محمد محمودهاشمی
بود آیا که دگرباره به شیراز رسم
بار دیگر به مراد دل خود باز رسم
به ملاقات گرامی ادبایی که بود
جمله را قول و غزل تالی اعجاز رسم
هست رازی ازلی در دل شیراز نهان
خرّم آن روز که من بر سر آن راز رسم
بر سر مرقد سعدی که مقام سعد است
بسته دست ادب و جبهه قدمساز رسم
همت از تربت حافظ طلبم وز مددش
مست مستانه به خلوتگه اعزاز رسم
بود آیا که ازین تنگ قفس نیم نفس
به سر صحبت مرغان خوشآواز رسم
تنها ملک الشعرای بهار نیست که در اشعاری همچون ابیات فوق چنین واله و شیدای شیراز و بزرگان آن است. ایرانیان شیراز را به منزله خاستگاه فرهنگی و تمدنی خود میدانند و دل در گرو آن دارند و این را بزرگترین اعجاز شیراز باید دانست. منوچهر دانش پژوه تاریخ دان و شاهنامه پژوه، در این جملات به زیبایی از چگونگی اعجاز شیراز پرده برمیدارد:
« شیراز، جمال ظاهری شهر و شهریان را با کمال معنوی شاعران و ادیبان و عالمان در هم آمیخته، شهری که در آن، شور و شوق جوانان با عرفان عارفان و معرفت خاک نشینانش به هم پیوسته. نه جوانش هوس را بر عشق برتر شمرده و نه پیرش جوانی از یاد برده. جوانش به تدبیر پیران مشتاق و پیرش حافظوار پیرانهسر به شور عشق، شهره آفاق. از خاک پاکش، هم سرو باغ ارم رسته، و هم سروقامتان ادب و فضیلت اعصار و روزگاران، که نام و آثار و اوصافش بر اوراق زرین هنر و دانش نقش بسته.
شیراز صامت گویاست، گویی از در و دیوارش نغمهها بر آسمان بلند است. صدایش سخن عشق است که از حنجره فرزندان سخنورش نه فقط در اقصی نقاط عالم بل که در گنبد دوار فلک پیچیده و یادگاری ماندگار است که انعکاس و پژواک صوتش از دری به دری و از دیواری به دیوار دگر رسوخ یافته و منعکس شده است و تا ابد این صدای پرطنین، در گوش جانها مترنم است.
شیراز با غریب و آشنا، با هردو، دل آشناست. غریب را آنچنان مینوازد که غربتش به قربت مبدل شود و دل از وطن برکند و با آشنا چنان ملاطفت میکند که به زبانِ حال و قال بگوید:
گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر
این مهر بر که افکنم این دل کجا برم؟»
برای یافتن راز مهر پایدار ایرانیان به شهر شیراز باید به جغرافیای تاریخی این شهر نگاهی بیندازیم تا از خلال این بحث به چرایی جای گرفتن این شهر در قلب ایرانیان پی ببریم.
جغرافیای شیراز
شیراز بر روی جلگه ای در میان کوههای جنوبی زاگرس بنا شده است. خاک آن از آبرفت آب رودخانههای جلگه شیراز به وجود آمده است. این منطقه در میانه دو اقلیم سرد و گرم ایران قرار دارد و همین امر سبب به ثمر رسیدن محصولات غذایی هر دو اقلیم در شیراز و توابع آن شده است. شرایط طبیعی به گونهای در این جغرافیا فراهم آمده که منابع آبی، خاک حاصلخیز و دو هوای متفاوت در کنار هم قرار گرفتهاند و امکان پرورش درختان و گلهای متنوع را در شیراز به وجود آوردهاند. دشتها و علفزارهای اطراف شیراز هم به عشایر امکان میدادند تا به پرورش دامهای مختلف بپردازند از اسبهایی با نژادهای عالی تا گوسفندانی پروار.
همچنین شیراز به لحاظ موقعیت جغرافیایی در مرکز فارس قرار دارد و همین امر سبب تسهیل رفت و آمد مردم فارس به شیراز شده است. در کنار آن، فارس در همسایگی بوشهر و سواحل خلیج فارس واقع شده است و همین امر سبب شده تا آنچه واردات و صادرات ایران از طریق بنادر منطقه بوشهر بوده، از راه شیراز انجام شود. قرار گرفتن شیراز بر سر راه تجاری دریایی خلیج فارس باعث رونق تجاری و اقتصادی شیراز در طول تاریخ شده است.
ظرفیت کشاورزی، دامپروری و تجاری شیراز روز به روز بر رونق این شهر افزوده است. وجود بازار بزرگ شیراز و مرکزیت سیاسی و اقتصادی آن در فارس سبب شد تا صنایع مختلف هم به شیراز راه یابند و برخی در سراسر ایران شهره شوند. از آن جمله صنایعی چون شمشیر و اسلحه سازی، تولید زین و ابزار سوارکاری که همگی کاربردی نظامی داشت. همچنین، تولید ظروف شیشهای هم از رونق بسیاری برخوردار بود.
شیراز مرکز گل و گیاهان معطر و دارویی بود. عرقیات مختلف گیاهی در کنار عطر گلهای شیراز نه تنها در ایران بلکه در جهان روزگار گذشته خواهان بسیاری داشت.
این عرقیات گیاهی و عطرهای گل در شیشههایی ریخته میشد که صنعتگران شیراز تولید میکردند. شیشههای حاوی محصولات معطر شیراز به سراسر ایران و همچنین هند و آسیای شرقی میرفت و مورد استفاده قرار میگرفت.
همه این ظرفیتها در بستر تاریخ موقعیتی به این شهر داده بود که همواره از زیبایی و رونقی چشمگیر برخوردار باشد و با وجود تمام سختیهایی که ایران از سر گذراند، شیراز بتواند موقعیت خود را حفظ کند.
سابقه تاریخی شیراز
بر اساس لوحهایی که به زبان ایلامی از تخت جمشید به دست آمده، قدمت شهر شیراز به روزگار ایران باستان و حداقل زمان هخامنشیان باز می گردد. درباره بنای این شهر روایت های مختلفی وجود دارد. از اینکه شیراز به دست پیشدادیان ساخته شده تا اینکه عربهای مسلمان پس از ورود به ایران پایه گذار این شهر بوده اند. اما تمام این روایت ها در برابر اسناد تخت جمشید رنگ میبازد و به این شهر قدمتی مشخص از روزگار هخامنشیان میبخشد.
در روزگار باستان وجود شهرهای مهم تری در فارس چون تخت جمشید یا استخر، شیراز را در سایه این شهرها قرار داده بود. سقوط ساسانیان و ویرانی استخر بود که ظرفیت های بی بدیل شیراز را متجلی کرد و محوریت سیاسی و اقتصادی به این شهر داد که پایگاه نظامی اعراب مسلمان شده بود.
این یعقوب لیث صفاری بود که با تصرف فارس، شیراز را مقر اصلی خود قرار داد و این شهر کانون اصلی ایران و ایرانی گری در تاریخ ایران اسلامی شد. صفاریان در آبادی شیراز بسیار کوشیدند و در این شهر یادگارهایی مهم از خود به جای گذاشتند که مهم ترین آنها مسجد جامع عتیق است که در روزگار حکمرانی عمرو لیث صفاری بنا شد.
رونق علمی و فرهنگی شیراز
آل بویه سلسلهای شیعی مذهب و اهل دانش و فرهنگ بودند. وزیران بزرگی چون ابن عمید و صاحب بن عباد به این سلسله خدمت کردند، در حالی که از فضلا و دانشمندان بی مثال زمانه خود بودند. مؤسس این سلسله علی عماد الدوله بود.
زمانی که او به همراه عده ای از سواران خدمتگزارش به شیراز رسید، از قدرت زیادی برخوردار نبود. اما او در این شهر مستقر شد و آن را مرکز سیاسی و نظامی خود قرار داد. از آنجا بود که نیروی نظامی بیشتری را به خدمت گرفت و برادرانش را به مناطق مختلف ایران و عراق فرستاد و از ری و اصفهان تا بغداد را به اطاعت خود درآورد. برادرش احمد با فتح بغداد خلیفه را دست نشانده آل بویه کرد و کنترل جهان اسلام آن روزگار به دست این دلیرمردان دیلمی افتاد.
شیراز از روزهای حشمت آل بویه بسیار برخوردار شد. به ویژه در زمان حکمرانی عضدالدوله شیراز آبادانی بسیاری به خود دید. از آن آبادانی مهم تر، مرکزیت فرهنگی و علمیای بود که عضدالدوله به شیراز بخشید. او کاخی بسیار باشکوه بنا کرد و در کنار آن کتابخانه عظیمی ساخت که جامع علوم آن روزگار بود. سفرنامه نویسان آن دوره از شکوه این کاخ و کتابخانه سخن گفتهاند.
مقدسی در کتاب «احسن التقاسیم» از آنچه به چشم خود از کاخ و کتابخانه عضدالدوله دیده، گزارشی ارائه کرده است:« حکومت اکنون اینجا در دست دیلمیان است، نخستین کسی از ایشان که بر آن چیره شد علی بن بویه بود که جانشینی نداشت. عضدالدوله(برادزادهاش) را به فرزندی گرفت، پس به جایی بنشست و در شیراز سرایی بساخت که در خاور و باختر مانندش ندیدهام.
هیچ کس آن را ندید جز اینکه اگر عامی بود دلباخته آن شد و اگر عارف بود آن را نمودار خوبیها و خوشیهای بهشت شمرد. هنگامی استاد ظریف به شیراز آمده بود، در این باغ از وی پذیرایی شد، پس آن را آراستند، فرش کردند و او در آن به گردش پرداخت و من با وی بودم. نهرها در آن بریده، گنبدها برپا داشته، بستانها و درختستانها، گردش فرانهاده، استخرها در آن کنده، نیازگاهها برایش ساخته بود. از سر فرّاش آن شنیدم که میگفت : سیصد و شصت خانه و اتاق هم کف و بالاخانه است که هر روز از سال در یکی از آنها میزیست و هیچ یک مانند دیگری در ساختمان و فرش و پرده و تخت، همانند دیگری نبود.
یک کتابخانه جدا نیز دارد که زیر نظر یک سرپرست و ناظر از نیکوکاران شهر اداره میشود.
هیچ کتابی نیست تا کنون در دانشهای گوناگون تصنیف شده باشد مگر نسخهاش به آنجا آورده است. وی اینجا را به صورت دالانهای سرپوشیده با یک رواق و سردر و یک سالن بزرگ ساخته که با فرشهای عبادانی فرش شده است. انبارهای کتاب در اطراف آنهاست. به دیواره انبارها و دالانها اطاقکهای چوبینی کنده کاری شده بر پا داشته، که یک قامت بلندی و سه ذرع پهنا دارد و هر یک با کشویی از بالا به پایین بسته میکرد.
دفترها از هر نوع در یک «رف» ویژه چیده شده است. فهرستهایی نیز دارد که نام کتابها در آن روشن است. دربانان بر در کتابخانه ایستاده و کسی جز آبرومندان بدان راه نیابند.»
در کنار این کتابخانه مجلل و غنی مدارس مختلف علمی نیز در شیراز وجود داشت و هر سال جویندگان علم و معرفت به این مدارس میرفتند و آنچه به آن نیاز داشتند میآموختند. سنتی که در این زمان در شیراز پایه و مایه گرفت میراثی شد که به آیندگان منتقل شد و غالب حاکمانی که بر شیراز فرامانروایی کردند، برای گسترش علم و تکریم عالمان، عرفا و شاعران از هر گونه کوششی دریغ نکردند.
حتی در زمان ناآرامیهای سیاسی و یورش دشمنان به خاک ایران حاکمان شیراز توجه به علم و فرهنگ را فراموش نمیکردند.
نماد بارز آن اتابکان فارس در زمان حمله مغولان بودند که شیراز را به مأمنی برای بزرگان علم و فرهنگ بدل کردند. سعدی در همین روزگار در شیراز قدر دید و بر صدر نشست و ترنم خوش الحان گلستان و بوستانش عالمگیر شد. او که در اقصای عالم بسیار گشته بود و کوله بار تجربه فراهم آورده بود، چنان دلباخته دیار و زادگاهش شیراز بود که سرود:
خوشا تفرج نوروز خاصه در شیراز
که برکند دل مرد مسافر از وطنش
و یا حافظ بزرگ که در روزهای ناآرامی شیراز از حاکمانی چون شاه شیخ ابو اسحاق اینجو، شاه شجاع و شاه منصور مکرمت بسیار دید و آنها را به نیکی ستود. امنیت خاطر حافظ تا آنجا بود که سرود:
به شیراز آی و فیض روح قدسی
بخواه از مردم صاحب کمالش
در جای دیگر هم گفت:
شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم
عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است
حاکمان تیموری شیراز هم اهل هنر و فرهنگ بودند و در میان آنها فرهیختهای چون ابراهیم سلطان بود که خطاطی زبردست بود و خط خوش ثلث او بر بالای ورودی بقعه حضرت علی بن حمزه چون نگینی میدرخشد. روزگار صفویان امنیت، رفاه و رونق در شیراز نهادینه شد و حاکمان آن مقتدر و سلحشور بودند از جمله آنها امام قلی خان بود که نه تنها فارس را امن کرد، بلکه به سواحل خلیج فارس لشکر کشید و اشغالگران پرتغالی را از تنگه هرمز بیرون راند.
در کنار این موفقیت نظامی ، امام قلی خان هم بنا به سنت حاکمان شیراز گسترش علم و فرهنگ را سرلوحه قرار داد و در همین زمان بود که ملاصدرا در شیراز بالید و فیلسوف بزرگ زمانهاش شد.حتی جنگ و کشتار در شیراز هم نمیتوانست از رونق این شهر تاریخی بکاهد و با آنکه در اثر شورشهای پس از سقوط صفویه بارها شیراز صدمه دید، اما در روزگار زندیه و سپس قاجاریه دوباره شیراز سر برافراشت و نگین درخشان بر تارک سپهر ایران زمین شد و اهل فضل و دانش به این شهر روی نهادند و چراغ فرهنگ ایران را در این شهر زنده نگه داشتند، تا آنکه به قرن معاصر رسیدیم و چنان که آمد، بهار؛ شاعر بلندآوازه این دوره؛ همچنان عطر خوشبوی فرهنگ و تمدن ایران را در شیراز میجست و به دنبال راز اعجاز شیراز بود. اعجازی که برخاسته از جغرافیای مساعد و مردمان و حاکمان پاک طینت دیار سعدی و حافظ است.
میراث فرهنگی شیراز فرصتی بزرگ برای ایران
اکنون شیراز کانون مهم علم و فرهنگ و مرکز مهم میراث فرهنگی ایران است. بناهای باشکوه باقی مانده از گذشته، از اماکن مذهبی چون حرم حضرت شاه چراغ تا مقابر حافظ و سعدی ، از باغهای زیبای تاریخی مانند باغ ارم، باغ دلگشا، باغ جهان نما تا بازار، مسجد و حمام وکیل، از مسجد نصیرالملک تا مسجد عتیق و از نارنجستان قوام تا ارگ کریم خانی، هر کدام نمادی بزرگ از فرهنگ مردمی است که در گستره ای به اندازه ایران فرهنگی زندگی میکنند.
جذابیت و عظمت این همه میراث تاریخی و فرهنگی شیراز چنان در چشم بینندگان و مسافران اعجاب برانگیز است که میتواند این شهر را در کنار شهرهایی چون اصفهان و یزد به کانون مهم گردشگری جهان بدل نموده و درآمدی سرشار نصیب دولت و ملت ایران کند.
شما چه نظری دارید؟