سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۸
نظرات: ۰
۰
-
صداوسیمای دوره لاریجانی چگونه اداره می‌شد؟

گزارش‌ها نشان می‌دهد دوران مدیریت شهید علی لاریجانی در صداوسیما با شکوفایی سریال‌سازی، ستاره‌پروری هنری، گسترش شبکه‌ها، توسعه دیپلماسی رسانه‌ای و رونق برنامه‌های ورزشی و موسیقی به عصر طلایی تلویزیون تبدیل شد.

روزنامه فرهیختگان نوشت: «بنده خدا» شهید علی لاریجانی نه‌تنها در دو دوره ریاستش بر صداوسیما و ایام کوتاهش در مقام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، نماد قدرت نرم نظام بود، بلکه در شناخت مقوله پیچیده رسانه مثل و مانند نداشت. او سیاستمداری مجرب، دیپلماتی با پرنسیب و فلسفه‌دانی کم‌نظیر در سپهر حکمرانی ایران محسوب می‌شد،

عصر طلایی سریال‌سازی 
امروز را نگاه نکنید که ساخت سریال روتین نودشبی در کشور ما از فرط رایج بودن به امری بی‌اهمیت تبدیل شده است. در آن دوران، دفاع مقدس هشت‌ساله به‌تازگی پایان یافته بود و جامعه ایران تشنه سرگرمی و نشاط دوباره بود. شهید علی لاریجانی به‌عنوان ریاست سازمان و کادر مدیریتی تحت امرش تمام تلاششان را به کار بستند تا با حفظ شئونات اسلامی و ایرانی جامعه در آن سال‌ها، اوقات فراغت مردم را به بهترین شکل ممکن پر کنند.

سریال پربیننده «ساعت خوش» فرزند خلف «نوروز 72» و «پرواز 57» در دوران ریاست «محمد هاشمی» بر تلویزیون بود، اما دامنه شهرتش به‌خاطر تأکید بر استعداد نویسندگان و بازی بازیگران جوان و همچنین جابه‌جا کردن خطوط قرمز محتوایی -نسبت به آنچه پیش‌تر در جریان بود- به سریال‌ها و برنامه‌های پس از خود تسری پیدا کرد.

ساعت خوش، سریالی آیتم‌محور بود که در هر بخش، بازیگران و تیپ‌های تثبیت‌شده‌اش را داشت، به‌نحوی که حواس سازندگانش به ذائقه و سلیقه‌های متفاوت مخاطبان بود و همین تبدیل به برگ برنده ساعت خوش در دهه هفتاد به‌عنوان پدرخوانده سریال‌های آیتمی (جُنگ‌مانند) شد. پس از سربلند بیرون آمدن ساعت خوش از آزمون مخاطب‌شناسی، درهای سازمان به روی دیگر آثار آیتمی مانند «ببخشید شما»، «پلاک 14»، «جُنگ‌های نوروز 74، 76، 77، 78»، «سیب خنده» و... بازشد، اما تلویزیون پس از تجربه نه‌چندان موفق «طنز 80» رویه سریال‌سازی آیتمی را دیگر ادامه نداد تا ظرفیت‌های نهفته این مدل تولید محتوا در آینده به چشم بیاید و مصرف شود. 

برای باز کردن پرونده اکنون به شماره افتاده «سریال‌های مناسبتی» باید به دوران ریاست محمد هاشمی‌رفسنجانی رجوع کنیم. اما ذکر این نکته ضروری است که پخش این آثار در آن روزها برخلاف دوران ریاست شهید لاریجانی بر سازمان صداوسیما تبدیل به سنتی دیرپا و ماندنی نشد. اولین دسته از این آثار را «خسرو ملکان» و سپس «حسن فتحی» روانه آنتن کردند، اما مجموعه‌های «مهمان» (1370) و «همسایه‌ها» (1372) در این زمینه نقش آزمون و خطا را داشتند و در حافظه جمعی بینندگان تلویزیونی ته‌نشین شدند. با ورود «شهید علی لاریجانی» به جام‌جم بود که رویکرد رسانه به ماه رمضان و نوروز با تغییراتی گسترده روبه‌رو شد و نگاه خیره فیلمسازان، هنرمندان و تکنسین‌ها را به سمت این حوزه جلب کرد. سریال‌های «گمگشته»، «پشت کنکوری‌ها»، «شب دهم» و «داستان‌های نوروز» محصول همین دورانند. این کارها واجد خصوصیاتی در متن اجرا و ایده‌پردازی بودند که آن‌ها را برای خانواده ایرانی و مخاطبان نوجوان و جوان دهه شصتی متمایز از گذشته می‌کردند. 

در این میان آثاری هم بودند که در زمان مرده تلویزیون حسابی به چشم آمدند و از بار ترافیکی خیابان‌ها کم کردند. در همان دوره بود که علاوه‌بر مجموعه‌های هفتگی سیما مانند «سرنخ»، «خط قرمز»، «دایره تردید» و «پس از باران»، سریال‌های روتین نود شبی بازار خود را پیدا کردند و توانستند بیننده را به هر محتوایی که بیرون از قاب تلویزیون تولید می‌شد بی‌نیاز کنند. آن سال‌ها، صداوسیما رقیبی جدی برای سینما بود و حتی از آن در بزنگاه‌ها سبقت هم می‌گرفت.

کارخانه استعدادسازی علی لاریجانی و رفقا 
توجه به فرایند سریال‌سازی بدون تأکید بر تربیت چهره‌ها و فراهم‌کردن زیرساخت‌های آن اساساً ممکن نیست. شهید علی لاریجانی با ورودش به سازمان صداوسیما سیاست درهای باز را برای ورود افراد مستعد و جوان به تلویزیون در پیش گرفت. در همین راستا چهره‌هایی وارد جام‌جم شدند که بعدها دامنه معروفیتشان از مرزهای ایران هم فراتر رفت.

شاخص‌ترین این چهره‌ها، «اصغر فرهادی» بود. او تا پیش از پیوستن به رسانه ملی به کار اجرای نمایش می‌پرداخت، اما با ورود به نیمه نخست دهه هفتاد و هم‌زمان با روزهای آغازین ریاست شهید لاریجانی بر سازمان صداوسیما، پرنده خوشبختی روی شانه‌اش نشست تا زندگی شخصی و هنری‌اش دگرگون شود. او ابتدا در جایگاه نویسنده در آثاری چون «خانه شماره پنج» و «ماه مهربان» حضور یافت، اما این نویسندگی سریال پر مخاطب «روزگار جوانی» و سپس کارگردانی و نویسندگی مجموعه اپیزودیک «داستان یک شهر» بود که باعث شد اصغر فرهادی در سطح کارگردانان به نام تلویزیون شهرت و آوازه‌ای درخور پیدا کند؛ به‌طوری که ریاست سازمان به‌خاطر تلاش‌های او برای روایت مشکلات و مسائل شهرنشینان تهرانی به معاونانش در صداوسیما دستور داد که به وی لوح تقدیر و سکه بدهند.

روند همکاری فرهادی با تلویزیون حتی پس از ساخت فیلم سینمایی «درباره الی» و معرفی‌اش به‌عنوان یک فیلمساز بین‌المللی ادامه پیدا کرد تا اینکه فعالیت به‌عنوان نویسنده (با اسم مستعار سعید فرهادی) در سریال نوروزی «عید امسال» عملاً به نقطه پایانی بر داستان کارگردان اُسکاری سینمای ایران و رسانه ملی بدل شود.

فرهادی در این میان تنها نبود و یکی دیگر از چهره‌های شناخته‌شده سینمای ما، یعنی «جعفر پناهی» هم با ساخت فیلم «بادکنک سفید» به‌عنوان کارگردان و کارمند صداوسیما فرزند همین دوران است. البته پناهی به‌مرور از ریل خارج شد تا جایی که حمله نظامی از سوی آمریکا و اسرائیل را به ایران توجیه کرد، اما در آن روزها هیچ بدش نمی‌آمد که برای رسانه جوان و متحول‌شده تلویزیون ملی و رسمی کشور کار کند. از پناهی که بگذریم به چهره‌هایی نظیر «مهران مدیری»، «رضا عطاران»، «مهران غفوریان»، «سعید سلطانی»، «قاسم جعفری»، «مهدی مظلومی» و... برمی‌خوریم که هریک به سهم خویش، وزنه‌های مهمی برای تلویزیون لاریجانی به حساب می‌آمدند.

تلویزیون شاید محل مناسبی برای استفاده از ستاره‌ها نباشد، اما شهید لاریجانی و تیم مدیریتی‌اش به‌خوبی می‌دانستند که این رسانه ظرف مناسبی برای پرورش ستاره است. کافی است اکنون نگاهی به شبکه نمایش خانگی و سینمایمان بیندازیم تا مشخص شود که آنچه اکنون در مدیوم‌ها تولید می‌شود تا چه حد وابسته به دوران ده‌ساله مدیریت آن شهید سرافراز است.

ازسوی‌دیگر، چهره‌هایی مانند «ابراهیم حاتمی‌کیا»، «کیومرث پوراحمد»، «مهدی فخیم‌زاده»، «کمال تبریزی»، «کیانوش عیاری» هم با کارهایی مثل «خاک سرخ»، «سرنخ»، «خواب‌وبیدار»، «هزاران چشم» و «دوران سرکشی» در سال‌های مدیریت شهید علی لاریجانی از سینما به تلویزیون آمدند تا طعم شهرت و محبوبیت را در کنار تجربه کار در سازمان بچشند؛ تجربه‌ای که در اغلب موارد با موفقیت همراه بود. چهره‌ای مانند «مرضیه برومند» هم اگرچه در دوره پیش از شهید لاریجانی در صداوسیما به فعالیت می‌پرداخت، اما این حضورش در سازمان تحت مدیریت علی لاریجانی با آثاری چون «قصه‌های تابه‌تا»، «هتل»، «تهران 11» و «کارآگاه شمسی و دستیارش مادام» بود که هم‌زمان با ورودش به دوره سوم کاری به چشم نسل جدید مخاطبان تلویزیون آمد.

فعال‌شدن موتور درام اسلامی با «الف ویژه» و «سیمافیلم» 
یکی از اولین اقدامات شهید علی لاریجانی پس از تکیه بر صندلی ریاست صداوسیما، تأسیس مرکز «سیمافیلم» بود. از وظایف اصلی این مرکز می‌توان به تصویب ایده‌ها و طرح‌های نمایشی برای تولید در تلویزیون و همچنین ساخت آثار با برچسب «فاخر» اشاره کرد.

پیش از مطرح‌شدن طرح و ایده سریال درخشان «امام علی (ع)» تلویزیون دست به تولید سریال کوچک و تله‌تئاتری «ایوب پیامبر» به کارگردانی مرحوم «فرج‌الله سلحشور» ‌زده بود، اما این علی لاریجانی و مدیرانش بودند که درام اسلامی و مذهبی را وارد مراحل تازه کردند و با به دوش کشیدن بخش اعظم تولید و پخش سریال امام علی (ع) گام‌های دیگر را هم در این مسیر برداشتند. آثاری مانند «تنهاترین سردار» و «ولایت عشق» از «مهدی فخیم‌زاده» و «معصومیت ازدست‌رفته» و «مختارنامه» از «داوود میرباقری» و «یوسف پیامبر» از «فرج‌الله سلحشور» محصول همین دوران به حساب می‌آیند یا آغاز فرایند تولیدشان را در دوران مدیریت شهید لاریجانی آغاز کرده‌اند.

در کنار تلاش برای روایت زندگی انبیا و اولیا سریال‌های دیگری هم بودند که از تاریخ ایران برای روایت داستان خود بهره برده و برچسب فاخر را بر پیشانی خویش و سازندگانشان می‌چسباندند. سریال «تفنگ سرپر» به کارگردانی «امرالله احمدجو» و بخشی از فرایند تولید مجموعه تلویزیونی «در چشم باد» اثر ماندگار «مسعود جعفری‌جوزانی» در همین ایام رقم خورد.

سپرده‌گذاری بلندمدت در ساخت برنامه‌های ورزشی
تا پیش از روی کار آمدن مدیران رسانه‌شناس و حرفه‌ای در زمان ریاست شهید لاریجانی، تلویزیون تنها از دو برنامه هفتگی ورزشی به نام‌های «ورزش و مردم» و «ورزش از نگاه دو» بهره می‌برد، اما این رویه مرده و دمده در دوران تازه با تغییرات گسترده‌ای به سمت متحول‌شدن پیش رفت و هر ورزش شناخته‌شده‌ای برنامه تخصصی خودش را پیدا کرد. سرآمد برنامه‌های ورزشی در آن روزها «نود» با اجرای «عادل فردوسی‌پور» بود.

این برنامه پس از صعود تیم ملی به جام‌جهانی 1998 و بالاگرفتن تب فوتبال روی آنتن آمد و در مدت‌زمان کوتاهی توانست به برگ برنده صداوسیما تبدیل شود. در ابتدا، یعنی از 23 مرداد 1378 خبری از طنز و فکاهی در لحن اجرای مجری نبود و برنامه هر هفته به مهم‌ترین اتفاقات لیگ برتر -که در دو سال نخست با فرمت «لیگ آزادگان» برگزار می‌شد- می‌پرداخت، رویکردی که به‌مرور و پس از پایان دوران ریاست شهید لاریجانی در رسانه ملی، تغییر کرد و به اختیارات عادل فردوسی‌پور در زمینه اجرا اضافه شد. اما دنبال‌کنندگان حرفه‌ای ورزش منهای فوتبال هم توانستند علایق و سلایق خود را در دیگر برنامه‌های ورزشی آن دوران دنبال کنند. برای نمونه، برنامه «توپ و تور» به طور کامل به بازی‌های «والیبال»، «بسکتبال» و «هندبال» می‌پرداخت، به‌طوری که ریشه علاقه بسیاری از کودکان دهه شصتی و هفتادی به این ورزش‌ها و کشانده شدن آن‌ها به عرصه‌های حرفه‌ای به همان ایام بازمی‌گشت.

در واقع، اگر انیمه فوتبالیست‌ها باعث شد تا ژاپنی‌ها علاقه وافری به فوتبال نشان دهند و از کشوری درجه سه در این ورزش به اوج موفقیت در سطح آسیا و حتی جهان برسند، این توپ و تور و تعدادی دیگری از برنامه‌ها و تولیدات سریالی نظیر مجموعه‌های تلویزیونی «به‌سوی افتخار» و «کهنه‌سوار» بودند که با حفظ مرجعیت رسانه‌ای در دل مرکز عریض‌وطویل جام‌جم کودکان ایران را به پیگیری ورزش حرفه‌ای و موفقیت در این وادی امیدوار کردند. برنامه «دایره طلایی» هم با پرداختن به ورزش کشتی نقش و سهمی ویژه در این میان ایفا کرد و همان مسیر «توپ و تور» و «نود» را ادامه داد.

تلویزیون یک تریبون فراگیر
دوران ریاست علی لاریجانی بر صداوسیما را باید عصر تولد شبکه‌ها و توسعه‌ عمودی و افقی رسانه ملی دانست. اگرچه سنگ‌بنای شبکه‌ سه در اواخر دوران محمد هاشمی بنا شد؛ اما دوران لاریجانی زمانی بود که تلویزیون از یک ساختار محدود دو ‌شبکه‌ای، به یک منظومه‌ رسانه‌ای با اهداف تخصصی تبدیل شد. در این میان، افتتاح شبکه چهار و به‌ویژه شبکه تهران دو بال اصلی این تحول بودند که هر کدام بخشی از «تحول مدنظر جامعه» را نمایندگی می‌کردند. 
در میان تمام شبکه‌های نوظهور، شبکه تهران جایگاهی استراتژیک و منحصربه‌فرد داشت. این شبکه که در زمان خود مهم‌ترین و پرمخاطب‌ترین شبکه‌ تلویزیونی محسوب می‌شد، توانست با شکستن ساختارهای صلب و رسمی شبکه‌های سراسری، زبان جدیدی برای ارتباط با مخاطب پیدا کند. شبکه تهران صرفاً یک شبکه محلی برای پایتخت‌نشینان نبود، بلکه به کارخانه‌ ستاره‌سازی رسانه ملی تبدیل شد، بسیاری از کارگردانان، برنامه‌سازان و بازیگرانی که بعدها به ستون‌های اصلی سینما و تلویزیون ایران تبدیل شدند، اولین قدم‌های جدی خود را در شبکه تهران برداشتند. از طنزهای شبانه که جریان‌ساز شدند تا برنامه‌های گفت‌وگومحور اجتماعی، همگی محصول جسارتی بود که لاریجانی در این شبکه تزریق کرده بود. 
شبکه تهران توانست روزمرگی مردم را به قاب تصویر بیاورد. این شبکه با گزارش‌های شهری، تحلیل معضلات پایتخت و ایجاد حس مشارکت شهروندی، اعتماد از دست رفته را بازسازی و ثابت کرد که تلویزیون می‌تواند صدای واقعی کف خیابان باشد. 
از سوی دیگر، افتتاح شبکه چهار نشان‌دهنده هوشمندی لاریجانی در پاسخ به نیاز نخبگانی جامعه بود. در حالی که شبکه تهران به دنبال توده‌ مردم و نبض اجتماع بود، شبکه چهار وظیفه‌ بازگرداندن وقار و عمق به آنتن را بر عهده داشت. این شبکه با شعار شبکه فرهیختگان، به خانه‌ امنی برای اساتید، فیلسوفان و دانشمندان تبدیل شد؛ همان بستری که بعدها جریانی مثل چهره‌های ماندگار از دل آن متولد شد. 
افزایش شبکه‌ها در دوران ریاست لاریجانی، صرفاً یک توسعه‌ کمی نبود، بلکه یک مهندسی مخاطب بود. لاریجانی با درک این مطلب که نمی‌توان با یک نسخه واحد برای تمام سلیقه‌ها برنامه ساخت، تلویزیون را به سمت تخصصی‌شدن برد، شبکه سه برای جوانان و ورزش، شبکه چهار برای نخبگان و اندیشه و شبکه تهران برای زندگی شهری و کشف استعدادهای نو. 
این مدل از گسترش، باعث شد تا تلویزیون به یک تریبون فراگیر تبدیل شود که هر کسی با هر سلیقه‌ای، بخشی از هویت و دغدغه‌ خود را در آن می‌دید. استقبال نسل‌های مختلف از برنامه‌های این شبکه‌ها ثابت کرد که اگر رسانه فضای باز برای خلاقیت‌های مختلف فراهم کند و به‌جای انحصار، به سمت تنوع ساختاری برود، می‌تواند مرجعیت خود را حتی در سخت‌ترین دوران‌ها حفظ کند.

بازگشت به ریشه‌ها
تحول در بخش برون‌مرزی صداوسیما در دوران ریاست علی لاریجانی، یکی از راهبردی‌ترین اقدامات او برای خروج رسانه از انزوای محلی و ورود به عرصه دیپلماسی رسانه‌ای بود.لاریجانی زمانی سکان سازمان را به دست گرفت که بخش برون‌مرزی، با رویکردی سنتی و محدود، تنها به پخش روزانه ۳ ساعت برنامه تلویزیونی عربی و رادیوهایی با محتوای ترجمه‌شده بسنده می‌کرد. اما او با درک دقیق از جنگ روایت‌ها در سطح بین‌المللی، ساختار این بخش را به کلی دگرگون کرد. 

نقطه عزیمت این تحول، شناسایی یک اشتباه استراتژیک بود؛ تنظیم متمرکز اخبار و ترجمه آن برای تمام رادیوها. در آن مقطع، فرض بر این بود که یک خبر ثابت برای تمام مخاطبان با فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف، راهگشا خواهد بود. لاریجانی با نقد تند این نگاه، معتقد بود که با این شیوه نمی‌توان با مردم دنیا رابطه درستی برقرار کرد. او بر این باور بود که رادیوهای برون‌مرزی سنگر اول انتقال پیام انقلاب اسلامی به جهان هستند و باید با زبان و فرهنگ همان منطقه با آن‌ها سخن گفت. تغییرات او سرآغاز دورانی شد که در آن محتوای رسانه‌ای، دیگر نه یک ترجمه‌ صرف، بلکه یک تولید بومی‌سازی شده برای جلب اعتماد مخاطب فرامرزی بود. 

در این دوران، استراتژی رسانه‌ای از تک‌گویی به‌سمت ارتباط هدفمند حرکت کرد. راه‌اندازی شبکه‌ها و برنامه‌های جدید،بر اساس نیازسنجی‌های دقیق جغرافیایی و فرهنگی صورت گرفت.برنامه «سواحلی» یکی از مصادیق درخشان این هوشمندی، تمرکز بر کشورهایی نظیر کنیا، تانزانیا و اوگاندا بود. ورود به حوزه‌ تمدنی شرق آفریقا با زبان مادری آن‌ها، نشان‌دهنده تغییر نگاه از یک رسانه مرکزمحور به یک رسانه مخاطب‌محور بود که به دنبال تحقق رسالت انقلاب در دوردست‌ترین نقاط است. 
در طول این سال‌ها، رادیوهای برون‌مرزی از حالت مترجم صرف خارج شده و به واحدهای مستقلی تبدیل شدند که اخبار را با زاویه ‌دید متناسب با فرهنگ مخاطب خود تحلیل می‌کردند. 
در کنار نفوذ میان ملت‌های دیگر، لاریجانی از دیپلماسی عاطفی با ایرانیان خارج از کشور نیز غافل نشد. افتتاح شبکه جهانی جام‌جم در سال ۱۳۷۶ با شعار پرمعنای پنجره‌ مهر ایران و ایرانی، یکی از نقاط عطف این دوران بود. جام‌جم تنها یک شبکه‌ تلویزیونی نبود، بلکه پلی برای بازگشت به ریشه‌ها محسوب می‌شد. هدف این بود که ایرانی مقیم خارج، فارغ از گرایش‌های سیاسی، تصویری زنده، صمیمی و باوقار از وطن را در خانه‌اش داشته باشد. جام‌جم وظیفه داشت هویت ملی را در میان نسل‌های دوم و سوم مهاجران زنده نگه دارد و اجازه ندهد پیوند عاطفی آن‌ها با ایران گسسته شود. توسعه‌ بخش برون‌مرزی در زمان لاریجانی ثابت کرد که قدرت نرم یک کشور، به برد فرستنده‌ها و تنوع زبان‌ها بستگی دارد. او صداوسیما را از یک سازمان صرفاً داخلی به یک بازیگر منطقه‌ای و جهانی تبدیل کرد.

تعجب نکنید موسیقی ایران با صداوسیما پا گرفت 
شاید متعجب شوید اگر بفهمید دوران طلایی موسیقی مردم‌پسند بعد از پیروزی انقلاب به دهه هفتاد و صداوسیمای شهید لاریجانی برمی‌گردد. یعنی دقیقاً دوره‌ای که بعدها بسیاری از افراد ناآگاه از آن به‌عنوان ایام سیاه سانسور و ممیزی یاد کردند. این درحالی است که مرکز موسیقی تلویزیون با هدایت «علی معلم دامغانی» و «فریدون شهبازیان» در همان سال‌ها تشکیل شد و زمینه را برای کار جوانان مستعد فراهم کرد. نشان دادن صدای ساز و حضور «محمدرضا شجریان» در برنامه نوروزی سال 1373 با اجرای «هرمز شجاعی‌مهر» تا پیش از آنکه تبدیل به مطالبه چهره‌ها و گروه‌های سیاسی شود در رسانه ملی تحول‌خواه «بنده خدا؛ علی لاریجانی» نمود داشت و هیچ‌کس بر اهمیت آن صحه نمی‌گذاشت. از سوی دیگر، خوانندگانی نظیر «علیرضا عصار»، «امیر تاجیک»، «محمد اصفهانی» و حتی «شادمهر عقیلی» با باز شدن فضا توسط تیم مدیریتی رئیس جدید، به مردم شناسانده شدند و بسیاری از ایرانیان را از شنیدن سیما و صدای خوانندگان لس‌آنجلسی نجات دادند، به‌طوری‌که صدای شادمهر عقیلی پیش از مهاجرتش از ایران از طریق فرستنده‌های جام جم به سمت خانه‌های مردم پخش می‌شد. حتی سنت ساخت موزیک ویدئو هم در دهه هفتاد و ابتدای دهه هشتاد کلید خورد؛ اتفاق خجسته‌ای که در نهایت ادامه پیدا نکرد و وظیفه تولید کلیپ به رسانه‌های آن‌ور آبی سپرده شد.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی