ابراهیم جعفری: دو مناسبت در دهه دوم اسفند ماه، نگاه به سوی آینده دارد. «روز جهانی آینده» (اول مارچ/۱۰ اسفند) که بهصورت مستقیم مردم را به آیندهپژوهی دعوت میکند و «هفته منابع طبیعی» (از ۱۵ اسفند) که غیر مستقیم همگان را به حرکت در جهت توسعه پایدار (Sustainable Development) فرا میخواند.
اگر بخواهیم مفهوم سادهای از توسعه پایدار ارائه دهیم که در اذهان مردم نهادینه شود، کافی است به سخن بوذرجمهر حکیم دقت کنیم که در روزهای پایانی عمر، در حالی که درخت گردو میکاشت، در پاسخ به افرادی که اقدام او را به سُخره میگرفتند، گفت: «دیگران کِشتند و ما خوردیم؛ ما بکاریم و دیگران بخورند.»
به عبارت دیگر، مضمون توسعه پایدار این است که منابع طبیعی نظیر آب، خاک، جنگل، مرتع، تنوع زیستی و ... میراثی نیست که گذشتگان در اختیار بشر قرار داده باشند؛ بلکه امانتی است که آیندگان، یعنی فرزندان و نسلهای بعدی به ما سپردهاند و باید از این امانت بهشایستگی حفاظت کنیم.
بنابراین جوهره توسعه پایدار، نگاه به آینده است که از این طریق مردم را به مشارکت دعوت میکند، زیرا تحقق توسعه پایدار بدون مشارکت همگانی امکانپذیر نیست. یکی از جلوههای برجسته مشارکت، کاشت درخت در هفته منابع طبیعی است.
اگر عمر متوسط یک درخت را ۵۰ سال فرض کنیم، ارزش مادی آن از نظر پروفسور تی.ام. داس از دانشگاه کلکته هند به شرح زیر و در مجموع ۱۹۳ هزار و ۳۲۵ دلار خواهد بود:
۱- تولید اکسیژن: ۳۱۲۵۰ دلار
۲- کنترل آلودگی هوا: ۶۲۰۰۰ دلار
۳- افزایش رطوبت هوا و تأثیر در تصفیه آب: ۳۷۵۰۰ دلار
۴- کنترل فرسایش و حفظ حاصلخیزی خاک: ۳۱۲۵۰ دلار
۵- ایجاد آشیانه و پناهگاه برای حیوانات:۳۱۲۵۰ دلار
از یاد نبریم هر ملتی برای خود دارای درختان مقدسی است که در آثار ادبی آن ملت حضوری چشمگیر دارند. مثلا درختی چون نخل برای مردمان مصر، بین النهرین و شبه جزیره عربستان از دیرباز جایگاه خاصی داشتهاست و چون این درخت همیشه میروید و هرگز شاخ و برگش نمیریزد و سبز است، از آن تحت عنوان نماد حیات و شادابی یاد میشود و این توصیف در اغلب اشعار شاعران عرب بهخوبی نمایان است.
همچنین است درخت زیتون برای مردمان حاشیه دریای مدیترانه. این درخت مقدس از یک طرف نماد روزیرسانی است، از طرفی بهخاطر حضورش درجنگهایی که منجر به صلح یا پیروزی شده، نماد صلح و دوستی است. پس بیدلیل نیست هر زمان به ادبیات مردمان این منطقه نگاه میکنیم، ردپای برجستهای از حضور زیتون و باغهای آن میبینیم.
به جرأت میتوان گفت درخت نماد عشق ایرانی است و حضورش در پهنه ادبیات فارسی نه تنها گسترده، بلکه به آن زیبایی و جلایی خاص دادهاست.
در بیشمار ابیات نغز فارسی، عبارات «درخت مهربانی، درخت بیداری، درخت معرفت، درخت کیهانی، درخت جاودانه و ...» را مشاهده میکنیم؛ برای نمونه اسعد گرگانی در «ویس و رامین» سرودهاست:
تو را در دل درخت مهربانی
به چه ماند؟ به گلزار خزانی
مرا در دل درخت مهربانی
به چه ماند؟ به سرو بوستانی
آوردن درختان مختلف در سپهر ادبیات فارسی، نشانگر زایشی است که شعله امید را در دلها برمیافروزد و انسانها را به حرکت وامیدارد.
هر درخت، مادر هزار شعر گفته و نگفته است. قرنهاست که شاعران بخشندگی، دوستی، نیاز، نور، انتظار، آشتی و هزار و یک مفهوم دیگر را در درخت جستوجو میکنند. فردوسی در شاهنامه درخت را پلکانی بهسوی ملکوت و راهی برای رسیدن به خدا دانسته و حافظ در بسیاری از غزلهایش، هر بار که پای صلح و دوستی و آشتی به میان آمده، به درخت گریز زدهاست:
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد
سیاوش کسرایی نیز درخت را قامت بلند تمنا خواندهاست. حتی ترانههای فارسی وامدار درختان هستند.
تو قامت بلند تمنایی ای درخت
همواره خفته است در آغوشت آسمان
بالایی ای درخت
دستت پر از ستاره و جانت پر از بهار
زیبایی ای درخت
وقتی که بادها
در برگهای در هم تو لانه میکنند
وقتی که بادها
گیسوی سبزفام تو را شانه میکنند
غوغایی ای درخت
وقتی که چنگ وحشی باران گشودهاست
در بزم سرد او
خنیاگر غمین خوشآوایی ای درخت
در زیر پای تو
اینجا شب است و شبزدگانی که چشمشان
صبحی ندیدهاست
تو روز را کجا؟
خورشید را کجا؟
در دشت دیده، غرق تماشایی ای درخت؟
چون با هزار رشته تو با جان خاکیان
پیوند میکنی
پروا مکن ز رعد
پروا مکن ز برق که بر جایی ای درخت
سر بر کش ای رمیده که همچون امید ما
با مایی ای یگانه و تنهایی ای درخت
طبیعت، سرمشق همیشگی و هر روزه برای انسان است تا تواضع و افتادگی را از بید، راستقامتی را از سرو، صبوری را از صنوبر، مقاومت را از بلوط، روان بودن را از رود، سخاوت را از خورشید و کرامت را از ابر بیاموزد.باشد که در برابر درختان و زیستبوم خود، سر تعظیم فرود آوریم و درسآموزآن باشیم.

شما چه نظری دارید؟