ایران روزهای متفاوت و تجربه نشدهای را پشتسر میگذارد. متاسفانه فشارهای اقتصادی و بروز بحران در معیشت مردم منجر به اعتراضات و اتفاقاتی در کشور شده که حاصل آن غمانگیز است. اما با وضعیت موجود چطور باید مواجه شد؟ آیا باید فقط غمگین یا معترض بود؟ آیا نمیتوان به آینده امیدوار بود؟ بحثی در میان اهل فکر جریان دارد در مورد اینکه آیا برای انسان «امید»، عنصری گرانبها است یا «انتظار»، موهبتی بزرگ است؟ امید حاصل نگاه خوشبینانه به آینده و ترسیم تصویری درخشان از موفقیتهای احتمالی است. انسان امیدوار، با نشاط و سرزنده به زیست ادامه میدهد و هرچه امید در او زنده و بیشتر باشد، شور حیات افزونتر میشود؛ ولی «انتظار» یک امر منطقی است، هیچ جایگاهی در خیال و رویا ندارد و برآمده از محاسبات دقیق افراد است.
متاسفانه آنچه امروزدرکشور رخ داده، نتیجه برآورده نشدن انتظارات است. نمونه اینکه، انتظار همه ما این بود که دولت با اقدامات خود، ثبات را به اقتصاد بازگرداند. این انتظار هم برآمده از ادعاها و رفتارهایی شکل گرفت که سران دولت از خود بروز دادند. انتظار بر پایه منطق بنا میشود و متاسفانه حالا وقتی انتظارات برآورده نشده مردم و بخش خصوصی بیش از آن که امیدشان از بین برود، سرخورده شدهاند.
البته باید گفت اقدام اخیر دولت در حذف ارز ترجیحی قدمی در مسیر اصلاحات اقتصادی به شمار میآید. این اقدام در بلند مدت به حذف رانت و توزیع عادلانهتر ثروت منجر میشود، ولی در کوتاه مدت، جامعه را با شوک مواجه ساختهاست. ذات عمل دولت در انجام این اقدام را میتوان تقدیر کرد؛ ولی آنچه باید به آن توجه داشت مسیر و شیوه عمل است. در موارد قبلی مانند اصلاح نرخ حاملهای انرژی در دولت دوازدهم، اشاره شدهبود که اولا پیش از اجرای این سیاستها، در مورد اثرات مثبت آن باید به جامعه آگاهی بخشی میشد و دوم اینکه بسترهای لازم برای اجرا نیز باید با دقت چیده و سنجیده میشد. اما در آن مقطع زمانی طرح به صورت یک باره به انجام رسید و در نتیجه با واکنشهای عمومی و اعتراضی همراه بود؛ متاسفانه اینبار هم همان الگو تکرار شد.
رشد قیمتها که پیش از اجرای این طرح هم آغاز شده بود و همچنین تداوم رکود در بنگاهها، در کنار ناملایمات دیگری مانند تحریمهای خارجی به طور خاص اقتصاد ایران را به شدت شکننده و سفره مردم را کوچک کردهاست و این واقعیتی است که امکان کتمان ندارد.
به طور مشخص اعتراضات اخیر در بستر نابرابری درآمدی، صعود خط فقر، افزایش تورم و بیکاری و شاید از همه مهم تر، فقدان افق روشن از وضعیت آینده رخ دادهاست. براساس آخرین گزارش بانک مرکزی، نرخ تورم ۱۲ ماهه منتهی به پایان آذر امسال ۲/۴۲ درصد بوده و نرخ تورم نقطه به نقطه تولید کننده تا انتهای آذر ماه به ۶/۶۰ درصد رسیده که بالاترین مقدار از مهر سال ۱۴۰۰ (۵۱ ماه) تاکنون محسوب می شود.
بدین ترتیب،اقتصاد ایران یکی از طولانیترین دورههای تورم دو رقمی را در سال های اخیر ثبت کرده است. تورم بالا و مداوم، سفره خانوار را به شدت تهی کرده است. تا جایی که طبق آمارهای وزارت بهداشت، حتی خانوادههای ایرانی برای تامین حداقل کالری مورد نیاز خود با مشکل رو به رو شدهاند و سیاست گذاری اختصاص کالابرگ هم از همین جهت و برای کاهش نابرابری به انجام رسیده است. در این شرایط دولت باید با اقدامات منطقی به سمت بهبود وضعیت اقتصادی و بهخصوص حل و فصل مسایل بینالمللی حرکت کند.
در این راستا باید به دولت هشدار داد که چشماندازاقتصادی آینده مخدوش شده و اتفاقات اخیر نیز جامعه را خسته و فرسوده ساختهاست. لذا دراین شرایط دشوار راهی جز این نیست که مردم عزیز کشورمان صبوری کنند، جامعه اقتصادی همچنان به مقاومتشان برای حفظ تولید و اشتغال در کشور ادامه دهند و دولت، رفتارهای عمومی خردمندانه پیش گیرد تا در نهایت، عبور از این پیچ مهم تسهیل شود.
محمود نجفی عرب، رئیس اتاق بازرگانی تهران

شما چه نظری دارید؟