زینب محرابی واعظ

دهه فجر یکی از حساس‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران است؛ دوره‌ای که نه‌تنها به فروپاشی یک نظام سیاسی انجامید، بلکه زمینه‌ساز دگرگونی‌های عمیق در ساختار فرهنگی و اجتماعی کشور شد. این دهه حاصل کنش تاریخی آگاهانه جامعه‌ای بود که پس از سالها تجربه بی‌عدالتی، وابستگی و حذف از فرآیند تصمیم‌گیری، به این جمع‌بندی رسید که بدون مشارکت مستقیم مردم، هیچ تحول پایداری امکان‌پذیر نخواهد بود. دهه فجر را باید نتیجه روندی دانست که در آن نارضایتی‌های سیاسی، دغدغه‌های فرهنگی و مطالبات اجتماعی به هم پیوند خورد و در نهایت به حرکت فراگیری بدل شد. آنچه این دهه را از بسیاری از تحولات سیاسی مشابه در جهان متمایز می‌کند، حضور گسترده مردم از طبقات مختلف اجتماعی و پیوند میان آرمان‌های سیاسی با باورهای فرهنگی و دینی جامعه است.
بازخوانی دهه فجر، تلاشی برای فهم سازوکارهای تغییر اجتماعی در جامعه ایران است که نشان می‌دهد سیاست، فرهنگ و جامعه به‌صورتی تنگاتنگ با یکدیگر عمل می‌کنند.
تحول سیاسی
پیش از انقلاب، ساختار سیاسی ایران بر پایه تمرکز قدرت، حذف نهادهای مستقل و محدودسازی مشارکت عمومی شکل گرفته بود. فرآیند تصمیم‌گیری سیاسی، در حلقه‌های بسته و به‌دور از خواست عمومی انجام می‌شد و نهادهای نمایندگی، کارکرد خود را از دست داده بودند. در چنین شرایطی، احساس بی‌تأثیری سیاسی در میان مردم رفته رفته به نارضایتی عمیق بدل شد. وابستگی ساختاری حکومت به بیگانه، به‌ویژه در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی،یکی از عوامل مهم تشدید این نارضایتی بود. بسیاری از مردم، این وابستگی را نشانة‌ نادیده‌گرفتن شأن و اراده ملت می‌دانستند. همین برداشت، مفاهیمی چون استقلال سیاسی و حاکمیت ملی را به محور گفتمان عمومی جامعه تبدیل کرد.
دهه فجر، نقطه اوج آگاهی سیاسی جمعی بود. حضور میلیونی مردم در خیابان‌ها، اعتصابات سراسری و حمایت گسترده از حرکت‌های اعتراضی، نشان داد که جامعه ایران به مرحله‌ای رسیده است که دیگر نمی‌خواهد صرفاً نظاره‌گر تحولات باشد. 
پیروزی انقلاب افزون بر تغییر حاکمیت، نگرش جامعه به مفهوم سیاست را نیز دگرگون کرد. مشارکت سیاسی، از یک امر محدود، به حقی عمومی تبدیل شد. تأکید بر رأی مردم، برگزاری همه‌پرسی‌ها و انتخابات، و شکل‌گیری نهادهای برخاسته از اراده جمعی، بازتاب این تغییر نگرش بود. دهه فجر آغازگر فرهنگی سیاسی شد که در آن، مطالبه‌گری، نقد قدرت و مسئولیت‌پذیری اجتماعی به عناصر ثابت گفتمان سیاسی جامعه تبدیل شد.
تحول فرهنگی
یکی از عمیق‌ترین آثار این دوره، در حوزه فرهنگ و نظام ارزشی جامعه ایران قابل مشاهده است. انقلاب اسلامی  نوعی «بازگشت آگاهانه فرهنگی» را رقم زد که ریشه در احساس ازخودبیگانگی فرهنگی و گسست میان فرهنگ رسمی و باورهای عمومی در سالهای قبل داشت. در دهه‌های منتهی به انقلاب، سیاست‌ فرهنگی حاکم عمدتاً بر الگوبرداری شتابزده از غرب و تضعیف عناصر بومی استوار بود. این رویکرد موجب دوگانگی فرهنگی در جامعه شد: میان سبک زندگی رسمی و زیست واقعی مردم. انقلاب اسلامی با تکیه بر مؤلفه‌های فرهنگی و دینی، مفاهیمی چون استقلال فرهنگی، خودباوری، ساده‌زیستی، عدالت‌خواهی و کرامت انسانی را در مرکز گفتمان عمومی جامعه قرار داد؛ مفاهیمی که ریشه در تجربه زیستة مردم و باورهای تاریخی جامعه داشت. 
برخلاف بسیاری از انقلاب‌ها که فرهنگ در آنها تابع سیاست است، در انقلاب اسلامی، فرهنگ به یکی از محرک‌های اصلی تحول تبدیل شد. آیین‌های مذهبی، مناسک جمعی، نمادهای دینی و زبان مشترک فرهنگی، نقش مهمی در ایجاد ارتباط، اعتماد و همبستگی میان قشرهای مختلف جامعه ایفا کردند و امکان مشارکت گسترده مردم را فراهم آوردند.
دهه فجر نقطه عطفی در تعریف نسبت دین و فرهنگ با عرصه عمومی بود. دین در این دوره، از یک امر صرفاً فردی به نیرویی اجتماعی تبدیل شد که می‌توانست الهام‌بخش کنش جمعی، مطالبه عدالت و مسئولیت‌پذیری اجتماعی باشد. 
با پیروزی انقلاب، هنر و رسانه به یکی از مهمترین میدان‌های تداوم و بازنمایی تجربه دهه فجر تبدیل شدند. سینما، ادبیات، شعر، تئاتر و هنرهای تجسمی، به بازتاب دغدغه‌های اجتماعی پرداختند. در این آثار، مفاهیمی چون مقاومت، عدالت، هویت و معنویت به‌عنوان عناصر مرکزی مورد توجه قرار گرفت و هنر به ابزاری برای گفتگوی اجتماعی بدل شد. برگزاری جشنواره‌های فرهنگی و هنری «فجر» در همین چارچوب قابل تحلیل است. این جشنواره‌ها تلاشی برای نهادینه‌سازی یک جریان فرهنگی محسوب می‌شد که هدفش، پیوند میان هنر، جامعه و تجربه تاریخی انقلاب بود. از این منظر، دهه فجر به «مخزن حافظه فرهنگی» تبدیل شد. بازخوانی این تجربه از زبان فرهنگ و هنر، از تقلیل آن به کلیشه‌ها جلوگیری می کند و امکان گفتگو میان نسلها را فراهم سازد. 
در مجموع دهه فجر نقطه آغاز شکل‌گیری خودآگاهی فرهنگی در جامعه ایران است که بر پیوند میان هویت دینی، ملی و اجتماعی استوار است. این خودآگاهی اگرچه در طول زمان با چالش‌ها و نقدهایی مواجه بوده، اما همچنان از عناصر کلیدی در فهم تحولات فرهنگی و اجتماعی ایران معاصر است.
تحولات اجتماعی
 دهه فجر جلوه‌ای کم‌سابقه از مشارکت و همبستگی عمومی است. این همگرایی اجتماعی،یکی از مهمترین عوامل موفقیت انقلاب اسلامی بود. دهه فجر مردم را از موقعیت انفعال اجتماعی درآورد و آنان را به کنشگران فعال عرصه عمومی بدل ساخت. مشارکت در راهپیمایی‌ها، اعتصابات، فعالیت‌های داوطلبانه و حمایت‌های اجتماعی، احساس مسئولیت جمعی را تقویت نمود و سرمایه اجتماعی تازه‌ای پدید آورد که سالهای بعد، نقش مهمی در عبور جامعه از بحران‌ها ایفا کرد.
نقش زنان یکی از شاخص‌ترین نمودهای این تحول اجتماعی است. حضور گسترده و آگاهانه بانوان در صحنه‌های اجتماعی و فرهنگی، نه‌تنها تصویر سنتی از نقش اجتماعی آنان را تغییر داد، بلکه زمینه‌ساز مشارکت گسترده‌ترشان در عرصه‌های آموزشی و اجتماعی پس از انقلاب شد.
جوانان نیز نقشی محوری در تحولات اجتماعی دهه فجر ایفا کردند. شور انقلابی، آرمان‌خواهی و احساس مسئولیت نسل جوان، به حرکت اجتماعی شتاب بخشید. 
عدالت اجتماعی یکی از مطالبات اصلی مردم در جریان انقلاب بود. نابرابری‌های اقتصادی، تبعیض‌های اجتماعی و فاصله طبقاتی، زمینه‌ساز نارضایتی گسترده شده بود و دهه فجر به نماد مطالبه عدالت و کرامت انسانی تبدیل شد.
دهه فجر تجربه‌ای چندبعدی است که سیاست، فرهنگ و جامعه را به‌طور همزمان دگرگون ساخت. این دهه نشان داد که تحول پایدار، تنها در سایه پیوند میان آگاهی سیاسی، هویت فرهنگی و مشارکت اجتماعی امکان‌پذیر است. بازخوانی دهه فجر، نه بازگشت به گذشته، بلکه تلاشی برای فهم بهتر مسیر آینده است.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی