جمعه ۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۰
نظرات: ۰
۰
-
[سیدمسعود رضوی] ماندگاری ایران با شاهنامه

ایرانیان از دروازه‌های دشوار تاریخ گذشته و هنوز ایستاده و پایدار مانده‌اند. اثبات این مدعا، برهان نمی‌خواهد؛ دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه...

ایرانیان از دروازه‌های دشوار تاریخ گذشته‌اند و هنوز ایستاده و پایدار مانده‌اند. اثبات این مدعا، برهان نمی‌خواهد؛ دو جنگ دوازده‌روزه و چهل‌روزه که دو قدرت اتمی که دارای بزرگترین و خطرناکترین سلاح‌ها و ارتش‌های جهان هستند، به میهن گرامی حمله آوردند و از هیچ جنایت و تخریبی دریغ نکردند، اما طرفی نبستند و پاسخ دندان‌شکن گرفتند.

زنده‌یاد دکتر فخرالدین شادمان در کتاب «تاریکی و روشنایی» که داستان‌واره‌ای دلنشین دربارۀ ایران است، گفتگویی میان دو شخصیت رمان دارد که یکی ایرانی و دیگری امریکایی است. شخصیت ایرانی در جایی در برابر ادعاهای امریکایی، بدین مضمون می‌گوید: «عمر کشور شما به قدر یکی از سلسله‌های حکومت در تاریخ ما و کمتر از بسیاری از آنهاست. اگر با فراز و فرودهای سخت دوام بیاورید، آنگاه می‌توان قیاس کرد.»

شاهنامه فردوسی، آینه‌ای است که بازتاب تداوم و ماندگاری این سرزمین را از دورترین نقاط اساطیری، تا دوران کتابت و روشنی در تاریخ نشان می‌دهد. پایداری ایران البته فقط در تاریخ و جغرافیا نبوده است؛ دلایل زیادی داشته که مهمترین آنها فرهنگ و مناسبات و روح جمعی و باورهای مردمان و اقوام سراسر این کشور پهناور است. فردوسی به گونه‌ای شگفت‌انگیز این تاریخ و فرهنگ را در شعر و هنر خود خلاصه کرده و برای تمام ایرانیان به یادگار نهاده است.

شاهنامه در دوران اسلامی به زبان پارسی سروده شد و در حقیقت، نقطه وصل پیوند میان دو دوره باستان و عصر جدیدی بود که با ایمان جدید آغاز می‌شد  فردوسی گسست بیهوده در تاریخ یک ملت را با سرایش اثری بزرگ از میان برداشت. زبان میانجی در بین اقوام ایرانی را سر و سامان داد و تثبیت کرد؛ به گونه‌ای که پنجاه سال پس از او، در شمال غرب ایران، همشهری شاعر فردوسی، یعنی اسدی توسی در مقدمۀ «گرشاسب‌نامه» از شاهنامه‌خوانی و علاقه عمومی به آن اثر سترگ یاد می‌کند.

شاهنامه قلب تپنده ایران و نقطۀ وصل ایرانیان مسلمان در دوران جدید بود تا دوران پهلوی که تبلیغات ناسیونالیستی و باستان‌گرایی به شکل حکومتی شدت گرفت و گاه شکل تحمیلی و مضحکی یافت. البته استادان برجسته همچون مجتبی مینوی به پژوهش‌های مفید و علمی می‌پرداختند و مردم به سنت نقالی در کنار تعزیه که هنر مردمی مذهبی اصیل نمایشی ایران بود، ادامه می‌دادند. اما جامعه به‌سرعت شهرنشین و ظاهراً متجدد می‌شد و بافت سنتی درحال فروپاشی بود. در این حال، انقلاب اسلامی، همچون گردبادی مهیب از سنت و مذهب به رژیم پهلوی و مرام و سویه‌های آن هجوم آورد و نظامی تازه‌ای را جایگزین ساخت.

جمهوری اسلامی، بر اساس سنت فقها و علمای شیعه و مبانی دینی و با نظر به تاریخ پرشور مذهب امامیه شکل گرفت. البته وحدت مسلمانان و تشکیل امت واحده از بنیان‌های آن بود. در نبرد هشت‌ساله  با رژیم تجاوزگر بعثی، البته دفاع از میهن و مرزهای کشور و سرودهای میهنی، در برهه‌هایی پررنگ بود؛ اما تقابل با ملی‌گرایی و سنت‌گرایی مذهبی، طی سالیان و دو دهۀ اول، گویی نوعی دوگانگی میان آیین و میهن به وجود آورد. این دوگانگی، البته طبیعی و گذرا بود و اهل فرهنگ می‌دانستند که با آموزش شاگردان در فرهنگ و ادبیات و تعمیق فکر فلسفی و مطالعات دینی، این تقابل از حالت بغرنج یا به اصطلاح (problematic) خارج می‌شود و وضع متعادل خواهد یافت. به‌تدریج همین وضع پیدا شد، اما در گفتمان رسمی و در نهادهای تبلیغات مذهبی و رسانه‌های زیرمجموعه نظام، بازتاب گسترده‌ای نداشت. درحالی که در جامعه این دوگانگی از بین رفته بود و مردم مسلمان ایران، همان‌گونه که با شور و عشق، شعائر مذهبی و عبادات دینی را به جا می‌آوردند، به وطن، فرهنگ و آداب خاص ایران نیز عشق می‌ورزیدند.  

در جنگ‌های اخیر، ایمان دینی و هویت ملی که مهمترین ستون آن شاهنامه و زبان پارسی است، تجلی پیدا کرد و پرچم ایران در همه جا برافراشته شد. شاهنامه بنیان پیوندهایی بود که به ما همبستگی می‌بخشید و تاریخ دیرینه و پر فراز و نشیب، اما سرشار از شجاعت و ایستادگی را یادآوری می کرد. ایران جایگاه بزرگ خود را به‌مثابه تنها تمدن و ملت ماندگار در طول تاریخ به دست آورد و قدرت خود را اثبات کرد. اعتماد به نفسی که از این پس ملت‌ها در سراسر جهان در برابر کشورهای متجاوز و امپریالیست خواهند یافت، مرهون این مقاومت تاریخی است. شاهنامه درسنامه شجاعت، پهلوانی، جوانمردی و ایمان ماست.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی