سید مسعود رضوی - روزنامه اطلاعات:آنچه در روزهای گذشته در دانشگاههای بزرگ تهران و شهرهایی چون مشهد و اصفهان و برخی دیگر از شهرها رخ داده و بازتاب رسانهای گسترده داشته است، اعتراضات و مسائلی است که پیامد وقایع دیماه و تابعی از شرایط کنونی کشور ماست. تحریکات خارجی از یکسو و مشکلات اقتصادی از سوی دیگر بر انباشتی از مطالبات و مشکلات قدیمی افزوده است و یکباره در زیر سایه جنگی محتمل که خاورمیانه و وطن گرامی را تهدید میکند، به نمایش در میآید.
دانشگاه، میباید مرکز بحث و گفتگو و تشکلهای سیاسی و فرهنگی باشد. تنوع و تکثر، از ویژگیهای اصلی دانشگاه است. علاوه بر این، دانشگاه میباید براساس یک سازوکار درونی و بدون هرگونه مداخله و فشار خارج از نظام آموزش عالی و فرهنگِ آکادمیک تداوم یابد و اگر چنین تشخص و شخصیتی نداشته باشد، عملا آلت دست گروهها و نهادهای سیاسی و امنیتی و جریانهای قدرت در مقاطع مختلف خواهد شد. اعمال نفوذ هر یک از این جریانها، میتواند چنان تغییرات و اثراتی بر ماهیت دانشگاه و هویت استادان و دانشجویان بگذارد که خروجی آن بر ضد منافع ملی و تخصصهای مورد نیاز مملکت باشد.
بورسیهها و سهمیهها و توصیهها و دخالت شوراهای مختلف و وجود دفاتر غیردانشگاهی و نهادهای غیرمرتبط با دانشگاه و برگزاری مراسم و حضور دائم و استقرار افراد نامرتبط با دانشگاه در این محیط، روح علمی را در آن خدشهدار میکند و به تدریج خشم و ناامیدی را در دانشجویان و استادان دامن میزند.
کمیتگرایی و نبودن چشماندازهای امیدبخش برای جوانانی که احساس میکنند شغل مناسبی نخواهند یافت و در حین تحصیل هم با قوانین دست و پاگیر و مشکلات معیشتی یا خانوادگی و روحی روبهرو هستند، مزایای تحصیل آموزش عالی را از آنها سلب میکند و راه نامناسب عصیانگری و اعتراض و نهایتاً اغتشاش و خشم بیمهار را پیش روی آنها قرار میدهد. اگر تعلیق شوند یا از تحصیل محروم شوند یا نیروهای برخوردکننده در دانشگاهها با آنها درگیر شوند، جملگی تبعات دیگری دارد که در وقت و جای دیگر در جامعه بروز خواهد یافت و هزینهآفرین خواهد شد.
به گمان من، در دانشگاه هم یک ناترازی بزرگ داریم. مثل آب و برق و سوخت و فرونشست زمین و ... و این تهدیدی است که در این شرایط بحرانی تشدید شده و به مشکلات پسا دیماه افزوده است. مخاطره بزرگ آنجاست که در غیاب تشکلهای اصیل و سخنگویان مصلح و منتقد و منطقی، پوپولیسم خیابانی همچون ویروسی خطرناک به دانشگاه راه یافته، که نه مذهب، نه علم، نه حرمت پرچم و ملیت و نه مصالح کشور را درک نمیکند. بیاحترامی فراگیر شده و آنچه تحتعنوان ناسزا و فحاشی ، مدتی در خیابان شنیده میشد، در گوشه و کنار دانشگاه هم شنیده میشود و از آن بدتر، ندای شوم سلطنتطلبی و شعارهایی که دون شان و منزلت دانشگاهیان مملکت بزرگ و گرامی ماست. فرهنگ ایران، هیچگاه دستخوش چنین اهانتهایی نبوده، مگر از سوی یک اقلیت اراذل و اوباش که خود را مدتی متولی سیاستهایی کردند و به ملیت و فرهنگ تاختند و برخی از اهل فرهنگ را به قتل رساندند و سلاخی کردند.
بیتردید، در این شرایط حاد، باید چارهای اندیشید به گمان اینجانب، دانشجو یان با هر شعار و رفتاری نباید از دانشگاه رانده و خارج شوند. آنها باید در همان محیط، در فضایی کنترل شده شعار دهند و افرادی ذیصلاح و معقول و معتبر با آنان وارد گفتگو و تعامل شوند تا شرایط بحرانی کشور را به آنها منتقل کرده و جمع تندرو و بیمنطق را از اکثریت ایران دوست و دانشجویان عاقلتر جدا سازند. این کار، دشوار و نیازمند شکیبایی و حوصلهای بیش از معمول است و با توجه به تهدیداتی که ایران را در بر گرفته، نوعی از خودگذشتگی و تدبیر عاجل هم محسوب میشود.
به هر حال، کشور که از این گذرگاه تاریخی با توکل به خداوند و عقل و درایت و باریکبینی سیاستگران عبور کند، اصلاحات بزرگ لازم خواهد آمد. مرجعیت احزاب و نقدها و تشکلهای سیاسی رقیب و حتی مخالف جریانهای اصلی سیاست در کشور باید به داخل منتقل شود تا صدای شوم خارجی و مدعیات سلطنتطلبان و تجزیهطلبان و آرزومندان حمله به ایران به گور تاریخ سپرده شود.
باید سیما و صدا و دهها شبکه ماهوارهای قانونی و آزاد در کشور فعال شود و صدای ننگین شبکههای مزدور اسرائیلی و امریکایی و دیگر بیگانگان را با لحن و منطق و هنر و دانشوران راستین ایرانی در هم کوبد. چرا صدها و هزارها هنرمند و اقتصاددان و جامعهشناس و ادیب و روانشناس و فلسفهدان و حتی گزارشگر محبوب ورزشی مردم نباید صدایی در رسانه حکومتی داشته باشند. این انحصار برای چیست؟ مردم چرا باید هزینه و حقوق رسانهای را بپردازند که صدای آنها و تصویر آنها نیست! دانشگاه، خود باید صداوسیمایی داشته باشد که استادان و بزرگان و هنرمندان برجسته در آن بدرخشند، نه آنکه خانهنشین باشند یا بکوچند.
اعتراضات دانشگاه تابعی از خیابان و دیگر نقاط جامعه است و چند روز دیگر فروکش خواهد کرد. باید مراقب بود که خونی ریخته نشود و مسئولان با سعه صدر، از اخراج و تعلیق دانشجویان بپرهیزند. جوانانی خشم خود را ابراز کردهاند و تخلیه شدند. اگر از خانه بیرونشان کنید، آنگاه به جای شعار، سنگ و آتش و تباهی برای خود، خانواده و جامعه به بار خواهند آورد. اصلاحات و نرمش و مدارا با مردم را از همین جا آغاز کنید. آن هم زیر سایه تهدیدی که دشمنان ایران، میخواهند در خیالات بیهوده خویش به ماندگارترین و عزیزترین میهن جهان تحمیل کنند.
ادیب پیشاوری فرماید:
این مثل اندر جهان، از همه شهرهتر است
رشته اگر چه دراز، سر سوی چنبر بَرَد
سنت یزدان چنان، رفت درین روزگار
هر که بَد آغاز کرد، از بد کیفر بَرَد
خصم ز بهر تو کاشت، تخمِ بداندیشیاش
هر که چنین تخم کاشت، نیز چنین بَر بَرَد
