مینا حیدری - روزنامه اطلاعات| پنجشنبه ۱۸ دیماه بود که اینترنت در سراسر کشور به دلایل امنیتی قطع شد و جامعه رسانهای ایران را برای اطلاعرسانی با چالش جدی مواجه کرد. عدم دسترسی به پیامرسانهای داخلی و خارجی، خبرگزاریها، پایگاههای خبری و همچنین عدم دسترسی به جستجوی اینترنتی، مراحل تهیه خبر را با مشکلات بسیار جدی مواجه کرد.
اکبر منتجبی، روزنامهنگار و مدیرکل دفتر توسعه آموزش رسانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره تأثیر قطعی اینترنت بر فعالیت رسانهها میگوید: قطعی اینترنت سبب اختلال شدید در فعالیت رسانهها و روزنامهها شد، زیرا طی دو دهه گذشته متأسفانه روزنامهنگاری به شدت به اینترنت وابسته شده است.
پیش از این، اهالی رسانه به حوزههای خبری خود سر میزدند و از اخبار مطلع میشدند. مثلا روزنامهنگار سیاسی به ساختمان هیأت دولت، وزارت کشور و... میرفت و با ارکان دولت در ارتباط بود. این روال سبب شده بود حتی بین اهالی رسانه و حوزههای خبری نوعی دوستی ایجاد شود و همه افراد مرتبط، خبرنگار آن حوزه را به خوبی میشناختند و در نتیجه مشکلی با منبع خبر یا تولید خبر وجود نداشت.
در همین محافل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و ورزشی بود که خبرها بازتاب می یافت و خبرهایی نیز تولید میشدند. در آن زمان، ابتدا خبرگزاری ایرنا تلکس خبری داشت و بعد هم صداوسیما از تلکس خبری استفاده کرد، اما باز هم هیچکس به آن متکی نبود.
او میافزاید: متاسفانه با گسترش اینترنت، اتکا به حوزههای خبری از بین رفت و خود حوزههای خبری هم تصمیم گرفتند نقش روابط عمومی را ایفا کنند و برخی برای خودشان رسانه تاسیس کردند تا اخبار روابط عمومی را در پایگاه خبری خودشان منتشر کنند. برخی روابط عمومیها اخبار را به رسانههای نزدیک به خود میدهند و برخی اخبار را هم اصلا منتشر نمیکنند. در صورتیکه در گذشته از لابهلای اخبار حوزههای خبری، اطلاعات خوب و دست اول هم پیدا میشد.
با اتکای بیش از حد به اینترنت و پس از آن، فراگیر شدن هوش مصنوعی، سواد رسانهای خبرنگاران نیز به هوش مصنوعی متکی شد، حتی گاهی افراد سرفصلها را به هوش مصنوعی میدادند و مطالبی اعم از یادداشت، گزارش، مقاله سیاسی و مقاله اجتماعی تحویل میگرفتند.
با قطع شدن اینترنت، بسیاری از روزنامهها، سایتها و خبرگزاریها نتوانستند مطلب تولید کنند، زیرا ارتباطات آنها با حوزهها بسیار کمرنگ شده یا از بین رفته و خلاقیت نیز بسیار کاهش یافته و حالا افراد برایشان سخت است که یادداشت و گزارشی در حد ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ کلمه بنویسند.
شوک به رسانههای ایران
منتجبی میگوید: در این شرایط، شوک سیاسی عمیقی به جامعه و شوک بزرگی هم به رسانههای ایران وارد آمد، زیرا یکباره با شرایطی مواجه شدیم که نمیدانستیم بدون دسترسی به سایتها و منابع خبری چگونه باید خبر بنویسیم. در این روزها حتی افرادی که خود را خوشقلم میدانند بدون دسترسی به اینترنت و هوش مصنوعی نتوانستند مطلبی تولید کنند و این ضربه بزرگی به حوزه رسانه وارد کرد.
روزنامهنگاری در بحران سیاسی
علاوه بر موضوعاتی که مربوط به حوزههای خبری بود، یکی از مشکلات، ناآشنایی با روزنامهنگاری بحران در این شرایط است. منتجبی میگوید: در این دستهبندی چندین نوع بحران وجود دارد. ما عموما روزنامهنگاری بحران را به حوادث تقلیل میدهیم، اما بحرانهایی نظیر سلامت که با گسترش یک اپیدمی رخ میدهند یا بحران سیاسی نیز وجود دارد.
روزنامهنگاران و خبرنگاران باید بدانند که در بحرانهای سیاسی چگونه عمل کنند. اما متاسفانه بسیاری از افراد در این حوزه آموزش ندیدهاند یا آموزش جدی گرفته نشده است. در ضمن، کشور ما در حوزه سیاسی بحرانخیز است و اگر هر دوره از ادوار ریاست جمهوری را بررسی کنید به بحرانهای گوناگونی برمیخورید که به وقوع پیوستهاند.
عدم آموزش در حوزه بحران سبب میشود که اهالی رسانه در بحرانهای سیاسی دچار آسیب شوند. در بحران ۱۴۰۱ بیش از ۱۰۰ روزنامهنگار، عکاس و خبرنگار در تهران و شهرستانها دستگیر شدند و من چون در آن زمان در انجمن صنفی روزنامهنگاران بودم ماجرا را از نزدیک پیگیری میکردم، اما اکنون با قطعی اینترنت حتی نمیدانیم چه تعداد روزنامهنگار بازداشت شدهاند و برای چه تعدادی از آنها مشکل ایجاد شده است.
تفاوت روزنامهنگار و فعال سیاسی
منتجبی نقش آموزش را در بحرانهای سیاسی بسیار مهم میداند و میگوید: مهمترین وظیفه روزنامهنگار، گزارش وضع موجود است و اگر روزنامهنگار یا خبرنگار بخواهد به یکی از دو طرف معترض یا گروهی که قدرت را دست دارند تمایل پیدا کند دیگر روزنامهنگار نیست و در نقش فعال سیاسی ظاهر شده است.
در واقع، روزنامهنگاری که از پیش بداند قرار است چه بنویسد و در پایان به نفع یکی از دو طرف نتیجهگیری کند روزنامهنگار نیست و آن مطلب هم دیگر گزارش نیست، بلکه یک بیانیه سیاسی است.
روزنامهنگار موظف است با وجود تلخی وقایع مشروح، آن ها را گزارش کند، حتی اگر به ضرر دو طرف منازعه باشد. گزارش باید بیطرف و بدون موضعگیری و سرد باشد.
اکنون که رسانهها در شرایط قطعی ارتباطات و اینترنت در حال فعالیتند، منتجبی نقش رسانهها را بسیار پررنگتر از گذشته میداند و میگوید: اکنون که ارتباطات قطع شده طبیعتا رجوع به رسانهها و روزنامهها دوباره افزایش مییابد و در اولویت مردم قرار میگیرد. روزنامهها باید به گونهای اخبار را منتشر کنند که گویی مخاطبشان هیچ چیز نمیداند. باید در کنار انتشار کامل اخبار، تحلیل وقایع را نیز داشته باشند و حتی بهتر است روزشماری از وقایع منتشر کنند. اکنون شرایط بسیار خاص است و آینده قابل پیشبینی نیست، ممکن است دوباره اعتراضات شکل بگیرد. بنابراین روزنامهنگاران باید دقیقتر، جزئیتر و بدون سوگیری به مردم گزارش دقیق بدهند.
مراقب اخبار جعلی باشید
منتجبی ادامه میدهد: اهالی رسانه در این شرایط باید به شدت مراقب اخبار جعلی باشند. البته به دلیل قطعی اینترنت این اخبار کمترند، اما بازهم به شدت منتشر و بازتولید میشوند. بنابراین اهالی رسانه باید اخبار را راستیآزمایی کنند و هر خبری را به صرف این که پیشتر منتشر شده بازنشر نکنند. اهالی رسانه باید کمی در مقابل سرعت انتشار خبر بایستند و دقت را بالاتر ببرند و صحتسنجیهای لازم را انجام دهند و در نهایت خبر منتشر شود، زیرا انتشار اخبار جعلی صدمات بسیار زیادی در پی خواهد داشت.
مدیریت اخبار
کتایون مصری، روزنامهنگار و جامعهشناس درباره مدیریت اخبار و اطلاعات در بحرانهای سیاسی میگوید: در دورهای که شرایط بهنجار نیست، مدیریت اخبار بسیار دشوار است. این مسأ له تنها مختص ایران نیست و یک مسأ له جهانی است. در کشور ما به دلایل شرایط سیاسی، اقتصادی و ژئوپولیتیک هرازگاهی اینترنت قطع میشود.
وی می افزاید: قطعی اینترنت در برخی نظامهای سیاسی و دولتها بهعنوان سازوکار کنترل اجتماعی، امری معمولی است اما اگر به عادت تبدیل شود باید به نقد آن پرداخت. در کشورهایی که بهنجارند، مشروعیت سیاسی دارند، روابط بینالملل متعادلیدارند و اقتصادشان از ثبات نسبی برخوردار است، مدیریت اخبار دشوار نیست.
او میگوید: کشورهایی که در آنها ساختارها و نهادهای اجتماعی، نوعی کژکارکردی دارند، با هر تلنگری به سمت حبس اطلاعات پیش میروند. در حکمرانی مطلوب، پاسخگویی پیشدستانه وجود دارد و نیاز نیست شما اطلاعاتتان را از جای دیگر کسب کنید. وجاهت اطلاعات در این نظام میتواند اثر رسانههای معاند یا بیگانه را کمرنگ کند.
انسان در ذهن خودش دائما در حال تولید معناست. وقتی رسانههای تعاملی قطع میشوند و در عین حال جریانهای اصلی هم پاسخگو نیستند، مخاطب جستجوگر، اطلاعات را از جای دیگر دنبال میکند و انگارههای مختلف در ذهنش شکل میبندد.
رفتار قیممآبانه
مصری با اشاره به این که وقتی اینترنت قطع میشود مردم احساس میکنند چیز پنهانی وجود دارد، می افزاید: با مردم نمیتوان مانند یک کودک برخورد کرد. نمیتوان به آنها القا کرد که باید اخبار را از کانال خاص پیگیری کنند. نباید با ارسال پیامکهای گزینشی به مخاطب نگاه قیممآبانه داشت. فرد در این شرایط، احساس تنهایی، بیخبری، ترس و اضطراب میکند و این ترس او را به سمت جمعهایی میکشاند که گاهی اطلاعاتشان از خود او ناقصتر است. عطش اطلاعات در مخاطب میتواند کاملا به نفع رسانههای بیگانه باشد. آنها اساسا منتظر چنین لحظههاییهستند تا با دستکاری اذهان، بازی را به نفع خودشان تغییر دهند.
چرا سلبریتیهای معاند محبوب میشوند؟
این جامعهشناس درباره محبوب شدن سلبریتیهای خبری بیگانه میگوید: وقتی به دلیل قطعی اینترنت، اخبار رسانههای بیگانه یا معاند را تماشا میکنیم، برخی افراد که اصلا نمیشناسیم از حاشیه به متن میآیند و تبدیل به تحلیلگران و گزارشگران خبری میشوند، در حالی که ما در رسانهها خبرنگاران و تحلیلگران خوبی داریم که صفحات شخصی یا کانالهایشان بسیار پرمخاطبند اما وقتی کانال ارتباطی آنها با مخاطب قطع شود نقش رسانه و مراجع داخلی، کمرنگ خواهد شد.
پویایی یک جامعه به گردش اطلاعات در آن است. این اطلاعات میتواند درست یا نادرست باشد. جوامعی که مردمانشان آموزش میبینند، میتوانند اطلاعات درست را از غلط تشخیص دهند. آنها به نهادهای فرادستی اعتماد دارند و دیگر نیازی به مسدود کردن اینترنت ایجاد نمی شود.
مصری در پایان نتیجهگیری میکند: اگر چرخه قطع اینترنت به صورت دائم و عادتواره تبدیل شود، مردم نمیتوانند در شبکههای اجتماعی درست را از نادرست تشخیص دهند و عملا ما فرمان را به دست کسانی دادهایم که دوست دارند اذهان مردم را دستکاری کنند.
