اطلاعات نوشت: آغازاعتراض های دیماه از دل بازار تهران که ذاتا خواهان آرامش است،این پرسش راایجاد کرد که چه برسراصناف آمده که این گونه تغییر راه و روش داده اند؟سید محمد قدمگاهی، عضو جامعه انجمن اسلامی اصناف و بازاردرگفتگو بااطلاعات به تحلیل ریشه های نارضایتی طولانی مدت اصناف وبازار پرداخته و راه حل هایی برای ترمیم آن ارایه داده است.
*****
اصناف و بازار همواره همراه نظام بوده اند.اما چه شد که نارضایتی در میان این قشر به جایی رسید که در دی ماه اخیر اعتراضات از اصناف آغاز شد؟
همان طور که می دانید اصناف در مشروطه حضوری فعال داشتند و از میان ۶۰ نماینده ای که درآن دوره ازتهران در مجلس حضور داشتند ۴۲ نفر از اصناف بودند. در نهایت هم کار بزرگ اصناف درفرمایش حضرت امام منعکس شد که فرمودند پیروزی انقلاب مرهون اصناف و بازار است. اما اکنون اصناف مشکلات زیادی را به دوش می کشند و به خاطر سیاست های نادرست اقتصادی در سال های اخیر روز به روز سرمایه شان مستهلک شده است.
وقتی دولت می گوید ۵۰ درصد تورم سالیانه داریم و حقوق کارمند را ۲۰ درصد زیاد می کند، مردم با مشکلات بیشتری روبرو می شوندو این مشکلات دامن اصناف را می گیرد. یعنی اصنافی که دربازار کالا می فروشند ، فروششان محدود ومیزان درآمد آن ها کم می شود . از این رو بنیه اصناف هم روز به روز ضعیف تر می شود.به علاوه، توجه دارید که درکشور ما بخش عمده کالاها با واردات و از طریق وابستگی مستقیم به دلار تامین می شودو دلار در اقتصاد ما نقشی اساسی بازی می کند. لذا اصناف با افزایش های شوک گونه بهای دلار که در این سالها به طور متعدد اتفاق افتاد، ضعیف وضعیف تر شده اند.
در نتیجه باید گفت که هرچند انقلاب با حمایت اصناف و بازاریان پیروز شد و ما در مجلس اول چهار نماینده و در مجلس دوم ۲ نماینده داشتیم اما بعد از آن هیچ نماینده ای از اصناف در مجلس حضور ندارد. یعنی اگر دو مجلس ابتدای انقلاب را کم کنید اصناف ۳۹ سال است که در تدوین قوانین حضور ندارند ولذا مشکلاتشان هم درحاشیه قرار می گیرد و انباشته میشود. البته اصناف به شکل مرسوم خود را در گیر موضوعات حزبی نکرده اند که کارسیاسی کنند تا رای بیاورند و شاید این کم کاری اصناف بوده است.
آیا عدم حضور اصناف در مجلس عمدی بوده است؟
عمد نبود که بگوییم نظام در این موضوع تقصیر دارد. اصناف ،چرا توانستند در انقلاب نقش داشته باشند؟ چون وابسته نیستند. حضرت علی (ع) می فرمایند هر کسی را می خواهی بشناسی از آبشخورش بشناس. آبشخور اصناف مغازه ها ومیزهای کوچک آن ها است؛ یعنی از زمانی که پشت این میز می نشینند تا زمانی که به رحمت خدا می روند تنها اراده هایی که می تواند آن ها را از پشت میز بلند کند اول اراده خداوند متعال و دوم تصمیم خود آن ها است.
قبول است که اصناف در حوزه ورود به مجلس کم کاری کرده اند ولی به عقیده من اشکال بزرگتر از حکومت و دولت است زیرا حکومت باید این هوشمندی را داشته باشد و بگوید اگر آبشخور اصناف ، مغازه است و علاقه ای به درگیر شدن در فضا های سیاسی را ندارند ، باید دستشان را بگیریم. به عقیده من،اگر درمجلس قانونی که نیاز اصناف را برآورده می کرد ،تصویب شده بود، هیچ یک از اتفاقات اخیر رخ نمی داد.
