به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از بیبیسی، در یک صبح یخزده ژانویه در هلسینکی، حدود ۲۰ نفر بیرون کتابخانه مرکزی «اودی» (Oodi) منتظر باز شدن درها هستند. کاتری ونتینن، مدیر خدمات کتابخانهای پایتخت میگوید: «وقتی میبینم مردم ساعت هشت صبح با شتاب وارد ساختمان میشوند تا به جای محبوبشان برسند، اشک شوق میریزم. این نشان میدهد که کتابخانه حقیقتاً متعلق به مردم است.»
تا ظهر، ساختمان چنان پر میشود که مراجعان برای پیدا کردن صندلی خالی سرگردانند؛ دانشجویان کنار پنجرههای بزرگ با چشمانداز پارلمان مشغول کارند و والدین در بخشهای رنگارنگ بازی، برای کودکانشان کتاب میخوانند.
در گوشهای دیگر، گروهی مشغول بافتنی هستند و افراد باتجربهتر به تازهواردها آموزش میدهند. در اتاقک موسیقی، مردی میانسال مشغول ضبط نوازندگیاش است. در کافه، بانویی سالمند به دختران مهاجر زبان فنلاندی میآموزد و نزدیک ورودی، نوجوانی توپ بسکتبالی را که امانت گرفته، به زمین بازی کنار کتابخانه میبرد و همه اینها تجربیاتی متفاوت با دیگر کشورها در زمینه کتاب و کتابداری است.
در حالی که در ایالات متحده طی یک دهه بیش از ۷۶۰ کتابخانه تعطیل شده و در بریتانیا نیز بیش از ۱۸۰ کتابخانه در پی کاهش بودجههای عمومی به تعطیلی کشانده شده یا به گروههای داوطلب واگذار شدهاند، فنلاند مسیری کاملاً متضاد را برگزیده است. این کشور نه تنها کتابخانهها را تعطیل نکرده، بلکه آنها را به زیرساختهای حیاتی دموکراسی و مرکز ثقل رفاه اجتماعی تبدیل کرده است.
تفاوت کلیدی در تغییر دیدگاه نسبت به مفهوم ارزش نهفته است. در بسیاری از کشورهای غربی، نگاه مدیریت شهری به کتابخانه، نگاهی هزینهمحور و مبتنی بر آمار امانتِ کتاب است. نورا هیروونن، استاد مطالعات اطلاعات، این روند را «پیشگویی خودمحققکننده» میداند: وقتی ساعات کاری کاهش مییابد، مراجعات کم میشود و همین کاهش آمار، بهانهای برای تعطیلیهای بعدی فراهم میکند. اما تجربه فنلاند نشان میدهد که به جای پرسیدنِ «چند کتاب امانت داده شد؟»، باید پرسید: «کتابخانه چگونه به کارکرد بهتر جامعه کمک میکند؟»
این رویکرد عملگرایانه در فنلاند، کتابخانه را از یک مخزن کتاب به یک «اتاق نشیمن مشترک» تبدیل کرده است. در شهرهایی که فضاهای عمومی رایگان در حال محو شدن هستند و شهروندان ناچارند برای حضور در هر محیطی مصرفکننده باشند، کتابخانههای فنلاند به فضاهایی تبدیل شدهاند که در آنها هر کس فارغ از سطح درآمد و پیشینهی اجتماعی – از استاد دانشگاه تا فرد بیخانمان – میتواند بدون هیچگونه فشار برای خرید، فقط حضور داشته باشد.
در این مدل نوین، کتابخانهها به مراکز خدمات اجتماعی بدل شدهاند. مراجعان در کتابخانههای فنلاند نه تنها کتاب، بلکه از ابزارهایی مانند چرخخیاطی، پرینتر سهبعدی، استودیوی موسیقی و راکت تنیس استفاده میکنند. این فرهنگ اشتراکی که ریشه در گذشته روستایی فنلاند دارد، امروز به شهرنشینانی کمک میکند که خانههای کوچکشان اجازه خرید ابزارهای گرانقیمتِمورد نیازِ سالانه را نمیدهد. فراتر از این ابزارها، کتابدارانِ فنلاندی در قامت مشاورانی ظاهر شدهاند که شهروندان را در پیچوخمهای بوروکراسی دیجیتال – از امور مالیاتی و بانکی گرفته تا ثبتنامهای دولتی و نوشتن رزومه – یاری میدهند.
چنین سرمایهگذاری عظیمی که در آن فنلاند سالانه بیش از ۶۵ یورو به ازای هر نفر برای کتابخانهها هزینه میکند، فراتر از یک خدمت فرهنگی است؛ این یک تعهد دموکراتیک است. طبق قانون کتابخانههای فنلاند، این نهادها موظف به ترویج دموکراسی، آزادی بیان و شهروندی فعال هستند. نسیمه رزمیار، نماینده پارلمان فنلاند، این اهمیت را با تجربهای شخصی بازگو میکند: زمانی که او به عنوان یک پناهندهی کودک وارد فنلاند شد، دریافت کارت کتابخانه اولین لحظهای بود که به او احساس تعلق به سرزمین جدیدش را داد. او کتابخانه را «کل سیستم رفاهی فنلاند در یک ساختمان» میداند.
در نهایت، الگوی فنلاند پاسخی به «پارادوکس مشارکت» در دموکراسیهای مدرن است. در حالی که در بسیاری از کشورها اعتماد به نهادهای دولتی رو به افول است، کتابخانهها همچنان در فنلاند یکی از مورد اعتمادترین نهادهای عمومی باقی ماندهاند. فنلاند با تبدیل کتابخانهها به «زیرساخت جامع اجتماعی»، درسی بزرگ به جهان میدهد: کتابخانهها نباید تنها مکانی برای بایگانی کلمات باشند؛ آنها باید فضاهایی زنده باشند که در آن دموکراسی، در جریانِ زندگیِ روزمره، تمرین و تجربه شود.