اطلاعات - روفیا تیرگری: بهنمیر تا قبل از آن که نام شهر بر روی آن گذاشته شود، دهستانی بود خوشآب و هوا با باغات میوه و مزارع شالیکاری، گندم، جو، پنبه، دانههای روغنی سویا و کلزا و صیفیجاتی چون خیار، گوجهفرنگی، بادمجان و توتفرنگی.
در مقابل خانههای سفال بهسر، گاله بهسر و حلب بهسر، نهرهایی روان بود که در آبهای زلالشان، مرغابیها، غازها و اردکها جستوخیز و شنا میکردند. در دو طرف کوچهها و خیابانها درختان توت، گردو، انجیر و درختان سر به فلککشیده سرو و صنوبر، سایهشان را بر سر رهگذران میانداختند. در حاشیه جویهای روان، گیاهان دارویی و سبزیهای معطر خودرو با آمدن بهار سر از خاک برمیآوردند که امروز دیگر اثری از آنها نمانده است، چرا که نهرهای مقابل خانهها جایشان را به کانالهایی دادهاند که فاضلاب خانههای اعیانی در آنها جاری است.
بهنمیر از مظاهر شهری چیزی کم نداشت؛ دو مرکز بهداشت و درمان، مطبهای خصوصی پزشکان عمومی و متخصص، مرکز دامپزشکی و داروهای دامی و طیور، مدارس ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان، اداره پست، بانکهای ملی و صادرات، برق، آب لولهکشی، گاز شهری (لولهکشی گاز)، جاده آسفالته و ... پنجشنبه بازاری که عمری به درازای تاریخ دارد. مرکزی به نام «ایستگاه» با چند دستگاه مینیبوس و خودروی سواری بنز، مسافران را از بهنمیر به شهرهای اطراف میبرد.
هنگام غروب آفتاب که میشد، صدای بعبع گوسفندان یا موموی گاوها را در کوچهها میشنیدید که از چرای روزانه به خانه برمیگشتند. بیشتر خانوادهها سگ و گربهای در خانه داشتند. در هیچ کوچه و خیابانی، سگ یا گربهای ولگرد مشاهده نمیکردید. اما با شهر شدن بهنمیر، تمامی باغات و مزارع کنار جادهها و خیابانهای اصلی و حتی کوچهها ویران و به جایشان فروشگاههای بزرگ بنا شد. خانهباغهای چند هزار متری تخریب شده و جایشان را ویلاهای ۲۰۰ متری گرفته است؛ خانههایی که ساکنانشان هیچ سنخیتی با ساکنان اصلی و مردم محلی ندارند.
خوشبختانه از آنجایی که بهنمیر، خاکی بسیار مرغوب دارد، بسیاری از کشاورزان نهتنها زمینهای کشاورزی خود را حفظ کردهاند بلکه آن را به شیوهای نو و نیمهمکانیزه اداره میکنند که یکی از نمونههای آن پرورش توت فرنگی است؛ به طوری که بهنمیر به شهر توتفرنگی شهرت یافته است.
عطر و طعمی منحصر بهفرد
توتفرنگی بهنمیر، عطر، طعم، مزه و رنگ مخصوص به خود را دارد که آن را از انواع دیگر توتفرنگیهای موجود در بازار متمایز میکند. مهندس امیرحسین زکریاپور جوانی با سابقه طولانی در کشت و پرورش انواع توتفرنگی در مزارع پدری میگوید: کشت توتفرنگی از شکل دیم به استفاده از آبرسانی قطرهای تبدیل شده است و به جای هوای آزاد در زیر نایلون کشت میشود. توتفرنگی، عاشق آب و هوای سرد است و بهترین دما برای رشد و مرغوبیت محصول آن، بین ۱۸ تا ۲۳ درجه است.
او میافزاید: با نیمهمکانیزه شدن پرورش توت فرنگی، عطر و طعم منحصر بهفرد آن بیش از پیش خود را نشان میدهد. بهنمیر به خاطر جلگهای بودن، خاک بسیار مرغوب و حاصلخیزی دارد و نسبت به جاهای دیگر از منیزیم بیشتری هم برخوردار است. به خاطر منیزیم بالا، عطر، طعم، کیفیت و رنگ توتفرنگی بهنمیر تفاوت زیادی با توتفرنگی کرج، گرگان، جیرفت و حتی سنندج دارد. دیگر آن که آب و هوای خنک بهاری در طعمدهی آن سهم زیادی دارد. در گلخانههای کرج، دمای مورد نیاز با گرمای مصنوعی ایجاد میشود و گرگان هم آن گرمای طبیعی لازم را ندارد اما در بهنمیر از اواخر اسفند و اوایل برج یک، دمای ۲۴ و ۲۵ درجه را میتوانیم به طور طبیعی تجربه کنیم که تأثیر بسزایی در خوشمزگی و شیرین بودن محصول دارد.
سمپاشی مزارع
ساکنان محلی که همواره شاهد سمپاشی مزارع توتفرنگی هستند، در مصرف و خوردن این محصول احتیاط میکنند یا سعی دارند توتفرنگی موردمصرف خود را اواخر محصولدهی که دیگر سمپاشی صورت نمیگیرد تهیه کنند. مهندس زکریاپور در حالی که یک توتفرنگی چیده و قصد خوردن آن را دارد و به من هم توصیه میکند تا این کار را انجام دهم میگوید: بوته تا زمانی که آلوده به کنه و قارچ نشده باشد، سمپاشی نمیشود، البته قبل از آن که به باردهی و گلدهی برسد، برای پیشگیری سمپاشی میشود اما اگر احیانا در دوره باردهی و گلدهی به آفت مبتلا شد، سم را از طریق ریشه به آن میرسانیم تا به میوه آسیبی نرساند. در دوره باردهی هم سمپاشی انجام میگیرد اما در واقع با ریزمغذیها؛ کلسیم برای کیفیت محصول تا میوه آب پس ندهد، پتاسیم برای آن که میوه درشت شود و منیزیم، روی و منگنز هم برای تقویت بوته.

او درباره برداشت محصول میگوید: توتفرنگیچینی در ابتدا هرچند روز یکبار و در ادامه، دو روز یکبار و در نهایت یک روز در میان انجام میشود. اگر هنگام اوج باردهی، بوته به آفت مبتلا شود و ما چارهای جز سمپاشی نداشته باشیم تا چهار روز، میوهای چیده نمیشود.
بوتههایی که تخریب و نابود میشوند
کشت توتفرنگی در بهنمیر، ابتدا به صورت دیم و در هوای آزاد انجام میگرفت و برداشت توتفرنگی حتی در تابستان هم ادامه داشت اما اکنون زمانی که بازار اشباع و قیمتها کم میشود، زمین زیر کشت با تراکتور زیر و رو و بوتهها از ریشه نابود میشوند.
مهندس جوان میگوید: در گذشته هوا خنکتر بود. هر سال که میگذرد گرمای هوا در تابستان، شدید و شدیدتر میشود. بارانهای اسیدی هم باعث مبتلا شدن بوته به قارچ و سوختن آن میشود. با اولین باران تابستانه، بوته میسوزد و اگر هم بخواهیم نمیتوانیم آن را نگه داریم. در گذشته بارانهای اسیدی نداشتیم اما با شهر شدن بهنمیر، زندگی ماشینی موجب آلوده شدن هوا و بارش بارانهای اسیدی شده است.
زکریاپور میافزاید: از اینها گذشته همهساله، نژاد زیرکشت براساس سلیقه بازار تغییر میکند. یعنی ما نمیتوانیم یک نژاد را چند سال پشت سر هم پرورش دهیم. مثلا سالهای قبل «کاماروس» گرد و گوجهای، طرفدار داشت و امسال «سابرینا»ی بادامی و دراز. ما دیگر کاماروس نمیکاریم چون بازارپسند نیست، ضمن آن که سابرینا با آب و هوای شمال سازگارتر است و گل و بار زیبایی هم دارد. در سال آینده، بوتههایی به نام «افیک» و «اف دو» به بازار خواهد آمد که گلدهی بیشتری دارد و مثل انگور، به شکل خوشهای گل میدهد. البته این نژاد هنوز در شمال کشت نشده و از آنجایی که به رطوبت حساس است، ممکن است ریشه آن در هوای شمال با مشکل مواجه شود و به خوبی سابرینا نخواهد بود.
کشت و برداشت توتفرنگی
کشت توتفرنگی زحمت بسیار دارد. بر روی زمینهای آماده کشت، نایلونهای سیاهی کشیده میشود که سوراخهایی برای نشا در آن تعبیه شده است. پس از آن که نشا به گلدهی رسید، بر روی آن سقفی از نایلونهای سفید کشیده میشود. مهندس زکریاپور میگوید: فصل کشت توت فرنگی بستگی به خواسته کشاورز و آب و هوا دارد. هرکس زودتر بکارد، محصولش زودتر وارد بازار میشود و زودتر هم باردهی محصولش به اتمام میرسد.
توتفرنگی عاشق آب فراوان و هوای سرد است. اگر پاییز پربارانی پیش رو داشته باشیم اول مهر کشت میشود.
او توضیح میدهد: دو نوع ریشه داریم، ریشه لخت و ریشه پر. ریشه پر (گلدانی) که از کرج میآید آماده نشا کردن است اما در مورد ریشه لخت که از گرگان تهیه میشود، باید بستر زمین را آماده کنیم و آن را در داخل خاک بگذاریم تا جوانه بزند. ریشه پر در اواخر پاییز و اوایل زمستان به گل و بار مینشیند. هرچه هوا خنکتر باشد، بوته توتفرنگی گل و بار بیشتری میآورد، از این رو ریشه پر به نفع کشاورز است، چون در زمستان به عنوان میوهای نوبرانه روانه بازار میشود و قیمت مناسبی هم دارد. اما ریشه لخت در فصل بهار به گل و بار مینشیند، اگر هوا مناسب باشد ـ یعنی تا هوای ۲۵ درجه ـ گل و بار خوبی دارد اما وقتی دمای هوا به ۲۸ تا ۳۰ درجه میرسد دیگر گلدهی و ریشهزایی ندارد.
وی در ادامه میافزاید: شاید بپرسید چرا کشاورز به جای ریشه لخت فقط از ریشه پر استفاده نمیکند. باید گفت که ریشه لخت هر دانه دو الی سههزار تومان قیمت دارد اما ریشه پر هر دانه ۱۰ هزار تومان است. ریشه پر، میوههای نوبرانه را به بازار میآورد و ریشه لخت، بازار را از میوه اشباع میکند، اما وقتی بازار از میوه اشباع میشود و قیمتها کاهش مییابد از آنجا که درآمد جوابگوی هزینهها نیست، دیگر ریزمغذیها به بوتهها داده نمیشوند، بستهبندی میوهها به شکل لوکس و شیک انجام نمیگیرد و به صورت فلهای ارائه خواهند شد.
در نهایت دیگر میوهای چیده نمیشود، در حالی که هنوز بوته میتواند به گل و بار بنشیند اما چون دیگر درآمدزا نیست به حال خود رها میشود. ما امسال میتوانستیم از ریشه پر، درآمد خوبی به دست بیاوریم اما با اعتراضات دیماه قیمت به یکباره از ۷۰۰ هزار تومان به ۳۰۰ و با شروع جنگ به ۲۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان و پایینتر کاهش یافت.
گشت و گذار ما در مزرعه توتفرنگی، درحالی به پایان میرسد که سرخی این میوه هوسانگیز هنوز از میان بوتهها خودنمایی میکند و به ما چشمک میزند اما ملالی نیست، چون یک سبد از آن را با خود به خانه و از آنجا به تهران میبریم تا همکاران تحریریه هم از نوبر خوشطعم بهنمیر بینصیب مانند!