به گزارش خبرنگار اطلاعات، نهصدوچهلمین شب از سلسله نشستهای «شبهای بخارا» با عنوان «شب همدلی» پنجشنبه سوم اردیبهشتماه برگزار شد؛ نشستی که در آن، سخنرانان هر یک از زاویهای متفاوت، مفهوم همدلی را در بستر اجتماعی، فرهنگی و حتی زیستی ایران معاصر واکاوی کردند.
مقصود فراستخواه، جامعهشناس، در این آیین با اشاره به شرایط پیچیده امروز، بر ضرورت عبور از وضعیت کنونی با تکیه بر عقلانیت تأکید کرد. او برای توضیح این وضعیت، به سیر تاریخی جامعه ایرانی پرداخت و از «قاعدههای نهادی» سخن گفت که در طول قرنها و در دل تجربههای زیسته مردم شکل گرفتهاند.
به گفته او، یکی از مهمترین این قاعدهها، توانایی زیستن در «صلح در دل ناصلح» است؛ ویژگیای که به باور او، حاصل نوعی آگاهی تاریخی و خرد جمعی در میان ایرانیان است.
وی با نقد روایتهایی که ایران را صرفاً در چارچوب بیثباتی و ناامنی تعریف میکنند، تأکید کرد: واقعیت این سرزمین را باید در «روایتهای کوچک» مردم جستجو کرد. برای فهم ایران، باید سطور ریز آن را خواند. این نگاه، ما را از تصویرهای کلان و گاه سیاه فاصله میدهد و به زندگی واقعی مردم نزدیک میکند؛ جایی که بهرغم همه دشواریها، نوعی همسازی و همدلی در جریان است.
این جامعهشناس در ادامه، به مفهوم همدلی پرداخت و آن را در سه سطح خرد، میانی و کلان تحلیل کرد. در سطح کلان، همدلی بدون وجود نهادهای عادلانه و فضایی عاری از رانت و انحصار شکل نمیگیرد. او تأکید کرد که «ما» بودن یک ملت، نیازمند صورتبندی حقوقی است و بدون برابری، رفاه اجتماعی و کاهش شکافهای عمودی، همدلی پایدار ممکن نخواهد بود. فراستخواه گفت: جامعه ایرانی در طول تاریخ، راههایی برای جبران این کاستیهای نهادی یافته است. یکی از این راهها، «مکانیسم جبران» است؛ سازوکاری که به واسطه آن، سطح میانی جامعه (نهادهای اجتماعی، محلات، آیینها) و سطح خرد (اخلاق، فرهنگ و معرفت فردی) توانستهاند خلأهای سطح کلان را تا حدی پر کنند.
او در توضیح سطح میانی همدلی، به نمونههای متنوعی از زیست اجتماعی ایرانیان اشاره کرد و گفت: از آیینهای شادی و سوگواری گرفته تا سنتهای همیاری، نذر، وقف، محلهمحوری، فتوتنامهها و حتی فضاهایی چون قهوهخانهها و زورخانهها شکلهای مختلف همدلی هستند که شبکهای از اعتماد و پیوند اجتماعی ایجاد کردهاند که جامعه را در برابر بحرانها مقاومتر ساخته است. فراستخواه بیشترین ظرفیت خلاقیت را در سطح خرد همدلی دانست و بیان کرد: در این سطح اندیشه، ادبیات و فرهنگ ایرانی، نقش پشتیبان را ایفا میکنند. او با اشاره به میراث فکری و ادبی ایران، گفت: این ذخیره فرهنگی همواره انسان ایرانی را به فهم دیگری و احساس همدلی دعوت کرده است. همین ویژگی است که نوعی «خرد جمعی» را شکل داده و امکان سازگاری در شرایط دشوار را فراهم آورده است.
این جامعهشناس در بخش دیگری از سخنان خود، ریشههای شکلگیری همدلی در ایران را نیز مورد توجه قرار داد و آن را با درک تاریخی ایرانیان از رنج و شرارت در جهان مرتبط دانست. به گفته او، همین آگاهی از دشواریهای زیستن، انسانها را به هم نزدیکتر کرده و زمینه همدلی را فراهم آورده است.
فراستخواه در پایان، بر اهمیت حفظ مفهوم «ما» تأکید کرد و هشدار داد که تضعیف این حس جمعی، به آسیب دیدن همه ابعاد زندگی منجر میشود. او یادآور شد: درک سرنوشت مشترک، شرط ضروری تداوم همدلی در جامعه است.
هیچ بیگانهای دست ما را نگرفته است
در ادامه این نشست، اکرم خدابنده، قهرمان پیشین تکواندو، با روایتی شخصیتر از زندگی و تجربههایش سخن گفت و با اشاره به کنارهگیریاش از تیم ملی، آن را تلاشی برای شنیده شدن صدای خود و دیگر زنان ورزشکار دانست. او ضمن به فعالیتهای بشردوستانهاش در کنار چهرههایی چون پرستویی، بر نقش مردم در عبور از بحرانها تأکید کرد و گفت: در طول تاریخ، هیچ بیگانهای خارج از این مرزها دست ما را نگرفته است.
مجید صفری، مربی سگهای زندهیاب هلالاحمر نیز که همراه با «لئو» سگ زندهیاب حاضر شده بود، با روایتهایی از عملیاتهای امداد و نجات در روزهای بحرانی، رنگی عینیتر به مفهوم همدلی بخشید. او از تلاشهای سگهای زندهیاب، بهویژه «لئو»، سخن گفت که در عملیاتهای متعدد، جان افراد زیادی را نجات داده یا پیکر جانباختگان را از زیر آوار بیرون کشیدهاند.
«شب همدلی» در نهایت، نه فقط یک برنامه فرهنگی، بلکه روایتی چندلایه از جامعهای بود که در میان فشارها و بحرانها، همچنان در جستجوی راههایی برای حفظ پیوندهای انسانی و بازتعریف «ما»ی جمعی خود است.