بهمن عشقی با اشاره به وضعیت کشورهای عربی پیش از وقوع جنگ اخیر میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی گفت: در تمام این سالها کشورهای عربی کالایی به نام «ثبات» را به جهان میفروختند و تبلیغ میکردند که امنیت اجتماعی و سیاسی و اقتصادی تضمین کنندهی امنیت سرمایهگذاری است اما آنچه در جنگ اخیر رخ داد شرایط را برای این کشورها دستخوش تغییر کرد.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به روابط تاریخی ایران و کشورهای عربی گفت: مسالهی ما با همسایگان در جنوب خلیجفارس محدود به این جنگ نمیشود؛ ما با اعراب درگیر یک برخورد تمدنی بوده و هستیم، به عبارت دیگر تمدن ایرانی با تمدن عربی درگیر یک چالش دیرینه بود و با این جنگ این زخم سر باز کرد.
عشقی تاکید کرد: کشوری چون امارات تضمین امنیت سرمایهگذاری را ارائه میکرد و ساختار اقتصادیاش را نیز بر همین مبنا چیده بود. آنها سه تعرفهی ثابت برای واردات کالا دارند و مثل ما کتابچهای هر ساله برای تعرفه منتشر نمیکنند، از سوی دیگر نظام مالیاتی ندارند. نرخ درهم را به دلار بستهاند. تا تاریخ تاریخ بوده هر دلار ۳.۶۵ درهم بوده و این نسبت تغییر نمیکرد. با همین رویه توانستند سرمایهگذاران را جذب کنند و پس از امارات متحدهی عربی، قطریها و سپس عربستان سعودی همین رویه را دنبال کردند.
وی گفت: اما با دفاع ما از حق خودمان این ثبات در کشورهای عربی زیر علامت سئوال بزرگی قرار گرفت. حالا سه بعد ثبات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در این کشورها دستخوش تغییر شده و این تغییرات به واسطهی اتفاقات رخ داده، شکافی ایجاد کرده که به سرعت پر نخواهد شد. باید توجه کنیم حتی اگر مشکل ما با آمریکا حل شود، شکاف ایجاد شده میان ما و کشورهای عربی به سرعت پر نخواهد شد.
به نقل از خبرآنلاین، عشقی گفت: درست است که فاصلهی ما با اعراب به لحاظ جغرافیایی یک دریاست اما اتفاقات اخیر رخ داده سبب شده فاصلهی معنویمان به شدت بیشتر از فاصلهی جغرافیاییمان باشد از این رو ضرورت دارد برای رفع این بحران هر چه سریعتر راهکارهایی را در دستور کار قرار دهیم. ما با آمریکا حدود ۱۶ تا ۱۷ هزار مایل فاصله داریم اما با کشورهای عربی تنها ۴۰ تا ۱۵۰ مایل فاصله داریم و بهناچار و تا ابد باید با این کشورها زندگی کنیم در نتیجه راهی جز حل مشکلات نداریم.
پیام این جنگ چه بود؟
وی با اشاره به تبعات جنگ چهل روزه بر کشورهای منطقه گفت: اولین مساله این است که این جنگ این پیام را به کشورهای منطقه داد که حضور آمریکا برایشان امنیت به همراه نخواهد آورد. به هر حال آمریکا با ادعای تضمین امنیتی در خاک این کشورها پایگاه ایجاد کرد اما این حضور نه تنها امنیت ایجاد نکرد بلکه به امری ضد امنیتی تبدیل شد. حالا در این فضای جدید مشخص است که مسالهی «امنیت منطقهای» باید مد نظر قرار گیرد.ما هم باید پس از پایان جنگ این پیشنهاد را روی میز بگذاریم و بگوییم «امنیت منطقهای» قابل دستیابی است.
عشقی با اشاره به شورای همکاری خلیجفارس اضافه کرد: این شورا در زمان جنگ عراق علیه ایران با هدف حمایت از عراق در این جنگ و مقابله با ایران با حضور شش کشور امارات، عربستان، قطر، بحرین، کویت و عمان تاسیس شد؛ اما در مناسبات جدید لازم است دو کشور به این شش کشور افزوده شوند و این اعضا به ۶+۲ افزایش یابند. در حقیقت باید در این ساختار نوین ایران و عراق به این کشورها اضافه شوند تا امکان همکاریهای اقتصادی و امنیتی و سیاسی در منطقه فراهم شود. البته ما با موجودی به اسم اسراییل و قدرتی به نام ایالات متحده امریکا روبهرو هستیم که طبیعتا تاثیراتی بر این روند میگذارند اما با این وجود معتقدم در همین شرایط باید این هشت کشور نظامات جدید خود را تدوین کند.
او توضیح داد: پیشنهاد و آرزوی من این است که در همین راستا صندوقی برای بازسازی خسارتهای ناشی از جنگ راهاندازی شود و صدمات جنگ در کشورهای خلیجفارس و ایران در قالب این صندوق بازسازی تامین مالی گردد. در این قالب امکان تدوین برنامه برای همکاری اقتصادی ما با این کشورها و این کشورها با ما فراهم است. از سوی دیگر لازم است نظام تعرفهای جدیدی تعریف شود و با تاسیس پژوهشکدهای بسترهای تمدنی مشترک و نقاط افتراق شناسایی شوند.
وی با اشاره به سخنان هانتینگتون دربارهی چهار تمدن بزرگ در جهان گفت: هانتینگتون چهار تمدن را در جهان مورد اشاره قرار میدهد، تمدن اسلامی، مسیحی، بودایی و هندو. میبینید هانتیگتون تمدنی برای یهودیت تعریف نمیکند، یا از تمدن ایرانی و عربی صحبت نمیکند. او میگوید تمدن اسلامی و این تمدن اسلامی بین ما و اعراب مشترک است. آنچه مهم است اینکه ما باید از دریچهی شباهتهایمان با اعراب وارد شویم و مشکلاتمان را حل کنیم. من از اسلام سیاسی و احکام اسلامی صحبت نمیکنم؛ موضوع صحبت من اخلاق اسلامی است که فصل مشترک ما و همسایگان است، هر چه در احکام با هم اختلاف داریم در اخلاق با هم اختلافی نداریم از این رو میتوانیم بر پایهی همین اشتراکات و بر مبنای اخلاق اسلامی، شرایط جدید را سامان دهیم.
وی با اشاره به بحرانهای جدی موجود میان ایران و اعراب توضیح داد: صرفنظر از بحران امنیتی کنونی، ما درگیر دو بحران جدی با اعراب هستیم یکی بحران جزایر سهگانه و دیگری بحران نام «خلیج فارس». من معتقدم اگر پژوهشکدهای تاسیس شود و کار فرهنگی و کارشناسی دقیق انجام دهد، هر دو طرف میتوانند مشکلاتشان را حل کنند. خلیج فارس از دیرباز در تمام اسناد تاریخی به همین نام خوانده شده است کما اینکه بزرگترین ساحل خلیج فارس متعلق به ماست. مگر میشود نام «دریای عمان» را یک باره عوض کرد و «دریای مکران» گذاشت؟ طبیعتا «خلیج مکزیک» را نمیشود خلیج آمریکا خواند، هر چند که این خلیج متعلق به آمریکاست و در همین راستا «خلیج فارس» نیز طبیعتا باید خلیج فارس باشد. این پذیرش ضرورتی است که با تاسیس یک اندیشکدهی مشترک و نزدیکی فرهنگی و تمدنی امکانپذیر است. لازم است این پژوهشکده با اقداماتی روحیهی «عربستیزی» را از ما و روحیهی «عجم ستیزی» را از آنها بگیرد تا بتوانیم برای ارتقای منطقه در کنار یکدیگر زندگی بهتری بسازیم.
پیمانهای منطقهای جایگزین پیمانهای بینالمللی میشود
این کارشناس حوزه حمل و نقل و تجارت خارجی اضافه کرد: در دو دورهی حضور ترامپ بر مسند ریاستجمهوری سازوکار تجارت جهانی دستخوش تغییراتی جدی شد. به عنوان مثال تاثیر سازمان تجارت جهانی بر اقتصاد جهان در سال ۲۰۱۱ به مراتب متفاوتتر از سال ۲۰۲۶ بود. مداخلات آمریکا بسیاری از رویهها را تغییر داد. این حرکت طبیعتا سبب میشود پیمانهای جهانی به پیمانهای منطقهای تغییر کنند و منطقهی ما نیز از این تغییرات مستثنی نیست.
عشقی معتقد است در قالب شورای همکاری خلیج فارس با حضور دو کشور ایران و عراق در کنار شش کشور عربی حاضر، میشود تغییراتی را رقم زد. در حال حاضر شورای همکاری خلیجفارس یک نظام مالیاتی، مبادلاتی و اقتصادی و گمرکی روشن دارد. اگر قرار باشد ما وارد این شورا شویم باید به الزامات این پلتفرم احترام بگذاریم و خواستههایمان را در قالب این شورا مطرح کنیم و پیش ببریم. پژوهشکدهای که من عنوان کردم تنها مسائل اجتماعی را حل نمیکند بلکه حتی میتواند مسائل اقتصادی میان ما را نیز تبیین کند. لازم است توجه کنیم که توسعه بستر تمدنی میخواهد و من آرزو دارم در بستر تمدنی موجود امکان این نزدیکی و پر کردن شکافها فراهم شود.
او به تجربهی اروپا پس از جنگ جهانی دوم اشاره کرد و گفت: بعد از جنگ جهانی دوم اروپاییها به این نتیجه رسیدند که لازم است در بستر تمدنی، به یکدیگر نزدیک شوند اما روسها به این نتیجه نرسیدند؛ از این رو مسیحیت ارتدوکس همچنان مسیحیت کاتولیک یا پروتستان اروپا را به عنوان تهدید تلقی میکند و مدام علیه آن موضع میگیرد و نقطهی برخورد اروپا با روسیه نیز همین جاست.
وی گفت: من معتقدم با راهاندازی یک پژوهشکده و کار ویژه بر روی آن میتوان شرایطی را برای ارتباط نزدیکتر و بهتر با همسایگان فراهم کرد و لازم است در فضای جدید چنین اقدامی صورت گیرد. امیدوارم هم در شمال خلیج فارس و هم در جنوب خلیج فارس، سیاستگذاران به این نتیجه برسند که باید روی نقاط اشتراک دست بگذاریم.