عصر خبر نوشت: همانطور که برادر بزرگتر با صادرات بادنجان دنبال توسعه صادرات غیر نفتی به روسیه بود و تحریم را نعمت ویژه برای ایران بدون اتکا به نفت تصویر میکرد، برادر کوچک یعنی سعید جلیلی نیز با رویای خروج از مرکز و نمایش نیروهای اطلاعاتی-انتظامی در قالبهای هالیوودی ِحزباللهی دنبال رویافروشی اقتدار است!
کافی است دو سه قسمت از «کلانتری ۱۱» و «روشنایی شب» دو سریال نوروزی تلویزیون را ببینید؛ کلانتری رویایی-تخیلی با یک دوجین سرباز با لهجههای مختلف، همراه با لودگی توهینآمیز و سادگی تمسخر گونه در کنار روایتهایی غیر واقعی و رفتارهایی خارج از عرف مرسوم، سریالی تحویل مردم داده که فقط در ناکجاآباد رقم میخورد! با خرده روایتهایی بیربط و با ربط که قطعا کسی در کلانتریهای امروزی نمیبیند.
آنسوتر هم ماموران دستگاه امنیتی، در ابتداییترین و غلوآمیزترین شیوه، به تصویر کشیده شدهاند؛ یک پرونده جاسوسی پیچیده در اختیار یک خانواده است؛ دختر و داماد و پدر دختر! خندهدارتر از این ترکیب محال، این زن و شوهر اطلاعاتی برای رسیدگی به یک پرونده مهم امنیت ملی، خودشان سر همه صحنهها حاضر میشوند؛ از مرز تا شهرهای مختلف و رستوران و اورژانس همهجا با لباس و گریم متفاوت(!) شخصا ظاهر میشوند و …تکنیک سی سال پیش در سریال چاق و لاغر! بعد هم در اداره اطلاعات، دورهمی غذا میخورند و غذا میپزند و…
کاش مدیران فراجا و واجا به این صحنهسازیهای تلویزیون جبلی واکنش نشان میدادند و کمی سختگیرانهتر این مجموعههای سفارشی را تایید و همراهی کنند!
حیف این بودجههای کلان که در مجموعههای ضعیف و بیمخاطب هزینه میشود و هرگز حتی حدود زحمات سربازان گمنام و نیروهای نجیب ناجا به تصویر کشیده نمیشود؛ حیف!