شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۹
نظرات: ۰
۰
-
[سمیه پسندیده] خانواده، وطن و تاب‌آوری تاریخی

«ایران» برای خیلی از ایرانی‌ها، فقط جغرافیایی نیست که در آن متولد شده‌اند؛ بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت عاطفی، تاریخی و روانی آنهاست...

«ایران» برای خیلی از ایرانی‌ها، فقط جغرافیایی نیست که در آن متولد شده‌اند؛ بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت عاطفی، تاریخی و روانی آنهاست. شاید در برخی جوامع، هنگام جنگ، نخستین واکنش افراد نجات فردی و دور شدن از خطر باشد، اما در بعضی ملت‌ها، به‌ویژه ملت‌هایی که تجربه‌ای طولانی از تهدید، اشغال، تحریم یا فشار خارجی داشته‌اند، واکنش متفاوتی شکل می‌گیرد که می‌توان آن را «میل بازگشت به خانه» نامید؛ پدیده‌ای که در جریان جنگ اخیر نیز بارها دیده‌شد.

در مورد ایرانی‌ها، این میل چند عامل همزمان دارد. نخست، ساختار عاطفی قدرتمند خانواده در فرهنگ ایرانی است. بسیاری از ایرانی‌های مهاجر، حتی پس از سال‌ها زندگی در خارج از کشور، هنوز والدین، خواهر، برادر یا بخشی از هویت خود را در ایران جا گذاشته‌اند و بنابر غریزه طبیعی در لحظه بحران، ترجیح می‌دهند کنار خانواده باشند.

عامل دوم، چیزی است که جامعه‌شناسان از آن با عنوان «هویت تمدنی» یاد می‌کنند. ایران برای بسیاری از ایرانی‌ها، بیش از آنکه صرفاً یک ساختار سیاسی یا حکومتی باشد، مفهومی تاریخی و چند هزار ساله است. به‌همین دلیل ممکن است فردی اختلاف‌های جدی سیاسی با حکومت داشته باشد، اما زمانی که احساس کند کشورش هدف حمله خارجی قرار گرفته، واکنشی دفاعی و همبسته از خود نشان دهد. پژوهش‌های مرتبط با دیاسپورای ایرانی (ایرانیان خارج از کشور) نیز نشان می‌دهد که مهاجران ایرانی، پیوندی عمیق با وطن دارند و هویت ایرانی در ذهن و زندگی آنها پررنگ باقی مانده‌است و از نظر روانی همچنان ایران را خانه خود می‌دانند.

اما شاید مهم‌تر از همه، همان چیزی باشد که می‌توان آن را «صبر و متانت ایرانی» نامید. جامعه ایران طی دهه‌ها با بحران‌های متوالی همچون جنگ، تحریم، بی‌ثباتی اقتصادی، فشارهای سیاسی و نااطمینانی زندگی کرده‌است. این تجربه طولانی، نوعی تاب‌آوری اجتماعی ایجاد کرده که باعث شده ترس از رخدادهای هولناکی چون جنگ، لزوماً به فروپاشی روانی جمعی منجر نشود و مردم، در عین نگرانی، زندگی روزمره خود را ادامه دهند.

واقعیت این است که انسان وقتی از دور اخبار بحران یا جنگ را دنبال می‌کند، اضطراب بیشتری را تجربه می‌کند. کسی که در داخل کشور هست، هرچند در معرض خطر قرار دارد، اما در متن واقعیت زندگی می‌کند، صدای آدم‌ها را می‌شنود، خیابان را می‌بیند، کنار خانواده است و احساس می‌کند هنوز می‌تواند کاری انجام دهد. اما کسی که هزاران کیلومتر دورتر نشسته، مدام میان تصاویر، اخبار، شایعات و تماس‌های بی‌پاسخ معلق می‌ماند. برای بسیاری از انسان‌ها، این وضعیت حتی از خود خطر واقعی فرساینده‌تر است.

شاید به همین دلیل بود که عده‌ای از ایرانیان خارج از کشور احساس می‌کردند اگر در لحظه خطر، دور از ایران بمانند، چیزی از درونشان جا می‌ماند و حالاکه خانه زخم برداشته، باید به‌جای دور شدن، به آن نزدیک‌تر شوند؛ به قول برخی از کسانی که به ایران بازگشته بودند «دلمان طاقت نیاورد بیرون بمانیم.»

ایرانی‌ها در روزهای آرام ممکن است اختلاف‌های عمیق سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی با یکدیگر داشته باشند، اما در لحظه تهدید بیرونی، نوعی غریزه جمعی در میان‌شان فعال می‌شود. بسیاری احساس می‌کنند وقتی خانواده، شهر و مردمشان زیر فشارند، ماندن در بیرون از کشور نوعی بی‌قراری اخلاقی ایجاد می‌کند. از سوی دیگر، تاب‌آوری ایرانی‌ها را نباید حاصل رنج قبلی دانست و عادت تاریخی به ادامه دادن نیز بسیار مؤثر است. نسل‌های مختلف در ایران آموخته‌اند که حتی در دل بحران، زندگی را به‌طور کامل متوقف نکنند.

به بیان دیگر مردم می‌ترسند، نگران می‌شوند و اخبار را دنبال می‌کنند، اما همزمان خرید می‌کنند، چای می‌خورند، سر کار می‌روند، شادی می‌کنند و مراقب یکدیگرند. این رفتار شاید برای برخی عجیب به نظر برسد، اما در واقع نوعی مکانیسم بقاست و جامعه آموخته‌است که اگر زندگی روزمره کاملاً فروبپاشد، ترس چند برابر خواهد شد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی