یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۱:۰۱
نظرات: ۰
۰
-
[ محمد علی مهتدی ] رسوایی اپستین و پرسش‌های بی‌پاسخ قدرت

این پرسش همچنان پابرجاست که چگونه اپستین با چنین سابقه‌ای توانست در حلقه‌های بسته سیاست، اقتصاد و حتی نهادهای علمی و فرهنگی آمریکا و اروپا رفت‌وآمد داشته باشد، بی‌آنکه نظارت مؤثری مانع ادامه فعالیت‌های او شود؟

محمد علی مهتدی - روزنامه اطلاعات: پرونده جفری اپستین، سرمایه‌دار آمریکایی که نام او با شبکه‌ای از سوء‌استفاده جنسی، روابط پنهان و رفت‌وآمد با چهره‌های بانفوذ بین المللی گره خورده است، مدت‌هاست از چارچوب یک پرونده جنایی خارج شده و به موضوعی سیاسی ـ اجتماعی بدل شده است. 

مرگ او در زندان نیویورک در سال ۲۰۱۹ که رسماً «خودکشی» اعلام شد، نه‌تنها به بسته شدن پرونده منجر نشد، بلکه بر دامنه تردیدها و پرسش‌ها افزود؛ پرسش‌هایی که امروز بیش از گذشته، نهادهای قدرت در ایالات متحده را در معرض اتهام قرار داده است.

جزیره خصوصی اپستین که به نماد این رسوایی بدل شده، تنها یک مکان نیست، بلکه نشانه‌ای است از سازوکارهایی که در آن ثروت، نفوذ و مصونیت می‌توانند سال‌ها مانع دیده‌ شدن حقیقت شوند. این پرسش همچنان پابرجاست که چگونه فردی با چنین سابقه‌ای توانست در حلقه‌های بسته سیاست، اقتصاد و حتی نهادهای علمی و فرهنگی آمریکا و اروپا رفت‌وآمد داشته باشد، بی‌آنکه نظارت مؤثری مانع ادامه فعالیت‌های او شود؟

افشاگری‌های اخیر، به‌ویژه انتشار تدریجی اسناد مرتبط با این پرونده، نشان می‌دهد که ماجرا فراتر از رفتار مجرمانه یک فرد بوده است. نام‌های مطرح‌شده، هرچند هنوز بعضی از آنها در سطح ادعا یا ارتباط غیرمستقیم باقی مانده‌اند، این واقعیت را برجسته می‌کند که شبکه‌های قدرت، وقتی با پول و نفوذ درهم می‌آمیزند، می‌توانند خلأهای جدی در نظام پاسخگویی ایجاد کنند.

سانسور بخشی از اسناد و تعلل در انتشار کامل اطلاعات، خود به یکی از محورهای اصلی انتقاد در داخل آمریکا بدل شده است. افکار عمومی می‌پرسد: اگر اصل شفافیت و برابری در برابر قانون، سنگ ‌بنای نظام سیاسی آمریکاست، چرا در پرونده‌ای با این درجه از اهمیت، حقیقت به‌ صورت کامل و بی‌پرده در اختیار جامعه قرار نمی‌گیرد؟ این پرسش بیش از آنکه حقوقی باشد، ماهیتی سیاسی و نهادی دارد.

رسوایی اپستین در شرایطی برجسته شده که جامعه آمریکا با بحران اعتماد به نهادها روبروست. شکاف‌های سیاسی، منازعات حزبی و مناقشه بر سر نقش رسانه‌ها، پیش از این نیز فضای عمومی را ملتهب کرده بود. اکنون این پرونده به‌عنوان نمونه‌ای نمادین، به این بی‌اعتمادی دامن زده است .

در این میان، هر جناح سیاسی روایت خاص خود را از ماجرا ارائه می‌دهد و دیگری را به پنهان‌کاری یا بهره‌ برداری سیاسی متهم می‌کند.

در چنین فضایی، این خطروجود دارد که اصل مسئله ـ یعنی پاسخگویی واقعی و اصلاح ساختارهای معیوب ـ در میان جدال‌های تبلیغاتی گم شود. تجربه نشان داده که وقتی پرونده‌های بزرگ به ابزار رقابت سیاسی تبدیل می‌شوند، حقیقت اغلب قربانی اول این رقابت است.

ایالات متحده سال‌هاست که خود را مدافع حاکمیت قانون، شفافیت و حقوق بشر معرفی می‌کند، اما رسوایی‌هایی از جنس پرونده اپستین، این تصویر را در نگاه افکار عمومی جهان مخدوش می‌سازد. برای کشورها و جوامعی که پیش‌تر نیز نسبت به صداقت واشنگتن تردید داشته‌اند، این پرونده به‌عنوان شاهدی بر دوگانگی میان شعار و عمل تلقی می‌شود.

این موضوع بویژه در شرایطی اهمیت می‌یابد که آمریکا همچنان می‌کوشد نقش رهبری خود در نظام بین‌الملل را حفظ کند. کاهش اعتماد اخلاقی، حتی اگر به‌ طور مستقیم به تغییر سیاست‌ها نینجامد، در بلندمدت بر قدرت نرم این کشور اثر خواهد گذاشت.

درغرب آسیا، پرونده اپستین بیشتر از زاویه سیاسی و رسانه‌ای دنبال شده است تا حقوقی. بسیاری از تحلیل‌ها، این پرونده را نشانه‌ای از فساد ساختاری در نظام قدرت آمریکا می‌دانند و آن را در تقابل با گفتمان رسمی واشنگتن برجسته می‌کنند. بدیهی است که این نگاه، به تقویت روایت‌های انتقادی و گاه ضدآمریکایی در منطقه کمک می‌کند.

ازسوی دیگر، درگیرشدن آمریکا با پیامدهای داخلی چنین رسوایی‌هایی، قاعدتا می‌تواند تمرکز و ابتکار عمل آن را در سیاست خارجی کاهش دهد. 

دولتی که ناچار است انرژی قابل‌توجهی را صرف مدیریت بحران اعتماد در داخل کند، طبیعتاً با محدودیت‌هایی در کنشگری خارجی مواجه خواهد شد؛ موضوعی که برای معادلات پیچیده غرب آسیا بی‌اهمیت نیست.

با این حال رفتار دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در خارج، سؤال برانگیز است زیرا  او به گونه ای رفتار می کند که گویا چنین رسوائی بزرگی در داخل وجود ندارد و او نباید پاسخگو باشد، در حالی که بیشترین خبرها و عکس های منتشر شده از این جزیره به شخص ترامپ مربوط می شود.

اینک یک سؤال مهم این است که چه جریان و نهادی پشت این افشاگری وجود دارد و آیا دادگستری آمریکا سرخود به این کار دست زده است؟ این سؤال، خود سؤال دیگری را مطرح می کند و آن اینکه آیا لابی صهیونیستی که تا مغز استخوان در تاروپود دولت و جامعه آمریکا نفوذ دارد، می تواند از این رسوائی بی اطلاع باشد و نقشی در آن نداشته باشد؟ طبعا پاسخ منفی است، بویژه که مدارک زیادی حاکی از ارتباط جفری اپستین با موساد اسرائیل است و شخصیت هائی از این منطقه که با اپستین ملاقات کرده و عکس گرفته اند هدفشان به احتمال قوی، استفاده از لابی صهیونیستی در آمریکا برای پیشبرد اهداف خود بوده،  نه سفر به جزیره بدنام.

در همین رابطه، یک تحلیلگر آمریکایی نوشته است "پرونده اپستین فقط یک رسوایی اخلاقی نیست، بلکه باید آن را به‌عنوان یک «عملیات اطلاعاتی برای جمع‌آوری اهرم فشار» دید؛ رسانه‌ها از پرداختن به ارتباطات اپستین با اسرائیل و موساد می‌ترسند و با سکوت، حقیقت را پنهان می‌کنند". 

شبکه الجزیره قطر هم اخیرا گفته است "اپسین به عنوان سفیر غیر رسمی اسرائیل عمل می کرده و کار ویژه اش آلوده کردن افراد تاثیر گذار در رابطه با اسرائیل بوده است. بر این اساس، برخی تحلیلگران با توجه به لشکرکشی ترامپ به منطقه علیه جمهوری اسلامی ایران و این ادعا که بین ترامپ و نتانیاهو اختلاف نظر وجود دارد، احتمال داده اند که نتانیاهو در سفر اخیرش به واشنگتن و ملاقات با ترامپ، با استفاده از این اهرم کوشیده است ترامپ را با نظر خود همراه کند.

 به هر حال افشای میلیون ها سند مربوط به این رسوائی ادامه دارد و بررسی آنها و درک تاثیر این رسوائی بر داخل آمریکا و روابط بین الملل، به زمان بیشتری نیاز دارد. 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

نظرسنجی

برنامه‌های تلویزیون در دهه فجر و نیمه شعبان مناسب بود؟

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی