یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۲۷
نظرات: ۰
۰
-
ترامپ در نقش دون کورلئونه؛ وقتی پدرخوانده فساد و ظلم و آشوب لطف می‌کند و انتظار جبران دارد

کتاب باربارا مک‌کوید یک افشاگری عمیق و اثرگذار است از اینکه چگونه دونالد ترامپ با تبدیل کردن ایالات متحده به دولتی مافیایی، در حال از بین بردن دموکراسی آمریکایی است.

به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، «من به آمریکا ایمان دارم.» این را آمریگو بوناسرا، یک متصدی مراسم تشییع جنازه، در صحنه آغازین فیلم سینمایی «پدرخوانده» محصول ۱۹۷۲ می‌گوید. همانطور که باربارا مک‌کوید در ابتدای کتاب جدیدش روایت می‌کند، بوناسرا به دفتر تاریک ویتو کورلئونه آمده تا از او بخواهد انتقام حمله وحشیانه به دخترش را بگیرد. در نهایت، کورلئونه موافقت می‌کند و زیر لب می‌گوید: روزی، و آن روز ممکن است هرگز نیاید، از شما می‌خواهم برای من کاری انجام دهید.

درسی که مک‌کوید، دادستان سابق فدرال، از این ماجرا می‌گیرد این است که کورلئونه خواستار وفاداری است. «منظور او این است که من این کار را برای تو انجام می‌دهم، اما حالا تو مدیون من هستی.» و حالا به جای دون کورلئونه، نام دونالد ترامپ را بگذارید. «هر بار که او به کسی لطفی می‌کند، چه یک انتصاب باشد چه چیز دیگری، انتظار دارد در ازای آن چیزی دریافت کند.»

این اصلی است که کتاب «راهکار: نجات آمریکا از فساد یک دولت مافیایی» را شکل می‌دهد، کتابی افشاگرانه از اینکه چگونه رئیس جمهوری با تبدیل کردن ایالات متحده به یک دولت مافیایی، دموکراسی را از بین می‌برد - با پیشنهادهایی برای چگونگی مبارزه شهروندان عادی. حتی یک توضیح مختصر از رابرت دنیرو، ستاره فیلم «پدرخوانده قسمت دوم»، نیز در این کتاب وجود دارد.

مک‌کوید، ۶۱ ساله، استاد دانشکده حقوق دانشگاه میشیگان و تحلیلگر حقوقی شبکه MS Now است. او از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۷ به عنوان دادستان ایالات متحده در منطقه شرقی میشیگان خدمت کرده و به چند پرونده فساد مالی مهم از جمله پرونده شهردار سابق دیترویت، کوامه کیلپاتریک، و همچنین پرونده عمر فاروق عبدالمطلب، «بمب‌گذار لباس زیر» و رسوایی آلایندگی فولکس واگن را پیگیری کرده است.

حالا او نگاه دادستانی خود را به سمت ساکن کاخ سفید معطوف و استدلال می‌کند که ترامپ مانند یک رئیس مافیا حکومت می‌کند. او در حالی که بیرون رستوران کامت پینگ‌پنگ، یک پیتزافروشی در واشنگتن نشسته، می‌گوید: او از قدرت خود برای کنترل دیگران، به ویژه منتقدان بالقوه، استفاده می‌کند. او از هر اهرمی که می‌تواند استفاده می‌کند و با ایجاد درد و رنج می‌کوشد آنها را وادارد برای مذاکره در مورد مجازات خودشان به میز مذاکره بیایند. او این کار را با شرکت‌های حقوقی، رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و حتی متحدان خارجی با تعرفه‌ها انجام داده است.

مک‌کوید معتقد است ترامپ این رویکرد را دهه‌ها پیش از وکیل بدنام خود، روی کوهن، آموخته است. می‌گوید: او به ترامپ نشان داد که راه مقابله با اتهام یا حمله این است که همیشه مقابله کند، هرگز به چیزی اعتراف نکند، همیشه ورق را برگرداند و متهمان خود را متهم کند و ما می‌بینیم که او این کار را با موفقیت زیادی انجام می‌دهد. در حالی که دوره اول ترامپ تا حدودی توسط مقامات سنتی دولتی که در برابر بدترین غرایز او مقاومت می‌کردند، محدود شده بود، دوره دوم او متفاوت است.

او این بار آموخته است که آنچه باید به جای تخصص و شایستگی به آن ارزش دهد، وفاداری است - افرادی که دستورات او را انجام می‌دهند و همانطور که می‌خواهد، ستایشش می‌کنند. مک‌کوید خاطرنشان می‌کند که در آلمان دهه ۱۹۳۰، نهادهای دموکراتیک علیه مردم به کار گرفته شدند، در حالی که الیگارش‌ها و وفاداران به حکومت در روسیه پس از فروپاشی شوروی جایگزین کارمندان دولت شدند.

مجارستان و ترکیه نمونه‌های معاصری از دموکراسی‌های تهی از درون هستند. در آمریکا، این پویایی در چیزی که مک‌کوید - با وام گرفتن عبارتی از حکیم جفریز، رهبر دموکرات‌های مجلس - آن را سه ویژگی دوران ترامپ می‌نامد، آشکار می‌شود: فساد، ظلم و آشوب.

