سه‌شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۱:۰۰
نظرات: ۰
۰
-
[پیام فضلی‌نژاد] بازندگان تاریخ

با یک چشم اشک و یک چشم خون باید گفت، ملتی که بدون تاریخ زندگی کند و گذشته واقعی خود را با همه شکست‌ها و پیروزی‌هایش به یاد نیاورد، به ناکجاآباد خواهد رفت.

پیام فضلی‌نژاد - روزنامه اطلاعات: ملتی که گذشته را به درستی نشناسد، آینده را نیز به درستی نخواهد ساخت. متاسفانه در ایران امروز، «حافظه تاریخی» از همه سو به میدان نبردِ روایت‌های ساده و یک‌جانبه تبدیل شده است. گذشته، نه به عنوان مجموعه‌ای از پیچیدگی‌های واقعی، بلکه به صورت تصویرهای آماده و تک‌خطی عرضه می‌شود، و ظاهراً هیچ کس هم نمی‌تواند از این دور باطل خارج شود.

«ساده‌سازی گذشته» هنگامی شکل می‌گیرد که واقعیت‌ها گزینشی انتخاب شوند، لایه‌های خاکستری و تناقض‌ها حذف گردند، همه چیز به دوگانه‌های مطلق خوب و بد فروکاسته شود، ضرورت‌های سیاسی امروز بر گذشته تحمیل گردد و تاریخ به روایتی خطی و از پیش تعیین‌شده تبدیل شود. این فرایند، گذشته را از یک فرآیند پرپیچ‌وخم به داستانی راحت برای توجیه حال یا تصرف قدرت بدل می‌کند.

با این ساده‌سازی، چرخه‌ای معیوب پدید می‌آید که در آن، اغلب بازیگران اصلی تاریخ و اکثر مفسران جدی آن حذف می‌شوند. کار به دست شومن‌ها و سیاستمداران خرده‌پا می‌افتد و مخاطب کم‌کم مسخرۀ دعواهای پوچی می‌شود که هیچ سندیتی ندارد، تا جایی که حافظه تاریخی و کنش جمعی او به ابزاری برای هوسرانی‌های سیاسی تبدیل می‌گردد. در جنگ روایت‌ها نیز تاریخ، بیشتر مستعد این تقابل می‌شود: یک طرف به اسم بازسازی تاریخ ملی و باستانی، گذشته را ساده‌سازی می‌کند و طرف دیگر برای حفظ تاریخ اسلام و انقلاب به همان دام می‌افتد، گرچه باید از این تله بپرهیزد.

در میانه این دوگانه، حتی پروژه‌های بی‌طرفانه‌ای مانند مجموعه تاریخ شفاهی هاروارد به رهبری حبیب لاجوردی که اشتباهات حکومت پهلوی را بی‌پروا آسیب‌شناسی می‌کرد، به حاشیه رفته و درس‌های آن برای امروز نادیده گرفته شده است، چون از یک سو، رسانه‌های ماهواره‌ای و از سوی دیگر صداوسیما، با تک‌خطی کردن روایت‌ها، ویرانیِ حافظه جمعی را تسریع می‌کنند و مجالی برای نقادی، باقی نمی‌گذارند. در این صحنه‌، حتی اگر مهرزاد بروجردی در ایران ‌اینترنشنال علیه عادی‌سازی مداخله خارجی موضع ‌بگیرد، از سوی همان تلویزیون تخطئه می‌شود. در صداوسیما نیز هیچ کسی جز چند چهره تکراری برای مباحثات تاریخی دعوت نمی‌شود و درها بسته است. باید هرچه سریع‌تر به این هم‌افزایی پایان داد، چون این سنخ از روایت‌ها با گزینش نقاط روشن یا تاریک، پیچیدگی‌های تاریخی را حذف می‌کنند و امکان درس‌آموزی از گذشته را به صفر می‌رسانند.

افزایش اشتباهات محاسباتی

امروز در جامعه ایرانی، همین روایت‌های سیاه و سفید به بزرگ‌ترین منبع اشتباه محاسباتی تبدیل شده است. بخشی از حاکمیت با فروکاستن تاریخ به دورانی آخرالزمانی و نقش دشمنان در این دوران»، عمق آسیب‌های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و فرسودگی اعتماد عمومی را دست‌کم گرفته است. به همین سبب، امواج نارضایتی‌ها را به درستی نمی‌بیند. نتیجه‌اش، سیاست‌گذاری‌های غلطی است که به جای درمان ریشه‌ای، آتش را بیشتر شعله‌ور می‌کند.

در مقابل، بخشی از اپوزیسیون با تقلیل تاریخ گذشته به «دوران طلایی پیش از ۵۷!» یا «سیاهی مطلق پس از آن!»، ظرفیت واقعی نیروهای رقیب، پایگاه اجتماعی دیگر افکار معارض و دشواری‌های تغییر درون‌زا را نادیده گرفته و در محاسبات خود به توهّمی ویرانگر دچار شده‌ است؛ توهّمی که مداخله خارجی را بی‌هزینه و درمانِ همۀ دردها نشان می‌دهد. مردم عادی نیز میان این دو قطب، انتخاب‌های مطلوبی پیش‌رو ندارند: یا به انفعال می‌رسند و ناامید می‌شوند، یا در انتظار معجزه‌ای خیالی‌اند. همین امر در نهایت، کنش مدنی و عقلانیت انتقادی را فلج می‌کند و خشونت را افزایش می‌دهد.

