نهصـــــد و چهلوسومین شب بخارا با محــــوریت «شـاهنامه و ایران» برگزار شد؛ نشستی که در آن پژوهشگران و چهرههای فرهنگی، شاهنامه را نه فقط یک اثر ادبی، بلکه ستون پایداری زبان فارسی و حافظ هویت تاریخی و فرهنگی ایرانیان دانستند و نسبت آن را با ملیگرایی، همگرایی فرهنگی و مفهوم «ما»ی ایرانی بررسی کردند.
به گزارش خبرنگار اطلاعات، نشست تخصصی «شب شاهنامه و ایران» با هدف واکاوی پیوند هویت ملی و حماسه حکیم توس، شامگاه پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.
پایداری زبان فارسی
حسن انوری، استاد و چهره ماندگار ادبیات فارسی بهدلیل محدودیتهای جسمانی، پیام خود را بهصورت مکتوب برای این نشست ارسال کرد و علی دهباشی آن را خواند. در بخشهایی از این نوشتار آمدهاست: فردوسی در شاهنامه میگوید سخن را به پول مفروش. مگر سخن را به پول میفروختند که فردوسی میگوید سخن را به پول مفروش؟ ناصرخسرو، شاعر نامدار، به این پرسش پاسخ میدهد: آری، شاعران، دقیقتر بگویم، شاعران درباری شعر را به پول میفروختند. ناصرخسرو میگوید: «ای شعرفروشان خراسان بشناسید/ این ژرفسخنهای مرا گر شعرایید». ناصرخسرو جامعهشناسی شعر نخوانده بود، اما با «شعر در برابر اخلاق» آشنا بود. امروز این نکته روشنتر و صریحتر گفته میشود. آنچه ملت ایران را در فضای تاریخ و در درازای تاریخ زنده نگه میدارد، ادب و ادبیات است.
این استاد برجسته ادامه داد: زبانشناسان میگویند در جهان ۶۰۰۰زبان وجود دارد ولی نیمی از آنها درحال انقراضند. من خود در عمر ۹۰ساله خود شاهد انقراض چند زبان در منطقهای که زادگاه من در آن قرار داشت بودم.
به نظر جامعهشناسان، اغلب زبانها چنین سرنوشتی در انتظارشان است. فقط زبانهایی خواهند ماند که در آن زبانها شاهکارهای ادبی به وجود آمدهاست. «جوئل بیزن»، جامعهشناس زبان، مینویسد سرانجام چهار زبان پایدار خواهد بود: یونانی، رومی (ایتالیایی)، فارسی و انگلیسی. در این زبانها شاهکارهایی بهوجود آمده که نشاندهنده نبوغ بشری است. برای ملت ایران زهی افتخار که شاهنامه فردوسی یکی از این چهار است که مدنیت را پایدار خواهد داشت.
ملیگرایی کهن
در ادامه این نشست، مهری بهفر، نویسنده و پژوهشگر ادبیات، به نقد دیدگاههای ناسیونالیستی مدرن و انطباق آنها بر شاهنامه پرداخت و گفت: ملیگرایی کهن، مستمر، منحصربهفرد، ارگانیک و طبیعی در شاهنامه ساخته میشد، فعلیت پیدا میکرد و ادامه مییافت. این «ما»ی ایرانی که منحصر به مذهب یا قوم خاصی نیست، در شاهنامه بهوجود آمد. «ما» بودن ما، بهواسطه این روایتها ساخته شد و درطول تاریخ، از هنگامی که فردوسی آن را تنظیم و تدوین فنی و هنری کرد تا ابتدای قرن چهاردهم مرتب تجربه و فهم میشد.
وی افزود: تصور مشترک ما از ایران اصلا مدیون همین روایتهاست تا ابتدای قرن چهاردهم که در این موقع نظریههای سیاسی ناسیونالیستی و نظریههای چپ سیاسی وارد شد. ناسیونالیسم وارداتی منویات میهنپرستانه خودش را آورد و با تطبیق بر شاهنامه و تبلیغ آن، حتی میهنپرستی را تحریف کرد.
ملکالشعرای بهار و مجتبی مینوی بارها درباره آن نوشتند، اما این تحریفها مثل یک فیلتر میان ما و شاهنامه فاصله انداخت.
بهفر تصریح کرد: این جریانات مضر هستند؛ زیرا ملیگرایی کهن شاهنامه بهشدت همگرایانه، متواضع و ظریف است. هرگونه افزودنی وارداتی این تعادل را به هم میزند. تأکید بسیار به «امت» در مقابل «ملت» هم همین کار را میکند. وقتی خیلی زیاد به فارسی تأکید شود، اقوام دیگر این احساس را خواهند داشت که شاهنامه مال آنها نیست. درحالیکه در شاهنامه کلمات ترکی، سریانی، یونانی و عربی هست و هیچگونه ایدئولوژی برای حذف آنها وجود نداشته است. فردوسی بر زبان فارسی مسلط بود و اگر میخواست کلمات را حذف میکرد، اما نکرد؛ پس رویکردش همگرایانه است.
این شاهنامه پژوه یادآور شد: فردوسی در عصر تعصب دینی شاهنامه را سرود، اما باعث نشد کسی که مسلمان است بگوید این به من مربوط نمیشود. ملیگرایی کهن همه را با خودش نگه میداشت. اکنون در بین قطبهای متضاد نگرشهای سیاسی روز، شاهنامه برای ما یک لنگر است. هر چیز افزودنی این تعادل را میتواند به هم بزند و احساس واگرایی بدهد. زبان فارسی شاهنامه ایدئولوژیک نیست و اراده معطوف به پاکسازی زبانهای دیگر را ندارد. اگر این کلمات در عصر فردوسی کاربرد داشته، او بهکار بردهاست، اما در قرن چهاردهم ما ایدئولوژی پاکسازی زبانی داریم که مثلاً نباید بگویم سلام و حتماً بگویم درود؛ چنین چیزی در شاهنامه وجود ندارد. در ادامه برنامه، نصرالله مدقالچی، پیشکسوت دوبله ایران، با حضور بر صحنه به شاهنامهخوانی پرداخت.
همچنین پیام تصویری محمود امیدسالار پخش شد. پخش فیلم کوتاه « شهر آزادگان» با دکلمه جلال خالقی مطلق، اصغر همت و ژاله آموزگار و آهنگسازی و آواز محسن مرعشی و نقالی مرشد محسن میرزاعلی از دیگر برنامههای این مراسم بود.
شما چه نظری دارید؟