دوشنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۷
نظرات: ۰
۰
-
[مرتضی کاردر] فعلا راهکاری وجود ندارد

آه و ناله کردن یا مرثیه خواندن مشکلی را حل نمی‌کند، حتی اندکی تسلی هم نمی‌دهد. عنان‌ تورم چنان گسیخته که آنچه می‌بینیم هنوز از نتایج سحر است و گمان نمی‌کنم تا اطلاع ثانوی بتوان بر اسب سرکش گرانی لگام زد...

آه و ناله کردن یا مرثیه خواندن مشکلی را حل نمی‌کند، حتی اندکی تسلی هم نمی‌دهد. عنان‌ تورم چنان گسیخته که آنچه می‌بینیم هنوز از نتایج سحر است و گمان نمی‌کنم تا اطلاع ثانوی بتوان بر اسب سرکش گرانی لگام زد.

عرف بازار کتاب در سال‌های اخیر بدین صورت بوده است که سرمایة کتابی که امروز منتشر می‌شود پس از شش تا ده ماه برمی‌گردد، البته اگر همة نسخه‌های منتشر شده در روز توزیع به فروش برسد. یعنی ناشر کتاب را در اختیار شرکت‌های توزیع‌کننده می‌گذارد و از طریق توزیع‌کنندگان به کتابفروشی‌های کوچک و بزرگ تهران و شهرستان‌ها می‌رسد و ناشران باید منتظر بمانند که خریداران کتاب به کتابفروشی‌ها بروند و کتاب‌ها را خریداری کنند و بعد کتابفروشان به صورت ماهیانه با توزیع‌کنندگان تسویه‌حساب کنند تا سرانجام پولی به دست ناشر برسد. این وضعیت بازار کتاب در سال‌های اخیر بوده که مشکلات اندک و بسیار داشته است.

وقتی قیمت مواد اولیه ثابت نیست و نوسانات بسیار دارد، طبیعتاً تولید سخت می‌شود و محاسبة قیمت تمام‌شده دشوار. ناشر ناگزیر است افزایش هزینه‌ها را با تغییر قیمت یا کاهش شمارگان یا احتمالاً کم کردن از کیفیت جبران کند. البته چنین مسائلی بیشتر مربوط به سال گذشته است، سالی ناپایدار که تورم دست‌کم بیش از پنجاه درصد گزارش شده و نوسان قیمت‌ها بسیار بود. اما پس از دی ماه گذشته، یعنی پس از آزادسازی قیمت‌ها و حذف ارز ترجیحی، صورت مسائل و معادلات تغییر کرد. هنوز بازار نتوانسته بود خود را با وضعیت جدید تطبیق دهد که جنگ آغاز شد و صنعت نشر از روز هفتم اسفند تا روزهای پایانی فروردین، یعنی در پرکارترین روزهای تقویم سالانة خود، عملاً به تعطیلی ناخواسته رفت.

حالا چند روز است نشر کار خود را آغاز کرده است، اما گمان می‌کنید چه چشم‌اندازی پیش‌روی ناشران است؟ قیمت کاغذ که سال گذشته بیش از صددرصد رشد کرده بود اکنون روزبه‌روز دارد رکورد می‌شکند و در بعضی انواع به نزدیک پنج میلیون تومان در هر بند رسیده است. زینک دقیقاً دوبرابر شده و هزینة چاپ و صحافی نیز از هشتاد تا صدوبیست درصد رشد کرده‌ است. بی‌ثباتی بازار در پی نامشخص بودن وضعیت جنگ هنوز ادامه دارد و تا شرایط پایدار نشود هیچ پیش‌بینی یا تصمیمی احتمال وقوع یا ضمانت اجرایی نخواهد داشت.

در چنین شرایطی، قیمت‌گذاری کتاب، از لحظة ارسال به چاپخانه تا بازگشت به دفتر نشر ـ‌که علی‌القاعده نباید بیشتر از یکی دو هفته طول بکشدـ بی‌معنی شده است. کسی نمی‌داند تورم واقعی امسال، حتی در بهار، چقدر خواهد بود؟ هیچ آمار روشنی از میزان کاغذی که در بازار یا انبارها ممکن است باشد وجود ندارد. حتی اگر بار دیگر جنگ به سراغ ما نیاید کسی نمی‌داند که چه وقتی دوباره کاغذ از مرزها یا اقیانوس‌ها به ایران می‌رسد. خبری از کاغذهای داخلی مثل پارس و مازندران که فارغ از کیفیت زمانی در بازار موجود بودند، نیست. هیچ‌کس نمی‌داند که سایر مواد اولیة چاپ کتاب مثل زینک یا مرکب تا چه زمانی تکافوی نیاز بازار را خواهد کرد، بماند که معلوم نیست در ادامة سال چه قیمتی پیدا می‌کند.

در چنین شرایطی ناشر چه کار باید بکند؟ چه قیمتی پشت جلد کتاب بگذارد؟ در روزهای اینترنت قطره‌چکانی تا چه زمانی می‌تواند کتابخوانان و کتابفروشان را وب‌سایت خود ارجاع بدهد؟ اگر هشت یا ده ماه بعد که سرمایة کتاب منتشر شده بازگشت آیا می‌تواند با همان سرمایه کتاب دیگری تولید کند؟ اگر قرار باشد به تغییر قیمت کتاب‌های خود دست بزند چه کسی پاسخگوی تشتت و چندگانگی قیمت کتاب خواهد بود؟ آیا مخاطبان توان خرید کتاب به هر قیمتی را دارند؟ کتابفروشان چطور؟ آیا تولید کتاب مقرون به صرفه است؟ اساساً آیا ناشران می‌توانند به حیات خود ادامه دهند؟ در این میان سیاستگذاران، جز برگزاری جلسه پشت درهای بسته و تصمیم‌های من‌عندی دور از واقعیت‌ها، چه می‌کنند؟ اصلاً در شرایطی که کشور بر سر دوراهی جنگ و صلح است و مردم درگیر تأمین مایحتاج اولیه‌اند کسی به کتاب یا صنعت نشر فکر می‌کند؟

بهتر است ناشران با مسائل خود تنها بمانند و خودشان راهی برای حل آنها پیدا کنند. فعلاً راهکاری وجود ندارد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی