سه‌شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۶:۳۰
نظرات: ۰
۰
-
تمدن ایرانی - اسلامی بار دیگر طلوع می‌کند/ پایان تمدن نمایشی غرب با رسوایی اپستین

تمدن غربی طی قرون اخیر با شعار فریبنده حقوق بشر، دموکراسی و پیشرفت بشری، خود را به عنوان الگوی برتر تمدنی به جهان معرفی کرده است، اما نگاهی دقیق به تاریخ پرفراز و نشیب این تمدن، چهره متفاوت و آشفته از خشونت، استعمار، توحش و جنگ‌افروزی را نمایان می‌سازد. 

علی اکبر ولایتی - روزنامه اطلاعات|ایران پیش از مصر،چین،هند ویونان و روم کهن ترین تمدن بشری به حساب می  آید. پس از اسلام تلفیق فرهنگ ایرانی و اسلامی شتاب بالایی به پیشرفت علمی و تمدنی ایران داد و علوم طبیعی و انسانی و حتی علوم غریبه توسط دانشمندان مسلمان ارائه و گسترش یافت. اما پس از جنگ  صلیبی بین مسلمانان و اروپا، روند پیشی گرفتن غرب از تمدن شرقی آغاز شد و کشور ایران که به دلیل جغرافیا و منابع سرشارش همواره مورد هجوم و حمله و طمع کشور مختلف در طول تاریخ بود از قافله پیشرفت عقب نگاه داشته شد تا به امروز که غرب وحشی با ظاهر تمدنی و بشری  ،بر دنیا حکومت کرده است. 

تمدن غربی طی قرون اخیر با شعار فریبنده حقوق بشر، دموکراسی و پیشرفت بشری، خود را به عنوان الگوی برتر تمدنی به جهان معرفی کرده است، اما نگاهی دقیق به تاریخ پرفراز و نشیب این تمدن، چهره متفاوت و آشفته از خشونت، استعمار، توحش و جنگ‌افروزی را نمایان می‌سازد. 

از یونان و روم باستان با درگیری‌ خونین دولت‌شهرها و تفریحات وحشیانه گلادیاتوری، تا قرون وسطای اروپا با جنگ‌ مذهبی کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها و از استعمارگری استعمارگران اروپایی در سرتاسر جهان تا دو جنگ جهانی ویرانگر که صدها میلیون کشته بر جای گذاشت، سابقه تمدن غرب، سراسر از خون‌ریزی و چپاول رنگین است. این نوشتار با بررسی مستند رویداد تاریخی، به افشای ماهیت واقعی ادعای تمدنی غرب می‌پردازد و در مقابل، طلوع مجدد تمدنی را ترسیم می‌کند که ریشه در فرهنگ صلح‌طلبی و عدالت‌خواهی دارد.

در سال ۱۴۹۲، کریستف کلمب ایتالیایی با حمایت اسپانیا، آمریکا را کشف کرد و واسکودوگامای پرتغالی، با دور زدن دماغه امید نیک در آفریقا با راهنمایی احمد بن ماجد، دریانورد شیعه، به سمت

اقیانوس هند رفت، ولی میان اسپانیا و پرتغال بر سر تعیین منطقه نفوذ و مرز میان آنها اختلافات بالا گرفت، به گونه­ ای که  آنها از پاپ خواستند که میان­شان میانجیگری کند.

در نتیجه در سال ۱۴۹۴، با وساطت پاپ، خط معینی در غرب جزایر کیپ ورد (دماغه سبز) در غرب قاره آفریقا، مرز میان اسپانیا و پرتغال اعلام شد. معذلک، پرتغال حاضر نشد از مهم­ترین بخش آمریکای جنوبی یعنی برزیل کنار برود و هنوز زبان آنها، پرتغالی است. اسپانیا نیز در آفریقا صحرا (جنوب مراکش) و در آسیا (فیلیپین) را مستعمره خود کرد.

در قرن شانزدهم از ۱۵۶۲ تا ۱۵۹۸، بیش از ۳۰ سال، کاتولیک­ ها و پروتستان ­ها در فرانسه با یکدیگر جنگ­  بسیار خونینی داشتند که بسیاری از مردم در این جنگ­ ها کشته شدند.

اوایل قرن هجدهم از ۱۶۱۸ تا ۱۶۴۸، بین تعداد قابل ملاحظه ­ای از کشورهای اروپایی، جنگ­  خونینی در گرفت که ۳۰ سال به طول انجامید و از وقایع بسیار اسف­بار تاریخ است که سرانجام با انعقاد قرارداد معروف به وستفالی به پایان رسید.

قرارداد وستفالی به لحاظ تأثیرات مهم سیاسی که در اروپا و سایر نقاط جهان داشت مبنای شکل­ گیری دولت – ملت­ها شد و از آن پس قاعده ­ی تشکیل کشورها در جهان در چارچوب دولت - ملت پذیرفته شد. البته پیش از آن کشوری تاریخی مانند ایران، مصر و چین، دولت – ملت بودند.اولین کاشف آمریکا دولت اسپانیا بود و بعداً انگلیسی­ ها به اتازونی (ایالات متحده آمریکا) حمله و بخشی از آن را تصرف کردند و همین امر موجب درگیری بین این دو دولت شد و در ادامه بین انگلیس و فرانسه نیز درگیری­  ی رخ داد.

از بیسمارک تا صلح مسلح

بیسمارک از ۱۸۶۲ تا ۱۸۷۱ وارد جنگ ­ خونینی با همسایگان خود شد و به این ترتیب قدرت برتر آ لمان در اروپا را تثبیت کرد.

در دوره چهل و سه ساله قبل از آغاز جنگ اول (۱۸۷۱-۱۹۱۴) که مشهور به دوره صلح مسلح است، کشور عمده جهان و عمدتا اروپایی، به شکل زیر دسته ­بندی شدند؛  در یک سو عثمانی، پروس (آ لمان)، اتریش – هنگری (مجارستان) که از دریای بالتیک تا آدریاتیک ادامه داشت  و در سوی دیگر انگلیس، فرانسه و روسیه صف ­آرایی کرده بودند.

یک جرقه به انبار باروت اروپا موجب شعله  ­ور شدن آتش جنگ شد؛ به این ترتیب که یک جوان صرب، ولیعهد اتریش را در سارایوو ترور کرد. این امر باعث شد که اتریش – هنگری با حمایت آ لمان، به صربستان اعلام جنگ کند. متقابلا، روسیه به عنوان حامی اسلاوها، به حمایت از صربستان که اسلاو جنوبی هستند، بسیج عمومی اعلام کرد و آ لمان نیز به روسیه ضرب­ الاجل داد. سپس فرانسه که متحد روسیه بود، با  آ لمان وارد جنگ شد و آ لمان از طریق بلژیک به فرانسه حمله کرد و به خاطر نزدیکی فرانسه و بلژیک به بریتانیا، انگلیس هم به جنگ پیوست.

از صلح مسلح تا جنگ جهانی اول 

آمریکا در ابتدا (سال ۱۹۱۴) اعلام بی­ طرفی کرد، اما پس از مورد اصابت قرار گرفتن کشتی­  آمریکایی توسط آ لمان، در سال آخر جنگ (۱۹۱۷)، علیه آ لمان وارد جنگ شد و این بهانه­ ای برای نخستین حضور نظامی آمریکا در قاره اروپا گردید.

به این ترتیب جنگ جهانی اول (۱۹۱۴-۱۹۱۸) بین متفقین (بریتانیا، فرانسه، روسیه، ایتالیا، آمریکا و...) با نیرو مرکز (آ لمان، اتریش - هنگری، امپراتوری عثمانی و بلغارستان) درگرفت. در این جنگ براساس آمار مختلف حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر کشته شدند. 

در همان سال ۱۹۱۷، در روسیه انقلاب بلشویکی روی داد و حکومت جدید بلشویکی روسیه، نیروهایش را از تمامی کشورهای مورد تهاجم از جمله ایران بیرون کشید ولی خود گرفتار جنگ خونین داخلی شد به گونه­ ای که میلیون­ ها نفر در این جنگ جان خود را از دست دادند.در این زمان، انگلیس از یک ­سو، گسترش بادکنکی داشت؛ به گونه ­ای که معروف بود که آفتاب در قلمرو بریتانیای کبیر غروب نمی­ کند. به این ترتیب که شبه قاره هند، استرالیا، کانادا، اقیانوس آرام تحت سلطه انگلیس قرار داشت به نحوی که تصور می ­ کرد که این امپراتوری ابدی خواهد بود و هند مهم­ترین مستعمره انگلیس بود که معادن و امکانات طبیعی آن غارت می­ شد و از سوی دیگر محصولات انگلیس از جمله پارچه ­ بافت منچستر لباس عامه مردم هند شد. 

دولت بریتانیا از ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۷، دهلی ­نو را مقری برای استقرار دائمی در شبه قاره هند قرار داد و از سوی دیگر، هلند در اندونزی و آسیای جنوب شرقی، جای پای خود را محکم کرد و از طرف سوم، فرانسه در ویتنام، لائوس و کامبوج نیروهایش را تقویت کرد.

کشور پیروز و شکست­ خورده جنگ اول، سرانجام در کاخ ورسای در فرانسه، معاهده صلحی را امضا کرد. نکته تأسف­بار این است که عده ای از دولت­مردان قاجاری که حتی هزینه سفر نداشتند، به پاریس رفتند و چون شنیده بودند که روسیه در حال تقسیم شدن است، تقاضا کردند که ۱۷ شهر قفقاز به ایران بازگردانده شود که با بی ­اعتنایی مواجه شدند و دست خالی به کشور بازگشتند.

از جنگ جهانی اول تا جنگ جهانی دوم

پس از معاهده ورسای، جامعه ملل تشکیل شد، ولی تأثیری در صف­ آرایی جدید قدرت­  اروپایی و متحدانشان در برابر یکدیگر نداشت. شکست­ خوردگان جنگ اول، مشخصا اتریش و آ لمان سرسخت اما ناکام، شروع به تجدید  قوا کردند. مهم­ ترین اقدامی که رخ داد این بود که حزب نازی در آ لمان به پیشوایی هیتلر تشکیل شد که بار دیگر در پی احیای رایش و شکوه دوران بیسمارک بود و قصد داشت قلمرو  خود را از بالتیک تا آدریاتیک گسترش دهد. پس از یک دوره ۲۱ ساله، اقدامات آن حزب، بار دیگر موجب وحشت عمومی در اروپا شد و کشور قدرتمندی مثل انگلیس و فرانسه را مجبور کرد تا در سپتامبر ۱۹۳۸ در مونیخ قرارداد عدم تعرض با آ لمان امضا کنند. 

براساس این قرارداد بخش سودت­لند چکسلواکی که مردم آن آ لمانی­ تبار بودند، به خاک آ لمان ضمیمه شد و در مقابل هیتلر قول داد که ادعای ارضی جدیدی نداشته باشد، اما این امتیاز باعث شد که هیتلر جسورتر شود و چند ماه بعد کل چکسلواکی را اشغال و یک­ سال بعد از قرارداد مونیخ، در سپتامبر ۱۹۳۹، به لهستان حمله کند. هیتلر در اوت ۱۹۳۹ با شوروی پیمان عدم تجاوز امضا کرد و یک هفته بعد آ لمان از غرب و دو هفته بعد شوروی از شرق وارد لهستان شدند که آغازی بر جنگ جهانی دوم بود که ۶ سال طول کشید و در ۱۹۴۵با بمباران هسته  ­ای هیروشیما و ناکازاکی توسط آمریکا به پایان رسید.

در جنگ جهانی دوم (۱۹۴۵-۱۹۳۹) نیز بین متفقین (انگلیس، شوروی، آمریکا، فرانسه و...) با نیرو محور (آ لمان، ایتالیا، ژاپن و...) حدود ۷۰ تا ۸۰ میلیون نفر کشته شدند.

از اینجا به بعد دیگر آمریکا به معنای واقعی کلمه، میراث­ خوار استعمار شد، به این معنی که در ۱۹۵۱، در ویتنام، فرانسوی ­ها در دژ دین پین فو، توسط نیرو هوشی­ مین، محاصره شدند و شکست خوردند. از آن طرف آمریکایی­  ها، جای فرانسوی­ ها را گرفتند و در شرق دور، فیلیپین را از دست اسپانیایی ها درآوردند و علاوه بر فیلیپین، سه کشور ویتنام، لائوس و کامبوج را نیز اشغال کردند و سپس  مداخله مستقیم آمریکا در ویتنام از ۱۹۶۵ آغاز شد.

از یالتا تا فروپاشی دیوار برلین

از جنگ جهانی دوم، اساس دنیای امروز، در ۱۹۴۵، در نشست یالتا در کریمه بین روزولت (آمریکا)، چرچیل (انگلیس) و استالین (شوروی) شکل گرفت و نشست یالتا آغاز تقسیم­  بندی دنیا شد.
این توافق ­ها در کاخ پوتسدام آ لمان بین سه کشور شد که به موجب آن تانک­  شوروی تا هر کجا که پیش رفته بودند، مرز غربی شوروی پذیرفته شد. شوروی که با کمک انگلیس و امریکا، آ لمان نازی را شکست داده بود، به عنوان تعقیب نیرو شکست خورده آ لمان، تا پایتخت آن کشور (برلین) پیش رفت.

امریکا و انگلیس دریافتند که استالین قصد دارد بخش اعظم اروپا را اشغال کند لذا تانک های ­ امریکا و انگلیس تا برلین پیش­روی کردند و رودرروی تانک ­ شوروی قرار گرفتند و این­گونه آ لمان تا نیمه شرقی شهر برلین در اختیار نیرو شوروی قرار گرفت و دولت آ لمان شرقی تشکیل شد و متقابلاً در نیمه غربی آلمان، با کمک امریکا و انگلیس دولت فدرال آلمان (آلمان غربی) ایجاد شد. از آن زمان تاکنون ارتش امریکا پایگاه­  نظامی مختلفی را در سراسر آلمان غربی مستقر کرد. به این ترتیب مرزبندی بین بلوک شرق کمونیستی و بلوک غرب سرمایه ­داری مشخص شد.

دیوار برلین که از ۱۹۶۱ تا ۱۹۸۹ شهر برلین را به دو بخش تقسیم کرده بود، عملاً تقسیم­ بندی جهان را به دو بلوک شرق و غرب پررنگ ­تر کرد.

در بلوک شرق، ۷ کشور لهستان، آلمان شرقی، مجارستان، رومانی، چکسلواکی، بلغارستان و آلبانی قرار داشتند که در ۱۹۵۵ عضو پیمان نظامی ورشو شدند. در این میان یوگسلاوی مستثنی شد؛ همان  طور که اتریش و فنلاند از پیوستن به دسته ­بندی سیاسی جدید در غرب مستثنی شدند و بقیه کشور اروپایی در طرف غرب دیوار برلین در بلوک غرب قرار گرفتند و بسیاری از آنها از آوریل ۱۹۴۹ عضو پیمان نظامی ناتو شده بودند. 

سنگ بنای جنبش عدم تعهد، پس از پیروزی اندونزی بر استعمار هلند در ۱۹۵۵ به فاصله ۱۰ سال پس از پیمان یالتا، با برگزاری نشستی در شهر باندونگ شکل گرفت که این رویداد در واقع واکنش کشور معترض به تقسیم ­بندی ناشی از پیمان یالتا بود که توسط افراد نامداری چون مارشال تیتو (یوگسلاوی)، جمال عبدالناصر (مصر)، نهرو (هند)، سوکارنو (اندونزی)، قوام نکرومه (غنا)، سلیمان باندرا نایکه (سری­لانکا) و چوئن ­لای (چین) تشکیل شد و عملاً در ۱۹۶۱ اولین کنفرانس عدم تعهد در بلگراد برگزار شد که بعداً بیش از ۱۰۰ کشور از جمله ایران (پس از انقلاب)، به آن پیوستند.

واقعیت تمدن توحشی غرب در تاریخ

۱. یونان به عنوان مهد تمدن غرب همواره گرفتار درگیری­  خونین بین دولت شهر خود بود به گونه ­ای که دو دولت شهر آتن و اسپارت نتوانستند متحد شوند و بدتر از یونانی ­ها، رومی ­ها نماد دیگر فرهنگی و تمدنی غرب بودند.

۲. تفریح مردم و اعیان و اشراف روم این بود که برده­ ها را به نام گلادیاتور به جان هم می ­انداختند تا آنجا که یکی از آن­ها باید دیگری را از پای درمی­ آورد و در صورتی که آن فرد پیروز از کشتن حریف خود امتناع می ­کرد جان خودش را از دست می ­داد. این فرهنگ خشونت­ بار امروزه نیز در قالب سنت هنوز هم در برخی کشور اروپایی به شکل گاوبازی و کشتار گاو  وجود دارد که مورد تحسین همگان قرار می ­گیرد. 

۳. جنگ­ مختلف انگلیس و ایرلند از زمان قرون وسطی و اشغال ایرلند توسط انگلیس در سده دوازدهم تا استقلال ایرلند در ۱۹۲۱ و درگیری­ ایرلند شمالی در ۱۹۹۸ نیز از دیگر نمونه­ کشتار در اروپا بوده است.

۴. آخرین نمونه­ این خون­ریزی ­ها پس از فروپاشی و تجزیه یوگسلاوی رخ داد. در جنگ­ بالکان که از ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ در یوگسلاوی سابق رخ داد شاهد خونین­ ترین و شقاوت آمیزترین نسل­ کشی­ ها به ویژه در دو شهر ژپا و سربرنیتسا بودیم. در این جنگ صرب­ ارتدوکس و کروات­ کاتولیک، پس از استقلال بوسنی به عنوان تنها کشور مسلمان در مرکز اروپا به آن کشور یورش بردند که منجر به کشتار حدود ۲۰۰ هزار نفر از جمعیت حدود دو میلیون نفری مسلمانان بوسنی شد که صرب ­ها عمدتاً با کمک روس ­ها و کروات ­ها با کمک آلمانی ­ها این جنایات را انجام دادند (در هر دو مورد کل اروپاییان کمک می ­کردند که مسلمانان کشته شوند) و انگلیس­ ها هم آتش ­بیار معرکه بودند و دیگر کشور اروپایی هم اگر چه در ظاهر به دنبال پایان دادن به این درگیری­ ها بودند، اما در پشت پرده از نسل­ کشی مسلمانان حمایت می ­کردند.

۵. یکی دیگر از نمونه­ توحش غربی ­ها در گزارشی است که اخیراً منتشر شده است. در دوره جنگ داخلی در بوسنی، برخی از تور گردشگری گروهی از ثروتمندان ایتالیایی را به اطراف شهر سارایوو منتقل می ­کردند و به آنها فرصت می ­دادند تا مردم مسلمان شهر را با تک­ تیراندازی شکار کنند و از این اقدام خود لذت ببرند.آخرین مورد نیز جنگ روسیه و اوکراین از فوریه ۲۰۲۲ تاکنون است که همچنان ادامه دارد.

رسوایی اپستین،پایان تمدن نمایشی غرب

اروپا و در ادامه امریکا و به عبارت دیگر کلیت غرب، همواره مدعی پرچم­داری تمدن و فرهنگ و از جمله پایه­ گذاران حقوق بشر، دموکراسی و اخلاق سیاسی بوده ­اند. 

جنگ­ خونین چند قرن اخیر که بانیان آن اروپای به اصطلاح متمدن بوده و از سوی دیگر کشتار مسلمانان در غزه، شامل زنان و کودکان بی گناه و بررسی پرونده سیاستمداران امریکایی و متحدان غربی آن­ها در ماجرای اپستین، موجبات رسوایی فراگیر غرب را نزد افکار عمومی داخلی و جهانی در همه عرصه­ مورد ادعا فراهم آورده است.

این در حالی است که در کشورهای اسلامی هرگز چنین اتفاقات تلخی روی نداده است. در مقایسه دو تمدن شرق و غرب باید به نمونه ایران اشاره کرد که به گفته یکی از محققان معاصر غربی، ایرانی ­ها ۲۵۰۰ سال پیش از دوره کوروش (ذوالقرنین) بنیانگذار دولتی پهناور همراه با صلح و کمترین خون­ریزی بودند و در ادامه نیز همواره ملتی دادخواه، دادگستر و صلح­ طلب بوده ­اند و تنها هنگامی دست به سلاح برده ­اند که از سوی بیگانگان مورد تجاوز قرار گرفته ­اند.

بررسی تاریخ چندین سده اخیر به روشنی نشان می‌دهد که تمدن غربی، فارغ از ادعای پوچ حقوق‌بشری و اخلاقی، همواره بر پایه خشونت، استثمار و جنگ‌افروزی استوار بوده است. از تقسیم جهان بین استعمارگران با وساطت پاپ، تا جنگ‌ جهانی با چند میلیون‌کشته، از نسل‌کشی بوسنی با حمایت پنهان اروپاییان تا کشتار مردم بی‌گناه در غزه، زنجیر پیوسته از جنایات را شکل داده که امروزه نیز با جنگ اوکراین ادامه دارد. در مقابل، تمدن اسلامی-ایرانی با سابق کهن در صلح‌طلبی و عدالت‌گستری، از دوران کوروش کبیر تا کنون، تنها در دفاع از خود دست به سلاح برده و همواره مدافع همزیستی ـ مسالمت‌آمیز ملل بوده است.

با ظهور انقلاب اسلامی روند بازسازی و احیای تمدن اسلامی آغاز شد و امروزه که رسوایی‌ اخلاقی و سیاسی غرب از پرونده اپستین تا حمایت آشکار از نسل‌کشی در غزه افکار عمومی جهان را آگاه ساخته، زمان آن فرا رسیده است که جایگاه واقعی تمدن‌ها بازتعریف شود و جهان بداند آینده متعلق به تمدنی است که عدالت، صلح و کرامت انسانی را نه در شعار که در عمل محقق می‌سازد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی