پنجشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۳
نظرات: ۰
۰
-
از وطن‌دوستی تا همبستگی ملی؛ مسیر بازسازی آینده ایران

گروه آینده‌پژوهی پژوهشکده مطالعات راهبردی پژوهشگاه قوه قضاییه در یک یادداشت تفصیلی، سرمایه وطن‌پرستی در بزنگاه‌های تاریخی را تحلیل کرده و همراه کردن گروه‌های خاموش و حاشیه‌ای جامعه را از قوی‌ترین منابع همبستگی اجتماعی دانسته است.

به گزارش اطلاعات آنلاین، متن کامل یادداشت تحلیلی گروه آینده‌پژوهی پژوهشکده مطالعات راهبردی پژوهشگاه قوه قضاییه به این شرح است:

اگر جامعه را شبکه‌ای از تعاملات انسانی بدانیم، کیفیت و کمیت این تعاملات بنیان شکل‌گیری نظم اجتماعی را می‌سازد. افراد به عنوان کنشگران اجتماعی، فارغ از رخدادهای تاریخی، خود را بخشی از یک سامان اجتماعی می‌دانند و در طول زمان نسبت به آن جامعه احساسات متفاوتی مانند وفاداری، همبستگی، بی‌تفاوتی یا حتی انزجار پیدا می‌کنند. این احساسات در قالب کنش‌های اجتماعی بروز می‌یابد و در فرآیند ارتباطات متقابل، رفتار افراد نسبت به یکدیگر معنا پیدا می‌کند.

در نگاه جامعه‌شناختی، کنشگران در بستر زمان، مکان و تاریخ به تعامل می‌پردازند و از طریق انتقال پیام و درک متقابل، نوعی نظم عقلانی و عاطفی در روابط اجتماعی شکل می‌گیرد. امیل دورکیم تأکید می‌کند که بنیان هر نظم اجتماعی در نهایت ریشه‌ای عاطفی دارد؛ به این معنا که افراد به عنوان اعضای یک جامعه، حتی زمانی که رفتارشان عقلانی به نظر می‌رسد، در واقع بر پایه نوعی تعهد درونی و احساس تعلق جمعی عمل می‌کنند. با این حال، هنگامی که در فرآیند تعاملات اجتماعی اختلال ایجاد شود، کیفیت کنش‌های اجتماعی نیز دچار آسیب می‌گردد در چنین شرایطی، آنچه نیکلاس لومان از آن با عنوان «ادخال اجتماعی» یاد می‌کند، با مشکل مواجه می‌شود. ادخال اجتماعی به معنای آن است که فرد در یک خرده‌نظام اجتماعی نقش مشخصی داشته باشد و از طریق آن بتواند با دیگران ارتباط برقرار کند. در صورت اختلال در این فرآیند، افراد ممکن است از برخی حوزه‌های اجتماعی طرد شوند و در نتیجه پیوندهای ارتباطی جامعه تضعیف گردد که چنین وضعیتی می‌تواند انسجام ملی را با چالش مواجه سازد.

در بزنگاه‌های تاریخی، یکی از مهم‌ترین نمودهای کنش اجتماعی در جوامع، شکل‌گیری احساسات ملی در قالب دوگانة «فخرورزی به وطن - کین‌ورزی به متجاوز» است. این دوگانه در بسیاری از جوامع، به‌ویژه در جوامعی با تنوع قومی و فرهنگی و البته خصلت تاریخمندشدة این‌همانی‌شدن با متجاوز در برهه‌های زمانی مختلف در متن جامعه ایرانی بین بدنة اجتماعی و نظم سیاسی، به عنوان یکی از عوامل مهم شکل‌گیری همبستگی ملی عمل می‌کند. در واقع، احساس افتخار به سرزمین و دفاع از آن در برابر تهدید خارجی، می‌تواند نوعی همگرایی اجتماعی ایجاد کند. ابن‌خلدون در نظریة مشهور خود از مفهوم «عصبیت» برای توضیح همین پدیده استفاده می‌کند، در نظرگاه وی، قدرت یا ضعف عصبیت جمعی عامل اصلی ظهور یا افول تمدن‌ها و دولت‌ها است، هراندازه، پیوندهای همبستگی میان اعضای جامعه قوی‌تر باشد، توانایی آن جامعه برای عبور از بحران‌ها نیز افزایش می‌یابد. 

در جامعه‌ای مانند ایران که دارای تنوع قومی، فرهنگی، مذهبی و اجتماعی است، انسجام ملی زمانی تقویت می‌شود که این تنوع در قالب یک چارچوب هویتی مشترک سامان یابد. در چنین شرایطی افراد با جذب شدن در ارزش‌ها و هنجارهای ملی، نوعی اجماع بر سر اصول مشترک پیدا می‌کنند و احساس مسئولیت جمعی نسبت به جامعه شکل می‌گیرد. این فرآیند به ایجاد هویت جمعی در قالب یک «ما»ی بزرگ منجر می‌شود؛ هویتی که می‌تواند در شرایط بحران یا تهدید خارجی به عامل مهم همبستگی اجتماعی تبدیل گردد و این همان بازآرایی همبستگی نوین اجتماعی بین تمام عناصر جامعه خواهد بود. از منظر جامعه‌شناختی، شکل‌گیری این هویت جمعی تنها در سایة عقلانیت ارتباطی و تقویت روابط بین‌گروهی امکان‌پذیر است. زمانی که احترام متقابل، اعتماد اجتماعی و جریان آزاد اطلاعات و خدمات در جامعه وجود داشته باشد، زمینه برای همکاری اجتماعی و سیاسی افزایش می‌یابد و تنش‌های میان گروه‌های مختلف کاهش پیدا می‌کند. در چنین بستری، تعهد کنشگران به هنجارها و قواعد اجتماعی تقویت می‌شود و مسئولیت‌پذیری اجتماعی افزایش می‌یابد در ادامه، میدان تعامل اجتماعی به تدریج به فضایی تبدیل می‌شود که در آن احساسات مثبت میان افراد شکل می‌گیرد و زمینه برای شکل‌گیری وفاق اجتماعی فراهم می‌شود. دورکیم این پدیده را با مفهوم «وجدان جمعی» توضیح می‌دهد؛ نوعی احساس مشترک که در مناسک و تجربه‌های جمعی بروز پیدا می‌کند و به تحکیم انسجام اجتماعی می‌انجامد. جامعه ایرانی نیز با وجود تفاوت‌ها و تنوع‌های گسترده، از پیشینه‌ای طولانی در شکل‌گیری احساسات وطن‌دوستانه برخوردار بوده است. همین پیشینه تاریخی می‌تواند در آینده به عنوان سرمایه‌ای اجتماعی برای تقویت انسجام ملی عمل کند با این حال، تحقق چنین امری نیازمند بازاندیشی در الگوهای حکمرانی و توجه بیش‌تر به حساسیت‌های اجتماعی و فرهنگی جامعه و نگاه نظام حکمرانی به بسترهای اجتماعی و تحولات درون آن است. در شرایط کنونی، افزایش اعتماد اجتماعی و صداقت در روابط میان نیروهای اجتماعی و سیاسی یکی از مهم‌ترین عوامل تثبیت نظم اجتماعی و تقویت همکاری میان کنشگران جامعه به شمار می‌رود. اعتماد اجتماعی می‌تواند رفتارهای آینده کنشگران را در حوزه‌های 

سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی قاعده‌مند کند و از شکل‌گیری شکاف‌های عمیق اجتماعی جلوگیری نماید. چراکه، حیات اجتماعی در هر جامعه‌ای به میزان همکاری و همبستگی میان کنشگران آن بستگی دارد. در جامعه ایران نیز مواجهه با چالش‌ها و مخاطرات آینده، از جمله بحران‌های منطقه‌ای یا تهدیدهای خارجی، مستلزم تقویت همکاری اجتماعی و پرهیز از شکل‌گیری مرزبندی‌های تفرقه‌افکنانه است. در صورتی که شکاف‌های هویتی و گفتمان‌های «خودی و غیرخودی» در جامعه تقویت شود، هویت ملی تضعیف شده و منافع گروهی جایگزین منافع ملی خواهد شد. 

از این رو، آینده حکمرانی در ایران نیازمند اتخاذ راهبردهایی است که بتواند همبستگی اجتماعی را تقویت کند و زمینه مشارکت گسترده‌تر نیروهای اجتماعی را فراهم سازد از جمله این راهبردها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

نخست، تغییر رویکرد از سیاست‌های مبتنی بر طرد و حذف نیروهای اجتماعی به سیاست جذب و مشارکت حداکثری در چارچوب هویت ملی مشترک؛

دوم، پرهیز از نگاه امنیتی یا دشمن‌مدار نسبت به گروه‌ها و نیروهای اجتماعی منتقد و تقویت فرهنگ گفت‌وگو و تعامل؛

سوم، حرکت به سوی الگوی حکمرانی مبتنی بر «مای واحد ملی»، به گونه‌ای که همه اقشار و گروه‌های اجتماعی بدون انگ‌زنی و برچسب‌گذاری بتوانند در ساختن آینده کشور مشارکت داشته باشند.

اگر ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخی جامعه ایرانی در بزنگاه‌های حساس به شکل‌گیری احساسات وطن‌دوستانه و دفاع از سرزمین منجر می‌شود، تداوم و تعمیق این ظرفیت اجتماعی تا حد زیادی به نحوة پاسخ نظام حکمرانی، به‌ویژه نظام سیاسی وابسته است. در واقع، وطن‌پرستی در جامعه تنها یک احساس عاطفی لحظه‌ای نیست، بلکه نوعی سرمایه اجتماعی است که اگر با سیاست‌گذاری‌های مناسب همراه شود، می‌تواند به انسجام ملی پایدار، مشارکت اجتماعی گسترده‌تر و تقویت مشروعیت حکمرانی منجر شود. از این رو، پرسش اصلی آن است که چگونه نظام حکمرانی می‌تواند پاسخ مثبت بدنة اجتماعی در شرایط بحران و تهدید خارجی را با پاسخی مثبت‌تر و پایدارتر همراه سازد.

نخستین گام در این مسیر، تقویت اعتماد اجتماعی میان جامعه و ساختارهای حکمرانی است؛ هنگامی که شهروندان احساس کنند که نظام حکمرانی نسبت به مطالبات، نگرانی‌ها و حساسیت‌های اجتماعی آنان آگاه است و با صداقت و شفافیت به آن‌ها پاسخ می‌دهد، تمایل بیش‌تری برای مشارکت در دفاع از منافع ملی و همکاری اجتماعی خواهند داشت. بنابراین، شفافیت در تصمیم‌گیری‌ها، پاسخ‌گویی نهادهای حکمرانی و گفت‌وگوی مستمر با جامعه از جمله مهم‌ترین سازوکارهایی است که می‌تواند اعتماد عمومی را تقویت کند. 

دومین مسئله مهم، تقویت روایت ملی فراگیر است. در شرایطی که جامعه با تهدید خارجی مواجه می‌شود، شکل‌گیری یک روایت مشترک از هویت ملی می‌تواند نقش مهمی در ایجاد همبستگی اجتماعی ایفا کند. با این حال، این روایت باید به گونه‌ای طراحی شود که همه گروه‌های اجتماعی خود را در آن بازشناسند و احساس کنند که بخشی از «مای» ملی هستند. نوع کنش‌گری عناصر دخیل در این امر (چه کسی؟چگونه؟ با چه پیامی؟ در راستای رفع چه انتظاراتی از جامعه هدف؟ و ...) خیلی مهم خواهد بود.

سومین محور، تقویت عقلانیت ارتباطی در حوزة عمومی است. یکی از چالش‌های مهم در بسیاری از جوامع معاصر، افزایش قطبی‌سازی سیاسی و اجتماعی است در چنین فضایی، گفت‌وگو میان گروه‌های مختلف دشوار می‌شود و بی‌اعتمادی اجتماعی افزایش می‌یابد. برای جلوگیری از این وضعیت، نظام حکمرانی می‌تواند با تقویت فرهنگ گفت‌وگو، مدارا و احترام متقابل در فضای عمومی، زمینه شکل‌گیری تعامل سازنده میان دیدگاه‌های مختلف را فراهم سازد. 

نکته مهم دیگر، توجه به سرمایه نمادین وطن‌پرستی است. در بزنگاه‌های تاریخی، احساس دفاع از وطن می‌تواند به شرط همراه کردن گروه‌های خاموش و به حاشیه رانده‌شده جامعه به یکی از قوی‌ترین منابع همبستگی اجتماعی تبدیل شود. سازوکارهای تاریخی تحقق چنین امری در آینده ایران حائز اهمیت خواهد بود.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی