون با استناد به این موقعیت های ذهنی و عملی، ایران را «مرکز عالم» دانسته و بر این باور بوده و امروزه هم هستند که هر ارتباطی در جهان در مسیر شرق به غرب و شمال به جنوب، ناگزیر است که از ایران عبور کند. این باور تا بدانجا کشیده شده که امروزه بدون در نظر گرفتن تحولات شگرف جهانی در جغرافیای سیاسی جهان و ساختارهای اقتصادی و زیرساختی، انتظار می رود ایران در هر تحولات منطقه ای و جهانی مورد توجه قرار گیرد، بدون اینکه از نظر زیرساخت های اقتصادی-سیاسی توانسته باشد خود را برای ایفای نقش مطلوب آماده سازد و در سیاست های منطقه ای و جهانی ادغام شده باشد.

با وجودی که ایران از نظر مکانی در منطقه مناسبی برای ارتباطات قرار دارد، ولی به سبب پاره ای از محدودیت های خارجی و داخلی که پیش روی کشور بوده، در راستای اهداف و خواسته های ایران مورد بهره برداری قرار نگرفته است. یک عبارت کلیشه ای در اغلب گفته ها و نوشته ها تکرار می شود: «ایران دارای بهترین موقعیت ژئوپلیتیکی است». بهره گیری از تعریف و مفهوم ژئوپلیتیک بطور شایسته ای انجام نشده است و این اصطلاح در معنای غیر واقعی خود در ادبیات سیاسی ایران و اغلب رسانه ها بکار گرفته می شود.

ایران از نظر توانایی های محیطی و زیرساختی و شکل جغرافیایی سرزمین، مقدار تولید محصولات کشاورزی، صنعتی و راههای ارتباطی ریلی و جاده ای (شمالی-جنوبی، شرقی-غربی)، دسترسی به آب های آزاد، بنادر دریایی بین المللی، فرودگاهها، تعداد و ترکیب جمعیت، زیرساخت های صنعتی و اقتصادی و هر آنچه شاخص های لازم برای توسعه نیاز است را در اختیار دارد. سیاستگذاری در راستای بکارگیری این استعدادها و تدوین سیاست خارجی منشعب از سیاست داخلی کارآمد، مهمترین نقطه کلیدی توسعه است.

ارتقای موقعیت جغرافیایی یک کشور به جایگاه ژئوپلیتیکی، نیازمند توجه به سه لایه از شبکه های ارتباطی است: لایه نخست زیر ساختی، لایه دوم فرایندی و لایه سوم فضایی است. تجارت خارجی و ارتباطات و مبادلات در این لایه ها صورت می گیرد.

هنگامی که این سه لایه بطور مطلوب و مناسب و هماهنگ عمل کنند، ارتباطات تجاری و حمل و نقل و ترانزیت شکل می گیرد و واحد سیاسی مورد نظر به یک ثبات نسبی دسترسی پیدا کرده و جایگاه جغرافیایی بی بدیلی به دست می آورد که با مدیریت سیاسی فضا، «موقعیت جغرافیایی» آن واحد سیاسی را به «جایگاه ژئوپلیتیکی» تبدیل می کند. برای رسیدن به این فرایند و دستیابی به جایگاه مورد نظر، مدیریت هر سه لایه بویژه لایه سوم بسیار ضروری است که متکی به «توسعه پایدار»، در قلمرو سرزمینی و دارا بودن برنامه استراتژیک بلند  مدت مورد وفاق همه آحاد نظام است.

با نگاهی به برنامه های پنج ساله توسعه طی پنج دوره گذشته معلوم می شود که برای رسیدن به جایگاه مناسب در منطقه، تصویر و اقدام مناسبی اتخاذ نشده یا اگر مورد نظر بوده، به علت عدم دستیابی به اهداف برنامه، آن موقعیت نصیب کشور نشده است. در برنامه «سند چشم انداز بیست ساله» (۱۳۸۴-۱۴۰۴) که ۲۰ سال آن سپری شده است، برای ایران رشد اقتصادی سالانه ۸ درصد در نظر گرفته شده بود که هیچ زمان محقق نشد و گاهی رشد منفی هم داشته است. در این سند، ایران در سال ۱۴۰۴ رتبه نخست را در ابعاد سیاسی، اقتصادی، علمی و نظامی در منطقه دارا خواهد شد و کشوری با بیشترین تعامل با محیط بین الملل تعریف شده که به نوعی سیاست خارجی چندجانبه گرایی ملاک عمل بوده است.

در این مدت هیچ لوله انتقال انرژی(ایران استعدادهای بالقوه ای برای این کار داشته است) از ایران عبور نکرده است. کریدور اقتصادی شماره شش ابتکار کمربند و جاده چین(چین-آسیای مرکزی-آسیای غربی[جایگزین کریدور اقتصادی پل نوین اوراسیا] که به سبب تحریم روسیه از سوی غرب مسدود شده است) که منطبق با مسیر باستانی جاده ابریشم است و ایران هم در میانه این مسیر قرار دارد، با وجود امضای سند همکاری های استراتژیک ۲۵ ساله ایران و چین، بکار گرفته نشده است. ترانزیت در قلمرو ایران نسبت به تاسیسات و تسهیلات و زیرساخت های مناسب در مقایسه با کشورهای همسایه (برای نمونه با ترکیه و حتی جمهوری آذربایجان) هنوز فضای بکار گرفته نشده دارد.

برخلاف علاقه مندی ایران به عبور خطوط لوله انتقال انرژی های هیدروکربوری منطقه از ایران به بازارهای جهانی، نه تنها این خطوط از فراسوی مرزهای ایران با عبور از قلمرو ایران به بازارهای جهانی عبور نکرد(منابع نفت دریای خزر در جمهوری آذربایجان)؛ حتی خطوط انتقال گاز ایران به کشورهای منطقه (خط لوله صلح) و شبه قاره نیز عملی نشد و خط لوله انتقال گاز ایران از ارمنستان هم نتوانست به سوی غرب، ازجمله گرجستان و اروپا هم جریان یابد.

کریدور های حمل و نقلی و ترانزیتی موجود (ریلی و جاده ای) که دارای ظرفیت های مناسبی برای همکاری هستند، از کارایی مناسب برخوردار نشده است. در ایران این ناکارآمدی به ایجاد موانع از سوی ایالات متحده و تحریم های تحمیلی واشنگتن علیه ایران عنوان می شود که تا حدودی درست هم است.

هر واحد سیاسی در محیط بین الملل برای ایفای نقش درخور جایگاه خود نیازمند پذیرش نظم جهانی، حقوق بین الملل، احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی کشورهای همسایه، برخورداری و حرکت در مسیر «برنامه توسعه پایدار»، داشتن برنامه استراتژیک بلند مدت، از جمله آمایش سرزمین و تدوین برنامه های پنجساله مرتبط و متصل به برنامه آمایش و بودجه های سالانه در چارچوب برنامه پنجساله، تفکیک قوا، حکمرانی خوب، دولت پاسخگو، حکومت قانون و داشتن رتبه در حال افزایش در «شاخص های توسعه انسانی» سازمان ملل متحد است.

ایران ذاتا توانایی تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای تاثیر  گذار در توسعه جهانی را دارد و استعدادهای آن باید بکار گرفته شود. تکیه بر نیروهای ملی قدرتمند، بکارگیری جوانان مستعد و کارآمد در ماشین دولت و انسجام ملی(مورد تایید ساختار حکومت جمهوری اسلامی ایران)، می تواند ایران را به جایگاه مورد انتظار رهنمون شود. به امید آن روز.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی