چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۴
نظرات: ۰
۱
-
هنر ۹ هزار ساله در قلعه‌گنج کرمان/ حصیربافی با داز با وجود کیفیت بالا نیازمند برندسازی است

برخلاف تصور رایج که حصیربافی را بیشتر هنری مربوط به ساحل‌نشینان خزر یا خلیج‌ فارس می‌دانند، استان کرمان هم در این رشته از هنرهای سنتی حرف‌های فراوان برای گفتن دارد.

اطلاعات - اسما پورزنگی‌آبادی: امروزه حصیربافی به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین صنایع‌دستی این استان، بخش مهمی از اقتصاد محلی را به‌ویژه در برخی از شهرستان‌های جنوبی تشکیل می‌دهد. اگر هنرمندان در گیلان و مازندران با گره زدن ساقه‌های برنج و در خوزستان و هرمزگان و بوشهر، بیشتر با ساقه و برگ درختان خرما حصیربافی می‌کنند، در قلعه‌گنجِ کرمان، شهر ملی حصیربافی ایران، این شاخه‌های درخت «داز» است که به‌عنوان ماده اولیه، با شیوه‌های هنرمندانه در هم تنیده و تبدیل به گلدان، سفره نان، سبد سبزی یا بسیاری دیگر از کالاها می‌شود. داز یا خرمای وحشی، یکی از گونه‌های بیابانی است که در مناطقی از جنوب کرمان می‌روید و شاخه‌های آن مقاومت بسیار بالایی دارد.

هنر هزاران ساله

درباره تاریخچه هنر سنتی حصیربافی در استان کرمان، به‌دلیل جنس مواد اولیه این آثار که ماندگاری بسیار زیادی ندارد، اطلاعات دقیقی در دسترس نیست. با وجود این، ایمان موحدی، پژوهشگر و کارشناس و فعال حوزه صنایع‌دستی و گردشگری از نشانه‌هایی خبر می‌دهد که می‌تواند پیشینه این هنر را به ۹ هزار سال پیش برساند.

او در گفتگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات توضیح می‌دهد: به‌دلیل این که دسترسی به مواد اولیه برای تولید آثار حصیری سهل و آسان بوده، بوریابافی و حصیربافی را می‌توان از نخستین هنرهایی دانست که بشر به آن دست یافته و بعد از آن به سفالگری رسیده است. در مناطقی که نخلستان خرما وجود داشته، این هنرها رواج پیدا کرده است. در نقش و نگار اشیا و ظروفی که از تمدن جیرفت و شهداد و تل‌ابلیس در استان کرمان پیدا شده، آثاری از حصیر و ظروف حصیری وجود دارد و می‌توان قدمت این هنر را به ۹ هزار سال قبل و حتی پیشتر از این نسبت داد.

او می‌افزاید: به‌جز حدود ۵۰۰ سال اخیر، تمامی صنایع‌دستی در دوران باستان و پس از آن، از حصیر که آن را زیر پا می‌انداختند و برای مفروش کردن خانه‌ استفاده می‌شده تا جام زرین مارلیک که برای نوشیدن استفاده می‌شده، کاربردی بوده و جنبه تزئینی نداشته است. من معتقدم راز ماندگاری و پیشرفت هنرهای سنتی در ایران، همین کاربردی بودن آن است و اگر امروزه افول کرده، به‌ آن دلیل است که بسیاری از این آثار جنبه تزئینی پیدا کرده و در زندگی روزمره کاربرد ندارد. 

تفاوت‌های حصیر کرمان

حصیر در حدود ۹ منطقه از ایران که نخلستان یا شالیزار دارند بافته می‌شود. آثار حصیری مثل قالی، با تنیدن تارها و پودها در یکدیگر خلق می‌شود. موحدی درباره تفاوت حصیربافی کرمان با دیگر مناطق کشور می‌گوید: تفاوت اصلی به مواد اولیه و رنگ‌بندی برمی‌گردد. در استان کرمان عموما حصیرهای رنگی زیادی نداریم. همچنین داز به نسبتی که در جنوب استان کرمان وجود دارد، در هیچ جای ایران نیست یا کم است. شاخه‌های داز بسیار ضخیم‌  هستند و استحکام و ماندگاری بالایی دارند. به همین دلیل، از سبدهای حصیری در استان کرمان برای نگهداری خرما یا برخی خوراکی‌ها در انبار استفاده می‌شد.

هنر رهاشده

اگرچه حصیربافی کرمان توانسته در حوزه اقتصادی برای خود جایگاهی کسب کند و در بازارهای داخل و حتی برخی کشورهای خارجی، مشتریانی پیدا کند اما این اقتصاد، متناسب با پتانسیل واقعی و اهمیت فرهنگی و تاریخی این رشته از صنایع‌دستی رشد نکرده است، ضمن آن که این هنر امروزه در مناطقی همچون بم که قطب بزرگ تولید خرماست، چندان رواج ندارد.  برخی معتقدند عدم رونق حصیربافی در همه مناطق استان کرمان، به‌ویژه شرق استان، به آن دلیل است که جدا کردن شاخه‌های تازه نخل موجب مرگ درخت می‌شود و به همین دلیل، ماده اولیه به میزان زیاد در دسترس نیست.

موحدی، پژوهشگر صنایع‌دستی اما این را عامل تأثیرگذار اصلی نمی‌داند. او برخی از دلایلی را که نقش پررنگ‌تری در کم‌رونقی بازار حصیربافی داشته برمی‌شمرد و می‌گوید: «در کل، اقبال عمومی مردم به صنایع‌دستی کمتر شده و ما نتوانسته‌ایم آثار هنری را متناسب با نیازهای جامعه پیش ببریم. از طرفی، راهکارهای خلاقانه و منسجمی از سوی متولیان این هنر برای معرفی و ترویج آن نداشته‌ایم. دوره‌های آموزشی هدفمند که تولید این آثار را به‌روز کند وجود نداشته است. نه‌تنها فروشگاه‌ها یا بازارچه‌هایی نداشته   ایم که بتواند این محصولات هنری را به‌صورت متمرکز عرضه کند تا دسترسی مردم به آن بیشتر شود، بلکه حتی در برخی از نهادهای دولتی در مناطقی که حصیربافی رواج دارد شاید یک ظرف حصیری نتوانیم پیدا کنیم. این در حالی است که چشم وقتی ببیند، خواهان می‌شود.»

او با اشاره به ضعف در حوزه برندسازی محصولات حصیری می‌افزاید: رشته‌های هنری متعددی داریم که دچار بی‌برنامگی و عدم استقبال عمومی و عدم ترویج شده و روز به روز کمرنگ‌تر می‌شوند. در تایلند و تایوان، ظروفی حصیری تولید می‌شود که در فروشگاه‌های کرمان به‌وفور وجود دارند. این محصولات در آن کشورها با وجود قیمت بالا، مورداستقبال قرار می‌گیرند ولی ظروف حصیری بومی ما چنین جایگاهی ندارند.

این کارشناس صنایع‌دستی در عین حال معتقد است که حصیر کرمان، برند خوب و شناخته‌شده‌ای است اما بازار آن متناسب با ظرفیتی که وجود دارد رشد نکرده است. او می‌گوید: «در گیلان، از محصولات حصیری خودشان در شالیزارها استفاده می‌کنند ولی در استان کرمان، حتی در باغات خرما سبد پلاستیکی کاربرد دارد.  در نمایشگاه‌ها هم می‌بینیم که غرفه‌های حصیر در حال کوچک شدن است. ما در کرمان داشته‌های بسیار زیادی داریم که یکی از آن‌ها حصیر است اما نمی‌توانیم آن را به‌ خوبی ارائه کنیم.»

اقتصاد شکوفای محلی

نمی‌توان از حصیربافی کرمان گفت و از «اکرم قلندری» نام نبرد، فردی که از اوایل دهه ۹۰ خورشیدی وقتی از هتل بم به هتل کپری قلعه‌گنج منتقل شد، با حصیربافی این منطقه آشنایی پیدا کرد و به همت او امروز هزار نفر هنرمند در این منطقه مشغول تولید محصولات حصیری با داز هستند. او به دلیل خدماتی که در این زمینه داشته، چندین نوبت به‌عنوان کارآفرین برتر کشور معرفی و تجلیل شده است.

قلندری در گفتگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات درباره این که هم‌اکنون، حصیربافی کرمان از لحاظ اقتصادی چه جایگاهی در کشور دارد می‌گوید: «هنرمندان خیلی زیادی در جنوب استان کرمان داریم که در رشته حصیربافی شاغل‌اند و این هنر، تنها منبع درآمد آن‌هاست. در مناطق کم‌برخوردار جنوب استان، هنرمندانی هستند که حتی شناسنامه ندارند و یارانه ناچیزی را که دولت می‌دهد نمی‌گیرند و تنها از طریق حصیربافی امرار معاش می‌کنند.

به گفته وی، امروزه شاید حصیربافی کرمان از نظر کیفیت، از حصیر شمال کشور پیشی گرفته باشد اما از لحاظ شهره و آوازه، حصیر شمال کشور جلوتر است. این زن کارآفرین می‌افزاید: ما در قلعه‌گنج با کار یک نفر در یک روستا شروع کردیم و آوازه آن در کل روستا پیچید، به‌طوری که امروز بیش از هزار نفر تولیدکننده حصیر در منطقه قلعه‌گنج تا حوالی سیستان‌وبلوچستان داریم. از رمشک در قلعه‌گنج به سمت سیستان‌وبلوچستان، جنگل داز وجود دارد. هرجا داز هست، مردم هم در حال بافت حصیر هستند.

او با بیان آن که بیشتر بافندگان خانم هستند، می‌گوید: تعداد هنرمندان مرد شاید به ۱۰ نفر نرسد ولی کارهای بسیار عالی تولید می‌کنند. یکی از کارهای هنرمند، «پیربخش جوشان‌پوش» ثبت ملی شده است و خود ایشان هم به‌عنوان برترین هنرمند حصیر در ایران شناخته می‌شود.

با وجود این، هنرمندان حصیرباف جنوب استان کرمان با مشکلاتی مواجه  اند. قلندری می‌گوید: همیشه این گلایه را از مرکز استان داشته‌ام که چرا وقتی نمایشگاه‌های بزرگ برگزار می‌شود، ما را صدا نمی‌کنند؟ چرا در فروشگاه‌های بزرگ صنایع‌دستی از آثار هنرمندان ما به‌ندرت پیدا می‌شود؟ قلعه‌گنج، شهر ملی حصیر ایران است، چرا نباید در مرکز استان جایگاهی متناسب با این موقعیت داشته باشیم؟ همه‌جا صحبت از پته و مس کرمان است، پس حصیربافی کرمان کجاست؟! وقتی برخی از مسئولان، محصولات حصیر این هنرمندان را می‌بینند باورشان نمی‌شود که کارهایی با این سطح از کیفیت تولید می‌شود.

دور از بازارهای جهانی

ماندن آثار هنری حصیربافان کرمانی پشت درهای بازارهای جهانی، یکی دیگر از مشکلات است. قلندری، کارآفرین نمونه می‌گوید: من برای صادرات محصولات جنوب استان کرمان به خارج از کشور بسیار تلاش کرده‌ام. با وجود این که در برخی کشورها مشتریانی داشته‌ایم اما از بازار جهانی عقبیم. در بازار صنایع‌دستی هند، کالاهای حصیری دیدم که حیرت‌زده شدم. حصیربافی در دنیا بسیار با سلیقه روز هماهنگ شده و بافت‌های زیبایی دارد، ما اما همچنان با همان بافت‌هایی کار می‌کنیم که مادران مادربزرگ‌های ما می‌بافتند. در نتیجه خیلی نمی‌توانیم با دنیا رقابت کنیم.

با وجود همه مشکلات، هنرمندان در منطقه قلعه‌گنج در جنوب استان کرمان حتی در این روزهای جنگ و آتش‌بس هم در حال تولید آثار خود هستند. کاور گلدان، زنبیل خرید، سفره هفت‌سین، سفره نان، جاقاشق و چنگالی، سبد سبزی، سبد سیب و پیاز و ده‌ها قلم کالای دیگر را با چوب‌های داز که طبیعت منطقه به آن‌ها هدیه می‌دهد می‌بافند اما رکود حاکم بر بازار صنایع‌دستی موجب شده تا فعلا تولیدات خود را انبار کنند و چشم امید به روزهای رونق بدوزند؛ روزهایی که هنرشان بتواند نه‌فقط بازارهای ایران که بازارهای جهانی را تصاحب کند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی