دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۹
نظرات: ۰
۰
-
]غلامعلی رموی] رونمایی از قدرت پنهان ایران در خشکی

ارزیابی شرایط حاکم بر اقتصاد سیاسی ایران بعد از دفاع مقدس رمضان، نشان‌دهنده یک نقطه عطف در دکترین امنیت اقتصادی کشور است...

ارزیابی شرایط حاکم بر اقتصاد سیاسی ایران بعد از دفاع مقدس رمضان، نشان‌دهنده یک نقطه عطف در دکترین امنیت اقتصادی کشور است. پس از آنکه کارآمدی بازدارندگی در تنگه هرمز در معادلات نظامی به اثبات رسید، اکنون پرسش بنیادین این است که اقتصاد ملی در مواجهه با محاصره گسترده دریایی چگونه راهبری خواهد شد؟ تحلیل واقع‌گرایانه نشان می‌دهد که این محاصره، بیش از آنکه یک بن‌بست فیزیکی باشد، آزمونی برای بازخوانی پتانسیل‌های بالقوه‌ ترانزیتی ایران در خشکی است.
۱- موازنه قدرت در گلوگاه‌های استراتژیک:
در تئوری‌های نوین ژئوپلیتیک، قدرت یک کشور تنها در «تولید» خلاصه نمی‌شود، بلکه در کنترل جریان یا  (Flow Control)نهفته است. اگر تنگه هرمز بمب اتم ایران در حوزه انرژی محسوب می‌شود، کریدورهای زمینی شمال-جنوب و شرق-غرب، حکم بازدارندگی پایدار اقتصادی را دارند. واقعیت این است که برخلاف محیط سیال دریا که تحت تأثیر ناوگان‌های فرامنطقه‌ای است، قلمرو خشکی ایران تحت حاکمیت مطلق پولی و امنیتی داخلی قرار دارد.
محاصره دریایی آمریکا، ایران را ناچار به فعال‌سازی «رانت جغرافیایی» خود کرده است؛ موضوعی که در دهه‌های گذشته به دلیل سهولت تجارت دریایی، مورد بی‌توجهی قرار گرفته بود.
۲-  تغییر پارادایم لجستیک؛ از وابستگی به دریا تا حاکمیت بر زمین :
اقتصاد نوین تحت عنوان «ژئواکونومی شبکه‌ای»، تأکید دارد که در جهان چندقطبی، اتصال سرزمینی(Connectivity) از اهمیت بیشتری نسبت به دسترسی آزاد به آب‌ها برخوردار است. ایران درماه‌های آینده با یک فرصت تاریخی برای رنسانس ترانزیتی روبروست. تبدیل شدن به هاب ارتباطی میان قدرت‌های نوظهور شرق (چین و هند) و بازارهای اوراسیا، ایران را به شریانی تبدیل می‌کند که خفه کردن آن به معنای اختلال در کل شبکه تجارت جهانی است. این «وابستگی متقابل»، قوی‌ترین ابزار دفاعی ایران در برابر تحریم‌های یک‌جانبه است.
۳-آثار ساختاری بر رشد اقتصادی و اشتغال:
احیای جاده ابریشم، یک معامله برد-برد برای تمام کشورهای متاثر از این مسیر است، اما سهم ایران در این میان، جهش در تولید ناخالص داخلی(GDP) از طریق درآمدهای پایدار خدماتی است؛ موضوعی که از عصر هخامنشیان تا حتی دوره های اسلامی امتداد یافته بود و بعدها به سبب نفوذ شوم استعمار غرب تعطیل شد ولی اکنون می تواند دوباره سر برآورد و قدرت شرق را احیا کند. این مزیت برخلاف درآمدهای نفتی که به شدت در برابر تحریم‌ها آسیب‌پذیرند، می تواند درآمد اقتصادی «ضد تحریم» ایجاد می‌کند.
فعال‌سازی این کریدورها به معنای ایجاد هزاران فرصت شغلی در بخش‌های مهندسی، حمل‌ونقل و بازرگانی است که ضریب اشتغال را به شکلی پایدار بهبود می‌بخشد .
۴-سرمایه‌گذاری استراتژیک در زیرساخت‌های ریلی :
قدرت مانور ایران در خشکی، تابعی از سرعت توسعه زیرساخت‌های ریلی است. اگر ایران بتواند در ماه‌های پیش رو، گلوگاه‌های ریلی خود را با استانداردهای بین‌المللی هماهنگ کند، عملاً محاصره دریایی را به یک «شکست استراتژیک» برای طراحان آن تبدیل خواهد کرد. درآمد ارزی حاصل از ترانزیت، برخلاف درآمدهای نفتی، دارای پایداری بیشتری بوده و می‌تواند به عنوان پشتوانه‌ای قدرتمند برای پایه پولی کشور عمل کند.
نتیجه‌گیری:
سال ۱۴۰۵ سال رونمایی از «قدرت پنهان» ایران در خشکی است. محاصره دریایی، کاتالیزوری شد تا ایران بار دیگر به عنوان مرکز ثقل جاده ابریشم نوین، نقش راهبری خود را در اقتصاد بین‌الملل بازیابی کند. این تغییر رویکرد، نه تنها بن‌بست‌های فعلی را می‌شکند، بلکه توازن قوا را در خاورمیانه به نفع یک «ایران مقتدر و متصل» تغییر خواهد داد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی