بهرام امیراحمدیان - روزنامه اطلاعات: هزاره سوم میلادی با تحولاتی شگرف آغاز شد. بمباران و اشغال افغانستان در سال ۲۰۰۱ بعد از واقعه سرنگونی برج های دوقلوی تجارت جهانی، اشغال نظامی عراق و سرنگونی صدام حسین از سوی آمریکا و متحدانش در سال۲۰۰۳، نشان تغییرات نظم بین الملل بود.
در همین اوضاع و احوال تضعیف سازمان ملل و نهاد شورای امنیت از سوی آمریکا، فضای نظم بین الملل را دگرگون کرد. اشغال دو بخش از جمهوری گرجستان در قفقاز جنوبی از سوی ارتش فدراسیون روسیه در سال ۲۰۰۸ و سپس اشغال و انضمام شبه جزیره کریمه از سوی روسیه در سال ۲۰۱۴، نشان داد که دو عضو از پنج عضو دائم شورای امنیت و دارای حق وتو، خودشان امنیت بین الملل را به خطر انداخته اند.
واقعه «بهار عربی» در سال ۲۰۱۱ و تحولات دردناک در خاورمیانه، آن را به زمستان امینت خاورمیانه تبدیل کرد. سقوط بن علی، قذافی و مبارک در شمال آفریقا حاکی از برهم خوردن تعادل قدرت در منطقه بود. ظهور دولت اسلامی عراق و شام(داعش) منطقه خاورمیانه را به آشوب کشید. همه این تحولات نشان داد که منطقه همچنان بی ثبات بوده و بی ثباتی ادامه خواهد یافت.
واقعه «طوفان الاقصی» در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ دو دهه پس از ۱۱ سپتامبر، بر نبود ثبات بین المللی دلالت داشت. کشتار وحشیانه مردم غزه از سوی اسرائیل و حمایت آشکار ایالات متحده از کشتار و ویرانی غزه و اعلام آمادگی ترامپ برای خرید نوار غزه و تبدیل آن به منطقه گردشگری «ریویرای خاورمیانه» نشان دهنده افول اخلاق و انسانیت در نظام بین المللی است.
نبود یک سازمان ملل قدرتمند
آوارگی و کشتار مسلمانان روهینگیا در میانمار بین سالهای ۲۰۱۶-۲۰۱۷، در یک ناآرامی داخلی تحت مدیریت دولت نظامی، جنگ داخلی سودان از ۲۰۲۳ تا کنون بین دو جناح رقیب، نا آرامی های سومالی در شاخ آفریقا و موارد دیگر، همه دلالت بر نبود یک سازمان ملل قدرتمند و تاثیر گذار است که از سوی قدرتهای بزرگ به ناکارامدی کشانده شده است.
ایالات متحده آمریکا با تولید ناخالص داخلی ۳۰ تریلیون دلاری(۲۷ درصد اقتصاد جهان) و چین با ۱۹ تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی، دو ابر قدرت جهانی به شمار می روند. با در نظر گرفتن تعداد جمعیت که چین حدود یک میلیارد نفر بیش از ایالات متحده جمعیت دارد، می توان دریافت که ایالات متحده تاثیرگذاری بیشتری در جهان نسبت به چین دارد.
۹۹۰ میلیارد دلار بودجه نظامی آمریکا
یکی از عوامل مهم فروپاشی شوروی در کنار سایر عوامل سیاسی و اقتصادی، کشاندن شوروی به مسابقه تسلیحاتی از سوی ایالات متحده و ناتو بود. اکنون آمریکا با بودجه نظامی بیش از ۹۹۰ میلیارد دلار در سال جاری، بیش از ۴۰ درصد بودجه نظامی جهان را به خود اختصاص می دهد. این توانایی مالی این امکان را به ایالات متحده می دهد که در مناطق مختلف جهان پایگاه نظامی داشته باشد و با کنترل مسیرهای مهم دریایی، امنیت بازرگانی بین المللی را در اختیار گیرد و دولتها را به حمله نظامی تهدید کند.
وزارت دفاع آمریکا در آستانه آغاز دومین دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، سندی راهبردی با عنوان استراتژی ملی دفاعی را به صورت رسمی منتشر ساخت. این سند که در قالب یک گزارش ۲۵ صفحهای تدوین شده است، چشماندازی جامع از چگونگی اجرای سیاست «اول آمریکا» در حوزه دفاعی و امنیتی ارائه میدهد. اهمیت این سند در آن است که نه تنها اولویتهای نظامی کشور را مشخص میکند، بلکه نقشه راه عملیاتی برای مواجهه با تهدیدات چندگانه جهانی را نیز ترسیم میسازد.
