به گزارش اطلاعات، این محتواها که اغلب با کمک هوش مصنوعی و با هدف تأثیرگذاری بر افکار عمومی تولید میشوند، بهویژه در میان نسل جوان در سطح جهانی مخاطبان گستردهای پیدا کردهاند. در ماههای اخیر، ویدیوهایی با سبک بصری لگو که صحنههایی از جنگ، درگیریهای نظامی و چهرههای سیاسی را بازسازی میکنند، بهطور گسترده در شبکههای اجتماعی منتشر شدهاند. این ویدیوها تلاش دارند روایت خاصی از تحولات منطقه ارائه دهند؛ روایتی که اغلب با اغراق، طنز و عناصر سرگرمکننده همراه است.
بر اساس گزارشها، این گروهها در برخی موارد با نهادهای رسمی نیز همکاری داشتهاند و محتوای تولیدشده آنها بهسرعت در پلتفرمهایی مانند اینستاگرام، تیکتاک و ایکس منتشر و بازنشر میشود. تخمین زده میشود که این کلیپها صدها میلیون بار دیده شده باشند؛ آماری که نشاندهنده قدرت نفوذ این نوع روایتسازی در فضای دیجیتال است.
دکتر جواد میری، جامعهشناس و استاد دانشگاه، معتقد است درک این پدیده بدون توجه به نقش «نسل زد» ممکن نیست. او به خبرنگار اطلاعات میگوید: «در یک دهه اخیر، نسلی در ایران و جهان شکل گرفته که جهان را از دریچه اینترنت، کامپیوتر و شبکههای اجتماعی میبیند و ارتباط کمتری با الگوهای سنتی دارد.» به گفته او، این تفاوت نسلی باعث شده شیوههای جدیدی از بیان و روایت شکل بگیرد که با قالبهای کلاسیک مانند شعارها و سرودها متفاوت است. میری تأکید میکند بسیاری از تحلیلگران، نسل زد را بهدلیل فاصله گرفتن از سنتها، یک تهدید تلقی میکنند، اما این نگاه نادرست است. او با اشاره به اینکه این نسل «ادبیات و زبان خاص خود» را دارد، میافزاید: «آنها دنیای جدید را به شکلی میفهمند که نسلهای قبلی یا درکی از آن ندارند یا آن را جدی نمیگیرند.»
به گفته این جامعهشناس، استفاده از انیمیشنهای لگویی و محتوای کارتونی در جریان جنگهای اخیر نمونهای روشن از این تغییر است. او توضیح میدهد: «ما دیدیم که چگونه با خلق ویدیوهای کارتونی و انیمیشنهای سبک لگو، روایتهایی ساخته شد که نهتنها از قالبهای سنتی فاصله داشت، بلکه توانست در سطح جهانی نیز مخاطب جذب کند.» به باور او، این نوع محتواها بهدلیل زبان ساده، جذاب و قابلفهم، قدرت بیشتری در انتقال پیام دارند.
یکی از ویژگیهای مهم این ویدیوها، استفاده از طنز و اغراق است. در بسیاری از موارد، شخصیتهای سیاسی بهصورت کاریکاتوری نمایش داده میشوند و صحنههای جنگی با روایتی متفاوت بازسازی میشوند. این رویکرد، علاوه بر ایجاد جذابیت، به کاهش بار روانی اخبار جنگ برای مخاطبان نیز کمک میکند و در عین حال، پیامهای سیاسی خاصی را منتقل میکند. کارشناسان رسانه معتقدند که این نوع محتواها را میتوان بخشی از «جنگ نرم» یا «دیپلماسی دیجیتال» دانست؛ جایی که کشورها و گروهها تلاش میکنند با استفاده از ابزارهای فرهنگی و رسانهای، روایت خود را به مخاطبان جهانی تحمیل کنند. در این میان، استفاده از ابزارهایی مانند لگو—که برای بسیاری از افراد در سراسر جهان آشنا و نوستالژیک است—به افزایش تأثیرگذاری این پیامها کمک میکند.
میری در ادامه با اشاره به سخنی از شهید قاسم سلیمانی مبنی بر «تبدیل تهدید به فرصت» میگوید: «نسل زد را باید بهعنوان یک فرصت دید، نه تهدید.» او معتقد است که این نسل بهخوبی با فناوریهایی مانند هوش مصنوعی و تحولات جدید صنعتی آشناست و میتواند نقش مهمی در شکلدهی به روایتهای آینده ایفا کند.
با این حال، گسترش این نوع محتواها نگرانیهایی نیز به همراه داشته است. برخی تحلیلگران هشدار میدهند که ترکیب سرگرمی با اطلاعات نادرست میتواند باعث سردرگمی مخاطبان و مخدوش شدن مرز میان واقعیت و تبلیغات شود. در شرایطی که اطلاعات بهسرعت در حال انتشار است، تشخیص صحت و سقم این روایتها برای کاربران دشوارتر از گذشته شده است. در نهایت، آنچه از این تحولات برمیآید، تغییر ماهیت جنگهای مدرن است. امروز، نبردها تنها با سلاحهای نظامی تعیین نمیشوند، بلکه در عرصه روایت، تصویر و ادراک عمومی نیز جریان دارند. در این میان، انیمیشنهای سادهای که روزگاری صرفاً برای سرگرمی ساخته میشدند، اکنون به ابزارهایی قدرتمند برای تأثیرگذاری سیاسی و اجتماعی تبدیل شدهاند.
به گفته کارشناسان، اگر سیاستگذاران بتوانند از ظرفیتهای نسل زد و ابزارهای نوین ارتباطی بهدرستی استفاده کنند، میتوانند در این میدان جدید نیز دست بالا را داشته باشند؛ میدانی که در آن، یک ویدیوی کوتاه لگویی میتواند به اندازه یک رویداد بزرگ، بر افکار عمومی تأثیر بگذارد.