رضا رستمی، رئیس کمیسیون حملونقل ترانزیت و لجستیک اتاق بازرگانی ایران میگوید: بخش خصوصی حملونقل به کمک دولت آمده و با رایزنی با کشورهای همسایه، مسیرهای دسترسی متعددی از شرق و غرب و شمال و جنوب کشور ایجاد شده است تا نیازهای کشور به کالاهای اساسی در زمان جنگ تأمین شود. او تأکید میکند که در حال حاضر ذخایر کالاهای اساسی کشور بهخوبی تأمین شده و مسیرهای جایگزین به سرعت در حال تأمین نیاز ماههای آینده است.
به نقل از روزنامه شرق، جنگ و تغییر در مسیرهای تجاری جنگها همواره یکی از مهمترین عوامل اختلال در روابط اقتصادی و تجاری میان کشورها بودهاند. در این میان یکی از اولین پیامدهای جنگ، اختلال جدی در زیرساختهای لجستیکی و زنجیرههای تأمین کالاست. در مسیرهای دریایی، افزایش هزینههای بیمه حملونقل و محدودیت در دسترسی به بنادر، واردات و صادرات کالا را با اختلال مواجه میکند. این وضعیت، بهویژه در تأمین کالاهای اساسی و مواد اولیه برای صنایع داخلی، فشار مضاعفی به اقتصاد کشورهای درگیر جنگ وارد میکند. گذشته از این، جنگ در ادبیات اقتصاد سیاسی بینالملل، صرفا بهعنوان یک اختلال مقطعی دیده نمیشود و بهمثابه یک شوک ساختاری در نظر گرفته میشود که میتواند نظم حاکم بر اقتصاد و تجارت جهانی را تغییر دهد. بررسیهای تاریخی نشان میدهند درگیریهای نظامی بزرگ، فراتر از ایجاد وقفه در جریانهای تجاری، به بازآرایی بنیادین در معماری نهادی، جغرافیایی و بخشی نظام مبادلات بینالملل میرسد. نمونه عیان این ماجرا جنگ روسیه و اوکراین است که طی آن دو تولیدکننده بزرگ غلات جهان درگیر جنگی طولانی شدند؛ در این میان، روسیه علاوه بر اینکه تولیدکننده بزرگ غلات است، تولیدکننده بزرگ نفت و گاز بود و چیزی نزدیک به 40 درصد گاز اروپا را تأمین میکرد. این جنگ توانست در کوتاهمدت بازار مواد غذایی و انرژی را دچار شوک کند، اما دو کشور به سرعت به بازآرایی مسیرهای تجاری خود پرداختند و توانستند انسداد مسیرهای تجاری خود را تا حد درخور توجهی رفع کنند.
تأثیرات اقتصادی جنگ روسیه و اوکراین تنها به مرزهای این دو کشور ختم نشد و از اساس نظم بازار انرژی را دچار پسلرزههای شدید کرد؛ بهطوری که پس از این جنگ، مسیرهای ترانزیت انرژی در جهان بهکلی دگرگون شد. پس از جنگ روسیه و اوکراین، اروپا نفت و گاز روسیه را تحریم کرد و با وجود آنکه فشار چشمگیری از این ناحیه به بازار انرژی و حتی اقتصاد اروپا وارد شد، کشورهای منطقه یورو ترجیح دادند روسیه را از بازار انرژی خود حذف کنند. حذف نسبی روسیه از بازار انرژی اروپا سبب شد اقتصادهای منطقه یورو مدتی گرفتار تورم دورقمی شوند؛ اتفاقی کمسابقه که درباره آلمان از زمان جنگ جهانی دوم بیسابقه بود.
بااینحال، انگیزههای سیاسی و امنیتی این تصمیم بر انگیزههای اقتصادی چربید و اروپا شرکای تجاری انرژی خود را تغییر داد و بخش درخور توجهی از نفت و گاز مورد نیازش را از آمریکا و کانادا و کشورهای حاشیه خلیج فارس تأمین کرد و در عین حال درصدد توسعه سختگیرانه انرژیهای تجدیدپذیر برآمد.
درسهایی از جنگ روسیه و اوکراین
تحریم نفت روسیه برای اروپا سادهتر بود؛ چراکه بهسرعت کشورهای حاشیه خلیج فارس و سایر فروشندگان نفت جایگزین شدند، اما تحریم گاز روسیه به آن سادگی نبود. گاز روسیه از طریق خط لولههای عظیم زیر دریا به اروپا منتقل میشد و جایگزینی خط لولههای انتقال گاز به سرعت و در کوتاهمدت عملی نبود؛ بنابراین اروپا ناچار شد در کوتاهمدت مخازن گاز خود را پر کند و گاز را به صورت مایع از دیگر کشورهای فروشنده و در صدر آن قطر و آمریکا وارد کند. بااینحال، جنگ روسیه و اوکراین یک تغییر بزرگتر را در بازار انرژی اروپا ایجاد کرد و آن، گذار سریعتر از سوخت فسیلی به انرژی تجدیدپذیر بود.
تا قبل از شروع جنگ روسیه و اوکراین تنها چیزی حدود یکسوم انرژی اروپا از انرژی تجدیدپذیر تأمین میشد، اما حالا سهم تجدیدپذیرها در اتحادیه اروپا به حدود نیمی از انرژی مورد استفاده این کشورها رسیده است. بررسی سهم انرژی تجدیدپذیر در سبد مصرف انرژی اتحادیه اروپا، حاکی از آن است که این منطقه حدود ۴۲ درصد از برق خود را از منابع تجدیدپذیر تولید میکند.
از این گذشته، کشورهای درگیر جنگ هم برای تابآوری در شرایط جنگی، الگوهای تجاری متفاوتی برای خود تعریف کردهاند و بررسی رفتار کشورهای درگیر جنگ الگوهای متفاوتی پیشرو میگذارد. مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی در گزارشی توضیح میدهد که در جنگ روسیه و اوکراین، روسیه تلاش کرد بنادر دریای سیاه را مسدود کند و مسیر اصلی صادرات غلات این کشور را بهعنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان غلات جهان ببندد. اوکراین در مواجهه با این اقدام جنگی، به سرعت مسیرهای جایگزین را تعریف کرد. به عقیده بسیاری از ناظران، سرعت تعریف دسترسیهای جدید به کمک اوکراین آمد و این مسئله مهمتر از بهینهبودن مسیر عمل کرد. اوکراین در جنگ کوشش کرده است بازطراحی سریع مسیرهای تجاری را در دستور کار خود قرار دهد و با بستهشدن بندر دریای سیاه، مسیرهای جایگزین زمینی به اروپا را تعریف کند و یارانه حملونقل توزیع کرده و از کشورهای همسایه خود کمکهای بیشتری برای تسهیل تجارت دریافت کند. همچنین اوکراین با در نظر گرفتن تخفیف ویژه برای صادرات خود، تلاش کرد مشتریان بیشتری را ترغیب به تجارت با خود کند.
مسئله روسیه در جنگ اوکراین اما متفاوت بود؛ روسیه در جنگ با تحریم سنگین کشورهای اروپایی و قطع دسترسی به بازارهای سنتی مواجه شد. روسیه در این جنگ بدون تعلل شرکای تجاری خود را به سرعت تغییر داد و منتظر بازگشت شرایط قبل نشد.
مرور تجربه جنگ روسیه و اوکراین نشان میدهد که جنگ گرچه میتواند اتفاقی محدود به یک جغرافیای خاص باشد، اما میتواند اقتصاد تمام جهان را متأثر کند و کشورهای مختلف برای افزایش تابآوری در جنگ استراتژیهای مختلفی در پیش گرفتهاند. در جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران نیز اتفاق مشابهی تکرار شده است و به نظر میرسد ایران هم باید به سرعت الگوهای قبلی تجارت خود را تغییر دهد تا بتواند تابآوری بیشتری را در شرایط جنگی تجربه کند.
مسیرهای تجاری ایران در حال جایگزینی
ایران حالا پس از جنگی 40روزه، محاصره دریایی را از سوی ایالات متحده آمریکا تجربه میکند. چیزی نزدیک به 90 درصد تجارت کالای ایران از طریق دریا انجام میشود و عمده تجارت دریایی ایران در آبهای جنوب کشور است. محاصره دریایی ایران در آبهای جنوب سبب شده است دسترسی به مسیرهای جایگزین تجاری در دستور کار قرار بگیرد. روز یکشنبه ششم اردیبهشت، اتحادیه واردکنندگان نهادههای دامی خبر داد که با محدودیت محاصره دریایی در جنوب کشور، اولین محموله نهاده دامی از بنادر شمالی وارد کشور شده است.
این موضوع در حالی رخ میدهد که رضا رستمی، رئیس کمیسیون حملونقل ترانزیت و لجستیک اتاق بازرگانی ایران، به «شرق» میگوید: جایگزینی مسیرهای تجاری کشور به سرعت در حال انجام است و در حال حاضر چهار بندر دریای خزر برای واردات کالاهای اساسی به صورت گستردهتر فعال شدهاند و ایران از طریق کریدور ترانزیتی از ترکیه به بابل و به صورت واگنی در حال واردات کالاهای اساسی است. همچنین مسیر دسترسی دیگری از طریق مرز سرخس ایجاد شده و واردات کالاهای اساسی به صورت ریلی در دستور کار قرار گرفته است.
این مقام اتاق بازرگانی همچنین توضیح میدهد که پارلمان بخش خصوصی در حال رایزنی با عمان و پاکستان است که بخشی از واردات کالاهای اساسی خود را از طریق بنادر این کشورها به بندر چابهار انجام دهد.
به گفته رستمی، بندر چابهار و بنادر عمان و پاکستان قبل از مرز محاصره دریایی است و ایران بهراحتی میتواند واردات کالاهای اساسی را از این بنادر انجام دهد.
رئیس کمیسیون حملونقل ترانزیت و لجستیک اتاق بازرگانی ایران تأکید میکند که ذخایر کالاهای اساسی کشور به حد کافی است و از این بابت نگرانی خاصی در بازار وجود ندارد و راههای جایگزین محاصره دریایی میتواند ذخایر کالاهای اساسی کشور را برای ماههای آینده تأمین کند تا در این زمینه مشکل خاصی ایجاد نشود.