این استراتژی در بستری منتشر شده است که محیط امنیتی جهان با پیچیدگیهای بیسابقهای روبروست. تنشهای ژئوپلیتیک در مناطق مختلف، رقابت قدرتهای بزرگ، تهدیدات فناوریهای نوین و چالشهای امنیتی منطقهای، همگی زمینهساز تدوین این سند شدهاند. اصرار ترامپ برای خرید گرینلند از دانمارک، شگفت انگیز به نظر می رسد و ترامپ برای این ادعا دلایلی ارائه می دهد که به موازنه استراتژیک و نظامی با روسیه مرتبط است. این امر با انتقادهایی از سوی دانمارک، اتحادیه اروپا و مجامع بین المللی روبرو شده است که تغییر جغرافیای سیاسی جهان را در پی خواهد داشت.
«هیأت صلح» ترامپ
رئیس جمهوری آمریکا به طور رسمی منشور «هیأت صلح» خود را نیز اعلام کرد؛ موضوعی که منتقدان نگرانند رقیبی برای سازمان ملل باشد. دونالد ترامپ، به طور رسمی اولین منشور «هیأت صلح» خود را در ۲۲ ژانویه ۲۰۲۶ در داووس سوئیس اعلام کرد که میگوید نهادی برای حل و فصل مناقشات بینالمللی با هزینه یک میلیارد دلار برای عضویت دائم کشورها در آن است.
او در مراسمی گفت این هیأت به ایجاد چیزی کمک خواهد کرد که او صلح «شکوهمند» و «پایدار» برای خاورمیانه و سراسر جهان نامید. کاخ سفید در ابتدا این شورا را به عنوان بخشی از سازوکاری برای نظارت بر بازسازی غزه و اداره آن اعلام کرده بود، اما اکنون به نظر میرسد که در این منشور هیچ اشارهای به غزه نشده است. با این حال، عربستان سعودی اعلام کرده است گروه کشورهایی که اکثر جمعیتشان مسلمان هستند، از جمله ترکیه، مصر، اردن، اندونزی، پاکستان و قطر با هدف تحکیم آتشبس دائمی در غزه، حمایت از بازسازی آن و پیشبرد آنچه آنها «صلح عادلانه و پایدار» توصیف میکنند به این شورا پیوستهاند.
ترامپ هم گفته که این هیأت با سازمان ملل متحد همکاری خواهد کرد اما منتقدان میگویند که این نهاد برای جایگزینی برخی از وظایف سازمان ملل طراحی شده است. بریتانیا نیز اعلام کرده است که در آن شرکت نخواهد کرد و نگران احتمال مشارکت ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه در این شوراست. ترامپ گفت که رهبر روسیه دعوت عضویت در این هیأت را پذیرفته است؛ این درحالی است که پوتین هنوز این موضوع را تأیید نکرده است. او پیش از این گفته بود پاسخ روسیه به این دعوت، تنها پس از بررسی اسناد توسط وزارت امور خارجه و مشورت با شرکای استراتژیک روسیه خواهد بود.
تجاوز به ونزوئلا، نقض آشکار حقوق بین الملل
تجاوز نظامی آمریکا به ونزوئلا و دستگیری «نیکلاس مادورو» رئیس جمهوری این کشور و انتقال او به ایالات متحده با ادعای دست داشتن در کارتل های مواد مخدر آمریکای جنوبی، نقض آشکار حقوق بین الملل است. این اقدام در چارچوب «دکترین مونروئه» ارزیابی می شود که ترامپ با رفتارهای خود از آن تاسی می گیرد. زمانی که «جیمز مونروئه» پنجمین رئیسجمهوری آمریکا این دکترین را اعلام کرد، این استراتژی عمدتا به عنوان ابراز همبستگی آمریکا با همسایگانش و راهبردی برای محافظت از آنها در برابر تلاشهای قدرتهای بزرگ اروپایی برای استعمار مجدد این کشورها دیده میشد؛ چرا که ایالات متحده با آنها دارای ارزشهای جمهوری خواهانه مشترک و پیشینهای یکسان در مبارزه با استعمار بود. اما این دکترین به سرعت تبدیل به ادعای حق واشنگتن برای سلطه بر همسایگانش و استفاده از هر ابزاری - حتی مداخله نظامی - برای همسو کردن سیاستهای آنها با منافع آمریکا شد.
در دوران جنگ سرد، مداخلهها عمدتا از این برداشت ناشی میشد که نیروها و احزاب مورد حمایت شوروی در داخل کشورها در حال تقویت موقعیت خود هستند و این امر به عنوان گسترش نفوذ کمونیسم در نیمکره غربی تعبیر میشد. اما امروز، دشمنی که چنین نقشی به آن نسبت داده میشود، دیگر کمونیسم نیست، بلکه قاچاق مواد مخدر و مهاجرت است.
اکنون که آمریکا تحت ریاست جمهوری ترامپ در صدد ایجاد نظمی ویژه برای اداره جهان است، روسیه درگیر جنگ اوکراین است و فرانسه و بریتانیا نیز یارای مخالفت با کاخ سفید را ندارند. کشورهای درگیر با آمریکا لازم است با درنظرگرفتن شرایط دشوار کنونی، سیاستهای مدبرانه ای را در پیش گیرند تا از ترکش های شدید نظم جدید جهانی ترامپ در امان بمانند.