فساد، ظاهری و آشکار است. مک‌کوید به عفوهای ترامپ برای شورشیان ۶ ژانویه و حامیان مالی سیاسی، پذیرش هواپیمای ۴۰۰ میلیون دلاری از قطر و خوشامدگویی او به میلیاردرهای فناوری که به دنبال مقررات ادغام مطلوب در نقض بند مربوط به حقوق و مزایای قانون اساسی هستند، اشاره می‌کند.

بی‌رحمی، نمایشی و نکته اصلی است. این موضوع در لفاظی‌های ترامپ و حساب‌های رسمی کاخ سفید در رسانه‌های اجتماعی، از جمله میم‌های غیرانسانی در مورد حبس و اخراج مهاجران با موسیقی به سبک هالیوود، وجود دارد. ماه گذشته کاخ سفید یک صفحه وب به سبک علمی تخیلی، aliens.gov، راه‌اندازی کرد که به نظر می‌رسد در مورد جستجوی حیات فرازمینی است و اعلام می‌کند "آنها در میان ما قدم می‌زنند"، اما سپس فاش می‌کند: "این "بیگانگان" میلیون‌ها غیرقانونی هستند... همه آنها را اخراج کنید."

مک‌کوید اینگونه تأمل می‌کند: تأثیر این کار، تضعیف انسانیت ماست. بی‌رحمی، لذت بردن از آسیب رساندن به دیگر انسان‌هاست، که حداقل در نظم پس از جنگ جهانی دوم، شیوه رفتار ایالات متحده در جهان نبوده است. این هرج و مرج محصول چیزی است که می‌توان آن را «بی‌کفایتی مهندسی‌شده» نامید.

انتصابات کابینه دیگر بر اساس شایستگی نیست، بلکه بر اساس چاپلوسی است. مک‌کوید به واقعیت سوررئالِ یک منکر واکسن، رابرت کندی جونیور، که وزارت بهداشت و خدمات انسانی را رهبری می‌کند و پیت هگست، مجری سابق فاکس نیوز که هیچ تجربه رهبری ارشد ندارد، که راهبر پنتاگون در زمان جنگ است، اشاره می‌کند.

اگر افرادی را در این مناصب بسیار بالا قرار دهید، کسانی که لیاقت حضور در آنجا را ندارند و در هیچ دولت دیگری هم آنجا نخواهند بود، احساس می‌کنند مدیون رهبری هستند که آنها را آنجا قرار داده است و اگرچه هیچ‌کس هرگز مجبور نیست این را با صدای بلند بگوید، آنها درک می‌کنند که شما این شغل را فقط و فقط به یک دلیل به دست آورده‌اید.

ترامپ از هر دو سیاست هویج و چماق برای اخاذی از مردم استفاده می‌کند. وقتی هنری کوئلار، نماینده کنگره تگزاس را که به اتهام فساد و پولشویی متهم شده بود، عفو کرد، ترامپ متعاقباً از اینکه فهمید کوئلار هنوز قصد دارد به عنوان یک دموکرات برای انتخاب مجدد نامزد شود، خشمگین شد. مک‌کوید این را اینگونه تفسیر می‌کند: اگر من کاری برای شما انجام دهم، اکنون مدیون من هستید. من شما را کنترل می‌کنم. من مالک شما هستم.

وقتی یک اخاذ تقاضایی می‌کند، اغلب چیزی که دیده شده این است که مردم مبلغی را پرداخت و فکر می‌کنند حالا کارم تمام شده و می‌توانم به کار معمولم برگردم. اما اینطور نیست زیرا قلدر همیشه برای پول بیشتر برمی‌گردد. آنها می‌دانند که شما یک هدف آسان هستید و بنابراین برای پول بیشتر برمی‌گردند.

مک‌کوید از خبرگزاری آسوشیتدپرس به خاطر امتناع از تغییر نام خلیج مکزیک به خلیج آمریکا، از وال استریت ژورنال به خاطر سرپیچی از تهدیدها برای انتشار یادداشت تولد ترامپ به جفری اپستین و از سازمان‌های خبری که از امضای تعهد پنتاگون مبنی بر گزارش فقط اخبار تأیید شده خودداری کردند، تمجید می‌کند. او می‌گوید: قهرمانان این دولت، وقتی تاریخ نوشته شود، کسانی خواهند بود که مقاومت و مبارزه کردند.

اما عنوان کتاب او، «راه حل»، معنایی امیدوارکننده‌تری دارد. او اصرار دارد «خانه پوشالی» استبدادی سرانجام فروخواهد ریخت، زیرا رأی‌دهندگان متوجه می‌شوند دونالد کورلئونه نمی‌تواند در بحبوحه افزایش قیمت بنزین و دخالت‌های خارجی در ایران به وعده‌های خود عمل کند. او می‌افزاید: ما قدرت داریم مشکلات خود را برطرف کنیم. ما مردم قدرت داریم دموکراسی خود را پس بگیریم. ما قدرت داریم برای مناصب دولتی نامزد شویم، در کارزارها شرکت و سرنوشت خود را کنترل کنیم و امیدوارم مردم این کتاب را بخوانند و از آن الهام بگیرند که دقیقاً همین کار را انجام دهند.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی