پنجشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۵۳
نظرات: ۱
۰
-
قتل هولناک زن و شوهر جوان مقابل چشمان فرزندشان

مردی که با ضربات چاقو مدیر ساختمان و همسر جوانش را مقابل چشمان فرزند خرسال آنها کشته بود، در دادگاه گفت که برای آشتی به در خانه مقتولان رفته بود.

همشهری‌آنلاین نوشت: این حادثه تیرماه سال ۱۴۰۳ در ساختمانی حوالی خیابان کارگر جنوبی تهران رخ داد و بلافاصله مأموران کلانتری رازی به محل رفتند. با بررسی‌های اولیه مشخص شد که مرد همسایه پس از کشتن زوج جوانی که در طبقه دوم ساختمان سکونت داشتند، مقابل چشمان فرزند ۳ ساله آنها، از محل جنایت گریخته است.

دعوا بر سر شارژ ساختمان

با مشخص شدن موضوع، مأموران به دنبال ردیابی متهم فراری بودند که او ۲۴ ساعت بعد خودش را به پلیس معرفی کرد و با اعتراف به قتل زوج جوان درباره انگیزه خود گفت: ۸ ماه قبل از حادثه واحدی را در این ساختمان اجاره کردم. اما مدتی بعد با مدیر ساختمان بر سر پول شارژ اختلاف پیدا کردیم و از ماه دوم کارمان به کلانتری و دادسرا کشیده شد.

وی ادامه داد: روز حادثه برای حل و فصل ماجرا جلوی آپارتمانشان رفته بودم که مدیر ساختمان با لحن بدی با من صحبت کرد و درگیر شدیم. من هم با چاقو چند ضربه زدم که ناگهان همسرش با چاقو به سمتم حمله کرد و مجبور شدم برای نجات جانم زن جوان را هم با چاقو بزنم.

با تکمیل تحقیقات، برای متهم به اتهام مشارکت در ۲ فقره قتل عمدی کیفرخواست صادر و پرونده به شعبه ۱۰ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.

مقتول با همه مستأجرهای قبلی هم مشکل داشته

در ابتدای جلسه اولیای‌دم درخواست قصاص کردند، سپس متهم به جایگاه رفت و گفت: مدیر ساختمان به بهانه‌های مختلف مثل پول شارژ، برق، آب و... از من پول‌ طلب می‌کرد. وقتی پیگیر ماجرا شدم، فهمیدم با همه مستأجرهای قبلی هم همین رفتارها را داشته و آنها هم با او اختلاف داشتند. موضوع را به صاحبخانه‌ام گفتم تا او مشکل را حل کند، اما توجهی نکرد. کار به شکایت و کلانتری کشید و بعد از آن او مدام به من و همسرم توهین می‌کرد.

وی افزود: روز حادثه چاقویی برداشتم و پشت کمرم گذاشتم تا اگر لازم شد آنها را بترسانم، وقتی مرد جوان از خانه‌اش بیرون آمد، با هم درگیر شدیم. همان موقع به همسرش گفت برو چاقو را بیاور. وقتی همسرش چاقو را آورد، من هم به ناچار چاقویم را بیرون کشیدم و هر دو را زدم. اما قصدم کشتن آنها نبود.

در پایان جلسه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند و متهم را به قصاص محکوم کردند. پس از صدور رأی پرونده به دیوان عالی کشور رفت و قضات به خاطر نقص در تحقیقات حکم را نقض کردند. با انجام تحقیقات تکمیلی، پرونده بار دیگر به شعبه ۱۰ فرستاده شد.

برای آشتی رفته بودم/ چرا چاقو با خودت برده بودی؟

در این جلسه هم اولیای‌دم بر قصاص تأکید کردند. سپس متهم به جایگاه رفت و گفت: روز حادثه برای آشتی با مدیر ساختمان جلوی واحدشان رفتم، اما آنها به من حمله کردند و من در دفاع از خودم آنها را زدم.

قاضی پرسید: اگر برای آشتی کردن رفته بودی چرا چاقو داشتی؟ کسی که برای آشتی می‌رود گل و شیرینی می‌گیرد نه چاقو.

متهم جواب داد: چاقو همیشه همراهم بود و ربطی به روز حادثه نداشت.

با پایان جلسه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی