جمیله کدیور - روزنامه اطلاعات: دور سوم مذاکرات میان ایران و آمریکا روز پنجشنبه ۷ اسفند در ژنو برگزار شد. در حالی که به گفته عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، این دور یکی از سازندهترین ادوار مذاکراتی بوده و میانجیگر عمانی نیز از «پیشرفت قابلتوجه» خبر داده است، هیات آمریکایی مذاکرهکننده همچنان سیاست «سکوت رسمی» را در پیش گرفته است. طبق توافقات، قرار است از روز دوشنبه گفتگوهای فنی در وین آغاز شود تا مسیر برای را برگزاری دور چهارم مذاکرات در هفته آینده هموار کند.
به موازات مذاکرات هستهای ایران و آمریکا و اختلاف بین خواستههای طرفین، این، سؤال نگرانکننده همچنان مطرح است: آیا ترامپ با خواستههای حداکثری، از مذاکره به عنوان فریب و زمانی برای آماده شدن برای حمله نظامی علیه ایران، ـ همانطور که در خرداد امسال گذشته اتفاق افتاد ـ استفاده میکند، یا لشکرکشی نظامی ابزار چانهزنی برای تحمیل شرایط آمریکا جهت یک توافق سریع است؟ سؤالی که با توجه به شواهد موجود، حرکات و اظهارات متناقض و ویژگیهای شخصیتی ترامپ نمیتوان پاسخ روشنی برایش یافت.
ترامپ عامدانه از نظریه «مرد دیوانه» استفاده میکند تا با القای غیرقابلپیشبینی بودن، حریف را به عقبنشینی و امتیازدادن وادارد. ترامپ در کتاب «هنر معامله» و سخنرانیهایش بارها تأکید کرده است که «غیرقابلپیشبینی بودن» بزرگترین دارایی یک مذاکرهکننده است؛ چون اگر حریف بداند شما دقیقاً چه خواهید کرد، اهرم فشار را از دست دادهاید. استراتژی دولت ترامپ تحت فشار قرار دادن ایران برای تسلیم است، چه از طریق تحریمهای اقتصادی و چه از طریق تهدیدهای نظامی؛ سیاستی که تا به امروز نتیجه نداده است.
قبل از شروع دور سوم مذاکرات، به موازات تاکید بر دیپلماسی، شاهد اظهارات تهدید آمیز ترامپ و دیگر مقامات آمریکایی و تلاشها برای آمادهسازی افکار عمومی آمریکا برای جنگ احتمالی بودیم.
ترامپ ۴اسفند در شبکه تروث سوشال نه فقط ایران، بلکه مردم ایران را بلااستثنا تهدید به حمله کرد و نوشت: «من کسی هستم که تصمیم میگیرم؛ من ترجیح میدهم توافقی داشته باشم تا اینکه نداشته باشم، اما اگر توافقی صورت نگیرد، روز بسیار بدی برای آن کشور و متأسفانه مردمش خواهد بود، زیرا آنها بزرگ و شگفتانگیز هستند و چیزی مانند این هرگز نباید برای آنها اتفاق بیفتد.»
ترامپ روز سهشنبه ۵ اسفند هم در سخنرانی سالانه خود در کنگره گفت که راهحل دیپلماتیک برای بحران با ایران را ترجیح میدهد، اما در عین حال، دلایلی برای جنگ احتمالی علیه ایران ارائه داد که میتواند مبنایی برای آغاز حمله قریبالوقوع به ایران باشد. او ضمن تکرار اینکه هرگز به ایران اجازه دسترسی به سلاح هستهای را نخواهد داد، ادعا کرد که ایران در تلاش برای بازسازی برنامه تسلیحات هستهای خود است، برنامهای که به گفته او در جریان جنگ ۱۲ روزه در ژوئن گذشته «نابود» شد.
وی با اشاره به حملات ماه ژوئن آمریکا به تاسیسات هستهای ایران گفت: «به عنوان رئیسجمهوری هر جایی که بتوانم صلح به وجود میآورم، اما هرجا که لازم باشد از مقابله با تهدیدات علیه آمریکا دریغ نمیکنم.» او همچنین گفت ایران موشکهای بالستیکی را توسعه داده است که اروپا و پایگاههای ایالات متحده در منطقه را تهدید میکند و ادعا کرد که ایرانیها در حال توسعه موشکهای بالستیک بین قارهای هستند که «به زودی به ایالات متحده خواهند رسید...» سخنان ترامپ در کنگره درآستانه گفتگو با ایران در ژنو، تهدیدآمیز بود و بوی باروت میداد.
روز سهشنبه هفته گذشته، پیش از سخنرانی سالانه ترامپ، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه و جان راتکلیف، رئیس سازمان سیا یک جلسه توجیهی فوقمحرمانه درباره ایران برای هشت عضو ارشد کنگره برگزار کردند. اظهارات منتشره برخی از اعضای حاضر در این گروه نشانگر اقدام احتمالی نظامی آمریکا علیه ایران در آینده و نگرانیهای این افراد از این حمله بود. چاک شومر رهبر دموکراتهای سنا گفت: «این موضوعی بسیار جدی است و کاخسفید باید برنامه خود را با مردم در میان بگذارد». جیم هایمز،عضو ارشد کمیته اطلاعات مجلس، گفت که بسیار نگران است که ترامپ ممکن است در شُرُف جنگ با ایران باشد. او گفت: «ما حتی یک دلیل موجه برای اینکه چرا اکنون زمان شروع یک جنگ دیگر در خاورمیانه است، نشنیدهایم». در همین راستا، جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهوری آمریکا، هم تأکید کرد که گزینه دیپلماتیک ارجح است، اما دولت در صورت لزوم «ابزارهای دیگری» دارد و ترامپ «آماده استفاده از ابزارهای غیردیپلماتیک» است و تهران باید تهدیدها را «جدی» بگیرد.
با توجه به این اظهارات و به رغم سه دور مذاکرات دو طرف، گمانهزنیها در مورد آینده مذاکرات، در بحبوحه تشدید لفاظیها و ادامه تهدیدها و تقویت نظامی و لشکرکشی گسترده آمریکا در منطقه ادامه دارد. ارتش ایالات متحده طی چند هفته گذشته، به دستور ترامپ بزرگترین استقرار نظامی در منطقه از زمان حمله این کشور به عراق در سال ۲۰۰۳ را تدارک دیده است.
استیون والت، استاد روابط بینالملل در دانشگاه هاروارد،معتقد است در دوران ترامپ، ایالات متحده به یک «هژمونی غارتگر» تبدیل شده است و او میکوشد تعاملات خود را با دیگران کاملاً بهصورت «حاصلجمع صفر» سامان دهد، بهگونهای که منافع همواره به سود او توزیع شود. به باور والت، ماهیت نوسانی ورفتوبرگشتی تهدیدهای او نشاندهنده تمایلش برای گرفتن حداکثر امتیاز است. ترامپ معتقد است غیرقابلپیشبینیبودن ابزار چانهزنی قدرتمندی است و مجموعه دائماً در حال تغییر تهدیدها و مطالبات او، با این هدف طراحی شده است که دیگران را وادار کند همواره به دنبال راههای تازهای برای جلب رضایت او باشند. برای یک هژمونی غارتگر، هیچ موضوعی خارج از حوزه مداخله نیست.
این شیوه رفتاری قلدرمآبانه ترامپ را در دوره اول ریاستجمهوری او در میزانی نسبتاً کمتر و در این دوره در مقیاسی بالا در رابطه با کشورهای مختلف اعم از متحد و رقیب و دشمن مشاهده کردهایم. حد اعلای این رویکرد قلدرمآبانه چه در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ و چه در این دوره را میتوان در قبال ایران مشاهد کرد. از ترور سردار سلیمانی، فشار حداکثری با هدف فروپاشی اقتصادی و خروج از برجام در دوره اول تا چراغ سبز به اسرائیل برای حمله به ایران و ورود مستقیم آمریکا در جنگ و بمباران سه مرکز هستهای فردو، نطنز و اصفهان، اعمال تحریمهای مختلف، تشویق مردم در اعتراضات دیماه به تصرف نهادهای دولتی و تاکید و تمایل بر سرنگونی نظام و ابراز مکرر آن در دور دوم ریاست جمهوری، همه نشانههایی از «هژمونی غارتگر» آمریکای ترامپ برای تسلیم طرف مقابل است.
