در طول شش هفته جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، یک اتفاق عجیب و غیرمنتظره در اقتصاد ایران رخ داده و قیمت دلار در بازار آزاد نه تنها جهش نکرد، بلکه در بعضی روزها حتی پایین هم آمد. برخلاف تصور قدیمی که همیشه جنگ و تنشهای سیاسی را عامل اصلی گرانی دلار میدانستیم، این بار دلار برخلاف انتظار عمل کرده است. به طور کلی اصلیترین دلیل تثبیت قیمت دلار در طول جنگ عدم تقاضای دلار در بین مردم از یک طرف و نقد کردن دلارهای مردم باعث تثبیت نرخ شد. بر همین مبنا کمبود ریال و عدم تقاضای خرید دلار توسط صرافیها باعث کاهش حدود ۲۰ درصدی نرخ دلار نسبت به قبل جنگ بود، یعنی دلار در برخی مواقع از حدود ۱۶۵ به ۱۳۵ رسید.
برای اینکه بفهمیم چه خبر است، بهتر است نگاهی به وضعیت بازار ارز قبل از جنگ بیندازیم. در بهمن ۱۴۰۴، دولت آمریکا رسماً اعلام کرد که با اعمال تحریمهای ثانویه، یک کمبود دلار در ایران ایجاد کرده است. وزیر خزانهداری آمریکا در آن زمان گفت: «ما در وزارت خزانهداری یک کمبود دلار در این کشور ایجاد کردهایم.» نرخ ارز در بازار آزاد به حدود ۱۶۰ هزار تومان رسیده بود و تورم سالانه هم حدود ۵۰ درصد بود، اما با شروع جنگ در اسفند ۱۴۰۴، همه انتظار داشتند دلار یک جهش بیسابقه بکند. ولی این اتفاق نیفتاد. دلار در روزهای اول کمی بالا رفت اما در ادامه نه تنها بالا نرفت، بلکه در بعضی مواقع حتی پایین آمد. این قضیه، خیلی از تحلیلگران اقتصادی را حسابی به فکر فرو برده است.
به نقل از هفت صبح، یکی از مهمترین عواملی که به کنترل نرخ ارز کمک کرد، افزایش درآمدهای نفتی ایران بود. با بسته شدن تنگه هرمز نه تنها قیمت نفت بالا رفت بلکه طبق گزارشهای منتشر شده، صادرات ایران به ۲ میلیون بشکه در روز افزایش یافت و این صادرات ماهانه حدود ۴ میلیارد دلار درآمد ارزی برای ایران به همراه داشت.نکته مهم این است که این درآمدها در شرایطی به دست میآمد که قیمت نفت برنت به بالای ۱۱۰ دلار در هر بشکه رسیده بود. طبق تحلیلهای مؤسسه «ترندز»، ایران دیگر مجبور نبود هر بشکه نفت را ۸ تا ۱۰ دلار ارزانتر از نفت برنت بفروشد و درآمد ایران بالاتر رفت.
سیاستهای کنترلی نرخ ارز اجرا شد
بانک مرکزی ایران با تزریق این درآمدهای ارزی به بازار، توانست التهابات ارزی را کنترل کند. طبق گزارشها، مرکز مبادله ارز ایران، رکورد تأمین ۳۳۰ میلیون دلار ارز از محل صادرات غیرنفتی را در اسفند ثبت کرد. این حجم بالای عرضه ارز، به کم شدن فشار روی نرخ دلار کمک کرد. اما نباید فراموش کرد که افزایش درآمدهای نفتی به تنهایی نمیتوانست التهابات ارزی را کنترل کند. یک عامل دیگر هم در این معادله نقش داشت و آن کم شدن تقاضا برای دلار بود. در واقع جنگ و تحریمها، اقتصاد ایران را دچار رکود کرده است. صنایع تولیدی با کاهش تولید مواجه شدهاند و خیلی از واحدهای تولیدی دیگر تقاضا برای ارز و واردات نداشتند.
به عبارت دیگر جنگ باعث به هم ریختگی تجارت خارجی شده است. بسته شدن تنگه هرمز و گران شدن حمل و نقل، خیلی از بازرگانان را از واردات کالا منصرف کرده است. کمتر شدن تقاضا برای واردات، یعنی کمتر شدن تقاضا برای دلار. از طرف دیگر، تحریمها عملاً دسترسی ایران به بازارهای مالی بینالمللی را قطع کرده است. چون ایران به سیستم سوئیفت دسترسی ندارد، انتقال پول به خارج از کشور خیلی سخت شده است. این موضوع هم تقاضا برای دلار را کم کرده است.
التهاب کم بازار؛ از دلارزدایی تا انتظارات تورمی
عامل دیگری که به ثبات نرخ ارز کمک کرد، این بود که بازار خیلی ملتهب نشد. گزارشها نشان میدهد در ماههای منتهی به جنگ، معاملات با دلار در بازارهای مختلف مثل مسکن و خودرو داشت بیشتر میشد. اما با شروع جنگ، این روند برعکس شد.دلیل این تغییر، افزایش ریسک سرمایهگذاری در داراییهای دلاری بود. به خاطر عدم قطعیتهای سیاسی و نظامی، خیلی از سرمایهگذاران ترجیح دادند داراییهایشان را به ریال تبدیل کنند یا در داراییهای امنتری مثل طلا سرمایهگذاری کنند. علاوه بر این، مداخلات بانک مرکزی در بازار ارز و انتشار اوراق جدید ارزی، به کم شدن انتظارات تورمی کمک کرد. وقتی فعالان اقتصادی باور کنند که نرخ ارز در آینده بالا نمیرود، تقاضای سفتهبازانه برای دلار کم میشود.