نیروهای امدادی سازمانهای خدمات رسان اعم از هلال احمر و آتش نشانی در طول جنگ تحمیلی آمریکایی – صهیونی توانستند با حضور در کارزارهای مختلف، به نجات هموطنانمان از زیر آوارهای ناشی از حملات موشکی دشمنان بپردازند. در این راستا، بررسی عملیات نجات و امداد دستگاههای ذیربط، عمق فاجعه انسانی در هدف قرار دادن مناطق مسکونی توسط متجاوزان را بیش از پیش عیان میکند.
در لحظاتی که ساختمانها فرو میریخت و خیابانها پر از دود و خاک میشد، خانوادههایی پشت نوارهای ایمنی و در فاصلهای نهچندان دور از محل حادثه ایستاده بودند؛ چشمهایی خیره به تلی از آوار و دلهایی که میان ترس و امید معلق مانده بود.
در همان لحظات نخست وقوع هر حادثه، نیروهای خدمات شهری، آتشنشانان، گروههای آواربردار و امدادگر با سرعت در محل حاضر میشدند. بسیاری از آنها پیش از هر چیز دل به دریا میزدند و به میدان میرفتند تا راهی برای دسترسی به زیر آوار پیدا کنند. در میان بوی باروت و خاک و سیمان، عملیات جستجو و نجات آغاز میشد؛ عملیاتی که گاهی ساعتها و حتی روزها طول میکشید.
در کنار آنها، امدادگران جمعیت هلال احمر با تجهیزات امدادی و تیمهای تخصصی تلاش میکردند مجروحان را هرچه سریعتر از میان آوار بیرون بیاورند و به مراکز درمانی منتقل کنند. هماهنگی میان نیروهای مختلف امدادی، خدمات شهری و مدیریت شهری باعث شد بسیاری از عملیاتها با سرعت بیشتری انجام شود و امید برای یافتن افراد زنده در میان آوار زنده بماند.
روایت آتش نشانان
میان آوارهای به جا مانده از حملات جنگ تحمیلی اخیر، روایتهای آتشنشانان از نجات و فقدان، تصویری تکاندهنده از رنج غیرنظامیان را به نمایش میگذارد؛ از بیرون کشیدن دختربچهای ۲ ساله از دل آوار تا کشف پیکر بیجان نوزادی ۳ ماهه؛صحنههایی که به گفته نیروهای امدادی هرگز از حافظهشان پاک نخواهد شد .
در این میان، آتشنشانان در عملیات نجات نه فقط با چالشهای فیزیکی مواجه بودند، بلکه بار سنگین صحنههای عاطفی را هم بر دوش کشیدند و شاهد صحنههای تلخ از جستجوی خانوادهها برای یافتن عزیزانشان در میان آوارها تا یافتن جسد نوزاد ۳ ماهه بودند.
این روایتها، فقط بخشی از واقعیتی است که نیروهای امدادی در این حوادث تجربه کردند، واقعیتی که نشان میدهد پیامدهای چنین حملاتی، فراتر از تخریب سازهها، به عمق زندگی انسانها هم نفوذ کرده است.
مدیرعامل سازمان آتشنشانی تهران در همین باره، از لحظاتی سخن میگوید که میان امید و اندوه در نوسان است؛ جایی که در خیابان هویزه، تلاش بیوقفه نیروها به نجات معجزهآسای یک کودک میانجامد، اما در نقطهای دیگر، جستجو در میان آوار به تراژدی کشف پیکر نوزادی ۳ ماهه ختم شد که همراه با خانوادهاش جان باخته بود؛ روایتهایی که عمق فاجعه انسانی در مناطق مسکونی را آشکارتر کرد.
قدرتالله محمدی میگوید: در حملات و اقدامات ضد انسانی صهیونی- آمریکایی به ایران، مناطق مسکونی و غیرنظامیان هم مورد هدف قرار گرفتند؛ رخدادهایی که مصداق آشکار نقض اصول انسانی و قوانین بینالمللی است.
وی درباره تلخترین و ماندگارترین صحنههای عملیات امدادرسانی در حوادث اخیر، میافزاید: در یکی از مأموریتها در محدوده خیابان هویزه، یک مجتمع مسکونی دچار آسیب شدید شده بود که در میان آوار، یک خانواده ۳ نفره گرفتار شده بودند.
محمدی ادامه داد: در این حادثه، مادر خانواده به مقام شهادت نائل آمده و پدر هم از ناحیه پا آسیب دیده و در زیر آوار گرفتار شده بود. در این میان کودک ۲ ساله خانواده در شرایط بسیار سختی در میان آوار باقی مانده بود که آتشنشانان موفق شدند او را زنده از زیر آوار خارج کنند.
مدیرعامل سازمان آتشنشانی تهران تصریح میکند: این کودک پس از نجات، برای مدتی حدود یک ساعت داخل خودروی عملیاتی آتشنشانی نگهداری شد تا در نهایت نیروها توانستند پدربزرگ و مادربزرگ او را پیدا کنند و کودک را به خانوادهاش تحویل دهند.
کشف پیکر نوزاد ۳ ماهه میان آوار
مدیرعامل سازمان آتشنشانی تهران درباره صحنههای دردناک این ایام میگوید: برخی لحظات به هیچ وجه از ذهن نیروهای آتش نشانی پاک نمیشود؛ به ویژه اصابتها به منازل مسکونی و فضای سنگین و اندوهباری که در برخی مناطق حاکم شده بود.
وی میافزاید: در یکی دیگر از حوادث که در محدوده شهرک محلاتی رخ داد، آتشنشانان هنگام جستجو در میان آوار، پیکر یک نوزاد ۳ ماهه را در میان رختخواب پیدا کردند؛ کودکی که خانوادهاش هم در این حادثه جان باختند.
محمدی تأکید میکند: این صحنهها از سختترین لحظاتی بود که نیروهای عملیاتی با آن مواجه شدند و بدون تردید، آثار روحی و عاطفی آن برای همیشه در ذهن آتشنشانان باقی خواهد ماند.
۱۵شهید در یک ساختمان
مدیرعامل سازمان آتشنشانی تهران در ادامه به یک اتفاق تلخ دیگر اشاره میکند و میگوید: حضور در یکی از عملیاتها را هرگز فراموش نخواهم کرد. شاید در برخی مناطق شهر، همجواری خانههای مسکونی با مراکز نظامی سبب آسیب به واحدهای مسکونی شده باشد اما خیابان رسالت تهران به صورت عمدی با موشک مورد اصابت قرار گرفت که بر اثر آن شماری از هموطنانمان به شهادت رسیدند.
وی با اشاره شهادت ۱۵ ساکن یکی از بلوکهای ساختمان مسکونی مذکور، ادامه میدهد:پس از این حمله ددمنشانه دشمنان و هدف قرار دادن این ساختمان مسکونی، خانوادههای شهدا با حضور در محل در میان اشک و اندوه و اضطراب به دنبال یافتن عزیزانشان بوند.
محمدی به وضع پیکر شهدا در خیابان رسالت اشاره کرد و ادامه داد: در این حادثه خانوادهها به دنبال پیکرهای عزیزانشان میگشتند.
اظهارات یک راننده بیل مکانیکی
وحید محمدی، راننده بیل مکانیکی و آواربردار هم با روایت روزهای عملیات آواربرداری میگوید: در ۴۰روزی که اصابتها در مناطق مختلف تهران رخ میداد، ما رانندهها تقریباً بهصورت شبانهروزی در محل حادثه حضور داشتیم و تلاش میکردیم پیکرهایی را که زیر آوار مانده بودند بیرون بیاوریم. معمولاً پس از حضور نیروهای جمعیت هلال احمر و سپس آتشنشانان، ما برای انجام عملیات آواربرداری وارد محل میشدیم.
وی میافزاید: روز دوم جنگ در منطقه ۲ساختمانی چهارطبقه بهطور کامل تخریب شده بود و پیکرهایی در پارکینگ آن زیر آوار مانده بودند. با کمک نیروهای هلال احمر شروع به برداشتن آوار کردیم و در نهایت توانستیم ۲ نفر را که در زیر آوار محبوس شده بودند بیرون بیاوریم.
این آواربردار درباره یکی از تلخترین صحنههایی که در عملیات دیده است، میگوید: در یکی از عملیات ها، خانواده فردی به نام «احسان» حضور داشتند و مدام نام او را صدا میزدند. ما چند روز به دنبال پیکرها گشتیم و بیشتر آنها را پیدا کردیم، اما متأسفانه پیکر احسان پیدا نشد و این موضوع واقعاً برای خانوادهاش بسیار سخت بود.
حضور پررنگ نیروهای خدمات شهری
در کنار نیروهای آواربردار، نیروهای خدمات شهری نیز نقش حیاتی داشتند. آنها مسیرهای مسدود شده را باز میکردند، آوارهای پراکنده در معابر را جمعآوری و شرایط را برای ورود تجهیزات سنگین و ادامه عملیات نجات فراهم میکردند. در بسیاری از مواقع همین اقدامات اولیه امکان ادامه عملیات جستجو را فراهم میکرد.
حسین باباخانی، پاکبان و نیروی خدمات شهری میگوید: با شروع این جنگ تحمیلی همه شوکه شده بودند، اما در همان روزها اتحاد مردم چند برابر شد و بسیاری از شهروندان برای کمک به یکدیگر داوطلب شدند.
وی با اشاره به یکی از عملیاتها میگوید: در یکی از محلهای اصابت در منطقه ۲۲تهران، ساختمانی مسکونی آسیب دیده بود و ما برای باز کردن معابر و جمعآوری آوار به آنجا رفتیم.سرانجام با گذشت ۲ روز از حادثه، زنی که زیر آوار مانده بود زنده بیرون آورده شد و این اتفاق برای همه ما بسیار خوشحال کننده و الهام بخش بود.
شما چه نظری دارید؟