حوادث دی ماه اوج نارضایتی اصناف بود. در آن مقطع چه اتفاقی برای اصناف افتاد که نارضایتی های انباشته شده به یک باره فوران کرد؟
یکی از اشکالات تحلیل ها این است که گمان شود حادثه دی ماه خلق الساعه بود. این فکر اشتباه محض است. نمونه اش این است که حدود یک سال و نیم قبل از آن، اعتصابات طلا فروش ها را در مشهد و تهران و تبریز داشتیم. من در جامعه انجمن های اسلامی اصناف بازار حضور دارم و ما آنجا شاید از حدود ۱۰ اعتصاب جلوگیری کردیم.یعنی اعتصاب ها درحال شکل گرفتن بود که رفتیم و صحبت کردیم و وعده و وعید دادیم و اعتصاب انجام نشد ولی وعده ها به ثمر نرسید چون ما که قدرت اجرایی نداریم و دولت باید عمل می کرد که نکرد.
به عنوان مثال ، یک سال ونیم قبل از اینکه بازار لاستیک به مشکل بر بخورد به آقای رییسیرئیس جمهور شهید نامه نوشتیم و مسائل را برای ایشان تبیین کردیم وهشدار دادیم. ایشان دستور دادند و آقای مخبر،معاون اولشان پیگیری کردند و به آقای فاطمی امین،وزیروقت صنعت نامه زدند و نامه پشت نامه. اما با این وجود کاری انجام نشد و اشکال کار در همین جاهاست. از این رو می گویم حوادث دی ماه خلق الساعه نبود.سرمایه کبوتری ترسو است و روی هر بامی نمی نشیند مگر آن بام مطمئن باشد بنابراین اصناف و بازار برای حفظ سرمایه خود هم که شده به شدت از مسائلی نظیر اعتراض و اعتصاب پرهیز می کنند. لذا وقتی می بینید اصناف به میدان می آیند بدانید آن ها به چنان وضعیتی دچار شده اند که نه راه پس دارند و نه راه پیش و کارد به استخوانشان رسیده است.دراین قضایا دیدیم دلار به یک باره از ۷۰ و ۸۰ هزار تومان به بالای ۱۵۰ و ۱۶۰ هزارتومان رسیدوهمزمان حقوق گمرکی واردات افزایش یافت. موبایل فروش ها اعتراض کردند و گفتند ما چطور خرید و فروش کنیم؟با رشد قیمت های حاصل از این سیاست هادیگر مشتری در بازار می ماند؟ قدرت خریدی می ماند؟ اما توجهی نشد تا مسایل گسترده شد. لذا بستر اعتراض اصناف وجود داشت وما با وعده و خواهش و التماس آنها را آرام نگه داشته بودیم، ولی چقدر می شد با آن شیوه،اوضاع را آرام نگه داشت؟
یا مثلا سامانه جامع تجارت درست کرده اند که بااین سامانه اصناف را به شدت درگیر وگرفتار کرده اند.مثلا در باره بازار لاستیک که اشراف دارم مثال می زنم. در سطح شهر تهران حدود۳۰۰۰ واحد صنفی لاستیک فروش جواز دار داریم و حدود دو هزار واحد هم بی جواز در این حوزه فعالیت می کنند.با این حال نمایندگانی که کارخانجات سازنده لاستیک با آن ها کار می کنند از ۱۵۰ واحد بیشتر نیست ولذا حدود ۵۰۰۰ واحد صنفی بدون نمایندگی هستند و باید از وارد کننده ها و یا از نماینده ها لاستیک بخرند. لذا بازارکاملا شفاف وقابل رصد است. ضمن اینکه قیمت لاستیک دولتی وبازار آزاد در بیشتر انواع، یکسان بوده یا تفاوت چشمگیری ندارد. حال دراین شرایط سامانه جامع تجارت آمده دراین مکانیسم خود تنظیم بازار دخالت کرده وقید وبندهای عجیب وغریبی می گذارد که باعث نارضایتی بازاریانمی شود.
یعنی می خواهید بگویید دخالت دولت که نمونه اش سامانه جامع تجارت است، دربازار اخلال ایجاد کرده و این موارد هم از دلایل نارضایتی است؟
بله. در صنف طلا و جواهر همین سامانه جامع تجارت علت اعتصابات بودو در کالاهای دیگر هم همینطور است.در واقع،سامانه جامع تجارت به یک معضل تبدیل شده است. متعجب هستیم که هر جلسه ای که با مسئولین مربوطه می گذاریم می گویند شما درست می گویید ولی هیچ کسی کاری نمی کند! این وضعیت می تواندناشی از تعارض منافع ویا از روی نادانی و ناآگاهی باشد.
سامانه جامع تجارت در بحث لاستیک می گوید کسانی که از فروشنده نهایی لاستیک می خرند باید سند خودرو وکارت ملی بدهند واینها در سامانه ثبت شود. همین موضوع تا مدتی سر و صدا کرد ودرنهایت گفتیم اگر دولت می خواهد مالیات بگیرد آن را با چک کردن حساب های بانکی می گیرد ،همچنین بر وارد کننده های لاستیک از طریق گمرک اشراف دارد .نماینده کارخانه های لاستیک سازیهم مشخص هستند ومعلوم است چه ساختهاندو چه گرفته اند. فاکتورها هم وارد اداره دارایی می شود و دولت درنهایت به منافعش می رسد. پس این سامانه وقید وبندها یش برای چیست؟
اگر قید وبندهای بی دلیل سامانه جامع تجارت برداشته شود بازار خود را تنظیم کرده و با رقابتی که بین فروشنده ها ایجاد می شود
قیمت ها کاهش می یابد چراکه بعضی ها برای فروش بیشتر از سودشان می زنند وبدین ترتیب هزاران واحد صنفی لاستیک از این سفره منتفع می شوند. امروز براثر همین نمونه ها
در میان بازاریان نارضایتی ایجاد شده و تاوان این نارضایتی که شاید یک کارمند در صنعت و معدن ایجاد کرده را نظام می دهد. امروز اصناف اعتصاب می کنند و می گویند اگر قرار است این طور کاسبی کنم من این کاسبی را نمی خواهم. جالب است بدانید لاستیک فروش ها قبل از جریانات دی ماه یک روز اعتصاب کردند ولی صدایش در نیامد و اگر قرار بود آن اعتصاب ادامه پیدا کند اصل ماجرا از آن جا شروع شده بود.
راه حل پیشنهادی شما برای برون رفت ازاین وضعیت چیست؟
باید این صدای بلند به گوش مسئولین برسد که مشکلات اصناف را با حضور خودشان حل کنند. دولتباید به بدنه اصناف امکان بیان مشکلات و دخالت در تصمیم گیری ها را بدهد.البته اتاق های اصناف واتحادیه ها هستند اما اشکال عمده ای که دارند این است که این ها عملا زیر مجموعه وزارت صنعت و معدن وتجارت هستند و این وزارت خانه رئیس است و آن ها اجازه ندارند ورای حوزه ای که به آن ها اجازه داده شده حرف بزنند. اگر من اینجا نشسته ام و حرف می زنم به این دلیل است که رئیس من صنعت و معدن و تجارت نیست.
یعنی بدنه اصناف راه حل مشکلات را می داند؟
صد در صد. اگر می خواهند مشکل را پیدا کنند باید به دل بازار بروند و با افرادی که دستی بر آتش دارند گفت و گو کنند و راه حل را هم باید از همان ها بخواهند. در شرایط فعلی هم حداقل کاری که می توان کرد مطرح کردن موضوع با شفافیت تمام است و این هوشمندی دستگاه های اجرایی است که از این شفافیت بهره ببرند و راه حل های کم هزینه را دنبال و اجرا کنند تا قدری بار این مشکلات سبک شود. اگر بدنه اصناف میدان داری می کردند این اعتصابات ومسایل شکل نمی گرفت. افرادی که از درون بازاروبدنه آن باشند برای طرح مساله محدودیت ندارند. بازار با هیچ احد الناسی مخاصمه ندارد چون آرامش را دوست دارد ومی خواهد نظام برقرار باشد. هیچ کس در بازار معترض به نظام نیست بلکه معترض به جریان اداره امور اقتصادی کشور است.
