منوچهر دینپرست - روزنامه اطلاعات:صنعت گردشگری ایران در سالهای اخیر همواره با مجموعهای از چالشهای ساختاری روبهرو بودهاست؛ چالشهایی که از کمبود زیرساختهای اقامتی و حملونقل گرفته تا دشواریهای صدور ویزا، تحریمهای اقتصادی و محدودیتهای ارتباطی را دربرمیگیرد. با وجود این مشکلات، این صنعت پس از دوران کرونا نشانههایی از احیا را تجربه کرد و طبق آمارهای رسمی، تعداد گردشگران خارجی ورودی به ایران در سال ۲۰۲۳به حدود شش میلیون نفر رسید و در سال ۱۴۰۳نیز به بیش از هفت میلیون نفر افزایش یافت. بر اساس دادههای سازمان جهانی گردشگری، ایران در این دوره در رتبه حدود سیوچهارم جهان از نظر جذب گردشگران خارجی قرار گرفت؛ رتبهای که نشان میدهد ظرفیتهای گردشگری کشور هنوز بالفعل نشدهاند و فاصله قابلتوجهی با جایگاه واقعی خود دارد.
بخش عمده گردشگران ورودی به ایران را مسافران کشورهای همسایه و منطقه تشکیل میدهند؛ کشورهای عراق، ترکیه، جمهوری آذربایجان، افغانستان و پاکستان. سهم گردشگران اروپایی و دوردست، در مقایسه با ظرفیتهای فرهنگی و تاریخی ایران، همچنان محدود است و این موضوع بیش از هر چیز به تصویر امنیتی ایران در رسانههای جهانی، دشواری سفر و کمبود پروازهای بینالمللی بازمیگردد.
با این حال، آنچه وضعیت گردشگری ایران را در سال جاری به مرحله بحرانی رساند، نه صرفاً مشکلات مزمن گذشته، بلکه رخدادهای سیاسی و امنیتی اخیر بود. وقوع جنگ دوازدهروزه، ناآرامیهای داخلی و گسترش فضای بیثباتی روانی، عملاً صنعت گردشگری را وارد دورهای تازه از رکود کرد. لغو گسترده سفرها، کاهش پروازهای بینالمللی، افزایش هشدارهای سفر از سوی برخی کشورها و تردید گردشگران خارجی نسبت به امنیت سفر به ایران، موجب شد که در مقاطعی این صنعت به تعبیر فعالان آن به «وضعیت نزدیک به صفر» برسد. هرچند این تعبیر از نظر آماری دقیق نیست، اما بازتابدهنده واقعیتی است که بازار گردشگری خارجی ایران را به شدت کوچک کرد و بخش قابل توجهی از ظرفیتهای آن بلااستفاده ماند.
گردشگری بیش از آنکه صنعتی مبتنی بر ساختمانها و هتلها باشد، به احساس امنیت و ثبات وابسته است. تجربه جهانی نشان میدهد که حتی کشورهایی با جاذبههای طبیعی و تاریخی کمنظیر، در صورت بروز بحرانهای سیاسی یا امنیتی، بهسرعت از نقشه گردشگری جهان حذف میشوند. در مورد ایران نیز، انباشت بحرانها طی یک سال گذشته باعث شد تصویر کشور در ذهن گردشگران بالقوه، بار دیگر با واژههایی چون ناامنی و بیثباتی گره بخورد؛ تصویری که اصلاح آن زمانبر و نیازمند سیاستگذاری هدفمند است.
با این همه، پرسش اساسی این است که چگونه میتوان گردشگری ایران را دوباره «راست و ریس» کرد و از این وضعیت رکود خارج ساخت؟
نخستین گام، بازسازی اعتماد در سطح داخلی و بینالمللی است. این بازسازی نه تنها از مسیر امنیت واقعی، بلکه از طریق مدیریت تصویر رسانهای کشور ممکن میشود. دعوت از خبرنگاران و فعالان گردشگری خارجی، تولید محتوای چندزبانه درباره مقاصد امن و جذاب ایران و فعال شدن دیپلماسی گردشگری در سفارتخانهها میتواند بهتدریج تصویر ایران را از یک مقصد پرریسک به کشوری قابل سفر تغییر دهد.
گام دوم، تسهیل ورود گردشگران است. فرآیندهای پیچیده صدور روادید، یکی از موانع اصلی جذب گردشگر به ایران است. توسعه روادید الکترونیکی، لغو یا کاهش هزینه ویزا برای کشورهای هدف و شفافسازی قوانین ورود، از اقداماتی است که در کوتاهمدت میتواند اثرگذار باشد. در شرایط کنونی، تمرکز بر بازار کشورهای همسایه و منطقه، منطقیتر از تلاش برای جذب گردشگران دوردست اروپایی است؛ زیرا این کشورها حساسیت امنیتی کمتری دارند و پیوندهای فرهنگی و مذهبی نیز سفر را آسانتر میکند.
در کنار گردشگری خارجی، گردشگری داخلی نقش حیاتی در بقای این صنعت ایفا میکند. در دورههایی که ورود گردشگر خارجی کاهش مییابد، سفرهای داخلی میتوانند مانند یک ضربهگیر عمل کنند و مانع فروپاشی کامل بنگاههای گردشگری شوند. ارائه بستههای ارزان سفر، حمایت از اقامتگاههای بومگردی و توسعه گردشگری روستایی و طبیعی، از ابزارهای تقویت این بخش است.
حمایت مالی دولت از فعالان گردشگری نیز ضرورتی انکارناپذیر است. بسیاری از آژانسها، هتلها و مراکز اقامتی در آستانه تعطیلی قرار دارند و بدون وامهای کمبهره، معافیتهای مالیاتی موقت و بیمه نیروی انسانی، امکان ادامه فعالیت برای آنها دشوار خواهد بود. خروج نیروی متخصص از این صنعت، خسارتی است که جبران آن سالها زمان میبرد.
در نهایت، باید پذیرفت که احیای گردشگری ایران پروژهای کوتاهمدت نیست، بلکه فرآیندی تدریجی و وابسته به ثبات سیاسی، شفافیت تصمیمگیری و مدیریت حرفهای بحرانهاست. گردشگری فقط با ساخت هتل و تبلیغ مقصد رشد نمیکند، بلکه به فضای امن روانی و اعتماد اجتماعی نیاز دارد. اگر این اعتماد بازسازی شود، ایران با پشتوانه تاریخ، فرهنگ و طبیعت متنوع خود میتواند بار دیگر به یکی از مقاصد مهم منطقه تبدیل شود؛ اما بدون آن، حتی بهترین برنامههای توسعه نیز در حد اسناد و شعار باقی خواهند ماند.
