فاطمه یارمحمدی
خانواده، نخستین پنجره کودکان به مباحث سیاسی است و جامعهپذیری سیاسی کودکان در خانواده شکل میگیرد و رفتار افراد تحت تأثیر خانواده رشد میکند و پس از جدایی از خانواده هم ماندگار میماند. کودکان در سنین ۳ تا ۱۴ با رسانهها بیشتر در ارتباط هستند و رسانهها میتوانند بر باورهای سیاسی آنان تأثیر بگذارند و به افکارشان شکل بدهند. مدارس هم در رشد و بالندگی و جامعهپذیری سیاسی دانشآموزان نقش اساسی دارند. تحولات اخیر در کشورمان از شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی تا بروز جنگ، بر نگرش و تفکرکودکان و دانشآموزان تأثیرگذاشتهاست و در دلنوشتههای آنها میتوان ردپایی از میهن پرسی، همراهی با حکمرانی و شجاعت و اقتدار در برابر دشمنان را دید.
دانشآموزان مدرسه دخترانه شهید فومنی تهران در روزهای اخیر و در پی شهادت همکلاسیهایشان در مدرسه میناب و برخی نقاط دیگر، برای معلم پرورشی خود یادداشتهایی نوشتهاند که نشان میدهد نسل آیندهساز ایران بهخوبی راه را از بیراهه میشناسند و آرمانهایشان را دنبال میکنند.
مهسا حیدری، دانشآموز کلاس ششم ابتدایی در متنی با عنوان «امام شهید» مینویسد: «فرق علی (ع) در سجده شکافته شد. مردم گفتند علی (ع) در مسجد چه میکرد؟ سید علی را در بیت رهبری زدند و مردم خیال میکردند او در زیر زمین است... مظلوم بود مثل جدش. رهبر شهیدمان به آرزویش رسید. ما مردمان ایران برای انتقامجویی از خون رهبر شهیدمان و دختربچههای مدرسه میناب به تجمع میرویم و یکصدا شعار میدهیم و میگوییم انتقام! اتحاد! این رمز پیروزیست. انقلاب پیروز است. سگ کله زرد و نتانیاهو بدانید که شما برای ما عددی نیستید. خودتان را آنقدر بالا نگیرید که جایتان توی سطل آشغال هم نیست. انقلاب پیروز است. اسرائیل و آمریکا نابود است. انشاالله بهزودی زود، صدایی در همه جهان میآید که میگوید «یا اهل عالم انا مهدی». ظهور امام زمان (عج) نزدیک است. رهبر عزیزمان برای پایدار و استوار ماندن رژیم جمهوری اسلامی و دین اسلام شهید شدند و ما هیچوقت این تاریخ را از یاد نمیبریم.آمریکاییها و صهیونیها خوشحالند از این که رهبرمان شهید شده اما نمیدانند که آرزوی رهبرمان شهید شدن بود.
امام علی (ع) هم در این ماه به شهادت رسیدند و امام خامنهای هم در این ماه شهید شدند. دلتنگ صدایت هستم رهبر عزیزم. دنیای بی علی خیلی سخت است. ما ماندیم و دنیای بی علی. آقا نه پناهگاه رفتید و نه فرار کردید، مانند ما ساده زندگی کردید و شهید شدید. خانه ساده و کوچکی داشتید اما دلی بزرگ.
رهبر شهید! برای ما پدری کردید. شما بهترین پدر ما بودید. تصورش سخت است، پدرمان به شهادت رسیدهاست. اینجا مملکت امام زمان است. هیچوقت این نظام و دین تغییر نمیکند و ثابت میماند و رمز پیروزی ما ظهور امام زمان است.»
نیایشسادات آزادی، دانشآموز کلاس ششم ابتدایی نیز نوشتهاست: «آقا! در روزهایی که غبار دنیا چشمها را گرفته است، نگاه شما نوری بود که دل را آرام میکرد. هر واژهتان تکیهگاهی بود برای دلهای خسته و هر سکوتتان دریایی از معنا. ما هنوز دلمان با شماست که با صدای آرامتان از امید و ایمان میگفتید و با لبخندتان جرقه امید در دلها روشن میکردید. اگرچه راه سخت است، اما وقتی نامتان میآید، انگار صبر و یقین دوباره در جان جوانه میزند. خوشا به حال آن دلهایی که از نگاه شما نیرو میگیرند و از اندیشهتان راه را »مییابند. دعای خیرتان همچنان راه را برای ما روشن نگه میدارد.»
الساساداتهاشمی، کلاس ششمی نیز خطاب به رهبر شهید گفتهاست: «عزیزتر از جانم سلام! آرزو داشتم شما را از نزدیک ببینم. اما سن کم من اجازه نداد بیشتر شما را بشناسم و شما را درک کنم. برای ما در بهشت دعا کن تا برای اسلام مثل شما مفید باشیم. من هم برایت قرآن میخوانم و تو در عوض برای شهادتم دعا کن تا بهزودی به کنارت بیایم.»
عهدنامه با رهبر جدید
دانشآموز کلاس پنجمی در عهدنامهاش با رهبر جدید انقلاب اسلامی مینویسد: «ازآن زمانی که خبر انتخابشدن شما بهعنوان رهبر انقلاب اسلامی را شنیدم، عهد بستم که با شما نائب امام زمان (عج) بیعت کنم و این اولین بیعت ما با امام انقلاب است و این بیعت هم تا انقلاب مهدی پایدار است و چه رهبری از این بهتر که ثمره تربیت پدر انقلاب اسلامی، شهید والامقام آیت الله خامنهای و اولاد نبی خدا محمد (ص) هستید. یقین دارم شما خاری در چشم جبهه کفر هستید.»
مطهره افراز، دانشآموز ششم ابتدایی هم مینویسد: «اگر رزمنده بودم، از فرمان رهبرم پیروی میکردم، از کشورم دفاع میکردم و با خلوص نیت هرکاری که از دستم برمیآمد را انجام میدادم و کوتاهی نمیکردم. تازمانی که جانی در بدن داشتم میجنگیدم و اگر میدانستم که قطرهای از خون من در پیروزی و دفاع کشورم نقش دارد، خون خود را فدای میهنم میکردم. اگر رزمنده بودم، با حرفهایم به دیگران امید میدادم و آنها را تشویق میکردم که با تلاش از مردمشان دفاع کنند. رزمنده بودن سعادتی میخواهد که نصیب هر کسی نمیشود. اگر رزمنده بودم، ذرهای از خاک وطنم را به دشمن نمیدادم.»
مهسان قربانپور نیز نوشته است: «ایران عزیزم! میدانم در این روزها سختیهای زیادی کشیدی و غمگین بودی و هستی. اما اکنون یک رهبر جدید، یک خامنهای جوان آمدهاست. آقای سید مجتبی خامنهای! دوستت دارم و خوشحال هستم که شما رهبر ما هستید. با افتخار، فرزند ایران و سرباز شما هستم.»
الهه موسیخانی، دانشآموز کلاس پنجم در عهدنامه خود به رهبر جدید گفته است: «با قدرت کمکت میکنیم تا آمریکا و اسرائیل را شکست بدهیم. به امید پیروزی. رهبر جدیدم! ما با تو بیعت میکنیم و تا آخرین قطره خونمان از کشورمان ایران محافظت میکنیم. دست به دست هم می دهیم و کشورمان را آباد میکنیم.»
دانشآموزی دیگری با این جمله که «ایران من! تو کشور سربلندی هستی» نوشته است: «ایران! در طول تاریخ چند هزار ساله و پر افتخار خود، فراز و فرودهای فراوانی را دیدهای و هیچگاه در مقابل دشمنان سرخم نکردهای. ایرانیان همیشه ملتی سربلند و آزاده بودهاند. اما این روزها دلی پر از غصه دارند، چون رهبری عزیزتر از جان را ازدست دادهاند. رهبری که برای همه مردم مانند یک پدر دلسوز بود و به شکل مظلومانهای به دست دشمنان به شهادت رسید. ما مردم ایران همقسم شدهایم که انتقام خون رهبرمان را ازدشمنان بگیریم و با فرزندش سید مجتبی عزیز عهد میبندیم درکنار ایشان، برای سربلندی و پیشرفت ایران عزیزتر از جان، تمام توان خود را بگذاریم.»
سارینا صادقی، دانشآموز کلاس پنجمی نیز مینویسد: «بهعنوان کوچکترین سرباز این کشور عزیز، بیعت خودم را با رهبر آیتالله العظمی سید مجتبی خامنهای، اعلام میکنم و از همین الان خودم و تمام توانم را در اختیار رهبرم قرار میدهم و سرباز و مطیع ایشان خواهم بود. انشاءالله با رهبری این رهبر فرزانه، به قله خواهیم رسید.»
شما چه نظری دارید؟