اگر ترامپ مطمئن بود با یک حمله سریع، به اهداف مورد نظر خود میرسد یا نظام جمهوری اسلامی ایران فرو میپاشد، به هیچ وجه درنگ نمیکرد. ترامپ، علیرغم لفاظیهای تند، یک «معاملهگر» است که به شدت از وارد شدن به یک جنگ پرهزینه و بیپایان واهمه دارد. او به دنبال استراتژی «ضربه نهایی» و حمله سریع بزن در رو است، که این نوع حمله علیه ایران با توجه به واکنش متقابل ایران کارساز نیست و ترس از یک جنگ طولانی تاکنون مانع حمله ایالات متحده بوده است. عواقب و تبعات هرگونه جنگ جدید نه فقط برای منطقه، بلکه برای امریکا نیز ویرانگر خواهد بود. فرماندهان نظامی ارشد در سنتکام و ستاد مشترک ارتش آمریکا هشدار میدهند که یک حمله سریع به نتیجه قطعی نخواهد رسید و قابلیت شعلهورشدن و گسترش دارد. پنتاگون میگوید هر حملهای «با توجه به وضعیت فعلی در میدان»، تنها خطر کشیدهشدن به یک درگیری طولانی مدت را تشدید میکند.
جنگ تمام عیار زمانی میتواند گزینه قابل توجهی برای اسرائیل و آمریکا باشد که نتایج آن تضمین شده و این اطمینان وجود داشته باشد که جنگ ظرف مدتی کوتاه پایان خواهد یافت و منجر به شکست و تغییر نظام در ایران یا پذیرش کامل شرایط اسرائیل و آمریکا از سوی تهران خواهد شد. ترس از اینکه جنگ به سرعت پایان نیابد، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا را بر آن داشت تا ترامپ را از عواقب جنگ تمام عیار با ایران و پیامدهای آن برای نیروهای آمریکایی مطلع کند. یک جنگ طولانی مدت هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی پرهزینه خواهد بود و بر روابط سیاسی واشنگتن، به ویژه با متحدین عرب و ترکیه که مخالف جنگ هستند، تأثیر منفی خواهد گذاشت. ترامپ همچنین باید نگران افکار عمومی آمریکا باشد. محبوبیت او به طرز قابل توجهی رو به کاهش است و هر محاسبه اشتباه در مورد جنگ با ایران میتواند برای ترامپ و حزب جمهوریخواه به قیمت از دست دادن اکثریت در کنگره در انتخابات میاندورهای که قرار است در ماه نوامبر انجام گیرد، تمام شود؛ مضاف بر اینکه یک رویارویی نظامی میتواند ثبات منطقه و بازارهای جهانی نفت را تهدید کند.
البته با این لشکرکشی گسترده آمریکا، بعید نیست ترامپ از اسرائیل به عنوان «نوک پیکان عملیاتی» استفاده کند؛ به این معنا که تلآویو با حمله به زیرساختهای کلیدی ایران، نقش پیشران درگیری را ایفا کند و پس از واکنش ناگزیر ایران، ایالات متحده با بهانه دفاع از متحد خود، مستقیماً وارد صحنه شود. ترامپ در ۳۰ بهمن اعلام کرده بود که حداکثر ۱۰-۱۵ روز به ایران برای دستیابی به توافق فرصت داده است. این بازه زمانی کوتاه، در کنار استقرار ناوگروه های آمریکا و سخنرانی تهدیدآمیز ترامپ در کنگره، نشان میدهد که واشنگتن آگاهانه فضای «دیپلماسی در سایه جنگ» را ترسیم کرده است؛ جایی که هر زمان، میتواند به عنوان پایان مسیر دیپلماتیک تلقی شود و ماشه یک درگیری نظامی بزرگ و بی پایان را طی روزهای آینده بچکاند.
