مدیر اطلاعات روز یکشنبه ۱۴ دیماه ۱۳۳۱ قبل از سفر به هندوستان و چین و ژاپن وصیت‌نامه‌ای به خط خود نگاشت که هم اکنون موجود می‌باشد و در این وصیت‌نامه نظر خود را به صراحت بیان کرده است. 
پدرم معتقد بود که وظیفه او در برابر فرزندانش به عنوان پدر، مراقبت دقیق در تعلیم و تربیت آنها و سعی در اتمام تحصیلات عالیه ایشان است. او در مورد دخترانش پس از اختیار کردن همسری شایسته و تحصیلکرده، وظیفه خود را پایان‌یافته تلقی می‌کرد و برای شروع زندگی در تهیه وسائل منزل و نیز تامین مسکن مناسب به آنها کمک می‌نمود. 
وی همیشه می‌گفت فرزندان من باید به خود متکی باشند چون من سرمایه‌ای جز اطلاعات ندارم و آن هم قابل تقسیم نیست زیرا این سرمایه‌ای است متعلق به مملکت که باید پابرجا بماند. به همین جهت او برای جلوگیری از تقسیم و تجزیه اطلاعات پس از خودش تمام سرمایه‌های اطلاعات را در شرکت ایران چاپ متمرکز کرد و آن را بصورت شرکت سهامی درآورد. در این شرکت ۵۱ درصد سهام به من و برادرم بهرام واگذار شد و بقیه نیز به خواهران و مادرم به طور مساوی تعلق گرفت. 
واگذاری اکثریت سهام به من و برادرم فقط به منظور ادامه انتشار مرتب اطلاعات و جلوگیری از تجزیه و تقسیم این موسسه بزرگ بود؛ زیرا پدرم به هیچ وجه مایل نبود این سرمایه معنوی که آن را متعلق به مملکت و همه مردم می‌دانست به صورت ارثیه بین بازماندگان وی تقسیم گردد و موجبات تجزیه و از بین رفتن آن فراهم شود. 
برخلاف اغلب مردم که برای تامین رفاه بازماندگان خود و جلوگیری از بروز اختلافات بین وراث به نوشتن وصیتنامه می‌پردازند پدرم برای تحکیم موقعیت اطلاعات و به منظور حفظ و حراست این موسسه عظیم و نیز جلوگیری از تجزیه و تقسیم و متلاشی شدن آن، وصیتنامه خویش را  تنظیم کرد که مبین نظرات ایشان می‌باشد و قسمت‌هائی از آن ذیلا نقل می‌گردد: 

بسم‌الله الرحمن الرحیم 
چون بشر هر آن در آستان مرگ قرار دارد و لازم است وصیت خود را پس از مرگ نسبت به فرزندان و ورثه خود روشن نماید لذا درین موقع که عازم مسافرت به هندوستان و چین و ژاپن می‌باشم درصدد برآمدم این ورقه را بعنوان وصیت‌نامه خود نوشته و در صندوق بانک ملی ایران به امانت بسپارم تا اگر دست اجل گریبانم را گرفت ورثه من بلاتکلیف نباشند بخصوص وضعیت تشکیلات روزنامه اطلاعات که مورد کمال علاقه من است روشن باشد. 
در خصوص تشکیلات روزنامه یومیه و مجله هفتگی و مجله ماهانه و روزنامه هوائی اطلاعات، که دارنده امتیاز و صاحب آن می‌باشم و هیچکس به هیچ عنوان در آن سهیم و شریک نیست، چون مایل و شائق هستم که یک عمر زحماتم در راه خدمت مطبوعاتی از بین نرود و این موسسه باقی و برقرار باشد و به خدمات خود ادامه دهد انحلال این موسسه فرهنگی را هیچگاه اجازه نمی‌دهم مگر به حکم اجبار و اضطرار. بنابراین صاحب امتیاز آن مادام که فرزندم فرهاد مسعودی بحدبلوغ و رشد قانونی نرسیده همسرم بانو قدسیه امیرارجمند خواهد بود که امتیاز روزنامه اطلاعات به نام ایشان صادر شود؛ بدیهی است وی از کلیه حقوق و مزایای صاحب امتیاز روزنامه مادام که امتیاز قانوناً به فرهاد مسعودی انتقال داده نشده استفاده خواهد کرد و مشارالیها می‌تواند برای کمک خود مدیر و سردبیر انتخاب نماید.
محتاج به تذکر نیست همین که فرهاد مسعودی بحد رشد قانونی رسید و تشریفات انتقال امتیاز روزنامه به او انجام گردید خود او هرگونه اختیاری خواهد داشت و سازمان اطلاعات و دستگاه‌های وابسته با آن مستقیما تحت نظر خود او قرار خواهد گرفت. در این خصوص طی نامه‌ای مراتب لازم را به وزارت فرهنگ نوشته‌ام که رونوشت آن در آرشیو روزنامه اطلاعات مضبوط باشد. طبق سند رسمی تمام اثاثیه سازمان موسسه اطلاعات و اشیاء متعلق به اداره روزنامه و نشریات مربوطه را نیز به فرزندم فرهاد مسعودی انتقال دادم تا سازمان روزنامه بدون معارض و اختلاف نظر گردش خود را طی کند..

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

نظرسنجی

برنامه‌های تلویزیون در دهه فجر و نیمه شعبان مناسب بود؟

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی