جام جهانی ۲۰۲۶ که پیش از این به عنوان نماد همکاری فرامرزی و ویترین بلندپروازیهای مشترک آمریکای شمالی شناخته میشد، اکنون در آستانه برگزاری، زیر سایه سنگین سیاست قرار گرفته است. پروژهای که با هدف جابهجایی مرزهای فوتبال و میزبانی از ۴۸ تیم طراحی شده بود، اینک در میانه طوفانهای دیپلماتیک، بیش از آنکه یک جشنواره ورزشی به نظر برسد، به مثابه یک «اتاق وضعیت» بینالمللی جلوه میکند. واکاوی گزارشهای رسانههای تراز اول جهان نشان میدهد که مستطیل سبز، بار دیگر به صحنه اصلی نبرد ارادهها در عرصه بینالملل بدل شده است.
میراث ترامپ و لرزه بر پیکره میزبانی مشترک
مجله فورچون در تحلیلی تکاندهنده، این دوره را «پرتنشترین جام جهانی تاریخ از منظر ژئوپلیتیک» توصیف کرده است. اما نقطه ثقل تحلیل فورچون، فراتر از زمین مسابقه است؛ این رسانه به لایههای پنهان تنش در واشنگتن اشاره میکند. بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و سایه سنگین سیاستهای «اول آمریکا»، حتی اتحاد سهجانبه میزبانان (آمریکا، کانادا و مکزیک) را با تهدید جدی مواجه کرده است.
فورچون مینویسد: «جایی که قرار بود نماد وحدت قارهای باشد، اکنون با سیاستهای تعرفهای و لفاظیهای تند مرزی، به بستری برای اصطکاکهای تجاری بدل شده است.» در واقع، جام جهانی ۲۰۲۶ تنها با حریفان خارجی روبهرو نیست، بلکه در درون مرزهای خود نیز با بحران هویت و هماهنگی دستوپنجه نرم میکند.
فوتبال در قرنطینه امنیتی
روزنامه گاردین با نگاهی بدبینانه، اما واقعگرایانه، بر «امنیتپایه بودن» این تورنمنت تأکید میورزد. گاردین معتقد است جام جهانی پیشرو، شاهد بیسابقهترین و لایهبندیشدهترین تدابیر امنیتی قرن بیست و یکم خواهد بود.
این روزنامه بریتانیایی تصریح میکند که «تقابل احتمالی ایران و آمریکا، این مسابقات را از یک رویداد ورزشی به یک بحران امنیت ملی تبدیل میکند.» از دیدگاه گاردین، هر سوت داور در چنین مسابقهای، پژواکی سیاسی در پایتختها خواهد داشت. نگرانی اصلی تنها در مستطیل سبز نیست، بلکه فضای ملتهب سکوها و پتانسیل تبدیل شدن استادیومها به سکوی بیانیههای سیاسی، نهادهای امنیتی را در وضعیت هشدار قرمز قرار داده است.
سناریوهای سایبری و نبردهای نامتقارن
شبکه خبری سیانان نیز با ورود به جزئیات لجستیک و امنیتی، از آمادگی آژانسهای فدرال برای مقابله با تهدیدات غیرسنتی خبر میدهد. در گزارشهای این شبکه، واژه «فوتبال» به حاشیه رفته و جای خود را به اصطلاحاتی چون «تهدیدات سایبری»، «جنگهای ترکیبی» و «مدیریت اعتراضات خیابانی» داده است.
سیانان افشا میکند که نهادهای امنیتی آمریکا سناریوهای متعددی را برای برخورد با پیامدهای تقابل ایران و آمریکا در خاک این کشور طراحی کردهاند. از دیدگاه این شبکه، این مسابقه یک رویداد با ریسک بالای طبقهبندی شده است که مدیریت آن نیازمند فراتر رفتن از پروتکلهای استاندارد فیفاست.
دیپلماسی در بنبست؛ فوتبال در میانه
روزنامه نیویورک تایمز با نگاهی تاریخی و تحلیلی، به بررسی «دیپلماسی نمادین» پرداخته است. این روزنامه با یادآوری دیدارهای تاریخی گذشته میان دو کشور، تأکید میکند که در سال ۲۰۲۶، نتیجه بازی کمارزشترین بخش ماجرا خواهد بود.
این رسانه آمریکایی مینویسد: «فوتبال در اینجا نه یک ورزش، بلکه یک زبان جایگزین برای دیپلماسی است که در آن، هر حرکت بازیکنان و هر واکنش هواداران، پیامی رمزگذاریشده به جامعه جهانی مخابره میکند.» این روزنامه هشدار میدهد که بار سیاسی این مسابقه ممکن است چنان سنگین شود که روح ورزشی بازی را زیر خود مدفون کند.
دیپلماسی استادیومی یا تقابل حیثیتی؟
برای درک ابعاد سیاسی تقابل احتمالی ایران و ایالات متحده در سال ۲۰۲۶، باید به حافظه تاریخی فوتبال رجوع کرد؛ جایی که «بازی قرن» در جام جهانی ۱۹۹۸ لیون، به مثابه یک سوپاپ اطمینان برای تخلیه دههها تنش دیپلماتیک عمل کرد. در آن مقطع، فوتبال توانست در قامت یک «میانجی سفید»، فضایی را برای نمایش صلحآمیز هویتها فراهم کند. اما تحلیلگران بر این باورند که اتمسفر ۲۰۲۶ با میراث ۱۹۹۸ تفاوتی ماهوی دارد.
این «دیپلماسی استادیومی» در سال ۲۰۲۶، دیگر تنها یک مانور تبلیغاتی برای تلطیف فضا نیست، بلکه آزمونی دشوار برای قدرت نرم ورزش در برابر سختافزار سیاست است. در حالی که در دهههای گذشته، ورزش ابزاری برای باز کردن گرههای کور دیپلماسی محسوب میشد، اکنون بیم آن میرود که با تشدید دوقطبیهای بینالمللی، جام جهانی ۲۰۲۶ به جای «پل»، به یک «مرز» جدید تبدیل شود. در واقع، سوال اصلی اینجاست که آیا فوتبال میتواند هیمنه خود را به عنوان یک پدیده مستقل حفظ کند، یا در نهایت زیر چرخدندههای هژمونی سیاست، به بخشی از ماشین جنگی روایتها تبدیل خواهد شد؟
فیفا و چالش «بیطرفی اجباری»
در این میان، اینفانتینو و فدراسیون جهانی فوتبال در موقعیتی متناقض قرار گرفتهاند. فیفا که همواره شعار «جدایی سیاست از ورزش» را سر میدهد، اکنون با واقعیتی روبهروست که در آن، سیاست حتی در طراحی لباسها و بلیتفروشیها نیز نفوذ کرده است. تلاشهای فیفا برای «عادیسازی» شرایط، از سوی تحلیلگران به عنوان نوعی «انکار آگاهانه» توصیف شده است؛ چرا که در فضای دوقطبی کنونی، بیطرف ماندن، خود یک کنش سیاسی محسوب میشود.
جام جهانی در چنبره جنگهای تجاری
علاوه بر تنشهای امنیتی، بُعد اقتصادی این تورنمنت نیز با چالشهای بیسابقهای روبهروست. در حالی که پیشبینی میشد جام جهانی ۲۰۲۶ سودآورترین دوره تاریخ باشد، سیاستهای انقباضی و ملیگرایی اقتصادی در واشنگتن، زنجیره تأمین و حامیان مالی بینالمللی را در بلاتکلیفی قرار داده است. تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که نوسانات ارزی و تهدید به وضع تعرفههای جدید میان کشورهای میزبان، میتواند هزینههای لجستیک را به شکلی سرسامآور افزایش دهد. در این میان، برندهای تجاری بزرگ که پیشتر به دنبال بهرهبرداری از فضای مثبت جام جهانی بودند، اکنون با احتیاط بیشتری گام برمیدارند تا برند خود را درگیر دو قطبیهای سیاسی و تنشهای احتمالی نکنند.
یکی دیگر از جنبههای متمایز این دوره، نقش دیپلماسی دیجیتال و تهدیدات فضای مجازی است. با توجه به نفوذ گسترده شبکههای اجتماعی، جام جهانی ۲۰۲۶ نخستین تورنمنتی خواهد بود که در آن جنگ روایتها در لحظه و توسط میلیونها کاربر/خبرنگار شکل میگیرد. کارشناسان هشدار میدهند که این فضا میتواند بستری برای کارزارهای ضداطلاعاتی باشد؛ چنان که هر اتفاق کوچک در حاشیه مسابقات، پتانسیل تبدیل شدن به یک بحران دیپلماتیک بزرگ را دارد. از این منظر، امنیت جام جهانی دیگر تنها در گیتهای ورودی استادیومها تامین نمیشود، بلکه در لایههای پیچیده کدهای مخابراتی و سرورهای ابری تعریف شده است.
دیپلماسی عمومی؛ فوتبال به مثابه آخرین سنگر گفتوگو
با وجود تمام سایههای تیره، بخشی از بدنه تحلیلگران بینالمللی همچنان به «کارکرد ترمیمی» فوتبال امیدوارند. در تئوریهای نوین روابط بینالملل، رویدادهای بزرگ ورزشی به عنوان فرصتی برای «دیپلماسی مسیر دوم» شناخته میشوند. این احتمال وجود دارد که در حاشیه دیدارهای حساسی نظیر تقابل ایران و آمریکا، کانالهای غیررسمی برای گفتوگو گشوده شود. تاریخ نشان داده است که گاهی یک دست دادن در میانه زمین فوتبال یا یک برخورد دیپلماتیک در جایگاه ویژه، میتواند یخی را بشکند که سالها مذاکره رسمی از ذوب کردن آن ناتوان بوده است. از این رو، بسیاری این جام را نه فقط یک تهدید، بلکه «آخرین فرصت برای عقلانیت ورزشی» در جهان میدانند.
به نقل از اقتصاد۲۴، جام جهانی ۲۰۲۶ در واقع آزمونی بزرگ برای قدرت نرم فوتبال است. آیا این تورنمنت میتواند همانند یک «سوپاپ اطمینان»، فشارهای متراکم ژئوپلیتیک را تخلیه کند، یا خود به بنزینی بر آتش اختلافات بدل خواهد شد؟
آنچه قطعی است، این است که در تابستان ۲۰۲۶، چشم جهان نه به دنبال برنده توپ طلا، بلکه به دنبال رصد ضربآهنگ سیاست در قلب ورزشگاههای آمریکای شمالی خواهد بود. این جام، نقطه تلاقی تاریخ و سیاست است؛ جایی که فوتبال، دیگر فقط فوتبال نیست، بلکه آینهای تمامنما از جهان پرآشوبی است که در آن زندگی میکنیم.