یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۹
نظرات: ۰
۰
-
درخواست غیرمنتظره پگاه نوری: می‌خواهم مربی تیم فوتبال مردان شوم!

پگاه نوری مربی مطرح فوتبال بانوان در اظهاراتی جالب اعلام کرد که دوست دارد هدایت تیم مردان را برعهده بگیرد.

ورزش سه نوشت: هفته گذشته‌ فوتبال زنان را باید به نام پگاه نوری و سارا قمی نوشت، آنها کاری کردند در حد معجزه و حالا بعد از یک دهه با نمایش درخشان ملوان مقابل خاتون، مشخص شدن نام قهرمان لیگ برتر زنان به هفته‌ی پایانی موکول شد. ملوان بعد از ۱۵۰۰ روز خاتون را متحمل شکست سختی کرد و سارا قمی پس از دبل در این مسابقه، با خاطره‌ای خوش به ۲۱ فصل حضور مداوم در فوتبال زنان پایان داد. نمایشی شبیه به تحقق بخشیدن به یک رویای بزرگ برای پایانی باشکوه که منجر به جذابیت صد چندان لیگ هم شد. به کارگردانی پگاه نوری و البته نقش اول آن هم خانم گل سال‌های نه چندان دور فوتبال ایران یعنی «سارا قمی».

پیروزی دو بر یک ملوان برابر خاتون سبب شد تا گپ و گفتی مفصل با پگاه نوری داشته باشیم، کسی که خودش پیش‌تر سال‌های طولانی پیراهن ملوان را پوشیده بود و حالا با مدیرعاملی برادرش پژمان، هدایت تیم زنان این باشگاه را به عهده گرفته است و در اولین فصل سرمربی‌گری‌اش با پیروزی مقابل خاتون به هدف بزرگی رسیده است. در ادامه این گفت‌وگو را خواهید خواند:

 قبل از اینکه سراغ بازی با خاتون برویم، راجع به این فصل ملوان صحبت کنیم. در اولین فصل به عنوان سرمربی چطور گذشت؟

من قبلا به عنوان کمک مربی هم در ملوان و هم در کانی کردستان بودم، اما این اولین تجربه سرمربی‌گری‌ام بود. با وجود اینکه سال‌ها بازوبند کاپیتانی این تیم را بسته بودم، اما خب تجربه سرمربی‌گری در این باشگاه افتخار بزرگی است. آن هم بعد از ۱۸ فصل پوشیدن پیراهن این تیم.

 احتمالا تاثیر پژمان نوری در اینکه شما وارد فوتبال شدید و این مسیر تا الان پیدا کرد، زیاد بوده است، یک تصویر جذاب هم از دو سال قبل و مراسم خداحافظی شما وجود دارد که در آغوش پژمان گریه می‌کنید.

خب من هر چهار برادرم و پدرم به شدت فوتبالی و ملوانی بودند و بدون شک تاثیر زیادی در اینکه من هم فوتبالی بشوم داشتند. آن موقع فوتبال زنان در ایران معنا نداشت. فوتبال زنان که آمد، ملوان اولین باشگاهی بود که تیم زنانش را راه انداخت و ما با خانم ایراندوست به مسابقات رفتیم و بعد از صعود از گروه به لیگ صعود کردیم. یادم است که در خانه با برادرانم فوتبال بازی می‌کردم. در خانه‌ی ما همیشه صحبت از فوتبال بود و این عشق و علاقه در خانواده ما وجود داشت. آن زمان برای زنان هیچ امکاناتی وجود نداشت، حتی نمی‌توانستیم تمرین کنیم، اما همه‌ی این سختی‌ها باعث نمیشد که ذره‌ای عقب بکشم. آن موقع پژمان اشک‌های من را می‌دید که برای رسیدن به آرزوهای فوتبالی‌ام چقدر تلاش می‌کنم و محدودیت‌های زیادی مقابل من و همه‌ی دختران قرار دارد، همیشه من را دلداری می‌داد و در جریان تمام مشکلاتم بود. روز خداحافظی‌م به همین دلیل خیلی احساساتی شدیم، چون پژمان همه چیز را درمورد من می‌دانست.

 اگر به هجده فصل قبل برگردیم، اولین سالی که پیراهن ملوان را پوشیدی، تفاوت فوتبال زنان آن موقع با امروز چیست؟

معلوم است که خیلی تفاوت وجود دارد، از زمین تا آسمان. ما آن موقع هیچ زمینی نداشتیم، در تمام شهرها و روستاهای استان گیلان می‌چرخیدیم تا یک زمین پیدا کنیم و به ما اجازه‌ی تمرین بدهند. چون زن بودیم و در آخر هم یک زمین تمرین خودمان در یک روستا به اسم پونه درست کردیم. در یک زمین، خارها را با دست خودمان کندیم تا زمین صاف بشود و بتوانیم تمرین کنیم. برای اینکه در انزلی تیم داشته باشیم مسیر عجیبی را گذراندیم که حالا در این نقطه قرار گرفته‌ایم و خیلی راحت‌تر از قبل فوتبال بازی می‌کنیم. می‌بینید که هرچه شرایط بهتر می‌شود، لیگ‌مان هم حرفه‌ای‌تر می‌شود و تمام اینها به هم مرتبط است. قبلا مشخص بود که خاتون قرار است قهرمان بشود، اما امسال می‌بینید که مشخص شدن قهرمان به هفته‌ی آخر کشیده شده است. تا دو سال قبل فقط ملوان و سپاهان در فوتبال زنان تیم داشتند، اما حالا می‌بینید که گل‌گهر، پرسپولیس و استقلال هم هستند؛ این یعنی پیشرفت.

 دو روز پیش اتفاقی در حد رویا رقم زدید، خاتون را بردید و شاید این پیروزی سرنوشت قهرمانی را تغییر بدهد. نکته جالب‌تر این بود که تیم شما نه در منطقه‌ی سقوط قرار دارد و نه شانس قهرمانی است، اما اصطلاحا به معنای واقعی فوتبال بازی کردید.

همیشه حتی وقتی بازیکن بودم، همان ابتدای فصل می‌گفتند خب به خاتون و گل‌گهر که می‌بازیم و این شش امتیاز برای ما نیست. من بازیکن هم که بودم به این روحیه معترض بودم که این حرف را نزنید، ما می‌توانیم آنها را شکست دهیم، اما به عنوان بازیکن حرفم تاثیری نداشت، اما امسال به عنوان سرمربی با کادرفنی‌ام برای این مسابقه برنامه‌ریزی کرده بودیم. در واقع هدف‌گذاری‌ام همین بود که خاتون را ببرم. امسال من به بازیکنانم گفتم اصلا ضد فوتبال نباید بازی کنیم، باید فوتبالی بازی کنیم که آقایان هم از دیدن آن لذت ببرند، خودتان از تماشای عملکردتان خوشحال باشید.

 گفتید آقایان بیایند مسابقات ما را ببینند، جای آنها چقدر در استادیوم‌ها خالی است؟

ما که امسال بسیار اذیت شدیم. خانواده‌ی بازیکنانم نمی‌توانستند به استادیوم بیایند، همسرشان، پدر و برادرشان اجازه ورود نداشتند و خب نمی‌دانیم چرا. همانطور که خانم‌ها می‌توانند بروند استادیوم و مسابقات مردان را نگاه کنند، همین امکان باید برای مسابقات زنان هم وجود داشته باشد و این از بدیهیات است. البته یک سری از مسابقات در آنتن پخش شد که انگیزه‌ی همه‌ی ما چندین برابر میشد. چون بازیکن می‌دانست که مردم او را می‌بینند، می‌دانست که مدیرعامل دارد او را تماشا می‌کند، البته قطعا باید تمام مسابقات پخش زنده داشته باشند.

 جای مربیان مرد روی نیمکت زنان هم خالی است؟

بله قطعا خالی است، باید بتوانند وارد فوتبال زنان شوند و این موضوع باعث پیشرفت است.

همه‌ی ما می‌دانیم که هم باشگاه‌ها و هم حتی تیم ملی مربی مرد دارند، اما فدراسیون در مصوبه‌اش این موضوع را خلاف قانون دانسته است و فقط در عکس‌ها و ویدیوها مربیان مرد را پنهان می‌کنند. این موضوع خودش عجیب نیست؟

بله. این ماجرا علنی هم شده. در مسابقات آسیایی مربی مرد کنار خانم جعفری روی نیمکت تیم ملی نشسته بود و خیلی هم اتفاق قشنگی بود. پس ما چرا نباید همین امکان را داشته باشیم؟ دلیل این موضوع را ما اصلا نمی‌دانیم.

خب شما و سایر مربیان نباید این را بخواهید و درمورد آن حرف بزنید؟ این به معنای بهتر بودن مردها نیست، اما اساسا فوتبال چند دهه زودتر برای آقایان شروع شده و طبیعی است که آنها از نظر فنی و ... جلوتر باشند.

اصلا فرقی نمی‌کند چه کسی بهتر است، من می‌گویم این همکاری میان زنان و مردان باید شکل بگیرد و ممنوعیت‌اش بی معنا است. این موضوع می‌تواند باعث جذاب‌تر شدن لیگ بشود.

مثلا خودت در تصوراتت نمی‌خواهی مربی یک تیم آقایان بشوی؟

حتما می‌خواهم و به آن فکر می‌کنم. وقتی ممنوعیت‌های کلیشه‌ای کنار برود، بعدش همه چیز ممکن است و ما هم خودمان را محک خواهیم زد.

درمورد سارا قمی صحبت کنیم، بعد از ۲۱ سال از فوتبال خداحافظی کرد.

سارا از نظر اخلاقی و فوتبالی یک انسان فوق‌العاده است که جوان‌ها باید از او الگوبرداری کنند. خیلی خوشحالم که خداحافظی‌اش همراه شد با دو گل به یادماندنی و مهم در فوتبال زنان، اما از طرفی هم ناراحتم که غریبانه و در استادیوم خالی از تماشاگر از فوتبال کنار رفت. سارا همیشه می‌گفت دلم می‌خواهد در اوج از فوتبال کنار بروم و همین اتفاق هم افتاد.

و در پایان اگر صحبتی دارید

دلم می‌خواست سارا در استادیومی که تماشاگران حضور دارند، باشکوه از فوتبال خداحافظی کند، اما نشد. اینجا من هم باید به تمام مردم ایران تسلیت بگویم و برای تمام مردم نجیب و عزیز کشورمان آرزوی صبر و آرامش داشته باشم.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی