سعید بیابانکی

دور تا دور حوض خانه ما
پوکه‌های گلوله گل داده است
پوکه‌های گلوله را آری
پدر از آسمان فرستاده است
عید آن سال، حوض خانه ما
گل نداد و گلوله باران شد
پدرم رفت و بعد هشت بهار
پوکه‌های گلوله گلدان شد
پدرم تکه تکه هر چه که داشت
رفت همراه با عصاهایش
سال پنجاه و هفت چشمانش
سال هفتاد و پنج پاهایش
پدرم کنج جانماز خودش
بی نیاز از تمام خواهش‌ها
سندی بود و بایگانی شد
کنج بنیاد حفظ ارزش‌ها
روی این تخت رنگ و رو رفته
پدرم کوه بردباری بود
پدرِ مردِ من به تنهایی
ادبیات پایداری بود

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی