چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۳
نظرات: ۱
۰
-
تشنج تازه بین ایران و عربستان؛ ریاض علیه تهران وارد جنگ می‌شود؟

تهران از «برادری» با ریاض سخن می‌گوید، اما تحولات میدانی جنگ و تغییر آرایش قدرت در خلیج فارس نشان می‌دهد روابط ایران و عربستان بار دیگر در مسیر بی‌اعتمادی قرار گرفته است.

اقتصاد۲۴ نوشت: «ایران به پادشاهی عربستان سعودی احترام می‌گذارد و آن را کشوری برادر می‌داند. عملیات ما متوجه متجاوزان دشمن است که نه به عرب‌ها و نه به ایرانیان احترام می‌گذارند و نمی‌توانند امنیتی فراهم کنند.» این را عباس عراقچی وزیرخارجه کشورمان در میان جنگ جاری نوشته است.

اظهارات اخیر عباس عراقچی درباره «برادری» با عربستان، بیش از آنکه نشانه یک چرخش واقعی باشد، تلاشی برای مهار تنشی است که زیر پوست تحولات منطقه‌ای در حال تشدید است؛ تنشی ریشه‌دار که از دل تاریخ رقابت تهران و ریاض بیرون آمده و حالا در سایه جنگ ۲۰۲۶، بار دیگر خود را نشان می‌دهد.

وزیر خارجه ایران در شرایطی از «احترام» به عربستان سخن می‌گوید که منطقه عملاً در وضعیت جنگی قرار دارد. ادبیات او، آشنا و قابل پیش‌بینی است؛ همان زبان محتاطانه‌ای که سال‌ها در روابط پرتنش تهران و ریاض تکرار شده و تاکید بر برادری، تفکیک «دشمن» از کشورهای منطقه و دعوت غیرمستقیم به فاصله گرفتن از آمریکا. اما مسئله اینجاست که این زبان دیپلماتیک، همزمان با واقعیتی متفاوت در میدان جریان دارد. در شرایطی که ایران درگیر یک رویارویی مستقیم با آمریکا و اسرائیل است، هرگونه استفاده از خاک یا زیرساخت‌های کشورهای منطقه علیه تهران، به‌طور طبیعی آنها را وارد معادله می‌کند؛ حتی اگر به‌صورت رسمی طرف جنگ نباشند.

در چنین وضعیتی، سخنان عراقچی را باید بیش از آنکه یک تغییر راهبردی دانست، نوعی پیام بازدارنده نرم تلقی کرد؛ پیامی که هدفش این است: عربستان وارد این جنگ نشود.

ریاض؛ از احتیاط استراتژیک تا همسویی محتاطانه

عربستان سعودی در ماه‌های نخست تنش، تلاش می‌کرد همان سیاست سنتی «احتیاط» را ادامه دهد؛ یعنی نه به‌طور کامل در کنار واشنگتن قرار گیرد و نه اجازه دهد ایران دست بالا را در منطقه پیدا کند. اما تداوم درگیری‌ها و گسترش دامنه جنگ، این تعادل را به‌هم زده است.

ریاض به‌خوبی می‌داند که امنیت انرژی‌اش، زیرساخت‌های حیاتی‌اش و حتی جایگاهش در بازار جهانی نفت، به‌شدت در برابر هرگونه بی‌ثباتی آسیب‌پذیر است. تجربه حمله به تأسیسات نفتی آرامکو در سال ۲۰۱۹ هنوز در حافظه تصمیم‌گیران سعودی زنده است؛ حمله‌ای که نشان داد جنگ‌های منطقه‌ای می‌تواند به‌سرعت به قلب اقتصاد این کشور برسد.

به همین دلیل، عربستان اکنون در موقعیتی قرار گرفته که ناچار است به آمریکا نزدیک‌تر شود، حتی اگر این نزدیکی با احتیاط و بدون اعلام رسمی باشد. این همان نقطه‌ای است که شکاف میان تهران و ریاض دوباره فعال می‌شود، شکافی که با در اختیار قرار دادن خاک عربستان برای ایجاد پایگاه‌های نظامی آمریکا و حمله از آن پایگاه به خاک ایران عمیق‌تر از گذشته شده است.

بازگشت به گذشته؛ چرا آشتی ۲۰۲۳ شکننده بود؟

وقتی ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ با میانجی‌گری چین روابط خود را از سر گرفتند، بسیاری از تحلیلگران از «نقطه عطف» در سیاست خاورمیانه سخن گفتند. سفارتخانه‌ها بازگشایی شد، تماس‌های دیپلماتیک از سر گرفته شد و حتی نشانه‌هایی از همکاری‌های محدود منطقه‌ای دیده شد.

اما این آشتی، از همان ابتدا بر بستری شکننده بنا شده بود. نه رقابت ژئوپلیتیک از بین رفته بود، نه اختلافات ایدئولوژیک کاهش یافته بود و نه پرونده‌های منطقه‌ای – از یمن گرفته تا سوریه – به‌طور واقعی حل شده بودند.

در واقع، توافق ۲۰۲۳ بیشتر یک «مدیریت تنش» و «حل تنش» بود و دو طرف تصمیم گرفته بودند سطح درگیری را پایین نگه دارند، نه اینکه رقابت را کنار بگذارند. همین ویژگی باعث شد که با اولین شوک جدی یعنی جنگ کنونی، این تعادل به‌سرعت به‌هم بخورد.

رقابت تاریخی؛ از انقلاب ۵۷ تا امروز

برای فهم عمق این تنش، باید کمی عقب‌تر رفت. روابط ایران و عربستان، دست‌کم از زمان انقلاب ۱۳۵۷، وارد فاز رقابتی شد؛ رقابتی که به‌مرور ابعاد مختلفی پیدا کرد.

ایران پس از انقلاب، با یک گفتمان ایدئولوژیک و ضدغربی وارد منطقه شد و تلاش کرد نفوذ خود را در میان گروه‌ها و دولت‌های همسو گسترش دهد. در مقابل، عربستان به‌عنوان یک قدرت محافظه‌کار و متحد سنتی غرب، سعی کرد نظم موجود را حفظ کند.

این تضاد، خیلی زود به رقابت در میدان‌های مختلف کشیده شد؛ از لبنان و عراق گرفته تا سوریه و یمن. هر کجا خلأ قدرتی ایجاد شد، ردپای این رقابت دیده می‌شد. حتی در دوره‌هایی که روابط دیپلماتیک برقرار بود، این رقابت زیر سطح ادامه داشت. حوادثی مانند حمله به سفارت عربستان در تهران در سال ۲۰۱۶ یا بحران‌های مرتبط با حج، فقط نقاط اوج این تنش بودند، نه ریشه‌های آن.

جنگ جدید و بازگشت به منطق تقابل

جنگ جاری، در واقع همان عاملی است که همه این شکاف‌های پنهان را دوباره فعال کرده است. در شرایطی که ایران با یک ائتلاف نظامی درگیر شده، هر کشوری که به‌نوعی در کنار این ائتلاف قرار بگیرد، به‌طور خودکار در نگاه تهران به‌عنوان بخشی از «مسئله» تعریف می‌شود.

از سوی دیگر، عربستان نیز نمی‌تواند نسبت به تحولات بی‌تفاوت بماند. افزایش تنش در خلیج فارس، تهدید مسیرهای صادرات نفت و احتمال سرایت درگیری به خاک این کشور، همه عواملی هستند که ریاض را به سمت اتخاذ مواضع سخت‌تر سوق می‌دهند.

در چنین فضایی، روابط ایران و عربستان عملاً از فاز «تنش کنترل‌شده» خارج شده و وارد مرحله‌ای شده است که می‌توان آن را «بی‌اعتمادی فعال» نامید؛ وضعیتی که در آن، دو طرف هنوز درگیر جنگ مستقیم نشده‌اند، اما هر لحظه امکان لغزش به سمت تقابل وجود دارد.

زبان دیپلماسی یا بازی با زمان؟

در این میان، اظهاراتی مانند سخنان عراقچی را باید در چارچوب «خرید زمان» تحلیل کرد. ایران به‌خوبی می‌داند که باز شدن یک جبهه جدید با عربستان، می‌تواند هزینه‌های جنگ را به‌طور تصاعدی افزایش دهد.

بنابراین، استفاده از ادبیات نرم، ارسال پیام‌های غیرمستقیم و تاکید بر «برادری»، همه بخشی از یک راهبرد بزرگ‌تر بر مبنای جلوگیری از گسترش دامنه جنگ است. حال باید منتظر ماند و دید که آیا این زبان می‌تواند بر واقعیت‌های سخت میدانی غلبه کند؟ تجربه روابط تهران و ریاض نشان می‌دهد که پاسخ، اغلب منفی است.

رقابت واقعی حول محور نفت و امنیت

یکی از مهم‌ترین نقاط اصطکاک میان ایران و عربستان، حوزه انرژی است. هر دو کشور بازیگران اصلی بازار نفت هستند و هرگونه بی‌ثباتی در منطقه، مستقیماً بر منافع آنها تاثیر می‌گذارد.

ایران با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیک خود در تنگه هرمز، همواره یک اهرم فشار مهم در اختیار داشته است. در مقابل، عربستان تلاش کرده با توسعه مسیرهای جایگزین، این اهرم را کم‌اثر کند. شاهدش همین افزایش ظرفیت خط لوله پترولاین عربستان در شرایطی که ایران در عبور و مرور در تنگه هرمز محدودیت‌هایی ایجاد کرده است.

جنگ اخیر، این رقابت را وارد مرحله جدیدی کرده است. افزایش قیمت نفت، نگرانی از اختلال در عرضه و تلاش قدرت‌های جهانی برای مدیریت بحران، همه نشان می‌دهد که این رقابت دیگر فقط منطقه‌ای نیست، بلکه ابعاد جهانی پیدا کرده است.

آینده‌ای میان مهار و انفجار

روابط ایران و عربستان در حال حاضر در نقطه‌ای قرار دارد که می‌توان آن را «مرحله حساس کنونی» توصیف کرد. از یک سو، هر دو طرف انگیزه دارند که از درگیری مستقیم پرهیز کنند؛ از سوی دیگر، مجموعه‌ای از عوامل می‌تواند این تعادل را بر هم بزند.

اگر جنگ ادامه پیدا کند و دامنه آن گسترش یابد، احتمال ورود عربستان به درگیری افزایش خواهد یافت. در مقابل، اگر مسیرهای دیپلماتیک فعال شوند، شاید بتوان بار دیگر نوعی آشتی موقت را بازسازی کرد.

اما حتی در بهترین سناریو نیز، بعید است که رقابت ساختاری میان تهران و ریاض از بین برود. این رقابت، بخشی از ژئوپلیتیک منطقه است؛ واقعیتی که با تغییر لحن مقام‌ها یا حتی امضای توافق‌های مقطعی، از میان نمی‌رود.

خلاصه اینکه روابط ایران و عربستان را باید در دو سطح دیپلماسی و واقعیت‌های میدانی دید. در سطح دیپلماسی، هنوز می‌توان از «برادری» و «احترام متقابل» سخن گفت؛ اما در سطح واقعیت، رقابت، بی‌اعتمادی و تضاد منافع همچنان تعیین‌کننده هستند.

اظهارات اخیر عراقچی، بیش از آنکه نشانه یک تغییر واقعی باشد، بازتاب همین دوگانگی است؛ دوگانگی میان آنچه گفته می‌شود و آنچه در میدان جریان دارد. در نهایت، تا زمانی که این فاصله میان دیپلماسی و واقعیت پر نشود، روابط ایران و عربستان در بهترین حالت، در وضعیت «آرامش شکننده» باقی خواهد ماند؛ آرامشی که هر لحظه ممکن است جای خود را به تنش بدهد.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

نظرات

  • منتشرشده: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیرقابل انتشار: 0
  • ‌‌ IR ۱۹:۵۶ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۲
    با چه عقلی این کار رو می‌کنن. چی گیرتون میاد. احتمالاً به این دلیل که ملتشون از چسبیدن به آمریکا و اسرائیل ناراضی هستن نمی‌خوان قدمی به این سمت بردارن.

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی