روزنامه همشهری نوشت: در تحلیل «محاصره نفتی»، یک دوگانه غلط مدام تکرار میشود: یا گفته میشود اگر تولید نفت ایران متوقف شود، بخش قابلتوجهی از نفت برای همیشه در زمین حبس میشود و عملا از دست میرود؛ یا در طرف مقابل ادعا میشود هیچ اتفاق خاصی نمیافتد و هر زمان اراده کنیم، تولید ظرف مدت کوتاهی به سطح قبلی برمیگردد.
بیشتر بخوانید: آقایان! اگر بابالمندب بسته نشود، دزدی دریایی آمریکا ادامه دارد
هردو نگاه، فاصله قابلتوجهی با واقعیت دارند.
اگر از دادههای واقعی شروع کنیم، ایران روزانه حدود ۳ تا ۳.۵میلیون بشکه نفت تولید میکند؛ برآوردهای سال۲۰۲۶ هم این عدد را حدود ۳.۲ تا ۳.۶میلیون بشکه در روز نشان میدهند. از این مقدار، حدود ۱.۸ تا ۲میلیون بشکه در داخل کشور مصرف میشود و حدود ۱ تا ۱.۵میلیون بشکه صادر میشود؛ یعنی حدود ۵۵ تا ۶۰درصد تولید نفت ایران در داخل استفاده میشود. همین موضوع خیلی مهم است، چون یعنی حتی در شرایط سخت هم همه تولید کشور متوقف نمیشود و بخش بزرگی از آن داخل کشور مصرف میشود.
نکتهای که معمولا کمتر به آن توجه میشود این است که مخازن نفتی ایران بیشتر از جنس مخازن کربناته و شکافدار هستند و خیلی از آنها سالهاست در حال تولیدند. میدانهایی مثل اهواز، مارون، گچساران و آغاجاری دهههاست فعالند. این مخازن بهطور طبیعی هر سال حدود ۴ تا ۱۲درصد افت تولید دارند. همچنین برای اینکه فشار داخل مخزن حفظ شود، نیاز به تزریق گاز دارند و در مجموع ضریب برداشت نفت از این مخازن معمولا حدود ۲۰ تا ۲۵درصد است؛ یعنی این مخازن حساس هستند، اما کاملا قابل مدیریت هستند و سالها با همین شرایط اداره شدهاند.
اگر توقف تولید را در زمانهای مختلف نگاه کنیم، نتیجه خیلی روشنتر میشود. اگر توقف کوتاه باشد، مثلا چند هفته تا حدود ۱ یا ۲ماه، معمولا مشکل جدی ایجاد نمیشود و حتی در بعضی موارد، فشار داخل مخزن بهتر هم میشود و شرایط تولید در برگشت کمی آسانتر خواهد بود.
اگر این توقف به حدود ۲ تا ۶ماه برسد، ممکن است بعضی چاهها با مشکلاتی مثل افزایش آب همراه شوند یا رسوباتی مثل آسفالتین و پارافین شکل بگیرد، اما این مشکلات معمولا قابل حل هستند و با عملیات فنی دوباره برطرف میشوند. در این مرحله هنوز چیزی از بین نمیرود، فقط تولید کمی سختتر و پرهزینهتر میشود.
اگر توقف طولانیتر شود، مثلا بین ۶ تا ۱۲ماه، شرایط جدیتر میشود. در این حالت ممکن است بخشی از نفت در داخل سنگها گیر بیفتد، فشار بعضی لایهها پایین بیاید و برخی چاهها نیاز به تعمیر اساسی پیدا کنند. با این حال حتی در این شرایط هم نمیتوان گفت بخش بزرگی از نفت کشور برای همیشه از بین میرود. در واقع بخش زیادی از تولید قابل بازگشت است، فقط به زمان و عملیات فنی نیاز دارد.
از نظر کلی، اینطور نیست که یا هیچ اتفاقی نیفتد یا فاجعه رخ دهد. واقعیت بین ایندو قرار دارد؛ یعنی با توقف تولید، مدیریت سختتر میشود، اما همچنان قابل کنترل است و ابزارهای فنی برای برگشت وجود دارد.
از نظر زمانی هم تجربهها نشان میدهد که ایران میتواند حدود 2ماه بدون صادرات نفت را مدیریت کند، اما اگر این وضعیت طولانیتر شود، نیاز به تنظیم تولید خواهد بود. در عین حال، بخش زیادی از تولید نفت معمولا در چندماه اول بعد از رفع محدودیتها برمیگردد و بازگشت کامل، مخصوصا در میدانهای قدیمی، ممکن است چندماه تا حدود یک سال زمان ببرد.
از نظر اقتصادی، اگر صادرات یک تا ۱.۵میلیون بشکه در روز متوقف شود و قیمت نفت حدود ۷۰ دلار باشد، روزانه حدود ۷۰ تا ۱۰۵میلیون دلار درآمد از دست میرود، یعنی در یکماه حدود ۲ تا ۳ میلیارد دلار و در یک سال حدود ۲۵ تا ۳۵میلیارد دلار. اگر هزینههای فنی مثل تعمیر چاهها، اسیدکاری یا بازسازی تأسیسات هم اضافه شود، چند میلیارد دلار دیگر هم به این عدد اضافه میشود.
اما یک نکته مهم این است که نباید همه تحلیل فقط روی صادرات دریایی متمرکز شود، حتی در شرایط محدودیت دریایی، ایران فقط وابسته به یک مسیر نیست. بخشی از انتقال انرژی از مسیرهای زمینی و ریلی هم امکانپذیر است. برای مثال، در سالهای اخیر انتقال سوخت از طریق راهآهن خواف-هرات به افغانستان انجام شده و نشان داده که زیرساخت ریلی ایران میتواند در مقیاس محدود برای جابهجایی فرآوردههای نفتی استفاده شود. همچنین در بعضی دورهها صادرات محدود فرآورده به پاکستان از مسیر زمینی و ترکیبی انجام شده است. در داخل کشور هم جابهجایی سوخت بین پالایشگاهها و مناطق مصرف، با ترکیب حمل ریلی و جادهای انجام میشود. این مسیرها جایگزین کامل صادرات نفت از دریا نیستند، اما کمک میکنند که جریان انرژی کشور کاملا متوقف نشود و انعطافپذیری حفظ شود.
از نظر مدیریتی هم یک نکته مهم وجود دارد: لازم نیست همه میدانها یکسان رفتار کنند. میتوان برخی میدانهای حساستر مثل اهواز، مارون، گچساران و آغاجاری را در مدار نگه داشت، چون برای حفظ فشار به تولید پیوسته نیاز دارند. در مقابل، بعضی میدانها که شرایط پایدارتری دارند، میتوانند برای مدت کوتاهتری متوقف شوند تا فشار داخل مخزن آنها بهتر تنظیم شود. این یعنی بهجای تصمیمهای صفر و یکی، میشود با برنامهریزی دقیقتر عمل کرد.
در ایران هم برخی مخازن نفتی در شرایط خاص میتوانند از «توقف کوتاهمدت تولید» (shut-in) بهصورت محدود سود ببرند، اما این موضوع کاملا وابسته به نوع میدان است. برای مثال در مخازن بزرگ کربناته و شکافدار جنوب غرب ایران مثل اهواز با ظرفیت تولید حدود یکمیلیون بشکه در روز در دورههای اوج، مارون با حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار بشکه در روز، گچساران با حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰هزار بشکه در روز و آغاجاری با حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰هزار بشکه در روز، بهدلیل افت فشار تدریجی و وابستگی به تزریق گاز (در برخی برآوردها مجموع تزریق گاز به مخازن نفتی ایران در حدود ۴ تا ۵میلیارد فوت مکعب در روز بوده)، توقف کوتاهمدت چند هفتهای تا حدود ۱ تا ۲ماه میتواند در برخی نواحی باعث بازتوزیع فشار و بهبود موقت شرایط تولید شود و در بعضی چاهها حتی به کاهش آب تولیدی (water cut) و افزایش راندمان اولیه بعد از بازگشت کمک کند، بهویژه در بخشهایی از اهواز و مارون که دچار water coning هستند؛ اما همین مخازن اگر وارد توقفهای طولانیتر حدود ۶ماه یا بیشتر شوند، بهدلیل رسوب آسفالتین، افت تراوایی اطراف چاه و گیر افتادن بخشی از نفت در ساختار سنگ، بخشی از مزیت خود را از دست میدهند و نیاز به عملیات تعمیر و تزریق مجدد پیدا میکنند.
در نهایت، اگر بخواهیم واقعبینانه نگاه کنیم، توقف کوتاهمدت تولید قابل مدیریت است، توقف چندماهه نیاز به رسیدگی فنی دارد و توقف طولانیتر هم با وجود هزینه، همچنان قابل بازگشت است. مهم این است که این موضوع نه یک بحران غیرقابل کنترل است و نه یک مسئله ساده؛ بلکه یک مسئله فنی و مدیریتی است که ابزارهای مشخصی برای مدیریت آن وجود دارد.
برآیند این موضوع این است که حتی در سناریوهای سخت هم، با مدیریت درست، امکان کنترل وضعیت و برگشت تولید وجود دارد و شرایط به سمت بیثباتی غیرقابل جبران نمیرود.