باید آگاه بود که تبعات این «اشتباه محاسباتیِ جمعی» بسیار سنگین است: تشدید شکاف‌های اجتماعی که هر روز پیوندهای زیادی را از هم می‌پاشد، از دست رفتن فرصت‌های تاریخی برای اصلاحات واقعی، افزایش تصمیم‌گیری‌های هیجانی و پرهزینه، و در نهایت تضعیف همه طرف‌ها. وقتی گذشته به کارت‌پستالی ساده تبدیل می‌شود، آینده نیز به شکلی خطرناک محاسبه‌ناپذیر می‌گردد و در این بازی، همه طرف‌ها «بازندگان تاریخ» خواهند بود. بنابراین، ساده‌سازیِ گذشته، کُشنده است.

ناکامی آموزش و پژوهش

نظام آموزشی در رأس این گرفتاری ایستاده است. تاریخ در مدارس و دانشگاه‌ها عمدتاً به فهرستی از رویدادهایی محدود شده که هیچ تصویر جامعی از گذشته ایران به دست نمی‌دهد. شخصیت‌ها یا خادم هستند یا خائن و شانسی برای ارائه تحقیقات خلاقانه وجود ندارد.

نقد منبع، تحلیل چندمنبعی و نظریه‌های تاریخ‌نگاری تقریباً غایب است. نهادهای پژوهشی نیز با وجود منابع عظیم، در همان وضعیت گرفتارند. سازمان اسناد و کتابخانه ملی با میلیون‌ها نسخه سند، کتاب، عکس و نشریه و بودجه چند صد میلیاردی، بیشتر بر نگهداری و دیجیتال‌سازی اولیه تمرکز دارد تا تولید پژوهش‌های تحلیلی. مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مجموعه‌های سندی پرشماری را منتشر کرده، اما تحلیل لایه‌به‌لایه و مقایسه‌ای آن محدود مانده است. از مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر و بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی، عملا صدایی بلند نمی‌شود. بنیاد ایران‌شناسی نیز بیشتر بر جنبه‌های فرهنگی تمرکز دارد و دانشکده‌های تاریخ هم سالانه بیش از ۵۰۰ مقاله و ده‌ها رساله منتشر می‌کنند، اما براساس برخی تخمین‌ها، حدود ۵ درصد آن‌ها در پایگاه‌های جهانی نمایه شده‌اند. 

این شکاف میان منابع غنی و خروجی علمی ضعیف، همان ورشکستگی به تقصیر است که هر ناظر بی‌طرفی با تأسف از آن یاد می‌کند. بدین‌ترتیب، نسل جوان گذشته را نه از مورخان و مفسران نقاد، بلکه از روایت‌های ساده رسانه‌ای در داخل و خارج می‌آموزد و دیگر نمی‌تواند خارج از چارچوب‌های کلیشه‌ای فکر کند. چنین مواجهه‌ای با گذشته، آینده را نیز نابود می‌کند.

چه باید کرد؟

با وضع موجود در ایران، تا اطلاع ثانوی به هیچ یک از طرفین دعواهای تاریخی نباید اعتماد مطلق کرد، بلکه باید با عقل نقاد به تماشای گذشته رفت. در عین حال باید به دنبال یک تحول در روش‌شناسیِ تاریخی بود. در کوتاه‌مدت، دعوت از تاریخ‌دانان مستقل، اصلاح فوری کتب درسی تاریخ در نظام آموزشی با افزودن فصل‌های نقد منبع و تحلیل چندمنبعی، و تشکیل کارگروه ملی برای دیجیتال‌سازی اسناد کلیدی، ضرورتی فوری است. 

همچنین، بازسازی نهادهای تاریخی با بازنگری در شیوه اداره مراکز مطالعاتی، بازتوزیع بودجه‌ها به سمت پژوهش تحلیلی، و اصلاح بنیادین رویکرد صداوسیما در تولید برنامه‌های تاریخی (برای عبور از کلیشه‌های منسوخ) ضرورت دارد. تأسیس نهاد ملی تاریخ‌نگاری مستقل با بودجه شفاف، گسترش آرشیوهای دیجیتال تعاملی، و ایجاد فضای گفت‌وگوی علمی واقعی میان پژوهشگران داخلی و خارجی برای انتشار آثار مشترک در مجلات جهانی، کار بزرگ دیگری است که پیش‌رو داریم. 

زمان آن رسیده که همه طرف‌ها، فراتر از کشمکش‌های جاری، به گذشته ایران بنگرند، چون آینده در برابر این ساده‌سازی بی‌رحمانه در همه سو، قضاوت بدی خواهد کرد.

با یک چشم اشک و یک چشم خون باید گفت، ملتی که بدون تاریخ زندگی کند و گذشته واقعی خود را با همه شکست‌ها و پیروزی‌هایش به یاد نیاورد، به ناکجاآباد خواهد رفت.
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی